نقد و بررسی «ماموریت غیر ممکن: روزشمار نهایی» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۱۶:۴۹
آخرین ماجراجویی تام کروز؛ خسته‌کننده، پیچیده و ناامیدکننده

نقد و بررسی «ماموریت غیر ممکن: روزشمار نهایی»

«روزشمار نهایی» پایانی نه چندان پیروزمندانه برای فرنچایزی که به استاندارد بدلکاری‌های اکشن تبدیل شده بود، است.

علیرضا حسینمردی/ صبا؛ از زمانی که «مأموریت: غیرممکن» در سال ۱۹۹۶ با آن موسیقی به‌یادماندنی لالو شیفرین و بدلکاری‌های جسورانه تام کروز به سینماها آمد، این فرنچایز قلب مخاطبان را با تعقیب‌وگریزهای نفس‌گیر و داستان‌های جاسوسی پرپیچ‌وتاب تسخیر کرد.

«روزشمار نهایی»، هشتمین و ظاهراً آخرین قسمت این سری، می‌خواهد با همان فرمول آشنای کروز و کریستوفر مک‌کواری، کارگردان چند قسمت آخر، حماسه‌ای به‌یادماندنی خلق کند. اما این فیلم، که قرار بود اوج این مجموعه باشد، در دام تکرار و پیچیدگی‌های بی‌فایده گرفتار شده است.

بدلکاری‌های کروز همچنان خیره‌کننده‌اند، اما فیلمنامه‌ای که بیش از حد جدی است و داستان را به یک ماراتن خسته‌کننده تبدیل کرده، نمی‌تواند روح ماجراجویانه قسمت‌های قبلی را بازآفرینی کند. این اثر با توسل به سوژه نخنما شده شده «خطر هوش مصنوعی» و صحنه‌های اکشن پرزرق‌وبرقش، می‌خواهد مخاطب را میخکوب کند؛ اما بیشتر شبیه یک خداحافظی طولانی و فرسایشی است تا پایانی باشکوه برای یک فرنچایز افسانه‌ای.

منتقدان جریان اصلی، مثل همیشه، به ستایش بدلکاری‌های کروز پرداخته‌اند، اما افت فاحش فروش در هفته دوم اکران نشان می‌دهد که مخاطبان دیگر از این فرمول تکراری خسته شده‌اند. هالیوود سال‌هاست سعی می‌کند تا با محصولات پرهزینه‌اش، نظر مخاطب را جلب کند، بااینحال نتوانست در «روزشمار نهایی» تعادل بین نوستالژی و نوآوری را برقرار کند.

این فیلم در مقایسه با رقبایی مثل «چهار شگفت‌انگیز» یا حتی «سوپرمن» جیمز گان، که حداقل حس تازگی داشتند، در باتلاق قصه‌های صدبار گفته‌شده، گیر کرده است. در روزگاری که مخاطبان روی خوشی به هر فیلم اکشنی نشان نمی‌دهند، هالیوود با اسرار به گنجاندن شعارهای سیاسی در آثار خود، مخاطبان را فراری داده است. «روزشمار نهایی» نیز از این طاعون در امان نیست و نشان می‌دهد که حتی تام کروز هم نمی‌تواند یک فرنچایز را تا ابد نجات دهد. این فیلم، با تمام تلاش‌هایش برای خلق جلوه‌های ویژه خارق‌العاده، به ما یادآوری می‌کند که گاهی پایان دادن به یک افسانه، بهتر از کش دادن آن است.

خلاصه داستان

ایتن هانت (تام کروز) در این قسمت با تهدیدی عظیم به نام انتیتی، یک هوش مصنوعی که کنترل تسلیحات هسته‌ای جهان را در دست گرفته، روبه‌رو می‌شود. او همراه با تیمش، از جمله گریس (هیلی اتول)، لوثر (وینگ ریمز)، بنجی (سایمون پگ) و پاریس (پوم کلمنتیف)، به دنبال کلیدی برای دسترسی به کد منبع انتیتی در یک زیردریایی غرق‌شده روسی است. هانت علاوه براینکه باید با گبریل (ایسی مورالس) بجنگد، بلکه افرادی در سیستم اطلاعاتی آمریکا و روسیه نیز ماموریت او را غیر ممکن می‌کنند.

نقاط قوت

بااینکه «روزشمار نهایی» قسمت هشتم در این فرنچایز است، اما بدلکاری‌های تام کروز هیچوقت تکراری نمی‌شوند و این ستاره ۶۳ ساله بار دیگر ثابت می‌کند که در سینمای اکشن بی‌رقیب است. سکانس تعقیب و گریز هوایی در این فیلم، بسیار طولانی‌تر از صحنه‌های مشابه در آثار پیشین است و به رسم تام کروز، او اغلب این زمان را از هواپیما آویزان شده است. بزرگترین این لحظات مرگ و زندگی، یادآور جسارت او در «فال‌آوت» و «تاپ گان: ماوریک» هستند.

طراحی صحنه، از زیردریایی‌های تاریک تا خیابان‌های شلوغ، با جزئیات دقیق ساخته شده و حس واقعی بودن را منتقل می‌کند. رابطه بین بازیگران، به‌ویژه کروز و هیلی اتول، لحظه‌های سرگرم‌کننده‌ای خلق می‌کند که گاهی یادآور طنز سبک‌بال قسمت‌های اولیه سری است.

نقاط ضعف

«روزشمار نهایی» در باتلاقی از مشکلات گرفتار است که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. فیلمنامه‌ای که توسط مک‌کواری و اریک یندرسن نوشته شده، بیش از حد پیچیده و در عین حال پیش‌پاافتاده است. بااینکه داستان می‌خواهد با تهدید هوش مصنوعی، مدرن به نظر رسد، به دام کلیشه‌های ژانر جاسوسی افتاده و هیجان را با توضیحات طولانی و دیالوگ‌های کلنگی خفه می‌کند.

لحن بیش از حد جدی فیلم، که انگار خودش را هم خیلی جدی می‌گیرد، هرگونه سرگرمی سبک را از بین می‌برد و داستان را بسیار حوصله‌سربر می‌کند. برخلاف سه‌گانه «شوالیه تاریکی» نولان، مخاطب هیچوقت تهدید هوش مصنوعی را جدی نمی‌گیرد و نگران نابودی هسته‌ای نیست. مخاطب، جدیت دیالوگ‌ها را باور نمی‌کند چون آن‌ها را صدها بار شنیده است و بازیگران و کارگردان نیز نمی‌توانند، این جدیت را در بیاورند.

بدلکاری‌ها، هرچند نفس‌گیر، اغلب در خدمت داستان نیستند و به نظر می‌رسد فقط برای نمایش توانایی‌های کروز طراحی شده‌اند؛ انگار که فیلم به جای روایت، به پرستش ستاره‌اش مشغول است. از طرفی هرچند لحظات داخل زیر دریایی غرق شده جذاب و نفس‌گیر است، اما لحظه فرار کروز از این زیر دریایی و گیر افتادن مجدد در حالیکه این زیر دریایی بیشتر به عمق دریای برینگ فرو می‌رود، بیشتر شبیه با آثار بالیوودی است. هیچ انسانی حتی ایتن هانت نیز نمی‌تواند از عمق بیش از ۲۰۰ متری در یک دریای نزدیک به نقطه انجماد، با شنا کردن خود را به سطح آب رساند.

یکی از بزرگترین نشانه‌هایی که این اثر را به یک محصول دنیای پسا ترامپ تبدیل می‌کند، اسرار هالیوود به توانمندسازی زنان و به‌ویژه قرار دادن یک زن سیاه‌پوست در سمت ریاست‌جمهوری آمریکا است. علاوه بر ریاست‌جمهوری، ژنرال یک تاو جنگی، زن است. خلبانان هلیکوپتری که کروز را می‌خواهند به دریای برینگ ببرند، زن هستند. قهرمان بزن‌بهادر در زمانی که کروز در تصویر نیست، یک زن ۵۰ کیلویی است که سربازان روسی را یکی پس از دیگری می‌کشد. معلوم نیست چرا یک زن بومی آلاسکا، در یک سوم پایانی فیلم، به تیم کروز می‌پیوندد تا جلوی انتیتی را بگیرند. پیک‌نیک نمی‌خواستند بروند!

به غیر از کاراکتر اتول، دیگر شخصیت‌های مکمل، چیزی به فیلم اضافه نمی‌کنند. کاراکتر گابریل به یک شرور کارتونی و خنده‌دار تبدیل شده که هیچ تهدید واقعی‌ای ایجاد نمی‌کند و یادآور بدمن‌های فرنچایز «سریع و خشن» است.

مدت‌زمان ۲ ساعت و ۴۹ دقیقه‌ای فیلم، نامتعادل و فرسایشی است. بخش‌های توضیحی درباره خطر هوش مصنوعی، قرار است ترسناک باشند، اما به‌سرعت حوصله‌سربر می‌شوند و مخاطب را از داستان دور می‌کنند. «فال‌آوت» یا «روزشمار مرگ»، تعادل بهتری بین اکشن و داستان داشتند، بااینحال «محاسبه نهایی» ضعیف عمل می‌کند و نمی‌تواند به اوج‌های احساسی یا هیجانی آثار پیشین برسد.

اگر ۲ ساعت اول فیلم، نصف می‌شد و به ۴۰ دقیقه آخر آن می‌پیوست، با احتمال فراوان «روزشمار نهایی» می‌توانست بهترین فیلم امسال باشد و از مرز امتیاز ۸ در imdb عبور کند. بدلکاری‌های کروز در ۳۰ دقیقه پایانی، بسیار حیف شده است. انگار این فیلم با هزینه ۳۰۰ میلیون دلاری ساخته شده بود تا تام کروز بتواند به اعماق دریای برینگ برود و چند ده دقیقه از یک هواپیمای در حال پرواز آویزان شود.

«روزشمار نهایی» به جای یک پایان حماسی، به یک خداحافظی طولانی و خسته‌کننده تبدیل شده که نشان می‌دهد حتی تام کروز هم نمی‌تواند یک فرنچایز را تا ابد سرپا نگه دارد. این فیلم علی‌رغم تمام تلاش‌هایش، در نهایت به ما یادآوری می‌کند که گاهی باید به یک افسانه اجازه داد به پایان برسد، نه اینکه آن را تا سرحد مرگ کش داد. بااینکه دو فیلم آخر این فرنچایز، پرهزینه‌ترین عناوین در این سری هستند، اما فروش پایین‌تری نسبت با «ملت یاغی» و «فال‌اوت» داشته‌اند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها