
غلامرضا آذری متخصص ارتباطات و رسانه، نویسنده، مترجم و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار سینما صبا، درباره گرایش ذائقه مخاطب به آثار کمدی که امروزه در پرده نقرهای و یا قاب تلویزیون نمایش داده میشوند، عنوان کرد: در ایران یک احوال ناخوشایند جمعی و پنهان داریم که رسانهها به همین خاطر تمرکز روی بخش کمدی را افزایش دادهاند. در روانشناسی شخصیت یک برنامهریزی مجزا وجود دارد که در آن میبایست برنامهها، سریالها یا فیلمهای سینمایی یک مشاور روانشناسی داشته باشند که اغلب آثار ما ندارند و اگر هم داشته باشند به صورت صوری است… همینها نیز باعث میشوند که اثربخشی آن فیلم یا سریال از بین برود. ما روانشناسی که سابقه حضور در روند ساخت سریال را داشته باشد، نداریم! در حالیکه روانشناس مبتنی بر محتوا آیتمها را تنظیم میکند، محتوایی که مقولات روانشناسی بتواند تکاپو و توان تاثیر بر مخاطب را داشته باشد.
او تاکید کرد: امروزه شاهد سریالهایی هستیم که صرفا روی لهجه و قومیت تاکید میکنند.ساخت خیلی از این سریالها آزمون و خطا است و آنچه من درک کردم این است که مشکلات اقتصادی و تورم باعث شده معیشت تنگ شود و اثر نمایشی به سوی بیخیالسازی و سرگرم کردن عمومی رفته است. با چنین آثاری نمیتوان مشکلی را در زندگی روزمره با مخاطب در میان گذاشت و وقتی سینماگر نمیتواند مسائل بنیادی و ریشهای را نمایش دهد، طبیعتا نمیتواند تاثیر عام هم داشته باشد.
این ارتباط پژوه حوزه مطالعات ارتباطی، رسانهای و سینما اذعان داشت: ما نه تنها به یک مدیریت فرهنگی بلکه به کمیسیونی نیاز داریم که حداقل بین ده تا دوازده عضو که شامل متخصصین روانشناسی، روانپزشکی، مدیریت فرهنگی، جامعه شناسی و رسانهای باشد. البته این افراد باید در آن کمیسیون نفوذ تاثیرگذار داشته باشد و محتوا بندی کند و به رشد کمک کند نه که با سفارش برخی افراد باعث شود سریال صرفا زودتر ساخته شود. مانند بسیاری از فیلمهای سینمایی که اکنون پخش میشود، اما زمانی که آنها را تماشا میکنید، متوجه میشوید چقدر واژههایی که رد و بدل میشود وقیحانه است.
او با اشاره به آثاری که تحت عنوان فیلم اجتماعی ساخته میشود، افزود: این روزها وضعیت به گونهای شده است که اگر در سالن سینما پا بگذاری و در یک فیلم اجتماعی، داد و خشونت و دعوا را نشنوی و نبینی انگار فیلم، فیلم نبوده است به همین خاطر هیچ اثربخشی اتفاق نمیافتد.
این کارشناس اظهار داشت: مگر به غیر از این است که کمدی از دل این فرهنگ آمده است، فرهنگ در این فیلمها و مضامین من درآوردی [با عنوان کمدی] پیش برنده است٫ ذائقه شناس نیست. این فرهنگ هیچ پایه علمی ندارد بلکه یک کارگردان و تهیه کننده پولداری دارد که رابطه دوستانهای دارند و این رابطه منجر به ساخت اثر میشود که مشخص است، این اثر آبکی ساخته شده است و همه نیز همان را تکرار میکنند. ما دچار یک چرخه معیوب در آثار شادی آور شدهایم که اساسا به کارگیری کلمه کمدی برایشان زیاد است.
آذری تصریح کرد: اکنون در ساخت آثار فقط رقابت مالی مطرح است وگرنه چرا آن آقای بازیگر مجری یک برنامه تاک شو میشود و یا چرا هر چه پژمان است، مجری برنامه و بازیگر تبلیغات و … میگذارند؟!! یعنی سازمان صداوسیما با این همه گستردگی قدرت این را ندارد که چند متخصص تربیت کند؟ وقتی این قدرت را ندارد مجبور می شود از سلبریتی کمک بگیرد. چرا بازیگر توانمندی که خاک صحنه را خورده، باید سه روز در هفته در خانه سینما بنشیند و چهار جوان بی تجربه که نمیتوانند اثرگذار باشند، جای او جلوی دوربین بروند؟
او اظهار کرد: از خاطرم نمیرود زمانی که حسن خجسته باقرزاده مدیر رادیو بود، ممنوع کرده بود که کسی از معاونت صدا به معاونت سیما برود و من این سیاست را خیلی دوست داشتم. الان خیلی از مجریان و گویندگان ثابت، مجری تصویری شدهاند! یا از آن سو یک بازیگر زن سینما را مجری یک برنامه مسابقهمحور کودکانه گذاشتهاند! این خانم بازیگر است یا مجری؟ خب با این به کار به جایگاه مجری و گوینده هم توهین میکنیم.
این متخصص ارتباطات با تاکید بر وجه کاذب کسب منافع در عرصه سینما گفت: نهایت این سودآوریها زندگی در کانادا یا نهایتا خرید یک ویلا در شمال است!
آذری که علاقهمندیهای نگرشی و روشی او حوزههای مهم تاریخ، فلسفه و نظریههای ارتباطات، رسانهها و مکاتب ارتباطی، مطالعات فیلم و علوم چندرشتهای، میان رشتهای و ترارشتهای را در برمیگیرد، در پایان گفت: بازیگری که تمام عزتش را از سینما دارد، اکنون تشکیلات و برنامههای متفاوت را برای خودش تدارک دیده است و همینها به رسانه ضربه میزنند چرا که این افراد نه درس رسانه را خواندهاند و اگر مدرکی هم گرفته باشند در دانشگاه واحد رسانه را نگذراندهاند یا حداقل استاد جدی نداشتهاند. جای بازیگر سینما مقابل دوربین تلویزیون به عنوان مجری و گوینده نیست، مجریگری و عناصری نظیر آن در دیکشنریهای تخصصی رسانه، هرکدام تعریف مشخص خود را دارند.
پگاه زارعی