استاد فرشچیان به روایت شاگردان؛ نماد معنویت و هنر در ایران معاصر | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۰:۲۹:۳۱
بازخوانی آثار و اندیشه استاد فرشچیان در گفت‌وگوی صبا با اهل هنر

استاد فرشچیان به روایت شاگردان؛ نماد معنویت و هنر در ایران معاصر

درگذشت استاد محمود فرشچیان اسطوره هنر ایران، بهانه‌ای شد تا با جلیل جوکار نگارگر و مدرس دانشگاه، و مینا صدری نگارگر، مجسمه‌ساز و پژوهشگر هنر، گفت‌وگو کنیم تا علاوه بر بازخوانی زندگی و شخصیت او، درباره ضرورت حفظ، معرفی و انتقال آثارش به نسل‌های آینده بیشتر سخن گفته شود

پگاه زارعی/ صبا؛ با درگذشت محمود فرشچیان، نگارگر نامدار ایرانی و خالق تابلوهایی همچون «عصر عاشورا»، «شمس و مولانا»، «ضامن آهو» و «پنجمین روز آفرینش»، جامعه هنری ایران یکی از درخشان‌ترین چهره‌های هنر معاصر خود را از دست داد. استاد فرشچیان که بیش از هفت دهه از عمر خود را وقف اعتلای هنر نگارگری ایرانی و معرفی آن به جهان کرد، در طول حیاتش هم در ایران و هم در عرصه بین‌المللی جایگاهی کم‌ نظیر یافت و لقب‌هایی چون «نقاشی برای تمام ملت‌ها» و «گنجینه زنده بشری» را به خود اختصاص داد.

این هنرمند بزرگ، میراث‌دار اصالت فرهنگ و هنر ایران بود که توانست با تلفیق سنت و نوآوری، سبکی منحصر به فرد خلق کند و نگاه جهانی را به نگارگری ایرانی معطوف سازد. آثار استاد فرشچیان نه تنها به نمایشگر زیبایی‌های بصری، بلکه بیانگر عمق فلسفی و عرفانی فرهنگ ایرانی بودند و پیوندی محکم میان هنر و ادبیات به وجود آوردند.

به منظور فقدان این اسطوره هنر ایران، با جلیل جوکار نگارگر و مدرس دانشگاه، و مینا صدری نگارگر، مجسمه‌ساز و پژوهشگر هنر، گفت‌وگو کرده‌ایم تا علاوه بر بازخوانی زندگی و شخصیت او، درباره ضرورت حفظ، معرفی و انتقال آثار او به نسل‌های آینده بیشتر سخن گفته شود.

 

مینا صدری نگارگر و پژوهشگر:
آثار استاد فرشچیان، ترکیبی از مهارت اجرایی بالا و مفاهیم عمیق معنوی است
مینا صدری درباره استاد محمود فرشچیان گفت: وقتی خبر درگذشت استاد را شنیدم، واقعاً متأثر شدم. ما یک هنرمند بزرگ، استادی بی‌بدیل و شخصیتی فرهیخته، اخلاق‌مدار و دیندار را از دست دادیم. البته دینداری ایشان تنها در حد ظواهر نبود، بلکه به معرفت‌های باطنی و عمیق رسیده بودند. فقدان استاد فرشچیان تنها ضایعه‌ای برای جامعه هنری ایران نیست، بلکه برای تمام انسان‌های فرهیخته در سراسر جهان غم‌انگیز است. هرچند تقدیر الهی بر این بوده و ما همواره می‌گوییم: «راضی‌ایم به رضای خدا»، اما این از تلخی فقدان چنین شخصیت بزرگی نمی‌کاهد.

وی افزود: من سال‌ها پیش در «مکتب کمال‌الدین بهزاد» با استاد رجبی و جمعی از هنرمندان نگارگری همکاری می‌کردم. هر زمان که استاد فرشچیان به ایران می‌آمدند، به کارگاه ما سر می‌زدند. این ارتباط به ‌واسطه دوستی و رابطه استاد و شاگردی میان ایشان و استاد رجبی شکل گرفته بود. استاد فرشچیان همیشه با علاقه در جمع ما حاضر می‌شدند و از نزدیک کارهایمان را می‌دیدند. نگاه دقیق، تحلیل‌های عمیق و تفسیرهایی که از آثارمان ارائه می‌کردند، برای ما روشنگر و الهام‌بخش بود. صحبت‌هایشان به ما انگیزه می‌داد تا در کارهای بعدی با عمق و دقت بیشتری پیش برویم.

این نگارگر عنوان کرد: دیدار با ایشان برای ما همیشه شور و اشتیاق خاصی داشت. با وجود جایگاه والایی که داشتند، بسیار صمیمی، گرم و مهربان برخورد می‌کردند و نسبت به هنرمندان جوان مشوقی بی ‌نظیر بودند. این ویژگی را واقعاً در افراد کمی می‌توان دید. آن عالم معنوی و روح بزرگ ایشان، فضای هر جمعی را ارتقا می‌داد. برای من خوشایند بود که در رشته نگارگری فعالیت می‌کنم و در حوزه‌ای کار می‌کنم که استاد فرشچیان در آن چنین جایگاه جهانی‌ای دارند؛ نوعی احساس همراهی و هم‌دلی با مسیر ایشان.

وی گفت: در نمایشگاه‌ها، بزرگداشت‌ها و همایش‌های مختلفی که ایشان را می‌دیدم، همیشه همان روحیه پذیرا و رفتار یکسان را داشتند. این منش و اخلاق، ظاهرسازی نبود، بلکه از درون و ذات ایشان سرچشمه می‌گرفت. در هر شرایطی می‌توانستید با ایشان صحبت کنید و همان مهربانی و تواضع را ببینید.
صدری افزود: وقتی مجموعه آثار استاد فرشچیان را می‌بینیم و بعد سراغ کار هنرمندان دیگر می‌رویم، گویی در بسیاری از آن‌ها ردّی از نگاه و سبک استاد دیده می‌شود. بسیاری از هنرمندان ناخودآگاه یا آگاهانه، بهره‌ای از فضای آثار ایشان را در کار خود وارد می‌کنند. این امر نشان ‌دهنده آن است که استاد به شیوه و اجرای خاصی در هنر نگارگری رسیده بودند؛ شیوه‌ای که هم از نظر تکنیک بسیار قدرتمند بود و هم از نظر مضمون، هویتی والا و منحصر به فرد داشت.
وی خاطرنشان کرد: وقتی جای چنین هنرمندی خالی می‌شود، این احساس به وجود می‌آید که جایگزینی برای او به‌ سادگی پیدا نخواهد شد. با این حال، آثار ارزشمند و نگاه ژرف او می‌تواند سرمشقی برای نسل جوان باشد تا با الهام از آن، مسیر رشد و تکامل را ادامه دهند و به درک‌های بصری و معنایی والاتری برسند.

صدری تأکید کرد: استاد فرشچیان به‌شدت پرتلاش بودند؛ شبانه‌ روز قلم از دستشان نمی‌افتاد. این استمرار و ممارست، کار هر کسی نیست. از نوجوانی تا سال‌های پایانی عمر، با عشق و علاقه‌ای وصف‌ناپذیر به کار خود ادامه دادند و بسیاری از لذت‌های معمول زندگی را کنار گذاشتند تا تمام وقت و انرژی‌شان صرف خلق آثار هنری شود. چنین میزان از تعهد و علاقه در افراد معدودی یافت می‌شود.
وی در پایان اذعان داشت: این مسیر، علاوه بر مهارت، نوعی کشف و شهود درونی می‌طلبد. هنرمندی که این‌چنین با کار خود عجین شود، از آن آرامش، بهجت و شور درونی عمیقی می‌گیرد که حاضر نیست با هیچ لذت ظاهری عوضش کند. رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند سال‌ها کار، تمرکز و عشق است و استاد فرشچیان به‌خوبی به این مرحله رسیده بودند. آثار او، ترکیبی از مهارت اجرایی بالا و مفاهیم عمیق معنوی، ماندگارترین یادگار او برای هنر ایران و جهان است. خداوند ایشان را رحمت کند و با اولیا الله محشور گرداند.

جلیل جوکار نگارگر و مدرس دانشگاه:
استاد فرشچیان، خورشید درخشان هنر نگارگری ایران بود

جلیل جوکار درباره از دست دادن استاد فرشچیان عنوان کرد: ابتدا باید به جامعه فرهنگ و هنر ایران، فقدان یکی از اسطوره‌های تاریخ هنر را تسلیت عرض کنم. به جرأت می‌توان گفت در تاریخ هنر ما، هیچ شخصیتی به اندازه استاد فرشچیان آثار ماندگار خلق نکرده و افتخارات جهانی و بین‌المللی کسب نکرده است. حدود ۳۰ سال پیش، سازمان ملل به ایشان لقب «نقاشی برای تمام ملت‌ها» داد. همچنین نشان عالی فرهنگ و هنر کشورهای مطرح جهان را دریافت کردند و چهار ـ پنج سال پیش هم عنوان «گنجینه زنده بشری» را از یونسکو گرفتند.

وی افزود: چنین افرادی در حقیقت گنجینه‌های گران ‌بهای فرهنگ و هنر یک سرزمین‌اند. اگر مجموعه آداب و رسوم، سنت‌ها، ادیان، اسطوره‌ها و افسانه‌های یک کشور را خلاصه کنیم، دو هنر بیش از همه نماینده این میراث ناملموس‌اند: یکی نقاشی و نگارگری و دیگری خوش‌نویسی. این دو همواره در هم تنیده‌اند و کسی که در این عرصه به خورشیدی درخشان و قله‌ای رفیع بدل می‌شود، مانند استاد فرشچیان، بی‌تردید یک گنجینه بی‌نظیر است. فقدان چنین شخصیتی، ضایعه‌ای سنگین و جبران‌ناپذیر است.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: داشتن استعداد ذاتی و آمادگی روحی شرط لازم است، اما کافی نیست. هنرمندی مانند استاد فرشچیان باید در بستری فرهنگی ویژه رشد کند، از محضر استادان بزرگ بهره ببرد و زندگی‌اش به گونه‌ای رقم بخورد که بتواند چنین جایگاهی را به دست آورد. ایشان از نوادر تاریخ فرهنگ و هنر نه‌تنها ایران، بلکه جهان بودند.

وی افزود: استاد فرشچیان دو نکته اساسی را به ‌خوبی دریافته بودند: نخست، فهم عمیق از هنر و داشته‌های فرهنگی ایران؛ دوم، درک زبان جهانی هنر و چگونگی خلق آثاری که در سطح بین‌المللی پذیرفته شود. این نکته بسیار مهمی است که پیروان و شاگردان هنر باید از ایشان بیاموزند.

جوکار تصریح کرد: مسیر هنری ایشان از نوجوانی آغاز شد. حدود ۱۵ تا ۱۷ سالگی، دیپلم خود را از هنرستان هنرهای زیبای اصفهان دریافت کردند و اثر پایان‌نامه‌شان هنوز در موزه هنرستان موجود است. اثری که حتی بسیاری از دانشجویان دکتری توان خلق مشابه آن را ندارند. ایشان علاوه بر نگارگری، شاگرد علامه جلال‌الدین همایی در شعر و عرفان بودند و شعر نیز می‌سرودند، گرچه کمتر این بُعد وجودی خود را آشکار می‌کردند.

وی افزود: پس از آن، برای شناخت مکاتب هنری، به اروپا و شرق دور سفر کردند و آثار بزرگان را به‌دقت مطالعه کردند. خودشان تعریف می‌کردند که در موزه لوور، صبح نخستین بازدیدکننده بودند و شب نگهبان‌ها از ایشان می‌خواستند موزه را ترک کند! در آمریکا، یکی از استادان دانشگاه هاروارد پس از آزمودن دانش و درک عمیق ایشان از هنر و فلسفه، قانع شد تا بر آثارشان تقریظ بنویسد.

جوکار بیان کرد: استاد فرشچیان به این پرسش مهم رسیدند که «من چه آجری باید به بنای رفیع تاریخ هنر جهان بیفزایم؟» و پاسخ را با خلق آثاری یافتند که سبک شخصی ایشان شد و دریچه‌ای نو در نگارگری معاصر گشود.

وی ادامه داد: اگر پدرشان آن شخصیت خاص نبود، اگر در اصفهان و در آن خانواده متولد نمی‌شدند، اگر به حجره میرزا آقا امامی نمی‌رفتند و از نور معنوی او بهره‌مند نمی‌شدند، اگر مادری عاشق امام حسین (ع) نداشتند، اگر شاگرد نابغه‌ای چون استاد عیسی بهادری در هنرستان نمی‌شدند و اگر ده‌ها «اگر» دیگر اتفاق نمی‌افتاد، شاید نام «استاد محمود فرشچیان» را امروز در تاریخ فرهنگ و هنر ایران نداشتیم.

این نگارگر گفت: ایشان ودیعه‌ای الهی بودند که ما افتخار هم‌عصری با او را داشتیم؛ برخی محضرش را درک کردند و از راهنمایی‌ها و نگاه پرمهرش بهره بردند. آثارشان گنجینه‌ای است که باید پژوهشگران آینده با نگاه تحلیلی و علمی روی تک‌تک آن‌ها کار کنند تا نسل‌های بعد بدانند چه قله‌ای بزرگ در این دوران در ایران بالیده و چه اسطوره‌ای به جهان هنر معرفی شده است.

جوکار تاکید کرد: به نظر من، نخستین و مهم‌ترین اقدام این است که پژوهشگران به صورت داوطلبانه روی آثار ایشان کار کنند. من به عنوان یک معلم دانشگاه و کسی که خودم در حوزه نگارگری فعال هستم و این مسیر را می‌شناسم، وظیفه خود می‌دانم که این کار را انجام دهم و دانشجویانم را نیز به آن ترغیب کنم. گرچه تاکنون درباره آثار استاد فرشچیان کارهایی انجام شده، اما همچنان کافی نیست و هنوز جای بررسی ظرایف و دقایق کارهای ایشان بسیار باز است.

وی افزود: گام بعدی، معرفی آثار در سطح بین‌المللی است. باید مقالات و پژوهش‌های دقیق در مجلات معتبر جهان منتشر شود تا جهانیان بیش از پیش با این گوهر تابناک ایران‌زمین آشنا شوند. خوشبختانه یکی از مواهب بزرگ زندگی استاد فرشچیان این بود که در زمان حیاتشان شناخته شدند؛ اتفاقی که برای کمتر هنرمندی در تاریخ هنرهای تجسمی می‌افتد. برای مثال، کمال‌الملک و استاد حسین بهزاد در اواخر عمر شناخته شدند، اما استاد فرشچیان حدود ۵۰ تا ۶۰ سال به عنوان هنرمندی تراز اول در ایران و جهان مطرح بودند.

جوکار بیان کرد: هر جا می‌رفتند، برایشان بزرگداشت می‌گرفتند و احترام ویژه قائل بودند. این جایگاه و احترام، بستر خلق شاهکارهای بزرگ زندگی‌شان را فراهم کرد. علاوه بر استعداد ذاتی و شرایط محیطی که ایشان را به این مرتبه رساند، این موهبت الهی را نیز داشتند که در زمان حیاتشان مورد قدردانی قرار گرفتند. این موضوع باعث شد اقتصاد و مارکتینگ مناسبی حول آثارشان شکل بگیرد و با فراغ بال و بدون دغدغه معیشت، تنها به خلق اثر بپردازند. بسیاری از هنرمندان مستعد و حتی نابغه ممکن است به دلیل فشار اقتصادی، فرصت آفرینش آثار ماندگار را پیدا نکنند، اما استاد فرشچیان با آرامش ذهنی و قلبی توانستند شاهکارهای خود را بیافرینند.

وی یادآور شد: خاطرم هست در بزرگداشتی که دانشگاه اصفهان برایشان گرفت، پس از سخنان دیگران، روی سن رفتند و گفتند: «اینکه شما می‌گویید، هر چه هست هذا من فضل ربی. من از خدا تشکر می‌کنم. من یک پیرمرد هستم که در گوشه‌ای می‌نشینم و نقاشی می‌کشم. هر چه هست از لطف الهی است.» سپس همان ‌جا روی سن سجده شکر به ‌جا آوردند. استاد فرشچیان همیشه اهل تواضع بودند و هیچ‌گاه غرور در رفتارشان دیده نمی‌شد.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: هیچ‌ وقت یادم نمی‌رود در چهارمین دوسالانه ملی نگارگری سال ۷۹، من از دست ایشان لوح تقدیر گرفتم. وقتی به تماشای آثار رسیدند، یکی از کارهای مرا دیدند و گفتند: «این خوب است، اما اگر من بودم شاید این بخش را کمی می‌چرخاندم.» با لحنی نرم نقد می‌کردند تا دل کسی نشکند. بعد که به آثار خودشان رسیدند، ایستادند و بلند گفتند: «محمود، بیشتر طراحی کن، بیشتر مطالعه کن!» یعنی حتی در اوج، خود را بی‌نیاز از تلاش نمی‌دانستند.

وی بیان کرد: همیشه به ما توصیه می‌کردند که بیشتر مطالعه کنیم و بیشتر طراحی کنیم. می‌گفتند: «بروید اصفهان، عالی‌قاپو، مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد امام؛ کاشی‌کاری‌هایشان خود یک دانشگاه است. بنشینید و از آن‌ها طراحی کنید.» این توصیه، امروز هم آویزه گوش ماست و ما هم به دانشجویان منتقل می‌کنیم.

جوکار در پایان اذعان داشت: امیدوارم روحشان شاد باشد و در اعلی علیین با ائمه اطهار محشور شوند. بی‌تردید با قلب پاک و روح والایی که از ایشان دیدیم، جایگاهشان همان بهشتی است که در تابلوهایشان ترسیم می‌کردند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها