من فقط راوی‌ام، هرگز نتیجه‌گیری نمی‌کنم! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۱۷:۴۲
گالری‌گردی صبا

من فقط راوی‌ام، هرگز نتیجه‌گیری نمی‌کنم!

«مهدی راحمی» نقاش درباره آخرین نمایشگاهش در آرتیبیشن می‌گوید: من فقط راوی یک وضعیت هستم و هرگز نتیجه‌گیری نمی‌کنم. من یک نقاشم. آنچه را که می‌بینم یا حس می‌کنم، می‌کشم. شاید بتوان اسمش را هشدار گذاشت... من در نقاشی سعی دارم نگاهی جهان‌شمول داشته باشم.

به گزارش خبرنگار تجسمی صبا، گالری گردی شاید آخرین تفریح هنری باشد که مردم به آن روی بیاورند.این مسئله تنها مختص به ایران نیست و در سراسر جهان وجود دارد.قطعا یکی از دلایل، سرگرم‌ساز نبودن هنر تجسمی است، اما دلیل دیگری هم وجود دارد که شاید خیلی مهم باشد و آن احساس غریبی کردن مردم عام با فضای گالری‌ها و آثار هنرمندان تجسمی است. این در حالی است که اتفاقا هنرمندان عرصه تجسمی، غالبا خاکی و مردمی هستند و ارتباط با مردم در گالری‌ها را دوست دارند.

آثار نقاشی «مهدی راحمی» یکی از معروف‌ترین نقاش‌های حال حاضر ایران از ۸ تا ۱۷ اردیبهشت در گالری آرتیبیشن به نمایش گذاشته شده است.

حین ورود به گالری با این جمله که روی دیوار نوشته شده بود مواجه می‌شوم؛ ]کنار آمدن با آنچه که می‌دانیم پایان تباهی دارد! نوعی بی‌تفاوتی و خو کردن با وضعیت اکنون. گویی در دل یک سیلاب مهلک ضیافتی برپاست[ «ضیافتی در قعر»

این جملات کوتاه بیانگر حال تمام نقاشی‌هایی است که در گالری وجود دارد. در تمام آثار یک نوع میهمانی یا ضیافت در حال برگزاری‌ست که در آن چهره افراد قابل شناسایی نیست اما جنسیت آن‌ها مشخص است. آثار شما را به فکر فرو می‌برند که هنرمند چه چیزی را در این نقاشی‌ها می‌خواسته به ما نشان بدهد.

مهدی راحمی برای ما از آثارش چنین می‌گوید: در این مجموعه آثار، چند نشانه مشترک وجود دارد. در تمام آثار یک نوع بزم را حس می‌کنیم. در تمام آثار سعی کرده‌ام شخصیتی را نشان دهم که با دیگر افراد حاضر در ضیافت متفاوت است. در یکی از تابلوها که درآن  طبیعت ترسیم شده، چندین نفر وجود دارند. در گوشه‌ای از نقاشی، در انتهای افق و فضای مه‌آلود یک نقطه زرد کشیده‌ام که انگار نشان می‌دهد کورسوی امیدی هنوز هست. یا در بعضی تابلوها، همه مشغول انجام دادن کاری هستند؛ یک نفر با عزم راسخ به سمت جلو حرکت می‌کند. یا یک زن در گوشه‌ای تنها است و تندیس‌وار گویی می‌خواهد جمعی را نجات بدهد.

او ادامه داد: هر کدام از آثار به نوعی چنین اشاراتی داشتند و من نشانه‌ها را در آثار جابه‌جا کرده‌ام اما همگی موضوع مشترکی دارند؛ اینکه نجات‌دهنده یا روزنه امیدی هست و شاید حتی بتوان نگاه بدبینانه‌ای به آثار داشت؛ اینکه کسی هست اما کسی به او توجهی ندارد…

راحمی به صبا گفت: من فقط راوی یک وضعیت هستم و هرگز نتیجه‌گیری نمی‌کنم. من یک نقاشم. آنچه را که می‌بینم یا حس می‌کنم، می‌کشم. شاید بتوان اسمش را هشدار گذاشت… من در نقاشی سعی دارم نگاه جهان‌شمولی داشته باشم که اگر کسی از کشوری دیگر این ضیافت را دید، تحت‌تاثیر قرار بگیرد و به این نتیجه برسد که این یک وضعیت مشترک جهانی است.

 

«مهدی راحمی» متولد بهار ۵۸ از شهر کاشان است. او از نوجوانی متوجه استعداد نقاشی خودش شد اما در کاشان نمی‌شد به شکل جدی و حرفه‌ای این هنر را دنبال کرد، پس او در اوایل مسیر، خودش به تنهایی پیش رفت. اولین استاد او در کاشان «مهدی اسدزاده» است که مبانی پایه و آکادمیک و انواع تکنیک را در کنارش آموخته بود. راحمی هنگام شاگردی او، در کنار «مهرداد خطایی» با هنر مدرن آشنا شد. به واسطه رفت و آمدش به تهران و بازدید از گالری‌ها، بیشتر با نقاشی مدرن و ذهنی آشنایی پیدا کرد و از نقاشی رئال فاصله گرفت اما همچنان در آثارش در گوشه‌ای از نقاشی، ما با یک توانایی فوق‌العاده‌ در نقاشی رئال روبرو می‌شویم.

*شیبا هاجی

 

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها