فرهادي عاشق فيلم‌سازي درايران است / در سینمای تمام دنیا، تفاوت سلیقه و حسادت وجود دارد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز شنبه, ۴ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۱۷:۳۶
کاوه سجادي‌حسيني در گفت‌وگو با صبا:

فرهادي عاشق فيلم‌سازي درايران است / در سینمای تمام دنیا، تفاوت سلیقه و حسادت وجود دارد

کاوه سجادي‌حسيني به عنوان دستيار اول اصغر فرهادي در فيلم «فروشنده» حضور داشت، وي «فروشنده» را تجربه‌اي خاص و يگانه مي‌داند و در طول گفت‌وگو با اشتياق خاصي از اين اثر که توانست در جشنواره کن بدرخشد، سخن ‌گفت و اظهار داشت: فرهادی عاشق فیلمسازی در ایران است.

ناگفته نماند که او اين روزها مشغول کار روي
سناريوي سومين اثر سينمايي
‌اش است و هم‌زمان نيم‌نگاهي هم به جذب سرمايه‌گذار براي فيلمش دارد. گفت‌وگوي ما با اين فيلم‌ساز نسبتا جوان اما باتجربه را پيرامون «فروشنده» فرهادي و حواشي و حرف‌ها و اتفاقاتي که اطراف اين فيلم رخ
داده بخوانيد.

زماني که اصغر فرهادي با «جدايي نادر
سيمين» توانست اولين اسکار را براي سينماي ايران ببرد، جواد شمقدري که آن زمان رئيس
سازمان سينمايي بود با ذوق و شوقي وصف
‌ناشدني از اين جايزه به عنوان افتخاري بزرگ ياد کرد؛ ايشان در مورد فيلم «فروشنده»
و درخشش
‌اش در جشنواره کن، با تغيير
نگاه يک
‌صدوهشتاد درجه‌اي، گفته است: «فيلم‌هاي فرهادي نسبتي با انقلاب
و اسلام ندارد. باز خدا را شکر تعرضي به اين حوزه
‌ها هم نمي‌کند!»…

مگر ايشان فيلم «فروشنده» را ديده‌اند؟!

مسلما نه! اما اين تغيير رويکرد از زماني
که ايشان در سمت معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد در دولت دهم، فعاليت داشتند
تا به امروز که ديگر در آن پست حضور ندارند؛ از کجا نشات مي
‌گيرد؟

لابد ايشان زماني که سمت معاونت امور سينمايي
را داشتند، با لابي توانستند اين افتخار را براي سينماي ايران و آقاي فرهادي، کسب کنند!
(مي
‌خندد) واقعيت ماجرا اين است که يک فيلم‌ساز در مورد فيلم‌ساز ديگري صحبت کرده و من
نمي
‌توانم در اين ميان داور خوبي باشم، ولي خب، چيزي که خودم فکر
مي
‌کنم اين است که فيلم هنوز ديده نشده و گمانه‌زني‌
راجع به «فروشنده» جوري است که عده‌اي معتقدند: ««فروشنده» اثر تلخي‌ست!» و اين باعث مي‌شود تا هر کسي بتواند در مورد اثر نظر
بدهد. لازمه
‌
هنر اين است که هم‌ديگر را تحمل کنيم
و فکر مي
‌کنم که فيلم بايد ديده شود.

فکر مي‌کنيد، اين اتفاقات در مورد تمام فيلم‌سازها صدق مي‌کند؟

تا بوده همين بوده! فيلم‌سازي که نگاه خودش را دارد و صاحب انديشه است، ناخواسته با نگاه و تفکر من و يا
ديگران متمايز مي
‌شود و اين فرق‌ها ممکن است به مذاق ما خوش نيايد و باز تکرار مي‌کنم که اين لازمه هنر است که اگر از اثري بدمان آمد، بيان‌اش کنيم و اگر دوستش داشتيم، از اثر تعريف و تمجيد کنيم.

فکر مي‌کنيد در تمام دنيا جريان به همين صورت است؟!

طي مصاحبه‌اي، يکي از برادران داردن (ژان پير داردن) در مورد عدم حضور فيلم موفق‌شان در جشنواره اسکار به عنوان نماينده بلژيک «همان سال، فيلم «پسري با دوچرخه»
در جشنواره کن جايزه ويژه را گرفته بود »، جمله
‌اي دارد که مي‌گويد: «متاسفانه حسادت‌ها نمي‌گذارند که اتفاقات به خودي
خود پيش برود و سليقه
‌ها هم متفاوت است!» توي سينماي
تمام دنيا، تفاوت سليقه، حسادت، بدخواهي و حتي رفاقت وجود دارد. خوب و بد همراه هم
وجود دارند و اين فقط، مختص به سينماي ايران نيست. بايد حرف يکديگر را تحمل کرد…

ولي ممکن است با اين موضع‌گيري‌هاي سياسي فيلم‌سازهاي‌مان را برنجانيم!

با اين حرف‌ها، اصغر فرهادي از مسير خودش باز نمي‌ماند. حرف‌هاي آقاي شمقدري نظر ايشان است!

ظاهرا تغيير موضع‌ سياسي مشکل اصلي است…

هميشه به شوخي مي‌گويم که انسان، جايزالتغيير است! تغييرکردن در شرايط‌هاي مختلف وجود داشته است. فيلم‌سازهايي را مي‌بينيم که طي سال‌ها، تغييرات اساسي کرده‌اند که از يک رويکرد فکري، مذهبي به رويکرد ديگري سوق پيدا کرده‌اند‍! همچنين تغييرات در نگرش سياسي فيلم‌سازاني که از دهه شصت تا به امروز که سي‌سال از آن مي‌گذرد، شاهدش بوده‌ايم. توي سينماي دنيا اين هم روال طبيعي و نرمالي است. براي مثال، هيچکاک از زماني
که فيلم صامت مي
‌ساخت تا سال‌هاي آخر فيلم‌سازي‌اش، تغييرات بسياري داشت. هرچند خط فکري و امضاي‌ او در فيلم‌هايش مشهود است، اما باز هم تغيير کرده است. نبايد از تغييرات ناراحت شويم.

معمولا مديران سينمايي در دوره‌هايي که بر مسند قدرت مي‌نشينند، خود را مالک آثار
توليدي موفق در سينما مي
‌دانند!

به هر حال، آقاي شمقدري زماني معاونت سينمايي
را بر عهده داشتند و مسئوليتي داشتند که امروز ندارند! نکته مهمي که وجود دارد اين
است که نگاه و سليقه شخصي به آثار هنري، تغيير نمي
‌کند و اين تغيير مختص به نگاه و سليقه سياسي است! تمام انسان‌ها نگاه خودشان را دارند که تغيير نمي‌کند. نکته خطرناک
در اين مورد اين است که ميزها هستند که نگاه ما را تغيير مي
‌دهند! به قول خانم رخشان بني‌اعتماد: «فيلم‌ساز فيلمش را مي‌سازد، اما مديران ممکن است،
سال بعد در سازمان ديگري فعاليت داشته باشند و دو سال بعد در اين سمت نباشند! اين فيلم
‌ساز است که هميشه فيلم مي‌سازد.»

اين حرف‌ها و موضع‌گيري‌ها، منجر به اين شد که اصغر فرهادي در آخرين مصاحبه‌اش بگويد : «به شنيدن اين حرف‌ها عادت دارم ولي اين اتفاق‌ها براي من در حال تمام‌شدن است!»

وقتي مديران گذشته که روزي هوادار بوده‌اند، امروز روز تغيير مي‌کنند و متاسفانه دشمن‌تراشي مي‌کنند، همين مي‌شود. هرچند اين حرف‌ها اهميتي ندارد و اصغر فرهادي
به خاطر شمقدري که فيلم بعدي
‌اش را تغيير نمي‌دهد و جواد شمقدري هم همينطور!

حرف‌هاي فرهادي ذهن مخاطب را به سمتي مي‌برد که شايد منظورش اين بوده که دوران فيلم‌سازي در ايران برايش تمام شده است!

وقتي خسته مي‌شويد اين تصميم را مي‌گيريد‍! وقتي اعتراض مي‌شود، اين تبعات را نيز دنبال خود دارد.

فرهادي از فيلم‌سازي در ايران خسته شده است؟!

اصلا! فرهادي عاشق فيلم‌سازي در ايران است. البته من از جانب خودم صحبت مي‌کنم و نظر شخصي‌ام را بيان مي‌کنم.

اميدوارم! به هر حال شما دستيار اول ايشان
در «فروشنده» بوده
‌ايد و از نزديک با او در
ارتباط هستيد…

البته من فيلم‌ساز مستقلي هستم و پيش از اين کار، دو فيلم را کارگرداني‌ کرده‌ام و در «فروشنده» هم فقط دستيار ايشان نبودم و از اول در اين پروژه کنار فرهادي
بودم و اين را مي
‌دانم که فرهادي به کاري که
مي
‌کند، ايمان دارد و اين حرف‌ها تغييري در نگاه ايشان به وجود نمي‌آورد. اگر قرار باشد
با يک حرف مسيرش تغيير کند که ديگر مي
‌شود در مسير باد! دقيقا نمي‌دانم به آن چه مي‌گويند؛ درست ‌گفتم؟

مي‌گويند: حزب باد!

بله! هر فيلم‌سازي مسير تعريف‌شده خودش را دارد و اين حرف‌ها فقط دشمن‌تراشي بي دليل است…

در فيلم بعدي فرهادي که قرار است در اسپانيا
کليد بخورد هم حضور داريد؟

دلم هميشه با آقاي فرهادي است، اما مي‌خواهم فيلم سوم خودم را شروع کنم. (مي‌خندد)

استقبال از تيم «فروشنده» در فرودگاه
چطور بود؟

خيلي شلوغ شد و با يک بي‌نظمي عجيب برگزار شد. هرچند نيروي انتظامي تمام تلاشش را کرد اما آن‌قدر از نيروي انتظامي مشت و فحش خورديم که خستگي از تن‌مان در رفت!

چرا؟!

جلوي ورود خبرنگارن را گرفته بودند و به خبرنگاران
و برخي از بچه
‌هاي گروه بي‌احترامي کردند. محمدرضا دلپاک (صدابردار فيلم) هم از اين قاعده مستثنا نبود! البته
آن
‌ها هم وظيفه‌شان را انجام مي‌دادند اما ‌اي کاش در چنين شرايطي براي
کساني که افتخارآفريني مي
‌کنند، آدم‌هايي را مي‌گذاشتند که هنرمندان را مي‌شناختند و با بي‌احترامي برخورد نمي‌کردند.

ظاهرا جمعيت زيادي سمت گروه هجوم ‌آوردند! آن‌هم براي ابراز تبريک و تشکر.

از ماست که بر ماست! درست است که به نيروي
انتظامي اعتراض مي
‌کنم، اما خود ما هم بي‌نظم هستيم. آن‌قدر هل مي‌دادند و با لحن بدي با نيروي انتظامي حرف مي‌زدند که ماموران نيروي انتظامي عصباني شدند و جنجال شروع شد!‌ اي کاش کمي نظم وجود داشت. شلوغي باعث شد
تا صندلي
‌اي بشکند و پاي يکي از خانم‌هاي همراه ما بشکند! در کل خوشحال‌کننده بود و ذوق و
شوق مردم براي استقبال از تيم، قابل ستايش و با ارزش بود.

زمان فيلم‌برداري، فکرش را مي‌کرديد که «فروشنده» در کن
با استقبال مواجه شود و نخل طلا را براي فرهادي و حسيني به همراه بياورد؟

مي‌گويند که اگر به نمره
فکر کنيد، درس را نمي
‌فهميد! ما مطمئن بوديم که
با يک فيلمنامه خوب و کارگردان کاربلد، در جشنواره ديده خواهيم شد ولي به جايزه فکر
نمي
‌کرديم، چون فکرکردن به جايزه، پشت‌کردن به اثر است! کيشلوفسکي، کارگردان قدر سينما مي‌گويد: «سينما، جايزه و تشويق و خوشحالي و مصاحبه نيست!» شما از ساعت شش صبح، ميان
گل و در سرما مشغول به کار مي
‌شويد و ساعت ۱۲ شب به خانه
بازمي
‌گرديد و خانواده در درجه دوم اهميت واقع مي‌شود! لازمه هر لذتي رنج است!

شهاب حسيني جايزه ارزشمندي را گرفت؛ نقش
مقابل وي ترانه عليدوستي بود که مي
‌گويند مکمل ايفاي نقش وي بود ولي آنچنان که بايد مورد توجه قرار نگرفت، از نگاه
شما تفاوت بازيگري اين دو چگونه بود که دچار تفاوت نگاه داوران شد؟

اين سليقه داوران و انتخاب آن‌ها بود. از نقدهايي که در مورد فيلم نوشته شد، مي‌توان دريافت که بازي ترانه عليدوستي بسيار مورد توجه قرار گرفته بود، اما بازهم
سليقه داوران تعيين
‌کننده بود. اين اتفاق براي
شهاب افتاد و هنوز همه
‌چيز تمام نشده و اين مسير
ادامه دارد. مخصوصا با انرژي
‌اي که از ترانه عليدوستي
سراغ دارم، مطمئنم اتفاق
‌هاي خوبي در انتظار ايشان
است.

در مورد فراخواني که براي جذب بازيگر
داده بوديد؛ چند نفر انتخاب شدند و اين بازيگران
کجاي فيلم جاي دارند؟

غير از شهاب حسيني، ترانه عليدوستي، بابک کريمي
و فريد سجادي
‌حسيني که از قبل حضور‌شان مشخص شده بود، باقي بازيگرها از ميان آن فراخوان انتخاب شدند. از ميان چندين
هزار نفر که براي ما ويدئو ارسال کرده بودند، تمام بازي
‌ها را ديديم و انتخاب کرديم.

حدود چهار ماه طول کشيد و فرهادي تمام ويدئوها
را تک
‌تک ديد. دعوت‌شان مي‌کرديم و تست مي‌دادند و فرهادي با دقت تمام
اين کار را انجام داد تا حق کسي ضايع نشود. خوشبختانه انتخاب
‌ها درست بود و نقدهاي مثبت در کن نشان از همين موضوع داشت.

فکر مي‌کنيد «فروشنده» در مراسم اسکار آينده موفق خواهد بود؟

تمام جايزه‌ها را نمي‌برد، اما چندين جايزه مي‌گيرد. (مي‌خندد)

«فروشنده» اين پتانسيل را دارد که دومين
اسکار را براي اصغر فرهادي به ارمغان بياورد؟

دعا مي‌کنم اين اتفاق بيفتد. شايد هم اين اتفاق نيفتد، اما براي اصغر فرهادي اهميت زيادي
ندارد و سينماي ايران اهميت بيشتري دارد.

تفاوت اصلي اين فيلم با ديگر فيلم‌هاي فرهادي در چيست؟

اين فيلم در ادامه‌ کارنامه فرهادي است و دنباله‌رو آثار قبلي اوست و شباهت بسيار زيادي به ديگر فيلم‌هايش دارد. فيلمي با استحکام و زيبايي فيلم‌هاي قبلي ايشان. باز هم پاي سليقه در ميان است شايد مخاطبي «درباره الي» را بيشتر
بپسندد…

خود شما چطور؟

از آن‌جايي که در اين فيلم حضور داشتم و هفت ماه با «فروشنده» زندگي کردم، جايگاه خاصي
براي من دارد و نمي
‌توانم اين سوال را جواب بدهم.
با اين فيلم بزرگ شدم و نگاهم را تغيير داد.

در آخر از سومين فيلم خودتان بگوييد.

يک درام شهري است که شباهت زيادي به «بوفالو»
دارد، اما قصه
‌گو‌تر است. اتمسفر برايم اهميت زيادي دارد اما در اين فيلم درام بيروني و دروني برايم
از اهميت بيشتري برخوردار است.

هم‌چنان روي سناريو کار مي‌کنيد؟

بله و همزمان هم دنبال تهيه‌کننده‌اي مي‌گردم تا بتواند براي اين کار سرمايه‌گذاري کند. تمام تلاشم را مي‌کنم تا فيلم را براي جشنواره فجر امسال آماده کنم.
اميدوارم شرايط هرچه زودتر براي ساخت فيلم سوم
‌تان فراهم شود.

سعید طاهری

انتهای پیام/
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها