
فرهنگ باوندی سال ۱۳۶۳ در کرمانشاه متولد شده است. او دارای مدرک مهندسی برق از دانشگاه رازی کرمانشاه و کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه هنر تهران است. ابتدا در سال ۱۳۶۹ فراگیری تار و سهتار را نزد استادانی چون «حسین علیزاده»، «ارشد تهماسبی» و «بهروز آهی» فراگرفته و پس از آن به فراگیری دروس آهنگسازی در محضر استادان «محمدرضا تفضلی»، دکتر «امین هنرمند»، «شریف لطفی»، «حمیدرضا دیبازر» و دکتر «محمدرضا آزادهفر» پرداختهاست.
پیشینه هنری این هنرمند کرمانشاهی در ادامه شامل این موارد است: تدریس تار و سهتار در سال ۱۳۸۵ در آموزشگاههای کرمانشاه، تدریس در دانشگاه فرهنگ و هنر کرمانشاه، برگزاری کنسرتهای متعدد گروهنوازی و تکنوازی، برگزاری کارگاههای پژوهشی با همکاری انجمن موسیقی کرمانشاه، همکاری در تهیه و ساخت موسیقی چند فیلم، مؤلف کتاب «آموزش دورهی مقدماتی و متوسطهی تار و سهتار» (در دست تصحیح) و مترجم کتاب «شیوهی آهنگسازی بِلا بارتوک» (در دست چاپ).
در ادامه گفتوگوی خبرنگار موسیقی صبا را با این هنرمند میخوانید:
*** مهمترین نکته در موسیقی که به لحاظ کیفی کار هنرمندان را از یکدیگر متمایز میکند، چیست؟
در پرداختن به مقوله کیفیت، همواره میتوان سلیقه را در مقابل مطرح کرد و چون سلیقه نسبی است و در هر فردی متفاوت است، نمیتوان درباره کیفیت آثار به دیدگاهی واحد و یکسان دست یافت. واقعیت آن است که معیار و سنجش مشخصی در ارزیابی کیفیت موسیقایی یک اثر وجود ندارد، مگر با معیار و شاخصههای کلاسیک در ساختار، فرم و هارمونی که آن نیز در هنر معاصر اغلب نمیتواند سنجه مناسب و قابلاتکایی باشد؛ اما در حالت کلی، آنچه اثر یک هنرمند را از سایر آثار متمایز میکند، باید در چگونگی مواجهه هنرمند با خود و ارتباط با دنیای پیرامونش جست. هنرمند باید دارای اندیشه، جهانبینی، تجربیات شخصی و منحصربهفرد خود باشد و نسبت خود با دنیای اطرافش را بهدرستی بشناسد تا بتواند با اشراف بر مسائل تکنیکی مرتبط با کارش، اثر هنری یگانه و درخورتوجهی بیافریند.
*** عدهای از مردم موسیقی را به چشم سرگرمی مینگرند. به نظر شما وظیفه موسیقی، واداشتن به اندیشهورزی است یا صرفاً سرگرمیای برای تودهها؟
انواع موسیقی بنا به ضرورت و نیاز وجود دارد و هرکدام، بخشی از نیازهای انسان را پاسخ میدهد. حتی در تاریخ موسیقی غرب نیز میبینیم که موسیقیهای برنامهای همچون «باله» و «اپرا» با هدف سرگرمکردن مخاطب ساخته و پرداخته شدهاند. بسیاری از این آثار، شاهکارهای تاریخ موسیقی هستند و حتی توانستهاند جریانساز سدهها باشند. همانطور که میدانید موسیقی از انتزاعیترین هنرهاست، بنابراین نمیتواند حامل پیام روشن و مشخصی باشد؛ مگر در مواردی که به شعر و کلام مقید باشد.
مطالعه تاریخی یک اثر و نگاه به رویدادها و تحولات اجتماعی و سیاسی منجرشده به اثر، میتواند کلیدواژههایی برای تفسیر ما از یک اثر موسیقایی را به دست دهد و زمینه اندیشیدن را فراهم کند. موسیقی در مهمترین کارکردش، بستری است برای انتقال عواطف و احساساتی که در بیان هیچ زبانی نمیگنجد. من همیشه به این گفته از «پالسترینا» اندیشیدهام که موسیقی خوب، موسیقیای است که عوام بدان گوش میسپرند و خواص آن را تحسین میکنند.
***برای اینکه خلاقیت خود را پویا نگه دارید، چه میکنید؟
دکتر «شفیعی کدکنی» معتقد است «خلاقیت هنری بروز گاهبهگاه تناقضی است که در مرکز وجود هر هنرمندی قرار دارد». او خاستگاه این تناقض را اراده معطوف به آزادی میداند. با این حال من معتقدم مجال بروز این پارادوکس زمانی فراهم میشود که هنرمند به طور مستمر و مداوم درگیر کار و آفرینش اثر هنری باشد. تنها در این حالت است که دریچههای تازهای به روی او گشوده میشود و زمینه بروز خلاقیت فراهم میآید.
*** در یک قطعه خوب، چه چیزی میتواند ذهن شنونده را به حرکت دربیاورد و توجه او را جلب کند؟
یک اثر موسیقایی بسته به نوع و ژانر و کارکردش میتواند شامل اِلِمانهای متفاوتی مانند فرم، بافت، هارمونی، ارکستراسیون و… باشد. آهنگساز بنابر ذوق، میل و هدف خود میتواند تمام موارد، یک یا چند مشخصه فوق را در جهت پیشبُرد آثار خود بهکار بگیرد. آنچه که نباید از وجودش غافل بود، وجود شنوندگانی است که دریافتی بیشتر از شنوندگان عام در ظرایف ساختاری و موسیقایی اثر داشته باشند تا بدین نحو، کار نیمهتمام آهنگساز را تکمیل کنند.
*پریسا اسماعیلینیا