لیلا زارع، بازیگر فیلمهای «ما همه خوبیم»، «کارناوال
مرگ»، «پستچی سهبار در نمیزند»، «سوپراستار» و «شیفت شب» از هنرمندانی است که تا
بهامروز در سینما و تلویزیون نقشآفرینیهای قابلتاملی را داشته است. این بازیگر
جوان دستی نیز در هنرهای تجسمی دارد و فعالیتهای هنری ویژهای را در این زمینه
انجام میدهد. این هنرمند تاکنون برنده سیمرغ
بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره فیلم فجر شده است و افتخاری چون کاندیدایی
تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از نهمین جشن خانه سینما را در پرونده هنری
خود دارد. گفتوگویی با او داشتهایم که در ادامه میخوانید.
در مورد آغاز همكاريتان با بهنوش صادقى، كارگردان فيلم «خانه ديگرى»
بگوييد و درخصوص محور و مبناى اين اثر سينمايى و اينكه اين فيلم درواقع چه قصهاى
را روايت مىكند؟
طبق روال بقيه پروژهها فيلمنامه را خواندم، با كارگردان گپ زدم و
قرار به همكارى شد. «خانه ديگرى» يك كار خانوادگى و اجتماعى است، با محور
داستان،كه زنى است در تعامل با پدر و همسر خود، و در مسير فيلم ارتباطات و عواطف
او به چالش كشيده ميشود. هنوز كار را كامل نديدهام ولى در بخشهايى كه در كار
حضور داشتم، فكر ميكنم کارگردان در خلق اين فضا و اين اثر موفق عمل كرده است.
آيا اين فيلم
در چرخه اكران موفق خواهد بود؟
بهنظرم کارگردان در كارش موفق بوده و فضا و داستان بهخوبى از آب
درآمده و حق مطلب ادا شده است و فكر مىكنم در اكران از استقبال عمومى خوبى
برخوردار باشد.
وجه تمايز نقش شما در اين فيلم نسبت به ايفاى نقشهايتان در ديگر
آثار سينمايى چيست؟
در تمام طول عمر فعاليت هنرىام، همواره سعى كردم نقشهايى كه كار
كنم که از هم متفاوت باشند، طبيعى است اين چالش در اين فيلم هم برايم وجود داشت،
هم نقش و هم موقعيتى كه اين کاراکتر در طول فيلم تجربه مىكند برايم خاص و جذاب
بود.
حضور در چنين جشنوارهاى مىتواند سكوى پرتابى براى يك فيلم منتخب
باشد؟
بهطوركلى در هر جشنواره رقابتى به دور از اينكه چقدر جوايز مىتواند
سكوى پرش براى هنرمند باشد، داورى درست نیز مىتواند شرايطى را ايجاد كند كه
هنرمند بتواند در مقايسه با بقيه آثار حاضر، بهتحليل درستى از ضعفها و قوتهايش از
نگاه مخاطبان خاص با نگاه كارشناسانه برسدكه باعث رشد و حركت او و بهتبع آن، رشد
سينماى كشور منجر شود. البته كه موفقيت در بخش رقابتى مىتواند سكوى پرش براى
هنرمند و سينماگر باشد و فيلم را در اقبال عمومى هم موفق كند، فيلم «خانه ديگرى»
در بخش مسابقه قرار ندارد اما اميدوارم خوب ديده شود و در آراء مردمى موفق باشد.
خوشحالم كه اين فيلم با كارگردانى خوب بهنوش صادقى در جشنواره حضور دارد، همه ما
شاهد بوديم كه اين كارگردان جوان تا چه اندازه براى بهوجود آوردن يك اثر خوب تلاش
كرد و البته كه موفق هم بود، اميدوارم اين موفقيت در استقبال مردمى با او همراه
باشد.
حس اعتماد و پذيرش همكارى شما با بهنوش صادقى از كجا بهوجود آمد؟
من از قبل بهنوش صادقى را نمىشناختم و پس از دعوت شدن به اين فيلم
با او آشنا شدم، مكالمه بين ما بسیار خوب برقرار شد و در همان گپوگفتهاى اول
متوجه شدم با كارگردانى روبهرو هستم كه نسبت به فيلمنامهاش تعلقخاطر دارد و مىداند
چرا مىخواهد اين فيلم را بسازد، در تحليل فيلم و كاراكتر، روشن و قابلدرك با هم
پيش رفتيم و همين روشن بودن باعث شد تا هر ايده يا تغييرى در جهت كار با پذيرش و
همدلى اعمال شود و براى من بهشخصه تجربه همكارى خوبى را رقم زد.
نظر شما درخصوص ادغام بخش نگاهنو و سوداى سيمرغ در جشنواره بينالمللى
فجر چيست؟
درواقع مىتوانم بگويم از بسیاری از اين تغيير نامها و دلايلش
اطلاعى ندارم، ولى اميدوارم ايدههاى خوبى از اين تغيير نامها و بخشبندىها وجود
داشته باشد و بهمرور زمان بر ما هم معلوم شود و به هرچه بهتر برگزار شدن جشنواره
بينجامد. اينكه خيلى از فيلمها در اين دوره از جشنواره حضور ندارند و انتخابها
بر چه اساسى بوده براى شخص من و بسيارى از همكارانم در سينما مشخص نيست، جشنواره
هم بخشى از حركت سينماست، داورى و انتخاب، هرچقدر عادلانه و درست در اين راستا عمل
كند، درواقع به بهبود روند رشد سينما كمك كرده است و اميدوارم برنامهريزىهاى
جشنواره فجر با درنظر گرفتن اين آيتم صورت گرفته باشد.
چرا بيشتر بازيگران كار كردن در مديوم سينما را نسبت به تلويزيون
ترجيح مىدهند؟
من شخصا فكر مىكنم كه كار خوب، كار خوب است و فرقى نمىكند كه وجود
چنين اتفاق درستى در تئاتر و سينما باشد يا در تلويزيون. البته من بيشتر سينما كار
كردهام و كمتر كار تلويزيون انجام دادهام، نه به اين معنى كه از طرف تلويزيون
پيشنهاد نداشتم، داشتهام، دلايل شخصى من براى رد آنها، كامل نبودن فيلمنامه،
زمانبندى غيرمنطقى و فشرده، سهلانگارى در پرداخت و ميزان دستمزد و… همه تاثيرگذار
است. ولى در رابطه با اينكه بيشتر هنرمندان جذب سينما مىشوند تا تلويزيون، بههرحال
بايد ببينيم و بدانيم چه اتفاقى درحال افتادن است و انگيزه لازم براى بازيگر در
كجا و كدام مديوم ايجاد مىشود و در كدام آنها بيشتر و بهتر مىتواند هدفهاى خود
را دنبال كند، من به كار خوب فكر مىكنم، اينكه كارم در يك فضاى درست به نتيجه
برسد و چارچوب درستى داشته باشد، هر بازيگرى در هر جاى دنيا خوب مىداند تلويزيون
چه امتياز بزرگى در ايجاد ارتباط با مردم و
شناختهشدنش نسبت به تئاتر و سينما دارد و طبيعتا بازيگر تمايل دارد در تلويزيون
كشورش نمود پيدا كرده و ديده شود. اما اينكه اينروزها چنین تمايلی در بازيگران
برعكس شده است، بايد ريشهيابى شود تا به نتيجه درستى برسيم و اتفاقهاى خوب و
درستى را رقم بزنيم. اميدوارم در تلويزيون هم شرايط مناسب براى اطمينان خاطر
بازيگران از هر لحاظ فراهم شود تا هنرمندان ما انگيزه لازم در حضور در فيلم هاى
تلويزيونى را داشته باشد.
راضیه مجیدی