
مهدیه مالکی/صبا؛ حمزه صالحی، نویسنده فیلم سینمایی «مرد عینکی» در پاسخ به اینکه چرا کاراکترهای پدر در فیلمنامههای شما منفعتطلب هستند و خود را نسبت به فرزندشان در اولویت قرار میدهند گفت: جهان کمدی بر اساس تناقض شکل میگیرد و در فرهنگ ما پدر تکیهگاه محسوب میشود و زمانی که پدر کاری متضاد با این ویژگی انجام میدهد کمدی شکل میگیرد. البته این تناقضها صرفا یک شوخی است و نباید تحت هیچ شرایطی جایگاه پدر یا مادر مخدوش شود و فقط در جهان کمدی، آن هم به شکل درست میتوان با آن شوخی کرد؛ البته من حتی در جهان کمدی نیز جایگاه پدر را سیاه به تصویر نمیکشم و پدر صرفا یک سری کارهای متناقض با توجیهات بانمک به بهانه منفعت فرزند انجام میدهد مثلا در این فیلم پدر توجیه میآورد که «مگر من این پولها را برای کی میخواهم» همه نگرانی من این است که در شوخیهایی که با شخصیت پدر داریم سوء برداشت نشود. البته در فیلمهای اجتماعی همچون برادران لیلا و فیلمهای دیگر پدردر جایگاه منفی به تصویر کشیده شده ولی به نظرم باید در این رابطه دست به عصا حرکت کنیم، در جامعه ما خیلی از ارزشها تحت تاثیر شرایط، نقد میشوند ولی بهتر است کمی به بنیان خانواده رحم کنیم و حتی در فیلمها به محیط امن خانواده بیشتر تاکید کنیم و نشان دهیم که اگر هیچ پناهگاهی نداریم در نهایت خانه و خانواده میتواند پناهگاه ما باشد.
وی با اشاره به رویکرد خاص خود در نگارش فیلمهای کمدی خاطرنشان کرد: من در «مردعینکی» به نظرم رسید که در ابتدای فیلم، شخصیت کسل کننده به جهان اثر پیش روی مخاطب تاثیر بگذارد تا با وارد شدن به بخش اصلی داستان، تاثیربیشتری بر او وارد شده و بیشتر از فیلم لذت ببرد. این روش ریسک دارد و فقط درهمکاری با آقای عامریان امکانپذیر است چون ایشان اهل خطرکردن هستند ضمن اینکه در اکران فیلم متوجه شدم مردم این نوع متفاوت از کمدی را دوست دارند و گویی این ریسک جواب داده است.

نویسنده فیلم سینمایی «تگزاس» یادآور شد: به نظر من تلاش برای نوآوری و خارج شدن از قالبهای تکراری، ارزشمند است، حتی اگر فیلمهایی بر اساس کپیبرداری از فیلمهای هالیوودی ساخته شوند. در صورتی که این کپیها به شکل خوبی انجام شود، چرا که سینمای هالیوود با گردش مالی بسیار بالا و تولید فیلمهایی با فروش جهانی زیاد در سطحی متفاوت قرار دارد البته باید این فیلمها را ایرانیزه کرد چون قسمتی از شوخیهای هالیوودی جنسی و نژادپرستانه است. عدم ورود به این قسمتها کار نویسنده را سخت میکند ولی من سعی میکنم به این نوع شوخیها وارد نشوم چون پرداختن به چنین شوخیهای برای من خوشایند نیست.
صالحی با اشاره بر اهمیت نوشتن دیالوگهای مناسب و ریتم صحیح در فیلمهای کمدی تأکید کرد: خنداندن مردم ایران کار سختی بود و هر روز سختتر میشود چون دائم باید فکر کرد که درهر سکانس علاوه بر تعریف قصه با چه ایدهای میتوان خنده به وجود آورد. جهان فیلمهای درام با تعریف درست قصه، ریتم مناسب و گفتوگوهای تمیز، شکل میگیرد ولی در فیلم کمدی، هرسکانس باید همچون یک فرش ابریشمی رج به رج بافته شود تا فیلم، داستان و ریتم درستی داشته و کمدی به خوبی شکل گیرد.
کمدی در بسیاری از موارد در دیالوگ شکل نمیگیرد
این فیلمنامه نویس درباره سکانس مورد علاقه خود در این فیلم گفت: سکانس مکالمه میان مرد چینی با بهرام افشاری که با اشتباهات دستورزبان فارسی همراه است را خیلی دوست دارم، این سکانس بسیار حساس بود به طوری که عدم اجرای درست این شوخی حتما موجب حذف این سکانس میشد ولی ریاکشنهای خوب بهرام افشاری موجب شد این سکانس درست اجرا شود چون کمدی در بسیاری از موارد در دیالوگ شکل نمیگیرد بلکه کمدی در ریاکشن مناسب بازیگر مقابل در برابر آن دیالوگ است. مثلا در سریال «فرندز» وقتی دیالوگ کمدی گفته میشود، دوربین چند ثانیه ریاکشن بازیگر مقابل را نشان میدهد و دیالوگ بازیگر مقابل چند ثانیه بعد بیان میشود تا ریاکشن او از تماشاگر خنده بگیرد؛ سالها پیش نیز مهران مدیری این شیوه را به شکل اغراقآمیزی در برنامه شبهای برره و پاورچین اجرا میکرد و با نگاه مستقیم به دوربین خنده میگرفت که این نگاه به دوربین به یکی از امضاهای او تبدیل شد.
صالحی در پاسخ به اینکه در زمان نگارش کاراکتر «حلیم رایگان» به بهرام افشاری فکر کرده بودید خاطرنشان کرد: من در مرحله طرح داستان در مورد اینکه چه بازیگری برای کاراکتر اصلی فیلم مناسب است با آقای عامریان صحبت کردم و ازهمان ابتدا میدانستیم که شخصیت اصلی بهرام افشاری است، البته بهرام افشاری به خاطر سختگیری که در بازیگری دارد، شرط کرده بود فیلمنامه به چیزی تبدیل شود که او دوست دارد.
بهرام افشاری بازیگر خوشفکری است
نویسنده فیلم سینمایی «مردعینکی» درباره چگونگی شکلگیری طرح اولیه داستان گفت: ایده داستانها اغلب از تجربیات شخصی و فیلمهایی که با همسرم معصومه صفاییپور تماشا میکنیم در ذهن ما شکل میگیرد؛ بعد در مورد آن ایده آنقدر با هم صحبت میکنیم تا به قصهای حول محور آن میرسیم؛ ایده اولیه فیلم «مرد عینکی» برگرفته از «دزدی هویت» است، البته در این باره در ژآنر کمدی نمونههای هالیوودی نیز وجود دارد. پس از اینکه ایده اولیه پرورش یافت، بهرام افشاری در مرحله طراحی قصه وارد شد و مولفههای دیگری به داستان اضافه کرد از جمله این توئیست و غافلگیری که در اواخر فیلم وجود دارد، ایدههای بهرام افشاری در قوام فیلمنامه نقش بسزایی داشت ضمن اینکه بازیگر بسیار سختگیری است و کاراکتری که بازی میکند برایش بسیار اهمیت دارد و نمیخواهد خود را در یک نقش تکرار کند و تلاش میکند در هر فیلم با نقش قبلیاش تفاوت داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه بهرام افشاری در توسعه داستان فیلمنامه نقش بسیار مهمی داشت تصریح کرد: نیمه دوم فیلمنامه اولیه مورد پسند وزارت ارشاد نبود چون وارد جهان داعش میشد، این در حالی بود که کارهای پیش تولید فیلم شروع شده بود و چون بهرام افشاری بازیگر خوشفکری است و در دفتر ما علاوه بر بازیگری، تجربه کارگردانی نیز دارد، در طراحی داستان، پیشنهادی داد که مورد استقبال ما قرار گرفت.
صالحی افزود: من در نگارش فیلمنامه با برخی از بازیگران اصلی که به هوش و دانش آنها اعتماد دارم چنین تعاملی دارم مثلا فیلمنامه سریال «اجل معلق» را طی ۱۰ روز با آقای عطاران مرور کردیم و ایشان نکاتی را پیشنهاد دادند، این تعامل به این دلیل است که در قصه، میان ذهن من با ذهن بازیگر تعامل شکل گیرد ولی در فیلم «مردعینکی» این نقش پررنگ تر بود چون بهرام عملا در طراحی داستان خصوصا در پارت دوم نقش زیادی داشت، این همکاری نتیجه خوبی داشت و تا روزهای پایانی فیلمبرداری نیز ادامه داشت.
فرمول ثابتی برای نوشتن کمدی نداریم
نویسنده فیلم سینمایی «فسیل» در پاسخ به اینکه شما برای شکلگیری کمدی در فیلمنامه از چه المانهایی استفاده میکنید یادآورشد: واقعا هیچ فرمول ثابت و قطعی برای نوشتن فیلمنامه کمدی وجود ندارد، اما میتوان با استفاده از تکنیکهایی مانند تناقض و غافلگیری، خنده را برانگیخت ولی پیدا کردن جایگاه این تناقضها و غافلگیریها در لحظه شکل میگیرد، بسیاری از دوستان اعتقاد دارند که من طرح نویس خوبی نیستم چون در طرح من، کمدی وجود ندارد، من میتوانم قصه فیلم سینمایی «دینامیت»، «هفتادسی» و «فسیل» را به شکل تلخی روایت کنم چون در زمان نگارش، کمدی وجود ندارد بلکه این پتانسیل در اختلافات بین کاراکترها شکل میگیرد، مثل فیلم دینامیت که در مواجهه دو فرد مذهبی با غیر مذهبی لحظات کمدی به وجود میآید، حتی میتوان نمونههای اجتماعی این فیلمها را نیز پیدا کرد ولی در زمان نوشتن، نویسنده باید به گونهای قصه را طراحی کند که موقعیتهای خنده و شوخی به وجود آید؛ فیلم دینامیت را من با لحن کاملا غمگین برای آقای عامریان تعریف کردم و یک قصه اجتماعی خوب و تلخ شکل گرفت بنابراین در زمان نوشتن، رویکرد کمدی نویسنده، جهان قصه را به سمت کمدی سوق میدهد و هیچ فرمولی هم ندارد.