«کودکشو» یکی از مسابقههای موفق
تلویزیونی است که سری دوم آن با استقبال مخاطبان مواجه شده است. مسابقه «کودکشو» یکی از معدود برنامههایی است که برخلاف
بسیاری از مجموعههای پربازیگر که هزینههای میلیاردی صرف ساخت و تولیدشان میشود،
توانسته یکتنه مخاطبان بسیاری را پای تلویزیون بنشاند.
پژمان بازغی که در انبوهی از سریالها و فیلمهای سینمایی ایفای
نقش کرده و مخاطبان او را بهعنوان بازیگر میشناسند، اجرای مسابقه «کودکشو» را
به عهده دارد و اغراق نیست که اجرای صمیمی و متفاوت او را یکی از امتیازهای برنامه
«کودکشو» بدانیم.

پژمان بازغی درباره چگونگی حضورش در این مسابقه و دلایل
موفقیت اجرایش گفت.
جناب بازغی، مخاطبان شما را بهعنوان بازیگر میشناسند،
چه شد که اجرای برنامه «کودکشو» را پذیرفتید؟
وقتی اجرای این برنامه به من پیشنهاد شد آن را برنامهای متفاوت
دیدم و از آنجایی که به مقوله خانواده و اهمیت آن میپردازد اجرای آن را پذیرفتم.
باتوجه به این که بازیگری و مجریگری را تجربه
کردهاید، بفرمایید که این دو مقوله چقدر باهم متفاوتند؛ یا احیانا چه شباهتها و
نقاط مشترکی دارند؟
بازیگری دشوار است و وقتی نقشی پیشنهاد میشود باید درباره
آن تحقیق و مطالعه شود و کندوکاو درباره آن شخصیت را میطلبد. اجرا تا حدودی مبتنی
بر بداهه است. در اجرا وقتی موضوع مشخص میشود، مجری باید درباره آن حوزه بخصوص
مطالعه کند و به کسب اطلاعات بپردازد تا به این ترتیب به موضوع اشراف داشته باشد؛
اما با وجود این شباهتها، بازیگری و مجریگری دو دنیای متفاوت هستند.
بازیگر بودن یا بهتر بگویم بازیگر خوب بودن،
چقدر میتواند در اجرای بهتر موثر باشد؟
من به این دو مقوله اینگونه نگاه نمیکنم. به نظرم یک
بازیگر خوب الزاما نمیتواند مجری خوبی باشد و یک مجری خوب نیز بهطور قطع نمیتواند
در بازیگری موفق شود. اجرا مانند بازیگری نیست که قابل آموزش دادن باشد و بخشی از آن
به تواناییهای فرد بستگی دارد.
اطلاعات و داشتههای تئوری چقدر میتواند در
اجرای بهتر موثر باشد؟
همانطور که گفتم، قطعا مجری باید پیش از اجرا درباره موضوع
برنامه مطالعه کند و نسبت به نکات و جزییات آن آگاهی داشته باشد؛ بهعنوان مثال
شخصی که اجرای برنامههای دینی را به عهده دارد باید درباره این مقوله دارای سواد
کافی باشد. مانند آقای علی درستکار که بر این حوزه اشراف دارند یا مانند آقای
شهیدیفر که در حوزه اجتماعی یکی از مجریان خوب به حساب میآیند و به کارشان مسلط
هستند. در حوزه اجتماعی و سیاسی نیز میتوانم از آقای رشیدپور نام ببرم. بدون شک
این تخصص و تبحر اتفاقی نیست و سواد کافی میطلبد و با تلاش و مطالعه و تحقیق به
دست میآید.
باتوجه به گفتههای شما، میتوان گفت اجرای
مجری به موضوع و مضمون برنامه بستگی دارد. این بدان معنی است که مجریگری شیوههای
مختلفی دارد؟
بله. مثلا برنامه «دورهمی» یک برنامه گفتوگومحور است؛ یا
«خنداونه» یک برنامه ترکیبی است و «کودکشو» نیز یک مسابقه تلویزیونی به حساب میآید؛
نوع اجرای هر کدام از این برنامهها با دیگری متفاوت است. مثلا میتوانم «کودکشو»
و «پنجستاره» یا «مردان آهنین» را با اینکه موضوع، ریتم و تمپوی متفاوتی دارند،
در یک رده بگذارم؛ زیرا هر سه مسابقه تلویزیونی هستند؛ اما نوع اجرای مجری است که
آنها را باهم متفاوت میکند. درواقع اجرای مجری میتواند به موضوع و برنامه شاخ و
برگ بدهد و تواناییهای او را میطلبد.
شما پیش از «کودکشو» در برنامه «چنددرجه» مجری
بودید. بین پژمان بازغی «کودکشو» و «چنددرجه» چقدر تفاوت میبینید؟
برنامه «چنددرجه» را به خاطر علاقهام به ورزش انتخاب کردم،
زیرا موتورسواری میکنم و در رشتههای دیگر ورزشی نیز فعالم و تیراندازی را تجربه
کردهام، به همین دلیل وقتی اجرای این برنامه به من پیشنهاد شد پذیرفتم. اما
درباره تفاوتها باید بگویم که «چنددرجه» یک برنامه تلویزیونی بود اما «کودکشو»
یک مسابقه تلویزیونی است. بنابراین نمیتوانم این دو برنامه را باهم مقایسه کنم؛
زیرا در یک دسته نمیگنجند.
از میان دو برنامه «چنددرجه» و «کودکشو» کدام
را بیشتر دوست دارید؟
هر دو برنامه را دوست دارم. در برنامه «چنددرجه» هیجان
بسیاری داشتم و از شجاعت و قدرت ورزشکاران لذت میبردم در «کودکشو» نیز وقتی با
خانوادهها گفتوگو میکنم از نوع ارتباط آنها با همسران و فرزندانشان لذت میبرم.
مخاطب چرا «کودکشو» را دوست دارد و چه ویژگیهایی
در این مسابقه وجود دارد که باعث جذب او میشود؟
به نظرم رفتارشناسی خانواده نسبت به فرزند، مهمترین ویژگی
«کودکشو» است. مخاطبان وقتی مرا میبینند از تلنگری میگویند که برنامه «کودکشو»
به آنها زده و از اینکه این مسابقه باعث تغییر رفتار آنها با فرزندانشان شده
است. من همیشه در برنامه میگویم که شما همیشه میتوانید با فرزندانتان از دو سال
گرفته تا نود سال صحبت کنید؛ زیرا بچه همیشه برای پدر مادر همان بچه است و اینکه فرزندی
در خانواده بزرگ شود، این بزرگ شدن دلیلی بر این نیست که با فرزندانمان به گفتوگو
ننشینیم و این نگرش اشتباه است. در مسابقه «کودکشو» ما توانستیم به خانوادهها ارتباط
با فرزند را آموزش بدهیم. یکی دیگر از نقاط قوت مسابقه «کودکشو» این است که به
موضوعاتی پرداختهایم که تاکنون کمتر به آنها پرداخته شده است؛ مثلا در مسابقه،
بازیهای آپارتمانی را آموزش میدهیم تا به این ترتیب بچهها بدون ایجاد مزاحمت
برای دیگران در خانهشان به بازی مشغول باشند. اینها مواردی است که باعث موفقیت
مسابقه «کودکشو» شده است. در کل، از اینکه پدر و مادرها در برنامه نسبت به هم
ابراز علاقه میکنند، برایم لذتبخش است و همین که باعث ایجاد اتفاقی در خانوادهها
میشوم که قبلا رخ نداده، احساس خوبی به من میدهد.
در سری جدید «کودکشو» تغییراتی صورت گرفته و
بخشهایی به مسابقه افزوده شده است. در اینباره کمی توضیح دهید.
در سری جدید مشارکت مردم را بیشتر کردهایم و تلاشمان این
بوده که مخاطبان، برنامه را از آن خودشان بدانند و در انتخاب فینالیستها سهیم
باشند که اتفاق مثبتی است. اما تغییر اساسی برنامه این است که در سری جدید یک
برنامه ۶۰دقیقهای را به یک خانواده اختصاص دادهایم و بهوسیله گپوگفت با آنها
به واشکافی و تحلیل ارتباطها میپردازیم و درنهایت مردم هستند که یک خانواده را
انتخاب میکنند.
تغییرات ایجادشده در نوع اجرای شما تفاوتی
ایجاد کرده است؟
بله. در سری جدید با خانوادهها بیشتر آشنا میشوم؛ و این
آشنایی باعث میشود که ارتباطم با آنها گرمتر شود و در مقابل، آنها نیز ارتباط
صمیمیتری با من برقرار میکنند و همه اینها کیفیت اجرای مرا بالا میبرد.
مجری چقدر باید ریتم و تمپو را بشناسد و این
شناخت چقدر میتواند روند برنامه را تحت تأثیر قرار دهد؟
شناخت ریتم و تمپو برای مجری لازم و حیاتی است. این شناخت کیفیت
برنامه را تحت تأثیر قرار میدهد و رعایت آن بسیار سخت است. مثلا در همین مسابقه «کودکشو»
برخی خانوادهها وقتی مقابل دوربین قرار میگیرند و جمعیت را میبینند دستپاچه میشوند
و همین اتفاق باعث میشود که گفتوگو درست پیش نرود و این وظیفه من است که برنامه
را درست پیش ببرم.
یعنی مجری باید بهنوعی موقعیتها را
کارگردانی کند؟
بله قطعا. زیرا تلاش مضاعفی لازم است تا ریتم برنامه حفظ
شود، برنامه افت نکند و از ارزش آن کاسته نشود.
شاید یکی از دلایل موفقیت «کودکشو»» این است که
اثری کپیشده نیست و مشابه آن نیز در تلویزیون ما تولید نشده است؛ اما با این حال
تشابهات موضوعی میان برنامههای تلویزیونی وجود دارد که آثار موفق را نیز تحت
تأثیر قرار میدهد. در اینباره چه نظری دارید؟
متأسفانه موازیکاریهای موضوعی در تلویزیون وجود دارد که
مخرب است. بهعنوان مثال در شبکه نسیم برنامهای داریم با نام «وقتشه» که موضوع آن
ازدواج و خانواده است. حال ما در «کودکشو» کارهایی را انجام میدهیم که مشابه آن
را در همین برنامه «وقتشه» یا مثلا «شب فیروزهای» میبینیم. این اتفاق بسیار آسیبزننده
است و برای مخاطب جذابیتی ندارد که به تماشای برنامههایی با موضوعات شبیه به هم
بنشیند و تلویزیون باید این موازیکاریها را کنترل کند.
به نظرم «کودکشو» از این موازیکاریها آسیب
ندیده و مخاطبان خودش را دارد.
همینطور است، زیرا قهرمانهای ما خانوادهها هستند؛ آدمهایی
که جسارت حضور در برنامه را دارند و ما به بخشی از زندگیشان میپردازیم و درباره
همسر و فرزندانشان گفتوگو میکنیم. موفقیت مسابقه «کودکشو» صرفا به این دلیل است
که قهرمانهای ما نه اشخاص معروف هستند و نه سلبریتیها! بلکه آدمهای معمولی
هستند و همین موضوع برنامه را جذاب میکند؛ به اضافه اینکه تلاش کردهایم که
«کودکشو» صرفا مسابقهای تلویزیونی نباشد و قابلیت آموزش دادن به خانوادهها را
داشته باشد و تا آنجا که میتوانیم به مردم تلنگر میزنیم که متوجه باشند کجا
زندگی میکنند و اینکه چه رفتارهایی را پیش بگیرند و چه کارهایی را انجام ندهند.
با وجود اینکه در سینما با کارگردانهای مطرحی
همکاری کردهاید اما کارنامه شما گویای این است که بازی در سینما و تلویزیون
برایتان تفاوتی ندارد. واقعا همین طور است؟
به نظرم در عرصه بازیگری قرار است یک اتفاق بیفتد. حال فرقی
نمینکند که این اتفاق در تئاتر باشد یا تلویزیون و سینما. در این میان کیفیت و
نوع بازی است که مهم است و دستهبندی و خطکشی را درست نمیدانم. با اینکه تلویزیون
مخاطبان بیشتری دارد و جایی است برای دیده شدن، اما به نظرم این اشتباه است که بین
این دو عرصه تفاوت قائل شویم؛ بنابراین توجه من معطوف فیلمنامه است و کیفیت و
جذابیتهای فیلمنامه برایم مهم است.
آیا مجریگری آینده کاری شما را تحت تأثیر قرار
میدهد و در نوع انتخابهای شما تأثیر خواهد گذاشت؟
به این موضوع خیلی فکر نمیکنم و تلاشم این است که کارم را
درست انجام دهم.
محدودیتها و خط قرمزهای تلویزیون دست شما را بهعنوان
بازیگر نمیبندد و تأثیر آن بر کیفیت بازی شما چقدر است؟
این محدودیتها و خط قرمزها اگر علمی، مهندسیشده و
کارشناسانه باشد و دلایل منطقی داشته باشد، مسلما قابل پذیرش است؛ اما مسئله اینجاست
که این سانسورها و خط قرمزها شخصی هستند و جزییات آن بستگی به سلیقه و نظر افراد و
ناظر پخش دارد و آسیبزننده است وگرنه که در همه جای دنیا این محدودیتها وجود
دارد؛ زیرا نمیتوان خوراک فرهنگی به مردم داد بیآنکه دستگاههای ذیربط بر آنها
نظارت کنند.
از کارهای آیندهتان چه خبر؟
فعلا تمام و کمال مشغول تولید «کودکشو» هستیم و بهجز آن،
چند اثر سینمایی و تلویزیونی پیشنهاد شده که امیدوارم باتوجه به زمانی که در
اختیار دارم بهترین انتخاب را داشته باشم.
و سخن آخر؟
در فصل جدید «کودکشو» تغییرات و روند جدیدی داریم و قرار
است کنداکتور جدید ببندیم تا به این ترتیب مخاطبان بیشتری را جذب کنیم؛ لذا اعضای اتاق
فکر ما مشغول طرح و برنامهریزی هستند تا همانطور که گفتید برنامه، اثری کپیشده
از آثار خارجی نباشد. در پایان خواهشم این است که مدیران سازمان، برنامهها را بهطور
موازی و همزمان پخش نکنند تا مخاطب حق انتخاب داشته باشد و زحمت عوامل سازنده بینتیجه
نماند.
وحید خانهساز