در شرایط فاجعه، چطور محترم بمانیم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۱۲:۴۵
محمود قلی‌پور در گفت‌وگو با صبا:

در شرایط فاجعه، چطور محترم بمانیم

مترجم کتاب هیروشیما نوشته جان هرسی از شاخصه‌های روایت این نویسنده و خبرنگار از فاجعه هیروشیما گفت...

به گزارش خبرنگار فرهنگ و کتاب صبا، تاریخ‌دانان بی‌طرف دو برخورد با موضوع هیروشیما دارند. یکسری می‌گویند آمریکا در بمباران هیروشیما، از پشت خنجر زد، کاری کرد که در قوانین بازی پذیرفته نبود. اما عده‌ای دیگر میگویند هیروشیما باعث پایان جنگ شد و ادامه جنگ شاید کشته‌های بیشتری می‌داشت تا بمباران هیروشیما! اما هرچه بود هردوطرف بر فاجعه بودن هیروشیما توافق نظر دارند. اگر بخواهیم کتابی بدون موضوع‌گیری سیاسی راجع به این ماجرا بخوانیم، بهترین انتخاب هیروشیما نوشته جان هرسی است. هرسی از مطرح ترین خبرنگاران آمریکاست و در این کتاب روایتی نوشته ازشش ماه اول پس از بمباران هیروشیما. روایت هرسی از وقایع، گزارشی روایتی واقعی است چرا که او خود به ژاپن رفت و صرفا بر اساس اخبار و گزارش های رسیده این کتاب را ننوشت. بنابراین کتاب گزارشی تاریخی بر اساس اسناد و مدارک نیست، بلکه گزارش مفصلی برپایه دیده های عینی نویسنده است. او کتاب را اول در نیویورک تایمز منتشر کرد و بعد بصورت کتاب درآمد که استقبال بی نظیری از آن شد. در این گفتگو با محمود قلی‌پور مترجم کتاب سعی کردیم ببینیم آیا کتاب واقعا موضعی ندارد یا اینکه روایتی خنثی است.

٭٭٭ برای شروع بگذارید بپرسم این کتاب رمان است یا خیر. یعنی وقایع در آن دراماتیزه شده و به قصه درآمده یا واقعا گزارشی واقعی است؟

-من به این نوع کتاب‌ها می‌گویم جستار. در آن از سوم شخص استفاده شده و به همه وقایع بر اساس زاویه دید شش نفر روایت شده که اینها هم آدم‌های واقعی هستند. یعنی این نوشته‌ها مستند است و قصه گویی نیست. تا قبل ازین کتاب، هرچه راجع به هیروشیما منتشر می‌شد یا آمار و ارقام بود یا اخبار دست‌کاری شده. اما او رفت به ژاپن تا دیده‌های عینی اش را بنویسد. به همین دلیل کتاب بسیار انسانی‌تر و ملموس‌تر است تا کتاب‌های تاریخی راجع به این موضوع. هیچ‌کس نیامد به رنج آدم‌ها در آن اتفاقات بپردازد و هرسی این کار را کرد.

٭٭٭ یعنی اگر بخواهیم بدانیم چرا و چطور این اتفاق افتاد، نمی‌شود اطلاعاتی از این کتاب گرفت و صرفا می‌شود واقعیتِ آن روزهای پس از هیروشیما را بدون اینکه اطلاعات تاریخی به ما بدهد، در کتاب دید؟

-نه اطلاعات تاریخی نمیشود ازش گرفت. روایت به هرحال روایتی داستانی است و به همین دلیل است که من میگویم جستار و نمیگویم گزارش. وقتی کتاب را می‌خوانیم بیشتر فکر می‌کنیم که داریم داستان می‌خوانیم. داستان شش نفر که ماجرای سختی را دارند از سر می‌گذرانند.

٭٭٭پس اگر بدنبال اطلاعات بدست آوردن باشیم، کتاب به سمت داستان فرار می‌کند؟

-بله نگاه کنید یکی از این دلایل که نیویورک تایمز تصمیم گرفت کار را به جان هرسی بسپرد، این است که شش ماه اول بعد از بمباران، تمام مطالبی که منتشر می‌شد، آمار و ارقام بود. ژاپن به عنوان بازنده جنگ در این گزارش ها معرفی می‌شود و آمار خرابی‌ها و تلفات داده می‌شود. حالا نیویورک تایمز جان هرسی را فرستاد که اطلاعاتی راجع به زیست ژاپنی‌ها در این بحران به‌دست بیاورد و یا بهتر اینکه تصویر واقعی تری نسبت به آمار و ارقام ارائه کند. جان هرسی نگاهی انسانی به ماجرا دارد. گزارش او مقابل همه گزارش هایی بود که تا آن موقع منتشر شده بود. کاری که رسانه ها غالبا و ناخواسته می‌کردند، این بود که بگویند علم چطور توانست یک امپراتوری را به زانو در بیاورد.

٭٭٭ باتوجه به اینکه می‌گویید کتاب روایتی واقعی از آدم‌های ژاپن در آن بحران است، می‌خواهم بدانم روحیه ژاپنیها چطور توصیف شده؟

-ببینید ژاپنی‌ها آدم‌های از خودگذشته‌ای هستند. به‌خصوص در شرایط سخت… فرهنگ شینتون در ژاپن خیلی در کتاب به چشم می‌آید. یعنی اینکه آدم‌ها در چنین شرایطی چطور با ایثار رفتار می‌کنند، اینکه در شرایط فاجعه، چطور محترم بمانیم.

٭٭٭ برای اینکه ببینیم کتاب چه دیدی به ما می‌دهد، بگویید یکی از این شخصیت‌ها راجع به چه صحبت می‌کند؟

-یکی شان کشیش است و هیچ آسیبی نمیبیند. مسیحیت در ژاپن دین نویی محسوب می‌شود. درواقع یک دین غربی محسوب می‌شده. این کشیش در شهر غریبه بود اما آدم خوبی است و خیلی‌ها را نجات می‌دهد. همیشه احساس شرم می‌کند که چرا در این واقعه آسیبی ندیده. شرمساری ژاپنی در رابطه با آسیب ندیدنش دارد.

٭٭٭درواقع مسیحی‌ها این بلا را بر سر ژاپن آوردند. حالا این کشیش دقیقا چه نقشی در کتاب بازی می‌کند. کشیش از خود ژاپن است؟

-نمی‌توانم بگویم کشیش نمادی از غربی‌هاست چون اتفاقا از دل خود فرهنگ ژاپن در می‌آید و بله ژاپنی است و از خودشان محسوب می‌شود.

٭٭٭ شخصیت مسیحی دیگری در کتاب نیست؟

-چرا. یک کشیش آلمانی هم در کتاب هست که همان نقشی را دارد که شما می‌گویید، نمادی است از غربی‌ها. او فقط دنبال این است که کلیسایش را احیا کند و شخصیت سردی در قبال فاجعه دارد. تفاوت کشیش ژاپنی و آلمانی در این است که کشیش آلمانی جز یکجا که ازش کاری خواسته می‌شود، کاری نمی‌کند.

٭٭٭ در دو سوال اخیر بیشتر بدنبال این بودم که ببینم نویسنده به عنوان شهروندی از کشور برنده، شرمندگی‌ای نسبت به مردم کشور بازنده احساس می‌کند؟

-ببینید جان هرسی واقعا در کتاب حضور ندارد. یکی ازین نکاتی که ناشر اصلی کتاب یعنی پنگوئن در مقدمه میاورد این است که نویسنده از دو موضوع پرهیز کرده که یکی اش همین عدم موضع گیری است. نویسنده در این روایت یک دوربین خنثی است. و نکته دوم اینکه نویسنده در بیان رنج‌ها هم اغراق نمی‌کند. یعنی آن حالت شرمندگی که می‌گویید حداقل باید خودش را در اغراق رنج‌ها نشان دهد که فکر نمی‌کنم اینطور باشد.

٭٭٭ بگذارید این را نپذیریم چون در خنثی‌ترین روایت ها هم بالاخره می‌شود ردپای رویکرد نویسنده را پیدا کرد و کتاب را بالاخره یک ربات ننوشته است!

-شاید در مواردی بشود ردپایش را به قول شما دید. در سه صحنه هست که شرمندگی نویسنده نسبت به مردم ژاپن بروز میکند. یکی اش صحنه‌ای است که کشیش بخاطر اینکه در آمریکا درس خوانده ناراحت است و این را از مردم مخفی می‌کند. خب بله اینجا ردپا هست. صحنه دیگر هم جایی است که امپراتور از مردم بابت این فاجعه عذرخواهی میکند. امپراتور در ژاپن نماینده خداست و حالا دارد به یک فاجعه اعتراف می‌کند. خب این لحظه سنگینی برای ژاپنی‌هاست و در کتاب رویش تاکید شده که باز می‌شود گفت ردپا. اما باز ترجیحم این است که کتاب را دارای رویکرد ندانم.

٭٭٭با توجه به آمریکایی بودن نویسنده، چقدر ازین کتاب در خود ژاپن استقبال شد؟ چون احتمالا نوعی تنفر در بین ژاپنی‌ها به‌وجود آمده بود.

-کتاب شش ماه بعد از هیروشیما در مجله منتشر شد و چند ماه بعد هم به‌صورت کتاب و بسیار موفق بود اما بیشتر در خود آمریکا و دنیا محبوب شد. در ژاپن هم بسیار خوانده شد اما می‌توانم بگویم محبوب نشد که علت این استقبال سرد ژاپنی‌ها از کتاب به نظرم روشن است.

٭٭٭ به نظرم ترجمه از کتاب‌های مستند در ایران زیاد شده. این رویکرد به کتاب‌های گزارشی و مستند در دنیا به‌وجود آمده یا صرفا در ایران چند سالی است که به این ژانر توجه ویژه‌ای می‌شود؟

-فکر می‌کنم علاقه به این سبک کلا در جهان افزایش پیدا کرده. البته در غرب تعادلی بین رمان و جستار و غیره وجود دارد اما شاید در ایران یکجور تاریخ زدگی باعث شده ما به سمت جستار برویم. یعنی ما میخواهیم یک چیز مستندی بخوانیم اما نمی‌خواهیم روایت غالب تاریخی را بخوانیم. تمایل ما به این شده که روایت غیر رسمی را بخوانیم. درکل فکر می‌کنم روایت سلطه طلبانه‌ای که تاریخ از وقایع می‌دهد، ما را خسته کرده و حالا ترجیح مخاطب ایرانی و شاید جهانی این است که گزارش مستند بخواند تا روایت تاریخی.

٭امیرحسین بریمانی

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها