مجری تلویزیون کلامش باید فاخر باشد/ مشکل ما با برخی از مجریان سطحی زدگی و کم‌سوادی است | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۲۱:۱۶
مجید یراق‌بافان، مجری برنامه «طریق» در گفت‌وگو با صبا:

مجری تلویزیون کلامش باید فاخر باشد/ مشکل ما با برخی از مجریان سطحی زدگی و کم‌سوادی است

در میانه شور حسینی و هم‌زمان با گام‌های عاشقانه زائران اربعین، «طریق» در سومین فصل خود چون جاده‌ای روشن پیش روی دل‌ها گشوده شده است؛ جاده‌ای که هر قابش، قصه‌ای از عشق، ایمان و پایمردی را روایت می‌کند.در این گفت‌وگو، مجری برنامه پرده از رمز و راز این همراهی رسانه‌ای برمی‌دارند؛ از طراحی روایت‌هایی که به عمق جان می‌نشینند، تا ظرایف اجرای معارفی که هم احترام به مخاطب را پاس می‌دارد و هم شوق دیدار کربلا را در دل‌ها شعله‌ور می‌کند.

نیره رضایی مطلق/ صبا؛ مجید یراق‌بافان از چهره‌های شناخته ‌شده اجرای برنامه‌های دینی و مذهبی تلویزیون است. بسیاری او را با برنامه‌هایی چون «چشمه‌های نور»، «تا نیایش» و «باران» در دهه هفتاد و هشتاد به یاد می‌آورند و اجرای او در ویژه‌برنامه رمضانی «این شب‌ها» و سحرگاهی «قرار بهشت» نیز در ذهن مخاطبان ثبت شده است.

او با گذر از سه دهه فعالیت در حوزه اجرای ویژه‌برنامه‌های معارفی و سحرگاهی در شبکه‌های یک، قرآن و معارف سیما و شبکه تهران، سبک و شیوه خاص خود را در اجرا تثبیت کرده است. یراق‌بافان، که دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی است، بر این باور است که اجرای برنامه‌های مذهبی نه تنها فرصتی برای انتقال حس معنوی عمیق به مردم فراهم می‌کند، بلکه خود نیز از این ارتباط حسی و عاطفی، انرژی و آرامش ویژه‌ای دریافت می‌کند. به گفته او، این فرایند نوعی ارتباط دو سویه میان مجری و مخاطب ایجاد می‌کند.

یراق‌بافان این روزها اجرای فصل سوم برنامه «طریق» را بر عهده دارد و تلاش کرده با نگاهی تازه و شیوه‌ای نو، فضایی متفاوت در این برنامه ایجاد کند. او همچنین عضو کمیته مجریان معاونت سیماست و از این منظر، گفت‌وگوی ما با وی علاوه بر بررسی اجرای برنامه «طریق»، به بیان دیدگاه‌هایش درباره ویژگی‌های مجریان تلویزیونی و بایدها و نبایدهای اجرا در رسانه ملی نیز می‌پردازد.

فصل سوم برنامه «طریق» از شبکه یک سیما اربعین امسال نیز راهی آنتن شده ‌است، مهم‌ترین ویژگی این برنامه که شما را ترغیب به اجرای آن کرده چه بود؟

این سومین سالی است که با گروه حرفه‌‌ای برنامه «طریق» همراه هستم. در این مدت به شناخت کافی از هم رسیدیم و نگاه حرفه‌ای گروه را قبول دارم و فکر می‌کنم توفیقی هم برای من در این ایام بود. تعلق خاطرم به سیدالشهدا و در عین حال به موضوع اربعین و هدف‌گذاری برنامه نیز دلایل کافی برای حضورم در این برنامه را تکمیل کرد.

هدف گذاری برنامه در میان این همه برنامه مناسبتی چه بود که شما را جذب کرد؟

برنامه‌‌های مناسبتی زیادی در این ایام روی آنتن است و هرکدام بنا به ماموریت شبکه و خاستگاه آن سراغ اربعین رفته‌اند اما آنچه این برنامه را برای من متمایز کرد نگاه آن به مهمانان برنامه و دلایل دعوت از آن‌ها بود. ما در هر قسمت قصه آدم‌هایی را می‌شنویم که شاید در ظاهر هیچ قرابت و نزدیکی با این مناسبت نداشته ‌باشند اما وقتی در مسیر زندگی‌شان قرار می‌گیریم می‌بینیم در دل ماجرا قرار دارند و چقدر زیبا زندگی‌شان را به زندگی سیدالشهدا پیوند زده‌اند و در طریق هستند.شما در مسیر برنامه‌سازی نیز صاحب‌نظر هستید. چقدر در این برنامه سهم برنامه‌سازی را در کنار اجرا برعهده گرفتید؟

برای این برنامه ده قسمتی گروه ۵ نفره‌ای موظف به سوژه‌یابی هستند که با رصد افراد در داخل و یا خارج از کشور افرادی را انتخاب می‌کنند که شاید تعدادشان به ۱۵۰ نفر هم برسد و از میان آن‌ها پس از پالایش به این میزان مهمان می‌رسند. پس از جمع‌بندی گروه سوژه‌یابی، من در جریان سوژه‌ها قرار می‌گیرم و دیدگاه‌هایم را با محمد پیوندی کارگردان هنری در میان می‌گذارم و پیشنهادهایم را برای بخش‌های مختلف برنامه ارائه می‌دهم.

مهمانان این فصل چه ویژگی‌ای دارند؟

من در هر قسمت با افرادی گفت‌وگو کردم که زندگی هر کدامشان برایم هیجان‌انگیز و اشتیاق آور به لحاظ مسیری که در زندگی برای پروراندن عشقشان به اهل بیت (ع) طی کرده ‌بودند، بود. خودم مشتاق شنیدن داستان زندگی‌شان بودم و تلاش کردم فضا را برای مخاطبان طوری فراهم کنم که آنها نیز در این اشتیاق سهیم باشد.

حتما این یکی از ویژگی‌های یک مجری است که چگونه مهمانش را به مخاطب معرفی کند و او را به صدر بنشاند.

هرکدام از مهمانان قصه خودشان را دارند با روحیه‌ای متفاوت و حسی خاص. این به مهارت مجری برمی‌گردد که اول از همه مهمان را بشناسد. روحیه‌‌اش را کشف کند و بداند که چگونه او را مقابل دوربین آماده کند. گاهی مهمان من خودش فضا را درک کرده و من ضمن فرصت دادن به او برای بیان حرف‌هایش فقط با اشاره‌های کوتاه در میان گفت‌وگو هدایت آن را برعهده می‌گیرم. در هر صورت کنترل فضا با مجری است و مهمان هم با اتکا به اجرای او پیش می‌رود.

یعنی برای هر مهمان رفتاری متناسب با روحیه او را در پیش می‌گیرید؟

وظیفه مجری همین است. مهمانی در این برنامه بود که نیاز به همراهی داشت. بدیهی است که فضای برنامه و دوربین فرد را می‌گیرد و مجری باید با سوالات پی‌درپی و درست به قول معروف یخ او را بشکند و او را کم‌کم وارد برنامه کند تا احساس راحتی و انس کند و بدون لکنت داستانش را بگوید. برخی مواقع هم نیاز چندانی به پرگویی مجری نیست. مهمان خودش مثل چشمه می‌جوشد و در کلام پیش می‌رود. درک این موقعیت مهارتی را می‌طلبد که باید در وجود مجری باشد.

شنیدن قصه هر مهمان چه حسی برایتان دارد؟
مسلما کسانی را دعوت می‌کنیم که قصه‌شان شنیدنی باشد همان نکته که در ابتدای گفت‌وگو گفتم. و این یکی از ویژگی خاصی است که این برنامه را از دیگر برنامه‌های اربعینی متمایز می‌کند. مثلا خانمی که دکترای ریاضی محض دارد و گرداننده موکب خاتون در کربلاست و ما داستان این طریق را به مرور می‌شنویم یا طلبه‌ای از کشور گامبیا که در طریق اربعین مداحی و وعظ می‌کند. پزشکی که دریانوردی کرده و حالا راهش به طریق اربعین منتهی می‌شود. همه این‌ها برای مخاطب می‌تواند جذابیتی داشته ‌باشد.

فصل سوم طریق چه تفاوتی با سال‌های قبل دارد؟

در دو فصل قبلی گفت‌وگو در سه پرده شکل می‌گرفت و مخاطب در میانه‌‌ این گفت‌وگو شاهد نماهنگ و مستند‌هایی بود که روی جامعه و مخاطبان جوان متمرکز بود و مربوط به کاروان رهسپاران عصر ظهور به عنوان حامی مالی برنامه بود. امسال در این فصل تصمیم بر این شد که این سه پرده بین یک پرده تعزیه تلویزیونی که کاری بدیع به لحاظ فرم است و در ابتدای برنامه روی آنتن می‌رود و دو پرده گفت‌وگو تقسیم شود که به این ترتیب انسجام مناسبی به گفت‌وگو داده می‌شود.

شما به تغییر لحن مجری در مقابل مهمان اشاره کردید. این تغییر دامنه‌اش به نوع برنامه و حتی شبکه و مخاطبانش هم بر می‌گردد؟

وقتی صحبت از اجرا می‌شود یعنی یک فرد ثابت با صدایی ثابت باید نوع لحن، طرز بیان و حتی پوشش‌اش در هر برنامه متفاوت باشد. این تفاوت برخاسته از شناختی است که مجری از آن برنامه دارد. متناسب با هر شبکه باید اجرا انعطاف داشته ‌باشد. اجرا در شبکه سه با شبکه تهران یا شبکه قرآن متفاوت است. ضمن اینکه اجرا در برنامه سحرگاهی، صبحگاهی و یا مناسبتی نیاز به لحن خاص آن برنامه دارد. مسلما آهنگ اجرا در برنامه صبحگاهی تندتر و در سحرگاه آرامتر است این موضوع باید توسط مجری و بر اساس درک ویژگی‌های روان‌شناختی مخاطب، متناسب سازی شود.

این تفاوت را چگونه ایجاد می‌کنید؟

استخدام واژگان، لحن، حرکات دست و صورت و حتی واکنش نسبت به صحبت‌های مهمان این وجوه را شکل می‌دهند و سبب می‌شود اجرای مجری در مقابل کارشناس مذهبی با اجرا در مقابل مهمانی که نسبت به دوربین چندان احساس راحتی ندارد یا هنرمندی که مخاطب از آن پیشینه‌‌ای در ذهن دارد، متفاوت باشد.

شما عضو کمیته مجریان معاونت سیما هستید اول بگویید این کمیته چه جایگاه و نقشی در میان مجریان دارد؟

مهم‌ترین وظیفه این کمیته، صدور مجوز برای حضور مجریان در شبکه‌های سیماست؛ مجوزی که مستلزم بررسی صلاحیت‌ها و احراز شرایط لازم در کمیته است. همچنین، رصد و ارزیابی اجرای مجریان، چه پیشکسوتان و چهره‌های شناخته‌شده و چه مجریان جوان در حال کسب تجربه از دیگر مسئولیت‌های این کمیته به شمار می‌رود.

برای ارتقای سطح اجرای مجریان هم برنامه دارید؟

در کنار رصد اجرای آنان که با تشویق و تذکر همراه است، با همراهی اداره آموزش سیما دوره‌های مختلف را برایشان در نظر گرفته‌ایم که حضور در آن دوره‌ها لازمه ادامه کارشان در سیماست. دوره‌هایی مبتنی بر ارتقای هوش هیجانی در اجرا، مهارت کنترل و مدیریت رفتار در اجرا و… که لازمه ارتقای سطح اجرای مجریان سیماست.

اما به نظر می‌رسد نه این کمیته ضمانت اجرایی دارد و نه مجریان خیلی به گذراندن این دوره‌ها پایبند هستند؟

ما در مقام این کمیته وظیفه خود را انجام می‌دهیم. افراد شایسته‌ تشویق و مستحق تذکر شناسایی و به مبادی ذی‌ربط معرفی می‌شوند اما این امر یک ارتباط دو سویه است. گاهی می‌بینید خود مجریان از این دوره‌ها استقبال کرده، از تذکری که به اجرایشان می‌شود دلخور نمی‌شوند و تلاش می‌کنند کارشان را ارتقاء بدهند اما در مقابل افرادی هم هستند که وقعی به این موضوع نمی‌نهند و اهمیتی برای ارتقای خود قائل نیستند.

چطور؟ یعنی شیوه و سبک خودشان را دارند؟

اسمش که شیوه و سبک نیست. نمی‌شود به بهانه راحت بودن، صمیمی بودن هر اجرایی را روی آنتن برد. ممکن است مخاطب از اجرای بی‌تکلف استقبال کند اما مجری نباید در دام فضای مجازی، زبان محاوره‌ بی‌پروا و به‌ دور از متانت و احترام بیفتد. مجری وظیفه دارد ارتقاءدهنده‌ گویش، کنش، منش و پوشش معیار و تراز باشد، نه تخریب‌کننده آن.

شما همچنان به استفاده از زبان فاخر در برنامه‌های گفت‌وگو محور یا ترکیبی مصر هستید؟

نه تنها در برنامه‌‌های گفت‌وگو محور بلکه در تمام برنامه‌ها. وقتی گفت‌وگو میان دو مجری با هم یا مجری و مهمان شکل می‌گیرد باید از زبان فاخر، بیانات شفاف و جمله بندی‌های سلیس استفاده شود؛ چراکه این نوع ادبیات کمک می‌کند مخاطبان بتوانند سوال و جواب‌ها را بعداً در ذهنشان بازسازی کنند. گاهی اوقات در برنامه‌های گفت‌وگو محور زبان، لغات، جملات و حتی ضرب‌المثل و شعرهایی را شاهد هستیم که به غلط عنوان می‌شوند و به همین خاطر هم مخاطب ارتباطش را با آن برنامه از دست می‌دهد و هم سطح رسانه تنزل پیدا می‌کند.

در واقع زبان فاخر در منش فاخر هم باید دیده شود؟

من روی چهار واژه در مجری تأکید دارم. پوشش، گویش ، کنش و منش که همگی باید در حد تراز رسانه ملی باشد و مبتنی بر الگوی فرهنگی رسانه باشد. اینکه آیا این موارد از سوی مجریان صددرصد رعایت می‌شود یا نه باید روی آنتن مشاهده کرد.
اینکه آیا به آن‌‌ها تذکر داده می‌شود یا نه، قطعا تذکر داده می‌شود و اینکه آیا ضمانتی برای تشویق و تنبیه هست از دست ما خارج است و به مدیران شبکه‌ها، گروه‌ها و تهیه‌کننده‌‌ها مربوط می‌شود.

قدری درباره این مربع چهارضلعی بیشتر توضیح دهید…

روزگاری صحبت از این بود که مجری رسانه ملی باید در منش و رفتارش، در سبک زندگی‌اش هم مراقبت‌هایی داشته ‌باشد این‌ها همه تاثیر و تاثر روی مخاطب دارد. حتی لحن یک پیام در فضای مجازی، ادبیات مجری در پشت آنتن و در میان جامعه باید رعایت شده باشد. حرمت داشتن با راحت و صمیمی بودن منافاتی ندارد و بی‌حرمتی و استفاده از ادبیات کوچه بازاری به هیچ وجه مجوز راحتی برای مجری صادر نمی‌کند.

برگردیم به برنامه‌های معارفی… تحلیلتان از اجرا در این گونه برنامه‌ها در سیما چیست؟

سال‌هاست نمونه‌‌های موفقی از برنامه‌های معارفی مانند «تا نیایش»، «سمت خدا»، «آفتاب شرقی»، «کوی محبت»، «محفل» و… روی آنتن می‌رود و مخاطب از احترام در کلام مجری لذت می‌برد. من نمی‌گویم برنامه صبحگاهی یا خانواده یا سیاسی مانند مجری معارفی اجرا کند چرا که از اساس اشتباه است اما آنچه این دو گونه اجرا را به هم پیوند می‌زند احترام به مخاطب در عین روز آمدی، سواد رسانه در عین محاوره و صمیمی صحبت کردن است. رعایت این موارد منوط به داشتن گروه برنامه‌سازی است که نویسنده، کارگردان، سردبیر و… هم به ‌این موضوع واقف باشند.

پس مشکل کجاست؟

مشکل ما با برخی از مجریان (تأکید می‌کنم، برخی از مجریان)، سطحی زدگی، کم‌سوادی و بی‌توجهی به مطالعه و بیش از حد متاثر شدن از فضای مجازی است. قرار نیست با مخاطب امروز به زبان سه دهه گذشته صحبت کنیم اما احترام به مخاطب و رسانه حرف اول را می‌زند. ضمنا باید تاکید کنم تعداد قابل توجهی از همکاران مجری من در تلویزیون، همین حالا آدم‌های فرهیخته، باسواد، کاربلد و رسانه‌شناس هستند امام به‌ نظرم همه باید این‌گونه باشیم.

چه کار باید کرد؟

پس از بحث درباره «مربع اجرا»، اکنون به «مثلث برنامه‌سازی» می‌پردازم. این مثلث سه ضلع اصلی دارد: نخست، شناخت مخاطب و جامعه؛ دوم، درک نیاز مخاطب و انتخاب محتوای متناسب؛ و سوم، قالبی که گروه تولید برای ارائه آن محتوا برمی‌گزیند. اگر این سه ضلع به‌ درستی و با استحکام شکل نگیرد، نه ‌تنها کل برنامه، بلکه اجرای مجری نیز در معرض نقد منفی قرار می‌گیرد و تأثیرگذاری آن بر مخاطب به ‌شدت کاهش می‌یابد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها