مریم سعادت: برای کار عروسکی میمیرم/ مردم با تلویزیون قهر کرده‌اند | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۱۲:۳۱
گفت‌وگوی صبا با بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون

مریم سعادت: برای کار عروسکی میمیرم/ مردم با تلویزیون قهر کرده‌اند

به گفته مریم سعادت، بازیگر سینما و تلویزیون مردم در دهه ۶۰_ ۷۰ به خاطر فضای شاد و پر امید سریال‌های تلویزیونی نسبت به آنها باورپذیری داشتند که متاسفانه امروزه این باور و ارتباط بین مردم و سریال‌های تلویزیون وجود ندارد گویی با تلویزیون قهر کرده وغریبه شده‌اند.

 

مهدیه مالکی/صبا: مریم سعادت بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون که دهه شصتی‌ها او را با سریال نوستالژی «زی زی گولو» به یاد می‌آورند اکنون در دو سریال «عمیات مهندسی» و «سووشون» نقش آفرینی می‌کند، این سریال‌ها بهانه‌ای برای گفت‌وگوی صبا با این بازیگر پیشکسوت شد.

بازخورد مردم از نقش آفرینی‌های شما چگونه بوده است؟
من در طول مدت بازیگری‌ام هیچ‌گاه از مردم بازخورد منفی نگرفته‌ام که مثلا در فلان فیلم خوب بازی نکرده‌اید و هم اکنون نیز در دو سریال «عملیات مهندسی» و «سووشون» که از تلوزیون و شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود بازی می‌کنم که بازی‌های من در این دو سریال ۱۸۰ درجه با هم تفاوت دارد و گویی مردم هر دو سریال را پیگیری می‌کنند و در مقایسه نقش‌های من در این دو سریال با تعجب ابراز کرده‌اند که چطور می‌شود یک نفر در دونقشی که بسیار با هم اختلاف دارند به خوبی نقش آفرینی کند و این بازخورد برای من بسیار جالب و ارزشمند است و حتی از نقش‌های من از این دو سریال عکس می‌فرستند.

در انتخاب نقش‌ها بیشتر به فیلمنامه توجه می‌کنید یا کارگردان و تیم تولید؟
من به همه این موارد توجه می‌کنم ولی شاید گاهی کارگردان و تیم تولید و گروه بازیگران مهمتر از فیلمنامه باشد چون از یک فیلمنامه متوسط با یک گروه خوب وحرفه‌ای می توان یک اثر قابل قبول تولید کرد ولی یک فیلمنامه عالی با یک گروه پایین تر از متوسط انگار فقط خودمان را ضایع کردیم.

فضای پشت صحنه سریال «عملیات مهندسی» چگونه بود؟
روابط بسیار عالی و محترمانه‌ای میان همه عوامل وجود داشت و من واقعا از همکاری در این گروه لذت بردم.

در حال حاضر به کارعروسکی بیشتر علاقه دارید یا بازیگری؟
هنوز اولین انتخاب من، کار عروسکی است و برای کار عروسکی می‌میرم ولی بازیگری موجب شده سالم زندگی کنم و به سلامتی جسم خود توجه بیشتری داشته باشم، به همین خاطر عاشق بازیگری هستم و این اصلا انگیزه کمی نیست چون تا جایی که در توانم هست به سلامتی خود اهمیت می‌دهم.


چطور شد که از کار عروسکی وارد بازیگری شدید؟
از فعالیت من در تلویزیون ۴۴ سال می‌گذرد و با کار عروسکی وارد تلویوزیون شدم، در سالی که خانم برومند درحال نوشتن فیلمنامه سریال «آرایشگاه زیبا» بود، من یکی از عروسک‌های سریال ایشان را می‌ساختم و چون فرزندم کوچک بود و خیلی نمی‌توانستم بیرون از خانه فعالیت کنم خانم برومند با چند نفر دیگر از دوستان برای پیگیری کارها به خانه ما می‌آمدند و خانم برومند نیز همزمان متن سریال را می‌نوشت، در یکی دفعات که در حال نگارش متن بود من به ایشان گفتم که دوست دارم نقش کوچکی در فیلم‌های شما بازی کنم، ایشان گفتند «جدی دوست داری بازی کنی» و من گفتم «آره دوست دارم یک بار بازی در یک نقش کوچک را امتحان کنم» گفتند « باشه، در همین آرایشگاه زیبا یک نقش کوتاه دارم، یک زنی است که کمی عقب افتاده است، بازی می‌کنی؟» و من پذیرفتم و این طوری شد که بعد از چند جلسه تمرین آن نقش را بازی کردم و همه از بازی من راضی بودند و زمانی که سریال پخش شد حمید جبلی به شوخی و برای تعریف، به من گفت «مریم خانم شما این نقش را خیلی خوب بازی کردین، بهتون تبریک می‌گم دیگه همه برای چنین نقشی سراغ شما می‌یان.»

تجربه کار با عروسک و کارگردانی در بازیگری شما موثر بوده است؟
بله کار اصلی من عروسک گردانی بود و عروسک گردانی هم نوعی بازی است و برای من شرایطی پیش آمد که بعد از بازی در چند سریال وارد کار تئاتر دکتر علی رفیعی شدم و بزرگترین شانس من در حوزه بازیگری کار با ایشان بود که حدودا در ۶ تئاتر و ۲ فیلم سینمایی ایشان بازی کردم.
شما تجربه بسیاری در ژانر کودک دارید و اینکه از فضای کودک فاصله گرفتید برداشت درستی است؟
من اصلا از بازی در ژانر کودک فاصله نگرفته‌ام بلکه حیطه کاری‌ام در این ژانر تغییر کرده و در حوزه کارگردانی قدم برمی‌دارم و اتفاقا همچنان در این ژانر با قوت کار می‌کنم.

 

کدام یک از نقش‌هایتان بیشتر دیده شد؟
از میان همه فیلم‌هایی که در تلویزیون کارکردم هیچ کدام به اندازه «دردسرهای عظیم» از مردم بازخورد نگرفته‌ام، خیلی از افراد می‌گفتند که رابطه شما چقدر شبیه رابطه من با دخترم است و این جمله برای من نشان‌دهنده آن بود که در این سریال درست حرکت کرده‌ایم، در این فیلم اتفاق غریبی برای من رخ داد که تاکنون فراموش نکرده‌ام، آن زمان در تئاتر دکتر رفیعی تمرین داشتم که برای تمرین به سالن می‌رفتم و برای خرید نان شیرمال در صف ایستادم و خانم جوان دیگری با دخترش که روپوش مدرسه به تن داشت نزدیک من ایستادند، دختربچه با خنده به من نگاه می‌کرد ولی مادرش رویش را از من مخفی می‌کرد و به من نگاه نمی‌کرد و این برخورد برای من خیلی عجیب بود و مادر دختر بدون اینکه خرید کند رفت و دخترش به سمت آمد و گفت «سلام فیروزه خانم، مامانم با شما کار داره» و من به سمت مادر این دختر رفتم و او همچنان دوست نداشت به من نگاه کند و با دیدن من گفت « فیروزه خانم عرض کوچکی داشتم خدمتتون و اینکه من با بچه‌هایم در یک خانه موروثی بزرگ زندگی می‌کنم و انتهای حیاط دوتا اتاق خالی داریم، من اجاره هم نمی‌خواهم، اگر تمایل دارید می‌تونید اونجا زندگی کنید» اشک‌های من با شنیدن این حرف‌ها سرازیر شد و نمی‌توانستم احساسات خود را پنهان کنم به ایشان گفتم« خانم مهربان عزیز،دردسرهای عظیم، فیلم بود» گفت« می‌دونم ولی خلاصه دارم می‌گم دو اتاق خالی دارم اینم شماره‌ام» و رفت و من هنوز آن شماره را دارم و هنوز هم در هنگام تعریف این خاطره به خاطر مهربانی و باور مردم گریه‌ام می‌گیرد.

آیا هنوز چنین ارتباطی میان مردم با سریال‌ها وجود دارد؟
مردم آن زمان نسبت به سریال‌های تلویزیون باورپذیری داشتند که متاسفانه امروزه این باور و ارتباط بین مردم و سریال‌های تلویزیون وجود ندارد گویی با تلویزیون قهر کرده و غریبه شده‌اند چون سریال‌هایی که امروزه از تلویزیون پخش می‌شود بسیار تلخ است و مردم ترجیح می‎‌دهند این سریال‌ها را تماشا نکنند، دهه ۶۰ -۷۰ مردم به خاطر سریال‌های شاد و پرامیدی که ساخته می‌شد با سریال‌ها ارتباط می‌گرفتند و باید پرسید چرا اکنون این ارتباط وجود ندارد؟ چون این سریال‌های تلخ همچون خنجری است که در زخم آنها فرو می‌رود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها