
امروز سینماگری خوشنام و دوست داشتنی از میان ما رفته که قطعا و حتما، تلخ و دردناک است و فارغ از اینکه چرا و چگونه سرانجام یک هنرمند پیشکسوت به اینجا رسیده است و مردی با این همه دستاورد و پرکار چنین عاقبتی داشته؛ سوال است که چرا عده ای فریبکارانه در صدد مصادره این مرگ به نفع عقده ها و مطامع خویش هستند؟ دوستانی به ظاهر موجه که حتی، از مرگ همکار هنرمند خود نیز مصادره به نفع می کنند.
جالب اینجاست که هنوز پلیس و مقام قضایی نتیجه تحقیقات و آزمایشات را اعلام نکرده، عده ای خاص هر نوع اظهارنظر در راستای منافع خود در خصوص فقدان مرحوم پوراحمد را بر خود مباح دانسته و به بهره برداری، موج سواری و نشخوار این مرگ مشغول شده اند. روزی که دستنوشته های مرحوم پوراحمد در معرض عموم گذاشته شود و علت رقم خوردن این پایان تلخی که آگاهانه رقم خورد آشکار شود، مشخص می گردد برای کسی که اینهمه سال در عین محبوب بودن در تلاش و مقاومت بود، با این همه لحظات شیرین و جایزه گرفتن، پایانی سخت و دردناک بی معناست.
واقعیت این است که قضاوت در خصوص کسی مثل پوراحمد که برای دادن یک نقد و نظر پیرامون فیلمی ساعت ها تحقیق می کرد و مطلب میخواند سخت است. این همه شایستگی، خلاقیت و هنرمندی برای اینکه یادگار نیک بجا گذارد کافی است و دیگر روا نیست تا عده ای کاسبکار و موقعیت طلب با هوچیگری، سیاسیکاری و اجتهادهای شخصی از موقعیت مرگ یک هنرمند محبوب آب را گل آلوده کرده و ماهی خود را صید کنند!
انسانیت تا کجا سقوط کرده است که از مرگ هنرمند این دیار هم برای کاسبی سیاسی، سوداهای غیرانسانی و ضدفرهنگی و عقده گشایی ها بهره می برید؟
در دل این هیاهوها، متاسفانه، افراد موجه تری هم فریب بازی را خوردند و با فریادهای وامصیبتا با گریزهای سیاسی سعی کردند به در و دیوار چنگ بزنند و فلسفه بافی کنند. حتی، جایی که باید نمود «فرهنگ» و «هنر» باشد، با بیانیه تند و ادبیاتی اپوزیسیونی و ضدملی چنین میکند…
باید به این فریبکاران و فریب خوردگان بگوئیم مغلطه نکنید، آدرس غلط ندهید، عقده های تان را جای دیگری بساط کنید، از مرگ هنرمند عزیز کشور کاسبی نکنید، پوراحمد را وارد چرخه توهمات بیمارگون سیاسی و چریک بازی هایتان نکنید. بگذارید که او در آرامش به سفر ابدی برود، بگذارید یاد و خاطره این قصه ساز کودکان و نوجوانان و عاشق وطن با پلشتیهای شبه روشنفکری و هیجانات سیاسی عده ای آلوده نشود.
کیومرث پوراحمد، یکی از نام های خوب هنر این سرزمین میماند این نقش ماندگار را مکدر نکنید.
پوراحمد تا وقتی بود همواره با این مردم و کنار مردم قرار داشت و با اینکه می توانست خیلی راحت تر از خیلی ها از این کشور مهاجرت کند ولی به دلیل پیوندش با فرزندان وطن و تعهدش به ایران عزیز هیچگاه سودای هجرت نداشت و هیچوقت هم وارد بازی های مزورانه عده ای هنرمندنماها و فرصت طلبان نشد، خودش را خرج بیانیهها، نامهنگاریها و کمپینهای سیاسی نکرد و سعی نکرد چون برخی سینماگران مخنث برای مطرح بودن دست و پا بزند و بیانیه و خطابه آتشین سر دهد.
همیشه، سراغ مسائل انسانی و اجتماعی رفت، هم برای کودکان و نوجوانان فیلم نوشت و قصه گفت و هم برای اعتلای فرهنگ و هنر این سرزمین فیلم ساخت، از قصه های مجید تا فیلم اتوبوس شب و همین فیلم آخرش «پرونده باز است». اهل سیاسی کاری نبود و تا واپسین لحظات حیاتش همواره، دغدغه سینما و فیلم داشت، حتی آخرین تماسش گفته میشود گفتگو با صدابردارش بود برای چند مورد اصلاح.
به همه کسانی که میکوشند از مرگ چنین عزیزی کلاه خویش ببافند باید گفت لطفا انسان باشیم.
هیچکس از درد و رنج واقعی کس دیگر خبر ندارد. این مهم است که هر فرد چه نقشی در جامعه داشته و چه اثری از خود به یادگار میگذارد و مرحوم پوراحمد یادگارهای ارزندهای در حیطه کار خود باقی گذاشته است
خدایش بیامرزد و روحش شاد.