هرگز از مسیرم دست نمی‌کشم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۲۸:۴۰
غزال آخوندزاده در گفت‌وگو با «صبا»:

هرگز از مسیرم دست نمی‌کشم

تنها مسيری كه برای خودم مي‌ديدم و خواهم ديد همين موسيقی و تدريس آن است. اما يک جاهايی خستگي‌هايی هم داشتم و حتي غرهايي هم زدم اما از مسيرم هيچ وقت ‌خسته نشدم و دست نمي‌كشم

 می‌گوید پیانو زدن جزیی از زندگی‌ام شده است؛ درست
عین غذا خوردن. بیست‌‌ویک‌ساله است و از کودکی پیانو می‌نوازد. عضو انجمن فرهنگی
ایران و اتریش است و کنسرت‌های زیادی برگزار کرده و اخیرا هم در کنسرت رضا صادقی
نواخته است. غزال آخوندزاده متولد اردیبهشت ۱۳۷۶ است؛ در نواختن پیانو حرف زيادي برای
گفتن دارد، چندسالی است تدریس هم می‌کند و قرار است به‌زودی برای شادگردانش کنسرت
برگزار کند. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشستیم و از حال‌وهوای زندگی سرشار از
موسيقي‌اش پرسیدیم.

از چندسالگی پیانو زدن را شروع کردید؟ زیرنظر
کدام استادان آموزش دیدید؟

من تقریبا از شش‌سالگی پیانو را شروع کردم اما قبل از آن به
کلاس‌‌های ارف می‌رفتم. هم‌زمان با دبستان پیانو را هم ادامه دادم و بعد با رفتن
به هنرستان موسیقی پیانو جزو زندگی اصلی‌ام شد و با علاقه‌ای که خودم داشتم و با
حمایت‌های پدر و مادر عزیزم الان تقریبا ۱۵سال است که نوازندگی می‌کنم؛ البته از
همان ابتدا کلاس‌های ارف و پیانو را در مدرسه صداوسیما می‌گذراندم اما در نه‌سالگی
نزدیک یک‌سال‌ونیم زیر نظر سامان احتشامی آموزش دیدم. وقتی وارد هنرستان شدم، زیر
نظر استاد امیر صراف بودم تا به امروز که در دانشگاه موسیقی می‌خوانم، استادم
ایشان هستند.

با استادان غیرایرانی‌ هم کار کردید؟

بله، از ۱۴سالگی که وارد انجمن فرهنگی ایران و اتریش شدم، علاوه بر شرکت های مستر کلاس های این انجمن، افتخار همکاری با پرفسور شولتز؛ نوازنده و رهبر ارکستر اتریش به عنوان پیانیست جهت برگزاری مستر کلاس های ایشان را داشتم.

در نواختن پیانو بيشتر پيرو چه سبكي هستيد؟

من تقريبا تمام سبك‌ها اعم از كلاسيک‌های جهاني و ايراني را
با پيانو نواخته‌ام و به آن‌ها علاقه دارم ولی با توجه به رشته تحصیلی‌ام در هنرستان و دانشگاه سبک پیانو کلاسیک را به صورت تخصصی دنبال می‌کنم.

چطور شد به عضویت انجمن فرهنگی ایران و اتریش درآمدید؟

انجمن فرهنگی ایران و اتریش در نزدیکی منزل ماست و من از
این موضوع اطلاعی نداشتم و نمی‌دانستم که این ساختمان، انجمن فرهنگی ایران و اتریش
است. جالب این‌جاست که دوستان من در هنرستان درباره این انجمن صحبت می‌کردند؛ من به
پدرم گفتم این انجمن کجاست و ایشان گفتند همین انجمنی که نزدیکمان است. بنابراین به
آن‌جا مراجعه کردم، بعد از گذراندن امتحان ورودی به عنوان پیانیست در تمامی بخش ها فعالیت داشتم.

منظورتان از همه بخش‌ها چیست؟

این انجمن فرهنگی بخش‌های مختلف دارد؛ اپرا، گروه ارکسترا،
گروه کر و تک‌نوازی دارد که من در همه بخش‌ها می‌توانستم فعالیت داشته باشم. آن‌جا
یک گروه ارکسترا داشتند که کنسرت می‌دادند و اگر قطعه‌ای پیانویی داشت(چون پیانو
اصولا سازارکسترایی نیست) من آن‌ها را اجرا می‌‌کردم.

شنیدم که شما در کنسرواتور وین هم قبول شدید
اما نرفتید. علت چه بود؟

بله، تقریبا ۱۶سالم بود که از طریق انجمن فرهنگی ایران و
اتریش با یک‌سری کنسرواتورهای اتریش آشنا شدم؛ هر از چندگاهی یک‌سری امتحانات می‌گرفتند
که گاهی وقت‌ها هیات داوران آن‌ها به ایران می‌آمدند و در همان انجمن فرهنگی
امتحان می‌گرفتند؛ من هم آن زمان در مقطع دوم هنرستان تحصیل می‌کردم که امتحان
دادم و برای کنسرواتور وین قبول شدم. پدرم خیلی مصرّ بود که به آن‌جا بروم اما
مادرم به‌خاطر کم‌سن‌وسال بودنم و دوری و تنهایی من کمی نگران بود اما همه
کارهایمان را کردیم و منتظر جواب سفارت بودیم که درنهایت تصمیم بر این گرفتم گذراندن دوره های تحصیلی تکمیلی در خارج از کشور را به زمان دیگری موکول کنم.

چرا؟

به این علت که باید تنها می‌رفتم و هیچ آشنایی در آن‌جا نداشتم.
ضمن این‌که باید زبان آلمانی هم یاد‌ می‌گرفتم و من در یک‌سال‌واندی که دنبال
کارهای رفتن بودم زبان آلمانی خواندم اما احساس کردم شاید خیلی هنوز برای رفتن آمادگی
ندارم و آن زمان این‌جا را ترجیح دادم.

برنامه‌تان برای آینده چیست؟ آیا قصد رفتن به
خارج از کشور را دارید یا نه؟

انصراف از رفتن به اتریش تصمیم سختی بود و من گاهی مواقع مردد می‌شدم که آیا تصمیم درستی گرفتم یا نه . ولی در کل به دلیل فعالیت ها و موقعیت‌های مناسبی که برایم ایجاد شد از اینکه در آن زمان در ایران ماندم پیشمان نیستم، ولی علاقه زیادی دارم که جهت ادامه تحصیل حتما در صورت امکان به سایر کشورها سفر نمایم.

تا به حال در كنار نواختن پيانو تجربه خوانندگي
هم (اجرا برای بانوان) داشتيد؟

برای خوانندگی که تا به حال اقدام نکرده‌ام و جزو اهدافم نبوده
است اما مواقعی به ذهنم می‌رسد خیلی خوب می‌شود که درکنار ساز زدن بخوانم؛ البته ناگفته
نماند ما سولفژ کار کرده‌ایم، درحدی که صداها را می‌شناسیم و در هنرستان هم گروه
کر داشتیم و تا حدی با مقوله صداسازی و خوانندگی آشنایی دارم اما این‌که بخواهم به‌عنوان
هدف به آن نگاه کنم، نه.

ساز دیگری هم به غیر از پیانو می‌نوازید؟

بله، من ساز دومی که می‌زنم سنتور هست. چون اصولا در
هنرستان و دانشگاه باید یک ساز دومی هم بلد باشیم.

می‌دانم که کنسرت هم اجرا می‌کنید. از چه زمانی
اجرا کردن در کنسرت‌ها را شروع کردید؟

اولین کنسرتی که من اجرا کردم در نه‌سالگی با سامان احتشامی
بود که دو بار در فرهنگسرای نیاوران با ایشان کنسرت داشتم. در هنرستان هم کنسرت‌های
ماهانه و سالانه داشتیم و همان‌طور که گفتم در کنسرت‌های انجمن فرهنگي ايران-اتريش
من به‌عنوان پیانیست چندباری در تالار وحدت اجرا داشتم. البته با چند گروه دیگر که
آن‌ها هم ارکستر بودند و علاوه بر سازهای کلاسیک بند راک هم داشتند، در کنسرت‌هایشان
در تالار وحدت همکاری می‌کردم و با یک‌سری خواننده‌‌ها مثل خانم هاسمیت کار می‌کردم
که برای بانوان اجرا می‌کردند(كه اپرا بود). البته یکی‌دوسالی به‌دلیل کنکور و درس
خواندن کنسرت نداشتم اما امسال از لحاظ برگزاری کنسرت پرکار بودم؛ در تیرماه با
آقای رضا صادقی و در يك كنسرت هم با گروه نوشه که برای بانوان بود همکاری داشتم.

در
صفحه شخصی‌تان در فضای مجازی دیده‌ایم که اعلام کردید، قرار است برای هنرجویان
خودتان کنسرت بگذارید؛ این ایده تا چه اندازه مفید واقع خواهد شد؟ از زمانی به این
فکر افتادید؟

خیلی وقت است این ایده را در ذهن دارم. من خیلی دوست داشتم
که هنرجویانم از هنر و داشته‌هایشان استفاده کنند و هنرشان را به دیگران انتقال
دهند. بچه‌ها كلاس‌هايشان را مي‌آيند و خوب هم پيش مي‌روند اما جداي از كلاس‌ها
وقتي در يك موقعيت ديگر مثل كنسرت قرار مي‌گيرند تازه متوجه مي‌شوند اين هنري را
كه آموخته‌اند را چطور استفاده كنند و به ديگران انتقال دهند؛ اما احساس می‌کردم
که زود است چون شرايطش نبود. نياز به برنامه‌ريزي داشت كه خوشبختانه هم‌اکنون
شرایطش مهیا شده تا این کنسرت را برگزار کنم.

از
تدريس هم صحبت کردید؛ از چه زمانی تدريس مي‌كنيد؟

من دركل به تدريس علاقه دارم، نه فقط در نواختن ساز، بلکه
تمایل دارم اگر هنری را می‌دانم به بقیه هم آموزش دهم؛ به همين دليل تقريبا قبل از
كنكورم يعني از ۱۶-۱۵سالگي تدريس را شروع كردم اما نه به‌طور گسترده بلکه در حد
چهار پنج هنرجو. به‌طور کل در حال حاضر سه سال است كه كار اصلي تدريس من شروع شده
است.

باتوجه به اين‌كه بسیار جوان هستید و با تلاش‌های
بسیار خودتان، حمايت‌ها و تشويق‌هاي خانواده به اين موفقيت و موقعيت بزرگ رسيده‌اید؛
و همان‌طور كه خودتان هم مي‌دانيد زنان و دختران در ايران با محدوديت‌ها و مشكلات
زيادي در عرصه موسیقی مواجهند و احتمالا خودتان هم با اين موانع روبه‌رو بوده‌ايد؛
نظرتان در اين باره چيست؟ چه پيشنهادي براي دختران هم‌سن‌وسال خودتان يا به‌طور
كلي براي بانوان علاقه‌مند به هنر موسیقی دارید؟

خداراشكر من اين شانس را داشته‌ام كه پدر و مادرم هميشه از کودکی
تا به الان حامي و پشتیبان من بوده‌اند. در رابطه با اين موضوع من معتقدم نه فقط
زنان بلكه هر كسی، اعم از مرد و زن اگر هدفي داشته باشد و بخواهد واقعا به آن برسد
مي‌تواند با تلاش و پشتكار خودش راهش را پيدا كند و آن را به‌دست آورد. خانم‌هايي
هستند كه اين كار را انجام مي‌دهند، يعني پاي هدفشان مي‌ايستند، مي‌جنگند و پله‌پله
به آن نتيجه‌اي كه مي‌خواهند مي‌رسند. مثلا در كنسرتي كه با آقاي صادقي داشتيم، اين
خيلي رايج نيست كه خانم‌ها با يك بندي كه همه‌شان آقا باشند ساز بزنند و آقاي
صادقي دارند اين كار را جا مي‌اندازند. به نظر من اگر هر چيزي را كج‌دار و مريز
جلو برويم نشدني نيست. كشور ما دارای يك‌سري قوانين است که فارغ از درست و غلط
بودنش بايد آن‌ها را رعايت كنيم و در كنارش آرام‌آرام راهمان را هم ادامه دهيم.
اما متاسفانه الان مخصوصا متولدین دهه خودمان كساني هستند كه مي‌خواهیم به هرنحوي
به هدفمان برسيم و آن قوانين را هم زير پا بگذاريم؛ اين‌طوري نه مي‌توانند به
هدفشان برسند نه جامعه آن‌ها را قبول مي‌كند. كسي كه راهش را پيدا كرده باشد مي‌تواند
طوري رفتار كند كه افراد مخالف هم شأن و شخصيتشان حفظ شود و بتوانند كم‌كم به هدفشان
برسند. حتي كساني كه حامي ندارند اگر خودشان واقعا تلاش كنند راهي برايشان پيدا مي‌شود
كه بتوانند هنر خودشان را ارائه دهند.

خودتان تا به حال اين موانع را تجربه كرده‌ايد؟

بله، سر راه من هم اين موانع بوده است اما نه به اين صورت
كه بگويند روي سن نرو و اذيتم كنند، چون من جاهايي كه كنسرت دادم بيشتر به‌صورت
گروهی بوده است. اما كنسرت‌هايي هم بوده است كه می‌خواستيم اجرا برويم اما به هر
دليلي مجوز ندادند، اذيت كردند يا در متن خانمي كه همخوان بوده است گفته‌اند، اين
كلمه را براي خانم همخوان حذف ‌می‌كنيد يا كنسرت كلا لغو مي‌شود. شهرستان‌ها هم كه
ما خانم‌‌ها كلا نمي‌توانيم اجرا كنيم مثلا همين اركستري كه بند راك هم داشت وقتي
در شهرستان اجرا داشتند ما نمي‌رفتيم.

هر موفقيتي هزينه و خستگي خودش را دارد. قطعا شما
هم تا به حال خسته شده‌اید. چطور با این سختی‌ها و مشکلات کنار آمده‌اید و همچنان
مسیر خود را ادامه می‌دهید؟

بله، البته هر راهي خستگي خاص خودش را دارد؛ به‌خصوص زمان‌هايي
بيشتر برنامه‌هايم باهم تداخل پيدا مي‌كند و ممكن است نتوانم كامل به برنامه‌هايم
برسم و خسته شوم اما تا به حال از راه و مسيرم خسته نشد‌ه‌ام. در اوج خستگي هم
هميشه خدا را شكر كردم و تنها مسيري كه براي خودم مي‌ديدم و خواهم ديد همين موسيقي
و تدريس آن است. اما يک جاهايي خستگي‌هايي هم داشتم و حتي غرهايي هم زدم اما از
مسيرم هيچ وقت ‌خسته نشدم و دست نمي‌كشم.

به‌عنوان سوال آخر اگر صحبتی باقی مانده است
بفرمایید.

یک تشکر ویژه از پدر و مادرم دارم؛ من هميشه مي‌گویم كه
تلاش و پشتكار هر كسي مهم است اما حامي داشتن و تشويق شدن هم يكي از اصل‌هاي مهم
براي رسيدن به هدف است كه خدا را شكر من از وقتي كه كلاس ارف مي‌رفتم پدر و مادرم
خيلي‌خيلي حمايتم مي‌كردند و همچنان حامي من هستند.

 

فاطمه فلاح

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها