
به گزارش صبا، محمد قاسمی، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر حاضر در بخش بینالملل چهلویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر از استان همدان است.
این هنرمند پیشازاین آثاری چون «آبیترین آسمان زمین»، «سرزمین پدری»، «مثل خواب، مثل رؤیا» را بهعنوان کارگردان روی صحنه برده است.
«مانداک» تازهترین اثر نمایشی به نویسندگی و کارگردانی قاسمی است که روز دوشنبه سوم بهمن در دو سئانس ۱۷ و ۲۰ در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر میزبان نگاه تماشاگران و داوران این بخش از جشنواره بود.
او درباره این اثر نمایشی گفت: «مانداک» به ما میگوید که امکان ندارد کاری را انجام دهیم که خانواده و نسلهای بعد از ما از نتایج مثبت یا منفی آن بیبهره بمانند. قطعاً تصمیمات و اعمال افراد در دو بُعد خانوادگی و اجتماعی مؤثر است.
«مانداک» قصه شیمیدانی است که تمام زندگیاش تحصیل کرده تا بتواند انسانها را نجات دهد اما اسیر خودکامگی شده و از این علم برای ساخت بزرگترین بمب میکروبی دنیا استفاده میکند. این موضوع باعث میشود تا نهتنها به جامعه بشری که حتی به خانوادهاش آسیب بزند. ما در نمایش «مانداک» شاهد به هم چسبیده بودن دختران این شیمیدان از ناحیه دست هستیم و پسری که با قلبی خارج از سینه به زندگی ادامه میدهد و البته تمام خاندانی که به شکلهای متفاوت از بین رفتهاند.
«آبیترین آسمان زمین» اثر نمایشی که پیشازاین اجرا کرده بودید نیز به چنین مضمونی اشاره داشت، میتوان «مانداک» را ادامهای مستقل از آن دانست؟
«مانداک» اثری مستقل است اما از لحاظ معنا و مفهوم تا حدی در ادامه همان معنایی است که «آبیترین آسمان زمین» دنبال میکرد. «آبیترین آسمان زمین» نیز در لایههای درونی خود به خودکامگی بشر اشاره داشت، خودکامگی قشر تحصیلکردهای که در پایینترین سطح انسانیت برای رسیدن به خواستههایشان دیگران را نادیده میگیرند بدون اینکه به تأثیر رفتارشان فکر کنند. «مانداک» نیز در پی انتقال همین معناست. اینکه انسانها در برخی از گذرگاههای زندگی به درجهای میرسند که رنج را به آدمهای دیگر منتقل میکنند و البته این رنج دامنگیر خودشان هم خواهد شد.
آیا شخصیت اصلی «مانداک» فریتس هابر همان پدر جنگ شیمیایی است؟
شخصیت اصلی تداعیگر این فرد است اما در واقع شخصیتها و محتوای «مانداک» به هیچ کشور، فرهنگ یا ملیت خاصی تعلق ندارد. قطعاً این مفهوم جهانشمول در هر کشور و توسط هر فردی قابلمشاهده است. هر فرد خودکامهای که از دانش و علم خود علیه بشریت استفاده کند، میتواند تداعیگر این شخصیت باشد. در واقع «مانداک» به هیچ کشور فرهنگ یا فرد خاصی تعلق ندارد.
ما جز تصاویر آخر نمایش نشانههای دیگری از جنگ در اجرا نمیبینیم، تصاویری که در صورت حذف هم ضربهای به معنای اصلی درام وارد نمیکنند، دوست دارم بهعنوان خالق اثر نظرتان درباره لزوم استفاده از تصاویر بدانم.
بله، خطوربط این اثر اصلاً شبیه به آثار جنگ نیست. در واقع «مانداک» اثری ضدجنگ با درونمایهای اجتماعی است. مؤلفههای اصلی این کار به سمتی و سویی رفته است که زجر را به صورتی زیبا نشان میدهد؛ خانوادهای دردمند که اتفاقاً در عین درد و رنج خیلی زیبا میمیرند.
پخش تصاویر با توجه به همان مفهوم عمومی نمایش و البته مضمونی که در لایههای پنهان متن به آنها پرداخته میشود، مورداستفاده قرار گرفته است. همانطور که پیشازاین نیز اشاره کردم، محتوای این اثر بهصورت مستقیم به هیچ کشور، زبان و فرهنگی اشاره ندارد. «مانداک» یک قصه از قصههایی است که ما را به دغدغههای ابدی بشر ارجاع میدهد. کینه و خودکامگی که از دوران هابیل و قابیل بهجا مانده و تا ابد هم ادامه دارد و نمیتوان برایش تاریخ مصرفی در نظر گرفت. اگر من این کار را در روسیه، اسپانیا یا هر کشوری که درگیر جنگ میکروبی بوده است، روی صحنه ببرم سعی میکنم برای قرابت و همذاتپنداری مخاطبان از تصاویر همان کشور استفاده کنم.