به گزارش خبرگزاری صبا،گروه موسیقی
«دال» سال گذشته نخستین کنسرت خود را در دیماه در تالار ایوان شمس برگزار کرد و
پس از آن خیلی سریع اجرای موفق آنها دهان به دهان پیچید؛ هرچند اجراهای کوچک و
بزرگ غیرمستقلی هم قبل از آن داشتند. اردیبهشتماه بهترین زمان بود تا این گروه
موسیقی تلفیقی، آلبوم «گذر اردیبهشت» خودشان را به بازار بفرستند تا وجهتسمیه این
آلبوم و یکی از قطعات هم با زمان انتشارش هماهنگ باشد.

این گروه موسیقی
پیش از این قطعهای برای فیلم «طعم شیرین خیال» با همین نام ساخته بود که یکی از
معروفترین قطعات آلبوم «گذر اردیبهشت» هم است. «دالی»ها بیستودوم اردیبهشت
امسال یعنی دو روز پس از رونمایی و انتشار آلبومشان در قالب هفته موسیقی تلفیقی
تهران در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه رفتند و این اجرای آنها با استقبال خوبی
همراه شد. امین هدایتی؛ خواننده گروه «دال» است. با او درباره آلبوم «گذر
اردیبهشت» گفتوگو کردهایم.
بازخورد اهالی
موسیقی در رابطه با آلبوم شما چگونه بوده است؟
بازخوردی که من
حداقل بین کسانی که با آنها در میان اهالی موسیقی در ارتباط بودم یعنی افرادی
همچون فردین خلعتبری، علیرضا قربانی و… که چند قطعه را به آنها داده بودم تا گوش
کنند و نظرشان را بگویند، مثبت بود. علیرضا قربانی به من گفت شاید این نوع موسیقی
طبق سلیقهاش نباشد ولی همه چیز سرجای درست خودش قرار دارد؛ سازبندی،هارمونی و مسائل
دیگر.
فردین خلعتبری هم
بسیار استقبال کرد و کار را دوست داشت. رفقای نوازنده هم اکثریت کار را دوست
داشتند. در میان گروههایی که همجنس خودمان و همسایه خودمان هستند، بازخوردها
خدا را شکر خوب بوده است. باید ببینیم این کار کی نقد میشود.
جنس صدای شما،
تحریرها،ویبراسیونها و نوع اجرایتان خیلی نزدیک به آواز ایرانی است و از طرف
دیگر هارمونی و فواصل موسیقیتان نزدیک به موسیقی کلاسیک است. این نوع ترکیب برای
گوش ایرانیها به نظرتان ناهمگونی ایجاد نمیکند؟
زمانی که این کارها
را میساختیم یعنی قبل از اینکه کارها بهطور کامل شکل بگیرید، درباره همین
موضوعی که گفتید صحبت میکردیم. قطعا ما به این موضوع توجه کردهایم. آنچه من در
«دال» میخوانم به طور قطع آواز اصیل ایرانی نیست. من نزد علیرضا قربانی و اساتید
دیگر آواز ایرانی کار کردهام ولی چیزی که ارائه میکنم تنها درصدی از آن را با
خود دارد یعنی آواز ایرانی را گنجینهای میبینم که میتوانم از آن بهرهبرداری
کنم. حتی جنس تحریرهایی که میفرمایید به آن غلظتی نیست که در موسیقی ردیف دستگاهی
یا در ردیفهای آوازی ایران میشنویم. نوانسها و فوسه خواندنها مواردی است که در
مکاتب آواز ایرانی وجود ندارد.
در «گذر
اردیبهشت» سعی کردیم فضای میانهای داشته باشد. اگر هرکدام از اینها یعنی استفاده
از فواصل کلاسیک و از طرف دیگر استفاده از آواز اصیل، بیرون بزند برای شنونده
ناهمگونی ایجاد میکند. بهشخصه سعی کردم فضای میانهحالی را ارائه کنم. قطعه «هفت
شهر» در دستگاه نوا ساخته شده است ولی نوایی که در این قطعه ساخته شده، به آن
غلظتی که در موسیقی ردیفدستگاهی ایران وجود دارد نیست. سعی کردیم هارمونی کار و
تکنیکهای آوازی توی ذوق نزنند و با گوش شنونده بیگانه نباشند.
نوا هم از دستگاههایی
است که در نیمپرده اجرا میشود و میتواند با فواصل کلاسیک هماهنگ باشد.
بله کاملا همینطور
است چون ساز زمینهای که این آهنگها ابتدا با آنها ساخته شدهاند پیانو بوده و میدانیم
که کوک پیانو نیمپرده است مگر اینکه پیانو را ایرانی کوک کنیم که از فضای موسیقی
«دال» فاصله میگیرد. در تکنیکهای آواز سعی کردیم تنها رنگ تحریر ایرانی بدهیم و
لزوما تحریرهایی نبوده که در موسیقی ایرانی اجرا میشوند.
از کلام و ترانههایی
استفاده میکنید که کلماتشان شاید با آواز ایرانی زیاد مانوس نباشند. درباره شیوه
اجرای این کلمات هم توضیح دهید.
به دلیل اینکه
ما ابتدا آهنگها را آماده میکنیم و سپس کلام سروده میشود، هیچ تضادی میان
هارمونی و شعر به وجود نمیآید اما برای خودم که زمانی آواز ایرانی کار میکردم و
اشعار بزرگانی مثل حافظ، مولانا و خیام را میخواندم، خواندن در گروه «دال» تجربه
بسیار جالبی است.
در قطعه «هفت
شهر» سطری از شعر کلماتی مثل بوق و سوت و آژیر دارد اما در موسیقی ایرانی چنین
کلماتی استفاده نمیشود. سعی کردم این کلمات را طوری ادا کنم که بیرون نزند. خود
این کنتراست و تضاد میتواند نکته جالبی باشد. البته از آن طرف هم کمی هم ریسکآمیز
است اما به نظرم فضای جالبی بهوجود میآورد. ترکیب ووکال ایرانی و این جنس از
کلام کمی متفاوت میتواند باشد و در عین حال خطرات خودش را هم دارد.

در سه، چهار سال
اخیر چند گروه موفق داشتهایم که توفیقشان به دلیل تلفیق آواز ایرانی و هارمونی و
سازبندی غربی بوده است. آیا برای اینکه تمایز بیشتری از گروههای همسایهتان
داشته باشید تمهید و برنامهای دارید؟
واقعیتش این است
که این مقایسه دور از ذهن نیست. هستند گروهها و رفقایی که ما را با آنها مقایسه
میکنند. از دیدگاه عام شاید اصلا تشخیص داده نشویم. خودم تجربه داشتهام، فردی که
خیلی گوش موسیقایی قوی نداشت، قطعهای از خودم را با گروه پالت اشتباه گرفت. این
فرق میکند با کسانی که موسیقی را تخصصیتر و حرفهایتر دنبال میکنند اما در هر
سطحی به هر حال مقایسه اتفاق میافتد.
سبک و سیاق ملودیها،
ترکیببندی سازها و رنگآمیزی، همه و همه در متمایز شدن ما نقش دارند. مثلا کاری
که گروه داماهی انجام میدهد، کاملا متفاوت است. در عین حال ما با پالت هم وجوه
تمایز زیادی داریم که میشود به ادوات و سازها اشاره کرد و به تنظیمها. آنها از
درامز استفاده میکنند و ما از ادوات کوبهای. یا ما پیانو داریم اما آنها کلارینت
و آکاردئون استفاده میکنند. با اینحال یک وجه تشابه داریم و آن هم شباهت بافت
ووکالهایمان است. اینجا میشود مقایسه کرد. وکال ایرانی در بیشتر گروههایی که
میشناسم، اتفاق میافتد.
………………………
راه درمان خمودگی
گروه «دال» در
مسیر موفقیت قرار گرفته است. برای اینکه دچار روزمرگی و خمودگی معمولی که گریبان
گروهها و خوانندگان ایرانی را بعد از چند سال میگیرد، نشویم، برنامههایی داریم.
به طور دقیق بعد از آماده شدن قطعه «گذر از اردیبهشت»، این دغدغه برایمان ایجاد
شده بود که نکند به تکرار و روزمرگی برسیم.
بار ملودیک و
تنوع اتفاقاتی که در آلبوم میافتد کاملا نشاندهنده این است که دغدغه تکتک اعضای
گروه این است که دچار ملال نشویم و شنونده را هم دچار ملال و روزمرگی خودمان
نکنیم.
برای فرار از
تکرار فکرهایی داریم که در آینده آنها را بهعمل درمیآوریم؛ استفاده از نوازندگان
مهمان و ایدههای دیگری داریم که برای این موضوع میشود به کار بست. روی اهدافی هم
برنامهریزی کردهایم که اگر بخواهم برایتان شرح دهم، زمانبر میشود و البته
تخصصی که از حوصله خوانندگان روزنامه خارج است.
گفتوگو:سهند آدم عارف
انتهای پیام/