به گزارش صبا، شیما حسنزاده کارگردان نمایش «بازی» که در تماشاخانه صحنه آبی روی صحنه میرود، درباره روند شکلگیری این نمایش، گفت: بعد از یک وقفه هشت ساله از اجرای نمایش «داستان اسباببازیها: قاعده مرگ» در تماشاخانه استاد انتظامی، تصمیم گرفتم نمایش جدیدی را به صحنه ببرم. کتابهای آقای اصغر نوری را مطالعه کرده بودم و یکی از نمایشنامههای ایشان با عنوان «بازی» را برای اجرا انتخاب کردم. البته با ایشان نیز درباره اجرا صحبت کردم و فرآیند انتخاب بازیگر را آغاز کردم.
این کارگردان در ادامه درباره جذابیتهایی که باعث شد این نمایشنامه را برای اجرا انتخاب کند، بیان کرد: من نمایشنامههای زیادی را خواندم، ولی متن «بازی» من را درگیر کرد. این نمایش با شرایط کنونی جامعه خیلی همخوانی دارد؛ به نوعی آدمها در ذهن خود اسیر شدهاند و بیخبرند. به این معنا که شناختی از خودشان ندارند و در این هیاهو بهدنبال کشف چیزی هستند. امید دارند و سپس ناامید میشوند؛ حس میکنند چیزی آنها را راضی نمیکند و دوباره به دنبال چیز دیگری میگردند، در تلاش برای آزاد شدن از بند سرکوب هستند.
او افزود: در این نمایشنامه با کلمات بازی میکنیم، مانند یک بازی با خود زندگی. احساس میکنم این تجربه به معنی انگلیسی «Game» نزدیک است. ما انسانها به نوعی دچار روزمرگی شدهایم. همهی ما صبح بیدار میشویم، چای و قهوه مینوشیم و به کارهای روزمرهمان میپردازیم. زندگیمان به نوعی مکانیکی و ماشینی شده است. این نمایشنامه نشاندهنده کسانی است که دو شخصیت دارند و این دو شخصیت در واقع یک نفرند. احساس میکنم همهی انسانها در اطرافمان، در واقع خودماناند. اگر کسی با من بدی کند، من خودم را در او میبینم و اگر خوبی کند، باز هم خودم را در او میبینم. این حس به من میگوید که همهی ما یک نفر هستیم. در واقع این وجه مشترک باعث شد این متن را اجرا کنم.
حسنزاده درباره موضوع و مضمون این اثر تصریح کرد: آدمها در ذهن خود اسیرند؛ اسیر بیخبری. در واقع دو انسان هستند که دچار بیهویتی و ناامیدی میشوند و در محیط اطرافشان گیر میافتند. در ابتدای نمایش، آنها از حضور یکدیگر بیخبرند و شناختی نسبت به جهان اطراف و اکسسورهایی که دورشان هست ندارند. حتی کلمات را هم فراموش کردهاند و به دنبال کشف خودشان و محیط اطرافشان هستند. در نهایت، امید به نجات، آنها را کمک میکند. نمایش به مسائلی چون امید، هویت و یادآوری خاطرات میپردازد.
او ضمن اشاره به اینکه تمرینات این نمایش حدود ۶ ماه به طول انجامید، درباره میزان وفاداریش به متن دراجرا و انتخاب بازیگران متذکر شد: تا جایی که امکان داشت سعی کردم به متن اصلی وفادار باشم. در هر حال، ذهنیت، تخیل، درک و تفکری که نویسنده نسبت به متن دارد، کارگردان ندارد، مگر اینکه خود نویسنده آن را کارگردانی کند. در تمرینات، بسیاری از تغییرات ناخواسته و طبیعی ایجاد میشود؛ حتی اگر بخواهیم وفادار باشیم.
او ادامه داد: از بهمن ماه سال گذشته، دورخوانی متن را شروع کردیم. در آن زمان، بازیگران فعلیِ نمایش حضور نداشتند و با بازیگران دیگری این روند را طی کردیم. یکی از مسائلی که واقعاً مرا ناراحت میکند، مشکلات مالی بازیگران است. به خاطر دارم که یکی از بازیگران که بسیار با استعداد بود به دلیل مسائل مالی نتوانست به تمرینات ادامه دهد. این تنها یک مثال نیست و داستانهای مشابه بسیاری از هنرمندانی وجود دارد که به دلیل نیاز مالی، از حرفه خود دور شدهاند و به کارهای دیگری مشغول هستند تا بتوانند هزینههای زندگیشان را تأمین کنند. این شرایط منجر به تغییراتی در نمایش شد. در داستان نمایش، یک مرد و یک زن داریم، اما پس از خداحافظی آن بازیگر، از بازیگران مختلف تست گرفتم . در نهایت، با بازیگران فعلی که قبلاً نیز با آنها کار کرده بودم، تمرینات را از اسفند ماه آغاز کردیم و با هم به صورت فیکس تمرین کردیم. قصد داشتیم در خرداد ماه نمایش را اجرا کنیم که به دلیل وقوع جنگ ۱۲ روزه، اجرای ما به ۲۶ مرداد موکول شد.
حسنزاده در پایان صحبتهایش عنوان کرد: نکته اصلی که در این نمایش برای من حائز اهمیت است این است که جنسیت مهم نیست؛ بلکه انسانیت مهم است. تأکید من بر انسان بودن و انسان ماندن با دریچهای از امید است.
در این اثر نمایشی مصطفی مهربان و میلاد صفوی به ایفای نقش میپردازند که در خلاصه داستان آن آمده است: آدمها در ذهن خود اسیر میشوند. اسیر بیخبری…دیگر عوامل این اثر عبارتند از کاوه حکیمی تهیهکننده، وحید معینی دانشمندی مجری طرح، مریم ایرانمنش مشاور کارگردان، علیرضا فتح علیان و هیوا حسینایی دستیاران کارگردان، شیما حسنزاده طراح صحنه و لباس، طاها آقاجانی طراح پوستر و بروشور، حمیدرضا سرابی طراح و مجری گریم، فاطمه حسینزاده طراحی و ساخت عروسک، مهدی علی طراح نور، وحید معینی دانشمندی موسیقی، بهنام محمدی و ابراهیم ربیعی پورسلیمی عکاس، نگار امیری مدیر تبلیغات، درسا بخشندگی امور رسانه، امیررضا حسنزاده برنامهریز، فرزانه وهاب منشی صحنه، حجت هاشمی ساخت دکور، سروش آقاجانی و کیارش کاویان ساخت تیزر، مصطفی مهربان لوگو تایپ، ساینا کوچکی نقاشی، علی فردوسی میلانی و شیما حسنزاده دوخت لباس، نوید مولوی استودیو ضبط صدا.