شبکه نمایش خانگی در چند سال اخیر عرصه تولید سریالهای عظیم و خوشرنگ
و لعابی بوده که به قصد رقابت با تلویزیون داخلی، شبکههای ماهوارهای و جریان
سریالسازی در سینما و تلویزیون جهان ساخته شدهاند. گاهی با سریالهایی مثل «ساخت
ایران»، «شاهگوش» و بهخصوص «شهرزاد»، این رقابت بهشکل مطلوبی صورت گرفته و بهنوعی
منجر به رابطه موثر مخاطب بهویژه مخاطب ساکن در
شهرستانهایی که سینما ندارند، با این شبکه و محصولاتش شده، اما نمونههایی
هم وجود دارد مبنی بر شکست تولید و نمایش؛ از سریال «ابله» گرفته که از نظر
مخاطبان و منتقدان منفور واقع شد تا سریال «آسپرین» که نتوانست جریانی نزد مخاطب
ایجاد کند. آخرین مورد از این شکستها به
سریال «عاشقانه» مربوط میشود که بعد از پخش پنج قسمت گفته شد که بهخاطر
نارضایتی اسپانسر تولیدش متوقف شده است.
بعد از چند روز تولیدش از سر گرفته شده
اما هفته گذشته در خبرها آمد که با شکایت چند نهاد بهطور کامل توزیعش متوقف شده
است. با این شکستها و توقفها سوال مهم اینجا شکل میگیرد که درکل سیاستگذاریهای
شبکه نمایش خانگی و مدیران و متولیانش به چه شکلی است که مرتب با فضای معلق و یک
بام و دو هوا روبهرو میشویم؟ سریالهای بیکیفیتی ساخته میشود و مدام بهشکل
نصفهونیمه متوقف میشوند که حاصلش قهر مخاطب با این شبکه و درنهایت گرایش بیشتر
به رقبای این شبکه است. بهتر نیست کلا سریالی برای این شبکه ساخته نشود تا اینکه
مثل شرایط کنونی به این شکل با وقت و هزینه و حوصله مخاطب ایرانی با توهین رفتار
نشود. با سه کارشناس این عرصه- یک تهیهکننده و دو مدیر سینمایی- و چند فروشنده
این محصولات گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید
*سهرابپور: صدور
مجوز نباید فاقد هر نوع سیاستگذاری باشد
منصور سهرابپور که از اولین تهیهکنندگان سریال شبکه نمایش خانگی با
سریال ساخت ایران بوده و در سینما نیز آثار پرفروشی مثل «من سالوادور نیستم» را در
کارنامهاش دارد، در پاسخ به چرایی این وضعیت آشفته به صدور بیرویه و بیضابطه
مجوزها اشاره میکند: «نباید یه این شکل باشد که بدون توجه به صلاحیت و جایگاه
افراد، مجوز تهیهکنندگی صادر شود اما متاسفانه این بحران شکل گرفته و با صدور بیرویه
مجوزها روبهرو هستیم. کسانی که فکر میکنند با حضور در شبکه نمایش خانگی میتوانند
سود هنگفتی به جیب بزنند و با نگاهی سادهلوحانه فکر میکنند که همانند سریالهای مثل
«شهرزاد» میتوانند به کارشان رونق ببخشند اما نمیدانند که ساخت سریال چه صنعت
دشواری است. بهخاطر همین وزارت ارشاد و مدیران مربوطه باید باتوجه بهجایگاه
افراد به آنها مجوز دهد و نه اینکه صدور مجوز فاقد هر نوع سیاستگذاری باشد.»
اما یکی از مشکلات این عرصه نوع همکاری تهیهکننده با اسپانسر است که
همواره رابطهای پرنوسان بوده. سهرابپور درباره نحوه همکاری تهیهکننده با
اسپانسر میگوید: «باید توجه کرد که صنعت سریالسازی در شبکه نمایش خانگی بهطور
کامل به بخش خصوصی مربوط میشود. اما برای اینکه این تهیهکنندگان دستشان سمت
دولت دراز نشود ناچارند با اسپانسر همکاری کنند. اما اسپانسر هم شرایط خاص خودش را
دارد. باید تهیهکننده طوری شرایط را مدیریت کند که اسپانسر در خدمت سریال و پروژه
باشد و نه بر عکس، که متاسفانه در چند مورد شاهد بودهایم که اسپانسر تسلط کامل بر
شرایط دارد و طبیعی است که با افت کیفی سریالها مواجه خواهیم شد. افت کیفی سریالها
و توقفهای چندباره و نارضایتی مخاطبان باعث میشود که منِ نوعی اگر قرار باشد
ساخت سریال در شبکه نمایش خانگی در برنامه کاریام باشد با مشکل مواجه شوم چرا که
عملا با افت کیفیت سریالها مخاطب با محصولات این سریال قهر میکند؛ مخاطبی که با
سریالی مثل «شهرزاد» نشان داد که اگر به شعورش احترام لازم گذاشته شود میتواند
رابطه موثر و همدلانهای با یک سریال برقرار کند.»
سهرابپور درباره مشکلی که برای سریال «عاشقانه» اتفاق افتاده اعتقاد
دارد که این مشکلات همیشه بوده است اما در سریالها بیشتر دیده میشود: «در زمینه ساخت فیلمهای سینمایی هم این
مشکلات وجود داشته اما چون یک فیلم یک بار آماده و پخش میشود طبعا مشکلاتش کمتر
رسانهای میشود اما در یک سریال که باید هر هفته وارد بازار شود کوچکترین
اختلافی میان عوامل فیلم و بینظمی در توزیع سریال به چشم خواهد آمد.»
*عباسیان:
اگرسریالی تولید نشود، کدام صنعت با مشکل مواجه خواهد شد؟
محمدرضا عباسیان که قبلا بهعنوان مدیرعامل موسسه رسانههای تصویری کار کرده و یکی از مدیران باسابقه
در عرصه فرهنگی به حساب میآید بیشتر از معضل توقف سریالها به معضل قاچاقها و
توزیع غیرمجاز اشاره میکند: «باید
مدیران وزارت ارشاد و سازمان سینمایی بابت این شرایط اسفبار پاسخگو باشند. چطور
ممکن است یک فیلم صبح وارد شبکه نمایش خانگی شود و تا ظهر نشده نسخههای قاچاقش را
میتوان حتی با هولوگرام و بستهبندی قانونی مشاهده کرد؟ چطور میشود که بیش از دویست
سایت تنها بعد از چند دقیقه توزیع این فیلمها، اقدام به بارگذاری برای دانلود آن میکنند؟
یعنی این سایتها و توزیعکنندگان غیرمجاز زیرمجموعه مراجع قانونی هستند؟ برای
سریالهای نمایش خانگی هم این اتفاق افتاده و نسخههای غیرمجازش در دسترس است. شبکه
نمایش خانگی قرار است با خرید حق پخش فیلمها بعد از اکران به بازگشت سرمایه برای تهیهکننده
کمک کند اما به این شکل عملا این سرمایه بر باد خواهد رفت. با این همه مشکلات
وزارت ارشاد و ستاد صیانت از این محصولات واقعا چه کار میکند؟!»
عباسیان درباره مشکلات سریالسازی در شبکه نمایش خانگی میگوید: «باید توجه داشت که صنعت سریالسازی ما
برای تلویزیون است و هنوز این صنعت در شبکه نمایش خانگی شکل نگرفته که بخواهیم
نگرانش باشیم. مثلا فرض کنید که از فردا سریالی تولید نشود، کدام صنعت با مشکل
مواجه خواهد شد؟ اما اگر مشکلات قاچاق و دانلود فیلمها ریشهکن نشود عملا صنعت
سینمای ما نابود خواهد شد.»
*پارسایی: خانه سينما بهترين مرجع براي كنترل و نظارت بر اين امور
است
و اما برای پاسخ به ابهامها و سوالات، چندینبار
با مصطفی ابطحی؛ مدیرعامل رسانههای تصویری شبکه نمایش خانگی تماس گرفتیم. بعد از
دو روز وی گفت که بهتر است سوالاتمان را از حسین پارسایی بپرسیم! و جناب ابطحی
متعاقبا پاسخگو خواهند بود! با پارسایی تماس گرفتیم که مدیرکل دفتر نمایش خانگی،
مستند و فیلمکوتاه سازمان سینمایی است. او ترجیح داد بهطور مکتوب پاسخگوی سوالات
ما باشد، هر چند درنهایت پاسخ روشنی دریافت نکردیم و شرح سوالات و پاسخها اینگونه
بود:
برخی منتقدان وضعیت فعلی شبکه نمایش خانگی را نامساعد عنوان میکنند.
مثلا به بینظمی در توزیع سریالها اشاره میکنند. نظر شما چیست؟ چرا اینقدر بینظمی
در توزیع آثار دیده میشوند؟
شبکه نمايش خانگي فقط اداره كل نمايش خانگي سازمان سينمايي نيست.
بلكه اين دفتر يعني نمايش خانگي فقط مسئول ارزشيابي هنري و صدور مجوز آثار
غيرسينمايي است. نمايش خانگي يعني توليد توسط آفرينشگران هنري و توزيع توسط موسسات
ويدئو رسانه كه اين مسئوليت متوجه بخش خصوصي و صنف مربوطه است. بنابراين اگر برخي
وضعيت فعلي را نامساعد عنوان ميكنند بايد ببينيم متوجه كدام بخش از نمايش خانگي
است. بهطور طبيعي بينظمي در توزيع آثار متوجه توزيعكننده است كه البته دفتر
نمايش خانگي سازمان سينمايي برابر مقررات و متناسب با موارد مورد اشاره اقدام
خواهد كرد.
از «قلب یخی»
تا سریال «عاشقانه» با توقف چندباره سریالها روبهرو هستیم.چرا این اتفاق میافتد؟
مگر ضابطه و قانون مشخصی در اینباره وجود ندارد؟
ضوابط مشخص هستند اما بايد بازنگري شوند. بهعنوان مثال بايد گفت
براي دريافت پروانه نمايش سريال ضروري است همه قسمتها بهصورت كامل ارائه شود و
مسئوليت توزيع منظم بر عهده شركت پخشكننده است و درصورت بينظمي برابر مقررات
برخورد خواهد شد.
سال قبل با پخش سریال «شهرزاد» مخاطبان بهنوعی با شبکه نمایش خانگی
آشتی کردند اما با وضعیت سریالهایی مثل «آسپرین» و «عاشقانه» دوباره با آثار
ضعیفی روبهرو شدند. فکر نمیکنید که مخاطب به این ترتیب اعتمادش را نسبت به
محصولات این شبکه سلب خواهد کرد؟
البته اين نظر
شماست. استقبال مردم از سريالهاي مورد اشاره نشان از كيفيت قابل قبول آنها دارد.
(اما برخلاف گفته
جناب پارسایی، آمارها نشان میدهد که این دو سریال نتوانسته با استقبال مواجه
شود…)
یکی از معضلات شبکه نمایش خانگی قاچاق فیلمهاست. شما در سازمان
سینمایی در اینباره چه راهکارهایی دارید؟
بله. اين يك معضل اساسي است و بنا به
دستور رئيس محترم سازمان سينمايي بهطور جدي در دستور كار ستاد حمايت و صيانت محصولات
سينمايي و سمعي و بصري است و براي اين سرعت عمل و فراگيري قاچاق آثار با همكاري
قوه قضائيه تمهيداتي انديشيده شده است.
برخی به صدور بیرویه مجوز تهیهکنندگی در شبکه نمایش خانگی اعتراض
میکنند. چه ضوابط و سلسلهمراتبی برای صدور مجوز وجود دارد؟
صلاحيت تهيهكنندگان
را «آيفيك» بهعنوان انجمن صنفي شركتها و موسسات فيلمسازي آثار غيرسينمايي بررسي
و اعلام ميكند. پيشنهاد تهيهكنندگاني در شوراي پروانه ساخت مورد ارزيابي قرار ميگيرد
كه صلاحيت تخصصي آنها توسط صنف مربوطه تاييد شده باشد.
وقتی مردم بهراحتی میتوانند نسخه غیرمجاز فیلم را تهیه کنند چه
امیدی به کارساز بودن و رونق vod است؟
سازوكار vod توسط متخصصين در موسسه رسانههاي تصويري در حال
اصلاح و تكميل ضوابط است بيترديد از همه ظرفيتهاي ممكن براي حفظ منافع صاحبان
آثار استفاده خواهد شد.
آیا نهادی وجود دارد در سازمان سینمایی که وظیفه خواندن فیلمنامهها
را داشته باشد؟ چون اکثر فیلمنامهها فاقد کیفیت هستند اما بهراحتی ساخته میشوند؟
بله، شوراي پروانه ساخت متشكل از
هنرمندان و كارشناسان خبره مسئوليت ارزيابي فيلمنامهها را بر عهده دارند و اين
كار را بهدرستي انجام ميدهند. البته هميشه ضعف آثار متوجه فيلمنامه نيست بلكه به
نوع ساخت هم مربوط ميشود. بنابراين با اين صراحت نميتوان گفت اكثر فيلمنامهها ضعيف
هستند.
یکی از مشکلات اصلی، نبود
تعامل مناسب میان تهیهکننده و اسپانسر است. مدیریت شبکه نمایش خانگی یا سازمان
سینمایی چه حمایتهایی از سرمایهگذاران میکند؟ مثلا با مشکلاتی که برای یک
اسپانسر به وجود میآید،اسپانسر بعدی تمایل و علاقهاش را طبعا از دست خواهد داد.
بهنظرم همه اين امور را بايد به صنف سپرد. خانه سينما بهترين مرجع
براي كنترل و نظارت بر اين امور است.
در شرایطی که در جهان، سریالسازی به یکی از صنعتهای پررونق تبدیل
شده چرا در ایران این صنعت مدام به مشکل برمیخورد؟ چشمانداز شما برای جلوگیری از
ضرر و بهنوعی مرگ سریالسازی برای
شبکه نمایش خانگی چیست؟
انشاءاله با تدبير سازمان سينمايي و با همراهي و همدلي بخش خصوصي و
اصناف مربوطه به ويژه خانه سينما بخش زيادي از اين مشكلات برطرف خواهد شد.
(به این ترتیب
حسین پارسایی نهتنها ضعف آثار را قبول نداشت بلکه حل مشکلات و بحرانها را بهنوعی
به آینده موکول کرد و ما نتوانستیم پاسخ مستدل و قانعکنندهای برای سوالاتمان
دریافت کنیم. از طرف دیگر طبیعی است که در یک مصاحبه مکتوب امکان چالش و بحث وجود
ندارد و بهخصوص در مصاحبه با حسین پارسایی، وی بیشتر به مصاحبه بهعنوانی امکانی
برای رفع و رجوع نگاه کرد و مثل ابطحی که توپ را در زمین پارسایی انداخت، پارسایی
هم توپ را به زمین پخشکنندهها و خانه سیما انداخت. بعد از مصاحبه با پارسایی
دوباره با ابطحی تماس گرفتیم و پیام دادیم اما پاسخی ندادند. در این شرایط به این
نتیحه رسیدیم حالا که مدیران در راس هرم شبکه نمایش خانگی پاسخگو نیستند، سراغ
مصرفکنندهها و واسطهها یعنی فروشگاههای شبکه نمایش خانگی برویم. چند فروشگاه
را در تهران و شهرستان انتخاب کردیم تا شاید به سرنخ بهتری برای حل ماجرا دست پیدا
کردیم.)
*مخاطبان چه میگویند؟
فروشندهای ساکن کرج در پاسخ به میزان استقبال مخاطبان میگوید: «بهترین
استقبال درباره سریال «شهرزاد» اتفاق افتاد که هم کیفیت عالی این سریال و هم توزیع
منظمش باعث شد برای چند ماه مشتریهای زیادی داشته باشیم. اما بعد از سریال «شهرزاد»
و با وجود اینکه شرایط مهیا بود تا سریالهای بهتری ساخته شود، کمتر سریال قابل
قبولی دیدیم. مثلا سریال «عاشقانه» در هفته اول بیشتر بهخاطر بازیگران مشهورش
اقدام به خرید سریال کردند اما از هفته دوم دیویدیها به فروش نرفت. آنها هم که
این سریال را بهطور منظم دنبال میکردند هم باتوجه به اخبار مدام از قسمتهای بعدی
میپرسند و ما هم میگوییم که هر وقت توزیع شد میتوانید بخرید.»
فروشندهای ساکن میدان انقلاب تهران اما نسبت به همه چیز شاکی است: «حوالی
فروشگاه ما سریالها و فیلمها بهصورت شش فیلم در یک دیویدی و با قیمت دوهزار و
دوهزاروپانصد تومان به فروش میرسد. پس چرا باید توقع داشته باشیم که مشتری از ما
خرید کند. زمان سریال «شهرزاد» جو خیلی خوبی راه افتاده بود اما در حال حاضر دیگری
از استقبال مشتریها خبری نیست. همزمان با رسیدن سریالها به ما، نسخه قاچاقش هم
در سایتها و پیادهروها موجود است. البته ما که کارهای نیستیم و مجبوریم که
بسازیم و بسوزیم. مدیران هم کمتر دیدهام که درباره این شرایط حرفی بزنند.»
اما یکی از فروشندگان منطقه شمال شهر تهران به طرز عجیبی از استقبال بالای محصولات میگوید:
«بهطور میانگین روزی ده فیلم میفروشیم و استقبال خیلی خوب بوده است. درباره
سریال «عاشقانه» هم تا قسمت ششم توزیع شده و منتظریم بقیه قسمتها هم سر وقت تویع
شود.»
چندین نسخه از سریال «عاشقانه» در فروشگاه موجود است. او در
اینباره میگوید: «سری قبل که قسمت پنجم توزیع شد همه به فروش رفت. از ما درخواست
کردند که باز هم بیاوریم و اینهایی که میبینید سری دوم است که به سفارش مشتریها
آوردهایم. اغلب راضی هستند و درکل فروش خوبی دارد.»
باتوجه به انتخاب این فروشگاهها که بهطور تصادفی انجام
شد، به نظر میرسد مشکل اصلی شبکه نمایش خانگی اولا توزیع نامنظم و ثانیا قاچاق
محصولات باشد که هم سهرابپور و عباسیان به آن اشاره کردند و هم فروشندهها. هر
چند در این میان از طرف ابطحی هیچ پاسخی دریافت نکردیم و از طرف پارسایی هم پاسخهای
کلی و مبهم داده شد. باید دید چه سرنوشتی در انتظار سریال «عاشقانه» بهعنوان مشت
نمونه خروار خواهد بود. یا توزیع قسمت دوم سریال «شهرزاد» که از اواخر خرداد قرار
است پخش شود آیا جانی دوباره به شبکه نمایش خانگی خواهد بخشید یا نه تاثیر مخرب بینظمی
موجود دامن سریال «شهرزاد» را هم خواهد گرفت؟
محسن جعفریراد