
مهدیه مالکی/صبا: محمدرضا مقدسیان منتقد و مدرس سینما درباره تاثیر سینما در عرصه فرهنگسازی گفت: ما در کشور درباره مسائل مهم در بهترین و دغدغهمندترین و فعالانهترین حالت بیشتر لفاظی میکنیم که حوزه فرهنگ و هویت ملی نیز یکی از حوزههایی است که بساط لفاظی در آن بسیار داغ است درحالی که صرف صحبت کردن درباره این مسائل، مشکلی را حل نمیکند، یکی از مهمترین مولفههای فرهنگی- هویتی و ملی که نقش حیاتی در پایداری زبان فارسی و ساختار آن دارد، ادبیات فارسی است. ادبیات پارسی برخلاف بسیاری از فرهنگهای دیگر که مبنای ادبیشان بر پایه نثر و داستان و رمان تمرکز دارد بر ابزارهای بیانی خاص مثل شعر و مینیاتور تکیه دارد و به همین علت ما توانستهایم طی چند هزارسال نسل به نسل زبان فارسی و مولفههای هویت ملی خود را حفظ کنیم و شخصیتهایی را معرفی کنیم که با مطالعه متون آنها تمامی مولفههای فرهنگی ایرانی و روحیه ملی را در ما شکل میدهد، با این وجود، متاسفانه در این زمینه به غیر از موارد محدود هیچ فعالیت دقیق و درستی صورت نگرفته و غالبا در حد حرف باقی میمانده است، به واقع مدیران فرهنگی، سینماگران، نویسندگان و هنرمندان اغلب منافع مقطعی و کوتاهمدت خود را در نظر میگیرند و از مولفههای عمیق هویتی-ملی- فرهنگی مثل شخصیتهایی همچون مولانا، رودکی، سنایی، فردوسی، خیام، ابن سینا، سعدی و حافظ، فارابی، غزالی و… شناخت کافی ندارند و درحد بکارگیری سخنان آنها در سخنرانیها بسنده شده است.
وی درباره اینکه این شناخت در کجا باید رقم بخورد یادآورشد: این شناخت باید در بسترخانواده، نظام آموزش و پرورش، رسانهها و به شکل عمیقتر و جذاب در غالب آثار نمایشی همچون فیلم و سریال به نسل جدید منتقل شود.
بهترین رسانه برای انتقال مفاهیم فرهنگی سینما است
مقدسیان با تاکید بر نقش سینما در انتقال لایههای عمیق قابل مطالعه زندگی و تفکرات این شخصیتها به نسل جدید یادآور شد: سینما امروزه باید همان وظیفهای را برعهده بگیرد که زمانی شعر در تاریخ ایران برعهده داشته یعنی انتقال فرهنگ، هویت و زبان پارسی چون زبان مخاطب امروز سینما است، نمیتوان از مشاهیر ایرانی حرف بزنیم ولی از این نکته غافل باشیم که آنها از شعر به عنوان بهترین ابزار برای انتقال مفاهیم و تفکرات خود استفاده کردند، امروز بهترین رسانه برای انتقال همان مفاهیم فرهنگی سینما است ولی متاسفانه در این حوزه کوتاهی شده و آثار فرهنگی و شخصیتهای بزرگ ایرانی کمتر در سینما و رسانهها مورد توجه قرار گرفتهاند.
کارکرد مشاهیر در حد نام خیابان و میدان تنزل پیدا کرده!
این مدرس سینما علت این کوتاهی را ضعف در نظام آموزش و پرورش، نظام خانواده و رسانهها عنوان کرد و گفت: این مباحث باید به صورت عمیق و مستمر از طریق رسانهها، نظام آموزش و پرورش یا خانوادهها به نسل بعدی منتقل شود اما به دلیل بیتوجهی و منفعتطلبی، سرعت این جریان مستمر تاریخی آرام آرام کاهش یافته که در صورت ادامه این روند متوقف خواهد شد، مصداق آن مصادره مولانا توسط کشور ترکیه است در حالی که اشعار مولوی به زبان پارسی است و خود مولانا نیز در اشعارش به ایرانی بودن خود معترف است ولی کوتاهی ما موجب شده کشوری بیگانه تلاش کند تا این شاعر گرانقدر ایرانی را به نام خود ثبت کند و این اتفاق درباره مشاهیر دیگر ما نیز رخ داده است.
مقدسیان با اشاره به اینکه کارکرد مشاهیر برای ما در حد نام خیابان و میدان تنزل پیدا کرده و گویی کارکردهای فرهنگی-هویتی خود را از دست دادهاند تاکید کرد: این شخصیتها باید در زندگی روزمره و فرهنگ عمومی ما حضور داشته باشد، همانطور که فردوسی از منافع خود برای حفظ فرهنگ و زبان پارسی دست کشید ما نیز باید چنین کنیم ولی امروزه کدام یک از مدیران فرهنگی و سینماگران ما حاضرند برای مراقب از هویت ملی-ایرانی منافع خود را به خطر بیاندازند.
وی خاطرنشان کرد: یکی از نقاط ضعف سینمای ما عدم مطالعه وفهم عمیق است که از طریق مطالعه ادبیات و علوم انسانی حاصل میشود و منبع غنی علوم انسانی، آثار منظوم تاریخ ادبیات ما است از فردوسی، سعدی و حافظ گرفته تا خیام، باباطاهر، سنایی و … به عبارت دیگر منبع مطالعات علوم انسانی و کشف شیوههای روایتگری و داستانگویی ادبیات فارسی است ولی فاصله گرفتن از این منبع باعث شده در عرصه سینما موجب افش شدید کیفیت روایی، پیرنگهای منسجم، فهم فیلمنامه و شخصیت پردازی دقیق شده است و همانطور که معدل جامعه ایرانی در فهم درام، ادبیات و تاریخ علوم انسانی کاهش یافته سینماگران ما نیز به جای اینکه پیشرو باشند حتی گاهی چند قدم از اجتماع عقبتر هستند و نتیجه آن هیچ ربطی به هویت ایرانی ما ندارد، این موجب میشود تا نسل جدید شناختی نسبت به هویت ملی خود نداشته باشند بنابراین ما نمیتوانیم از آنها برای این عدم شناخت فرهنگ ایرانی خرده بگیریم چون برای انتقال و فهم هویت ایرانی رسانه و سینما برای آنها کارعمیقی انجام نشده است.
او تصریح کرد: همواره باید هشدار دهیم که منابع غنی مطالعات انسانی، همین آثار منظوم و ادبی است که برای ما تبدیل به کالاهای موزهای و کتابخانهای شده ولی کشورهای دیگری همچون ترکیه، تاجیکستان، آذربایجان و… از آثار ما به عنوان منبع ایجاد هویت ملی و منبع رشد و پیشرفت اقتصاد و صنعت سینما بهره میبرند در حالی که ما تنها تماشاچی این فرآیند هستیم و نتوانستهایم از این منابع بهرهبرداری کنیم.
مردم از شاهنامه فقط فردوسی و رستم و سهراب را میشناسند
مقدسیان با اشاره بر اهمیت حفظ و ترویج هویت ملی و فرهنگی ایران تأکید کرد: اگر ما منابع غنی فرهنگی خود را به کار نگیریم، دیگران از آن بهرهبرداری خواهند کرد و هویت ملی ما در معرض خطر قرار میگیرد این در حالی است که باید از منابع فرهنگی خود مانند شاهنامه، شعر و ادبیات فارسی به عنوان ابزارهای توسعه فرهنگی، اقتصادی و هویتی بهرهمند شویم، همانطور که کشورهای دیگر این منابع را مصادره و بهرهبرداری میکنند مانند انتشار رایگان شاهنامه در تاجیکستان وعدم استفاده مناسب آن در ایران که نشاندهنده ضعف در مدیریت فرهنگی است، تا حدی که تعداد محدودی از ایرانیان تاکنون شاهنامه را کامل خوانده اند و بیشتر مردم از شاهنامه فقط فردوسی و رستم و سهراب را میشناسند.
این منتقد سینما افزود: مسیری که شعرا در قالب آثار منظوم برای انتقال مولفههای هویتی- فرهنگی به عنوان رسانه آن زمان طی کردند امروز باید سینما و سریالها انجام دهند که متاسفانه محقق نشده است و همیشه این موضوعات زمانی برای ما مهم میشود که در حال نابودی است یعنی فردوسی، سعدی و حافظ وقتی در حال مصادره شدن هستند برای ما اهمیت مییابند در حالی که اگر این موارد واقعا برای ما اهمیت داشته باشد باید دغدغه هر روزه ما در سازو کار فرهنگی و سینمایی باشد.
بخش عمدهای از بدنه سینمای ما به رانتخواری عادت کرده
مقدسیان ادامه داد: اینکه برخی میگویند نهادها وسازمانهای دولتی برای ساخت این آثار باید بودجه پرداخت کنند حرف غلطی است چون هرکه در سینما فهم دقیقی از درام، فیلمسازی، مخاطب و بازار سینما داشته باشد به خوبی میداند که تولید چنین آثاری منفعت اقتصادی در پی دارد چون ایدهها و داستانهای فوقالعادهای در این آثار وجود دارد که میتواند به راحتی موجب فروش خوب این آثار شود ولی متاسفانه بخش عمدهای از بدنه سینمای ما به رانتخواری، دریافت پول نفت برای ساخت آثار سطحی و بیکیفیت عادت کردهاند و بیعملی خود را در عدم اختصاص بودجه برای چنین آثاری پنهان میکنند در حالی که نیازی به اختصاص چنین بودجههای دولتی نیست و با داشتن دانش سینمایی می توانیم از این آثار برای پول درآوردن استفاده کنیم ولی چون اساسا با مفهوم وکارکرد سینما و ادبیات نمایشی به درستی آشنا نیستند همیشه به دنبال اسپانسری هستند تا برای ساخت اثری سطحی و بیکیفیت بودجه در اختیار آنها قرار دهند و در نهایت با طلبکاری ساخت این آثار را ادای دین به رسالت فرهنگی خود عنوان میکنند، در واقع ما نیروی تربیت شده و هوشمند برای استفاده از این منابع نداریم و دانشگاههای ما هر سال حجم انبوهی از دانشجویان مدرک به دست و بیبی سواد یا کم سواد در حوزه هرنهای نمایشی و سینما و حتی علوم انسانی تحویل اجتماع می دهد. دانشجویانی که بعضا مایلند یادبگیرند اما ساز و کار آموزشی ما فشل و کم عمق و پولکی است. نتیجه اینکه ولی هیچ کدام از این دورههای آموزشی و مدرک صادر کردن ها منجر به تربیت نیروی مستعدی که توانایی بکارگیری این منبع غنی به نفع فرهنگ هویت ملی، اقتصاد سینما شود را ندارد ، در حالی که حمایتهای دولتی باید همراه با آموزش و تربیت نیروی متخصص باشد تا بتوان آثار فرهنگی و هویتی ارزشمندی خلق کرد.
وی در پایان گفت: اگر نتوانیم زبان فرهنگی و هویتی خود را به آثار سینما و رسانههای تصویری تبدیل کنیم محکوم به فروپاشی و انقطاع هویتی نسل بعدی خواهیم بود که در نهایت به بازیچه جریانهای رسانهها و آثار سینمایی مختلف رنگارنگ و شبکههای اجتماعی تبدیل خواهند شد.