شهرام گیل آبادی از مدیرعاملی خانه تئاتر کناره‌گیری کرد/ شرح آنچه اتفاق افتاد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۶:۲۲

شهرام گیل آبادی از مدیرعاملی خانه تئاتر کناره‌گیری کرد/ شرح آنچه اتفاق افتاد

شهرام گیل‌آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر در یادداشتی از سمت خود در کسوت مدیرعامل خانه کناره‌گیری کرد.

به گزارش صبا، شهرام گیل‌آبادی، به مدت ۳ سال به‌عنوان مدیرعامل خانه تئاتر در این مجموعه حضور داشت که بخشی از این دوره با بحران کرونا و معضلات ناشی از آن مواجه بود. با این حال اهداف بسیاری در این مدت برنامه‌ریزی شده بود که به گفته گیل‌آبادی او تا به‌نتیجه‌رسیدن یا در مسیر اجرا قرارگرفتن برنامه‌های هدف‌گذاری‌شده در سمت خود باقی ماند و پس از آن، پنجم دی ماه ۱۴۰۰، در یادداشتی از ادامه‌ی حضور خود به‌عنوان مدیرعامل خانه تئاتر کناره‌گیری کرد.

متن نامه‌ی گیل‌آبادی به‌شرح زیر است:

«بسمه‌تعالی

به آينده اميدوارم؛ تئاتر زنده و پوياست و نفس‌به‌نفس با مردم پيش می­رود. تمام سختي­ها و دل­مردگي­ها را مى­ دانم. تئاتر نقّاد است، تحليلگر است و گاهى حتى عليه خود قد علم مى­كند. انسان، جامعه و تمامى مفاهيم عالى موضوع تئاتر هستند. صف ­آرايى خير و شر و قيام انديشگى و معرفتى عليه باطل اگر نبود تئاتر معنى پيدا نمى­كرد. از كودكى در جامعه‌ی تئاتر اين كشور خود را پيدا كردم، چون باور دارم تمام فرم­ها، مدل­ها و روش­ها در اين هنرِ شريف براى رسيدن به پالايش و توسعه‌ی فكرى و فضيلت اخلاقى جامعه است. اين جريان خروشان حق ­طلبى، مخالف خفقان و سيطره­ استعمار هر انديشه­ زياده­ خواهى است؛ مخالف استيلاى سلب اختيارات انسان خداست، استبدادگريز است و آینه­ تمام­ نماى راستي­ ها و کژى‌هاست براى توليد بهترين و واقعى­ ترين تصميم مخاطب خود. هر آدمى روى زمين منحصر‌به‌فرد است تا جايى كه بزرگ‌ترين شگفتى آفرينش، تفاوت میان تمامى موجودات روى زمين است. كسانى كه در مقابل انديشه مى­ ايستند و در پى چيرگى بر معرفت جمعى و فردى كه شگفتى اختيار انسان‌هاست؛ اقتدارگرايانى هستند که خودبه­ خود نسبت به فلسفه­ الهىِ زمين خدا مشرکند. هر جامعه ­اى بر اساس نظامى فكرى در گستره ­اى فرهنگى شكل گرفته است، كشور ما با تنوع بى­ بدليل فرهنگى خود داراى توانمندي­هايى است كه اگر ناديده گرفته شوند بزرگ‌ترين ظلم به جامعه­ی انسانى است. امروزه به نظر مى­رسد هنر هنرمندان از جهات متنوع و متكثر زير بار سختي­هاي در­زمانى و هم­زمانى است. درزمانى؛ چون هميشه در طول تاريخ حق­گرايى يا حتى حرف متفاوت توسط قدرت­طلبان مورد پذيرش نبوده و هم­زمانى؛ چون استبداد فرانو براى اثبات خود به نفى گفتمان­های متفاوت به شيوه­هاى مختلف مى­پردازد. اگر بخواهيم در دنياى تئاتر معاصر كشور كمى واقع­گرا باشيم متوجه مى­شويم كه با عصر عسرت­ زده­ اى مواجهيم كه همه­ی اركانش مغشوش است و در اين اغتشاش، هنرمند اصيل زير چرخ نابرابري­ هاى مدنى و اجتماعى له شده است. همگان نيك مى­ دانند عادت به شعاردادن و بى­ عملى ندارم اما از باب تجربه­ اى طولانى و برای ثبت در تاريخ بايد نكاتى را در اين مرقومه ذكر كنم:

١. تئاتر ایران از نگاه سياستمداران، سياستگذاران و مسئولين، نقطه­ی آسيبى است كه در جهت اهداف آن­ها حركت نمى­ كند، غافل از آنكه تئاتر اگر به اهداف عاليه­ خود دست يابد جامعه به‌سمت پالايش حركت مى­كند.

٢. تئاتر کشور نظام، ساختار و سازمانى منظم و حساب‌شده ندارد و اين نقصان سبب شده است حمايت جدى از این حوزه­، حتی تا برآورده‌شدن نيازهاى ابتدايى هنر و هنرمندان ديده نشود.

٣. تئاتر همواره در ادوار متفاوت تاريخ مورد تهاجم مهاجمانی آشكار و پنهان بوده است اما تغييرات، مصائب و مشكلات زمانى از يك سو و نظارت­هاى بى­بنياد از سوى ديگر به مخدوش‌كردن حق تأليف هنرمند دامن زده ­اند كه اين خود به يكى از بزرگ­ترين آسيب­ هاى عصر اكنون تبديل شده است.

٤. تئاتر هميشه و در طول تاريخ نيازمند يك صنف منسجم و مستحكم براى پيگيرى اهداف صنفى و درونى خود بوده است اما تعارض منافع و فشارهاى متعدد و عدم اطمينان بخش ­هاى دولتى باعث شده خود دولت تصدي­ گرى و تولي­گرى اين هنر مردمى را رأساً انجام داده و برخلاف شعارهاى مرسوم اين روزگار، اساساً به مردم­گرايى وقعى گذاشته نشود. شاهد ما بر این ادعا این است که حتى يك شوراى صنفى براى تصميم‌هاى صنفى و حرفه ­اى اجازه تأسيس نيافت.

٥. سياست­هاى غلط در همه­ حوزه ­ها خصوصاً در موضوعِ نگاه به خصوصى­ سازىِ نادرست براى سلب مسئوليت حمايت از تئاتر، باعث شد محور فرهنگى تئاتر مخدوش شده و از توليدى فكرى و معرفتى به توليدى بازارى و بازرگانى پرتاب شود و اين پرتگاهى بود كه بى­ كفايتى و عدم آشنايى سياستگذاران براى تئاتر به وجود آورد.

٦. جامعه­ گسترده، شريف و زحمتكش تئاتر كشور امكانات مناسبى براى ارائه­ی آثار ارزشمند خود ندارد؛ خروجي­ هاى سالانه­ علاقه­ مندان و فارغ‌التحصيلان تئاتر بی‌جایگاه، خود گواهى بر اين فضاى تنگ و نامتناسب است. امروزه تئاتر مى تواند در تمام اركان از آموزش‌وپرورش و تربيت‌ گرفته تا كاربردهاى نوانديشانه و برنامه­ ريزى اجتماعى در كنار رشد كشور موثر باشد، اما ظاهراً تصميم بر ديده نشدن اين قدرت بى­ بديل انسانى است.

ژرف­ترين پيش ­آمد دو دهه­ی اخير تئاتر ايران بدون شك تشكّل­ سازى است. دستاورد “خانه تئاتر” و شكل‌گيرى و تداوم فعاليت­هاى آن در صورتى كه به‌مثابه­ يك نظام انسجام­بخش و هويت­ ساز فهم شود، مهم­ترين و هوشمندانه­ ترين حركت براى همگرايى صنفى، رشد و پيشرفت تئاتر ايران است. بررسى الگوى نهادسازى در اين مجموعه نشان مى­ دهد با تمام كاستي­ ها و دورنگاه­ هاى نافرجام، اين تشكل در تئاتر كشور توليد قدرت تازه كرده است. سازمان ­هاى مردم­گرا پيشران­ حركت مردم­سالارى و توسعه­ فرهنگى-اجتماعى هستند. اين مجموعه­ ها با مديريتى مشاركتى مى­ توانند شبكه­ اى هوشمند، پيوسته و همگرا را براى رسيدن به اهداف و منافع مشترك به وجود بياورند. شكل­ گرفتن صنوف و استقلال هر صنف امرى لازم است، اما هستى اين صنوف بايد در پيوند با يكديگر به تقويت ماهيت دستاورد بزرگ تئاتر ايران يعنى “خانه تئاتر” كمك كند. اين خانه با پايدارى و حميّت بسيارى شكل گرفته و تا به اينجا رسيده است. نبايد فراموش كرد:

«آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد/ هر کسی را آنچه لایق بود داد»

لياقت جامعه­ تئاتری ايران بيش از چيزى است كه هست و رسيدن به چشم­اندازى آينده­ پژوهانه ابتدا نياز به همگرايى و پيوستگى دارد. بدون شك «خانه تئاتر»ی منسجم و قدرتمند با همگرايى اعضای و صنوف به دست مى­ آيد. شكل­ گيرى صنوف قدرتمند و مستقل در عين همگرايى صنفى تمام حِرَف تئاترى، مى­تواند يك گام‌به­پيش باشد. در غير اين صورت ما دستاورد تاريخى خود را به مخاطره انداخته­ايم. اين خانه بايد تغييرى بنيادين در خود به وجود آورد. بنيادهايى كه همگان را با هر ديد و منظر براى رسيدن به اهداف صنفى در درون خود داشته باشد. ما بيش از هر وقت ديگر به این «خانه» نيازمنديم.

بر خود لازم مى­ دانم بر حسب آمارهاى و ريزاطلاعات موجود رسمى اعلام كنم: در حال حاضر به مدد همه­ی عزيزان زحمتكش در هيئت‌مديره­ خانه­ تئاتر، تمام زيرساخت­هاى لازم براى تغييراتى بنيادين فراهم آمده است. در سه سال گذشته بودجه­ خانه در وزارت ارشاد و شهردارى بيش از صدوپنجاه‌ درصد رشد داشته و برخلاف گذشته مبلغ همين رشد اخذ شده است. همچنین در حال حاضر بر اساس يك تدبير، خانه با بيش از پنج‌ميليارد تومان داشته­ی نقد به‌گونه­اى خودگردان مى­تواند اداره شود. در این سه سال، با عضويت در صندوق اعتبارى هنر، بيمه­ی تكميلى، بيمه‌ی تأمين اجتماعى، هنركارت، تسهيلات ضرورى و… از سى‌وپنج تا صددرصد رشد داشته­ايم. بيش از پنج‌ميليارد تومان يارى ضرورى از ارگان­هاى مختلف براى اعضای دريافت و توزيع شده است. بيش از پنج‌ميليارد تومان خدمات، امكانات و تجهيزات براى خانه­ی تئاتر به مشاركت گرفته شد. نظام­هاى متعددى در این خانه بنياد نهاده شد. يكى از اين فرآيندها شبكه­ اتوماسيون باز و تحت وب خانه است كه تمام بناهاى آن نهاده شده است و در حال حاضر كاركردى بى‌بديل دارد… و نیز صدها كار كوچك و بزرگ در اين دور­ه­ مديريتى با اقبال پيش رفت و البته به‌دلايلی بسيار، ده­ ها كارِ بر زمين­ مانده هم باقى است تا آينده خود گواه انجامش باشد.

بدون شك بنده هزاران خوب را براى عزيزان و اعضاء مى­ خواستم كه اگر نشد، قصور حقير بود و اگر به انجام رسيد نتيجه­ عملكرد جمعى هيئت‌مديره و همگان است؛ اين دوره در اوج سختي­ها شكل گرفت و تداوم يافت؛ يكى از اين سختي­ها بيمارى جهان­گذر كروناست كه در اين دوران هم سعى كرديم در حد توان، شبانه­روز، در كنار جامعه­ی بزرگ تئاتر و خصوصاً اعضای عزيز خانه همه در امان باشيم، نيك مى­دانم ممكن است این خواسته شايستگی به انجام نرسیده باشد اما خدا مى­داند که در حد توانمان ايستاديم.

اما كلام آخر؛ سعى كردم تا انتهاى اين دوره‌ی مديريتى در كنار هيئت‌مديره محترم بايستم و راه را تا انتها با این دوستان طى كنم اما بيمارى كرونا مانع از برپايى مجمع عمومى شد و در حال حاضر هم زمان زيادى از پايان دوره مديريتى بنده گذشته است پس همین‌جا اعلام می­کنم به‌دلايل عديده، ديگر تمايلی به ادامه روند مديريت در «خانه تئاتر» ندارم.

ضمن سپاس بى­كران از استاد ايرج راد، استاد بهزاد فراهانى، استاد اصغر همت، نادر برهانى مرند، كوروش نريمانى، حميدرضا نعيمى، محمودرضا رحيمى، محمدامير ياراحمدى، مسعود دلخواه، مريم كاظمى، مهدى قلعه، آرش دادگر و تمام اعضای محترم هيئت‌مديره­ى انجمن­هاى هفده­گانه­ی خانه تئاتر، همه اعضای محترم خانه تئاتر و در نهايت همكاران بسيار عزيزم كه فداكارانه همه­ی مهر و سعى­شان را معطوف به پيش­برد اهداف و انجام امور كردند؛ به همكارى خود در كسوت مديرعامل خانه‌ تئاتر پايان مى­دهم.

اميدوارم همه­ كاستي­ ها را بر بنده بخشوده و از اين به‌بعد شاهد ظهور رفاقت­ هايى شايسته ­تر باشيم.

شهرام گیل آبادی»

انتهای پیام/

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها