برخی امواج و تشعشعات را متهم میکنند و
برخی دیگر تغییر سبک زندگی را مقصر میدانند. گذشته از این هشدارها و باید و نبایدها؛
مدتي است فعاليت هنرمندان براي كمك به حل آسيبهاي اجتماعي و مشكلات مختلف افزايش يافته
است. هنرمندان فعال زيادي را میبینیم كه براي حل بحرانها با مديران اجتماعي يا نهادهاي
مدنی همراه شدهاند و در این زمینه یا فیلم میسازند یا پیشنهادی را مطرح میکنند.
در چنین شرایطی میتوانیم از سلامت مواد غذایی که مصرف میکنیم مطمئن شویم. با مجتبی
راعی درباره آنچه به سلامتی مربوط میشود گفتوگو کردیم که ماحصل آن در ادامه میآید.
اصليترين تهديد
سلامت و بهداشت عمومي از نظر شما چيست؟
مشكلات جدي در زمينه محيط زيست، تغذيه، آب و هوا و حتي
سلامت غذايي جامعه پيش آمده است كه گاهي پررنگتر و گاهي كمرنگ به آنها پرداخته
ميشود. حتما براي خيلي از ما پيش آمده كه پس از بنزين زدن، انگار یک بوی جدید وارد
ماشين شده است و بویی که از اگزوز ماشین میآید کاملا با بوی سابق فرق میکند که
مشخص است که این بنزین كيفيت لازم را ندارد ولی ظاهرا کنترل لازم روي آن صورت نمي
گيرد. بهنظر من مهمترین عامل خطر برای سلامتی در شهری مثل تهران و اخیرا در
شهرهايي مانند اصفهان، مشهد و تبریز، آلودگی هواست که تا بهحال براي این آلودگی،
راهحلی مشخصي ارائه نشده و به حال خود رها شده است. آلودگي هوا كه مستقيما جان
هموطنان ما را تهديد مي كند، علاوه بر بنزين آلوده كه نقش مهمي در شدت گرفتن آن دارد
به دليل غير استاندارد و قديمي بودن خودروهاي توليدي ما این تاثیر دوچندان میشود.
تا چه اندازه جلوی تولید ماشینهای غیر استاندارد را گرفتهایم. چقدر تلاش كردهايم
از فناوريهاي روز و از تجربه شهرهاي آلوده ديگر دنيا استفاده كنيم.
به هر حال رسانهها در تلاش هستند از مسئولان
مربوطه در اين باره به شكل مداوم پرسش كنند.
من فکر میکنم اینها مباحثی هستند که گاهی در مطبوعات شکل
میگیرد و همانجا هم میماند و هیچوقت به عرصه عمل نمیرسد. بهعنوان نمونه اگر
تولید یک مدل خودرو برای مردم مشکل پیش میآورد باید با جدیت تمام با آن برخورد
شود و خط توليد آن متوقف شود اما اين اتفاق هیچوقت نمیافتد. بعضی وقتها برنجهاي
خارجي وارد ميشود که این برنجها استاندارد نیستند و برای سلامتی مضر هستند اما
پخش میشوند و مردم هم برنجهای غیراستاندارد را میخورند. دو سال قبل صحبت از
روغن پالم شد و درمورد آن بحثهاي بسياري صورت گرفت که این روغن مضر است اما بعدتر
یکی میآید و میگوید نه به اين بديها که میگویند نیست. بنابراین دیده میشود
که دوباره این موارد در حال استفاده شدن است. وقتی کنترل جدي روي حوزه سلامت صورت
نگيرد، حتما بهداشت، سلامتي و زندگي مردم به خطر ميافتد و آسيبهاي جدي مي بينند.
در کشورهای صنعتی پیشرفته، این روغنهایی که در ساندویچ
فروشی و پیتزا فروشی مصرف میشود بازیافت میشود ولی در کشور خودشان مصرف اين روغنهاي
بازیافت شده ممنوع است. سوال اینجاست، با آن چه ميكنند. در واقع اینها را با
قیمت کمتری به واردکنندههای کشورهای جهان
سوم میدهند تا به خورد مردم بدهند. چقدر کنترل میکنیم که اين نوع محصولات وارد
كشورمان نشود. این روغن بسیار خطرناک است و شکل ظاهری آن نيز هيچ تفاوتي با روغن معمولي
ندارد. در سوال اول درباره كيفيت غذا پرسيديد. بهطور کلی در کشوری زندگی میکنیم كه
به لحاظ غذایی کنترلي وجود ندارد. در اروپا خطاهای غذایی، جنایت بشری محسوب میشود
چون با سلامت مردم سروکار دارد. اینجا اینطور نیست. من یادم میآید سالها پیش
ذرتهای آلوده وارد كشور شد درموردش هم صحبت شد ولی پخش شد و مردم هم مصرف کردند.
تردید نکنید ایران کشوری است که گذشته روشنی در حوزه سلامت –آنهم با استفاده از دانش طب
سنتي- دارد. هرگز در ایران این میزان از سرطان را نداشتیم. دليل اين مسئله این است
که مواد غذایی جنبه سیاسی پیدا نمیکند، یک نفری از خارج ذرت آلوده میآورد و پخش
میکند و عده زیادی هم میخورند و سرطان میگیرند و آن آقا هم پولدار میشود و هیچ
اتفاقی نمیافتد چون این مسئله جنبه سیاسی پیدا نمیکند. اگر موضوع بهداشت هم سیاسی
بود گروههای مختلف بهخاطر منافع خودشان وارد آن میشدند ولی مواد غذایی قاتل
خاموش میشود و آرام آرام عمل میکند و حتی آموزش پايهاي و اصولي در اين حوزه
ارائه نميشود.
اما همه چيز كه به عهده دولت نيست. مردم هم نقش
مهمي در اين باره دارند.
بهنظرم مردم باید خیلی آگاه شوند اما چطور میتوان مردم را
آگاه کرد که برای مثال شیری که میخورند سالم است یا نه؟ مردم راي مي دهند تا مسئولاني
را انتخاب كنند و آنا را به نمايندگي از خود به دولت و مجلس مي فرستند تا در بخشهاي
مختلف، وظايفي را انجام دهند. ضمن اینکه در ايران، خيلي به فعاليتهاي مردمنهاد،
اعتقادي وجود ندارد. اگر يك سازمان مردمنهاد اعلام كند ميخواهد بر بخش تغذيه
نظارت كند و افراد معتمدي هم در آن باشند، بلافاصله با واكنش بخش دولتي مواجه مي
شود. مگر اينكه افراد در حد شخصي و خانوادگي به اين وظايف بپردازند.
فکر میکنید ميتوان در همين شرايط، راههايي پيدا كرد؟
گاهي راهكارهايي به ذهنم ميرسد. بهعنوان مثال تعدادی
آزمایشگاه مستقل برای مواد غذایی راه بیفتد. به مردم یاد دهیم اگر به چیزی شک
کردند بروند و به این آزمایشگاه بدهند تا آزمایش شود و اگر جوابش مثبت بود و
آلودگي غذايي وجود داشت اقدام قانونی کنند. البته باید آزمایشگاهها مستقل باشند.
در کشورهای اروپایی یکسری آزمایشگاه مستقل وجود دارد. ميزان اختيار و آزادي عمل
آنها آنقدر است كه از همه جای دنیا برایشان نمونه میفرستند و در بیشتر دادگاههای
دنیا آن رای و آزمایشها قابل استناد است. به اندازهاي معروف هستند كه این
آزمایشگاهها در پروندههای حقوقی بهعنوان يكي از مستندات مورد استناد قرار ميگيرند.
اگر در ايران هم اجازه داده شود یکسری آزمایشگاه خصوصی، در شهرهای بزرگ مختلف دایر
شود و این فضا باشد که مردم به آنها مراجعه كنند و نمونهگيري هاي آنان قابل
استناد باشد. آنوقت ما میتوانیم میزان آرسنیک برنجی که میخریم را بسنجیم و
ببينيم چه مواد غذايي در حاصل مصرف است. شیری که میخریم را بدهیم آزمایش کنند تا
میزان یا وجود آفلاتوکسین آن را اندازه بگیرند و آنوقت خیلی چیزها را میتوان
داد آزمایش کرد و فضایی ایجاد میشود که اگر اقدام موثر قانونی هم در پس تاييد اين
آزمایشگاهها وجود داشته باشد باعث میشود تولید کنندههای این مواد آلوده احساس
ناامنی کنند.
سينما يكي از جديترين رسانههاي امروز است.
شما چه نمرهاي به سينماي ايران در اين حوزه ميدهيد؟
قطعا میتواند خیلی موثر باشد اما تا الان فکر نمیکنم قدمهای
موثری برداشته شده باشد؛ یعنی فیلمی ساختهنشده است که احساس کنیم میتواند در
آگاهیبخشی موثر باشد.
شما بهعنوان كارگردان تا بهحال نشده است که
به این موضوع توجه کنید؟
چرا من به این فکر کردهام که اگر در فضای هنر ایران
آزادی عمل وجود داشته باشد یا در یک جایی مانند تلویزیون، فرصتي ايجاد شود من حاضر
هستم یک مجموعه مستند درباره جنبههاي مختلف مواد غذایی در ایران بسازم. یکی از
مهمترین مسائل کشور ما این است که رژیم غذایی ما در کشور، برنج و گوشت و ماکاروني
است که بسیار رژیم غذایی خطرناکی است. الگوهای مواد غذایی در ایران اصولا غلط است.
قسمت مهم اغذيه در کشورهای جدیتر در امر سلامت، مواد غذايي گیاهی است. در ایران
این تصور غلط وجود دارد که گوشت باید زیاد مصرف شود. بنابراین الگوهای مواد غذایی
در ایران غلط است و این احتیاج به یک مستند بیپرده دارد که مردم کاملا متوجه خطر
این نوع زندگی شوند. من دوست دارم یک مجموعه مستند بیپرده و راحت درباره مواد
غذایی در ایران بسازم و مطمئن هستم که موثر است. به این دلیل که اگر مردم بدانند
که مصرف كدام گروه مواد غذایی، سلامتی آنها را به مخاطره میاندازد قطعا برای حذف
آن اقدام میکنند.
عاطفه محرابی