دختران در خط مقدم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۱۲:۱۷
چرا طراحی درست پیرنگ به خلق درام جان‌دار نمی‌انجامد؟

دختران در خط مقدم

محمدعرفان صدیقیان | «دسته دختران» جدیدترین ساخته منیر قیدی موضوع مهم و حساسی را مطرح می‌کند و با توجه به ویژگی‌ها و روند تولیدش، اثری جاه طلبانه در مختصات سینمای ایران به شمار می‌رود اما نمی‌تواند در رده نخستین فیلم بلند سینمایی این سینماگر زن، اهمیت و جایگاه پیدا کند.

فیلم «دسته دختران» جدیدترین ساخته منیر قیدی با توجه به ویژگی‌ها و روند تولیدش، اثری جاه طلبانه در مختصات سینمای ایران به شمار می‌رود. قیدی در این فیلم نیز مانند نخستین ساخته‌اش «ویلایی‌ها» به نقش زنان و مجاهدت‌های آنان در دوران دفاع مقدس پرداخته است. با این تفاوت که این بار زاویه متفاوتی را برای بازنمایی بخشی از واقعیت‌های جاری در جبهه نبرد انتخاب کرده است. همین نگاه متفاوت و جست و جوی داستان‌هایی ناگفته در سینما که به صورت وقایع مستند توسط راویان گوناگون ثبت و ضبط شده‌اند، وجه تمایز فیلم‌های قیدی با سایر آثار دوران دفاع مقدس است. خصوصا توجه به نقش زنان در جنگ تحمیلی که علی رغم حضور چشمگیردر ادبیات داستانی، در سینما کمتر مورد پرداخت قرار گرفته است.
قیدی در همان نقطه شروع، شخصت‌های اصلی را معرفی کرده و تلاش می‌کند مخاطب را در فضایی پر التهاب و نفس گیر، درگیر قصه کند. اما علی رغم طراحی درست داستان در سکانس‌های آغازین، نویسندگان اثر موفق نمی‌شوند در ادامه هم راستای پیرنگ طراحی شده پیش رفته و درام جانداری را به وجود آورند. بیشترین آسیب در «دسته دختران» متوجه فیلمنامه آن است. ابراهیم امینی یکی ازسه نویسنده اثر، تجربه نگارش آثاری همچون دوگانه ماجرای نیمروز را در کارنامه دارد. فیلمی که بخش عمده موفقیت آن، در پرداخت درست داستان و خلق هوشمندانه شخصیت‌هایی پر از جزئیات ریز و درشت خلاصه می‌شد. اما او نتوانسته چنین نگاهی را در متن فیلمنامه «دسته دختران» اعمال کند. قیدی و همکارانش کوشیده‌اند در شخصیت پردازی، تصویر کلیشه‌ای که اغلب از رزمندگان ارائه می‌شود را نادیده گرفته و مسیر دیگری را طی کنند. به همین دلیل ویژگی‌هایی در پرسوناژ‌ها لحاظ شده که از آن‌ها تصویری باور پذیر برای مخاطب امروزی ارائه کند. نکته‌ای که شاید بتوان گفت تنها نقطه قوت فیلمنامه این فیلم است. قیدی بر روی داستانی دست گذاشته که به او امکان بسیاری در جهت خلق درام و شخصیت می‌داد. اما در هر دو این مورد، او به حداقل‌ها اکتفا کرده است.

به نظر می‌رسد قیدی بیش از هر چیز، محو ایده‌های تصویری و شیوه کارگردانی که برای «دسته دختران» در ذهن داشته شده و به همین علت جزئیات بسیاری از دید او دور مانده است. آنچه «ویلایی ها» را تماشایی کرده بود، پرسوناژهایی بودند که نویسنده با تیز هوشی ابعاد روانی و درونیات آن‌ها را مقابل چشم تماشاگر قرار داده و توانسته بود برای بخشی نادیدنی چون روان انسان، ماهیتی بیرونی به سان ابژه خلق کند. روندی که علی رغم وجود ظرفیت بسیار، در «دسته دختران» طی نشده است. طی تاریخ و در موقعیت‌های خطیری چون میدان نبرد و زیر خط آتش، بدون توجه به جغرافیای مشخصی، معمولا همه افراد کنش‌های یکسانی ازخود بروز می دهند. به همین دلیل در سینمای جنگ زمانی که طراحی درام بر مبنای رفتار شخصیت‌ها انجام می‌شود، شاهد تصاویر و برداشت‌های کلیشه‌ای هستیم. اما زمانی که فیلمساز منطق فیلمنامه را بر بستر روانی شخصت‌ها بنا می‌کند، به دلیل شیوه زیست متفاوت و نیز طرز فکر خاصی که هر فرد از آن برخوردار است، انتخاب‌های بیشماری پیش روی نویسنده خواهد بود که او می‌تواند بسته به پیرنگ طراحی شده، سیر و سلوک درونی هر نقش را تعیین کند. مسیری که البته ابراهیم امینی یک سال بعد و در نگارش فیلمنامه «موقعیت مهدی» آن را طی نمود. فیلمساز با آگاهی از ضعف‌های فیلمنامه و البته به لطف امکانات پر شماری که در زمان ساخت فیلم در اختیارش بوده، موفق شده طراحی بصری قابل قبولی انجام دهد و کارگردانی درست او مخاطب را تا انتها با فیلم همراه می‌کند. هچنین انتخاب نیکی کریمی به عنوان شخصیتی بومی، به هیچ عنوان باور پذیر نیست و او نتوانسته از تجربیات و اندوخته‌های خود در بازیگری، چیز بیشتری به نقش اضافه کند. به علاوه او در مواجهه با لهجه جنوبی نیز ناموفق است و همه این‌ها باعث شده که او تصویری کلیشه‌ای از پرسوناژ خود ارائه کند.
با این وجود بازیگران جوانی چون فرشته حسینی و حسین سلیمانی توانسته‌اند تا حد زیادی به کاراکترهایی که نقش آنها را ایفا می‌کنند نزدیک شوند و بسته به بضاعت فیلمنامه و فضایی که در اختیارشان قرار گرفته، حضوری موثر داشته باشند. مهدی حسینی‌نیا نیز که سال‌ها سابقه حضور بر صحنه تئاتر را داشته و مدتی است به واسطه انتخاب‌های درست و متفاوتش در عالم تصویر توانایی‌های خود را به اثبات رسانده، توانسته علی رغم حضور کوتاهش در این فیلم، ردی پررنگ از خود به جا گذاشته و بسیار فراتر از ظرفیت کاراکتر، در درام خودنمایی کند.
حضور دختران در صحنه نبرد برای تهیه مهمات و آوردن آن به داخل شهر، واقعه‌ای مستند بوده که در جنگ رخ داده است، اما این فیلم در بازنمایی آن، منطق روایی درستی را در پیش نگرفته است و انگیزه دختران برای تدارک و تشکیل یک گردان مستقل، از جانب مخاطب درک نمی‌شود.
«دسته دختران» نمونه موردی خوبی برای بررسی و آسیب شناسی در سینمای ایران است. فیلمی که از نظر ابعاد فنی، ویژگی‌های ممتازی داشته و نمونه درخشانی به حساب می‌آید، اما ضعف‌های فیلمنامه‌اش سبب شده با اثری رو به رو باشیم که آن طور که باید توان ماندگاری در ذهن مخاطب را ندارد و به همین دلیل فیلمساز سوژه بکر و البته مهمی که به آن پرداخته را هدر داده است.
البته در بررسی یک فیلم می‌توان به موارد مختلفی توجه داشت. معمولا فیلم‌های مربوط به حوزه سینمای جنگ و دفاع مقدس می‌کوشند علاوه بر نمایش مصائب و مشکلات رزمنده‌ها و همچنین بازنمایی رشادت‌ها و دلاوری‌های آن‌ها، درباره ابعاد مخوف و ویرانگر جنگ و تبعات مربوط به آن نیز هشدار دهند و شاید برخی «دسته دختران» را در این مورد موفق ازیابی کنند. اما مسئله اینجاست که از این منظر، نمونه‌های قابل اعتنایی در سینمای ایران و جهان وجود دارد و دیگر صرف پرداختن به این مسئله، نکته مثبتی برای یک فیلم به شمار نمی‌رود و آنچه مهم است، مطرح کردن مواردی دور از چشم و ناگفته به گونه‌ای جذب، گیرا و موثر است.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها