زهرا شجاعی، بازیگر تئاتر و سینما در گفتگو با خبرنگار تئاتر صبا درباره وضعیت فعلی تئاتر گفت: امروزه حال تئاتر همانند مادر بزرگی خسته و فرتوت است که کسی به اصل آن توجه نمیکند؛ اکثر بازیگران هدفشان از نقش آفرینی روی صحنه صرفا ارضای روحی و دیده شدن شخص خودشان است، کمتر بازیگری پیدا میشود که برای بقای تئاتر روی صحنه بجنگد. تئاتر باید پلی میان حرف دل مردم و دغدغههایشان با جامعه باشد که متاسفانه اکثر بازیگران به چشم پلی برای رسیدن به شهرت به آن نگاه میکنند.
او ادامه داد: درحال حاضر این فضا برای عاشقان این هنر گسترده است اما به شرط آنکه بستر فراهم باشد و به جوانان بها داده شود؛ اگر از احساسات بازیگران در این راستا سوءاستفاده نشود و برای هنری که برایش زحمت میکشند ارزش قائل باشند قطعا آیندهای درخشان انتظار آنهارا میکشد.
بازیگر نمایش «مافیای قجری» تاکید کرد: قطعا خاک خوردههای صحنه میتوانند آینهای شفاف برای جوانان این مسیر باشند؛ یک پیشکسوت نباید هنرجوهای این مسیر را فراموش کند؛ فکر میکنم بسیار زیباست اگر کارگردانی برای ساخت یک پروژه هنری، خودش به شخصه به تماشای اجرایی بنشیند و از بین این همه استعداد ناشناخته الماسی را کشف کند. هرفردی باید هدفش برای خودش انگیزه باشد اما دیده شدن و کشف شدن توسط پیشکسوت و بزرگان این عرصه میتواند امید را در جوانان زنده نگه دارد. متاسفانه درحال حاضر تعداد انگشتشماری از عزیزان را میبینیم که این اتفاق را رقم میزنند؛ قطعا شنیدن این خبر که پیشکسوتی استعدادی را کشف کرده برق شادی را در چشمان بازیگران جوان روشن میکند، لطفا این ذوق را از نسل جوان دریغ نکنید.
او افزود: امروزه جامعه ما با جامعهای آرمانی فرسنگها فاصله دارد؛ باید پتکی به سقف این جامعه زد تا مردمانش به خود آیند از فرهنگی که خواب زده است. بدون شک تئاترِ خوب، میتواند فرهنگی را احیا کند؛ تئاتر همان پتک است که باید ضربهی کاری خود را بر فرهنگ مرده بزند، مردم با دیدن دغدغهها و تماشای رنج هایشان روی صحنه به خود میآیند و این اتفاق میتواند تلنگری برای روزمرگیهایشان باشد.
این هنرمند تئاتر بیان کرد: تئاتر تا زمانی زنده است که حرفی برای گفتن داشته باشد؛ تا وقتی که دردش درد مردم رنجش رنج مردم و دغدغهاش دغدغه مردم باشد یعنی تئاتر هنوزهم نفس میکشد. اجرایی که صرفا فقط برای کسب درآمد و گذران اوقات باشد تئاتری بی روح است. امروزه تعداد این تئاترها به حدی زیاد است که آدمیزاد شک میکند به اینکه فردی عاشقانه در دل این هنر فعالیت میکند یا خیر؛ به شخصه براین باورم که به تئاتر نباید نگاهی مادی و اقتصادی داشت ما میتوانیم با زیست کردن در آن روحی تازه در آن بدمیم.
زهرا شجاعی در پایان تاکید کرد: صحبت پایانیام در ابتدا خطاب به خود و پس از آن به تمامی عاشقان این هنر است که سعی کنیم آن لحظات دل انگیز روی صحنه را زیست کنیم و روح تئاتر را زنده نگه داریم؛ بدون شک تئاتر از نان شب واجبتر است.
