به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری صبا، مصطفی شوقی، مستندساز در یادداشتی با اشاره به خوبیها و بدیهای مستند «بیجه» ساخته میکائیل دیانی، درباره اهمیت هوشیارکننده آن میگوید.
متن یادداشت به شرح زیر است:
«مستند «بيجه» به كارگردانی میكائيل ديانی را ديدم؛ مستندی درباره كارگر كوره پزخانه كه به تجاوز و قتل بیش از ۱۷ کودک و ۳ بزرگسال اعتراف کرد و در نهايت در ابتدای دهه ۸۰ اعدام شد. «بیجه» مستند تلخی بود؛ مستندساز دوربين را به همان محلها و لوكيشنهای وقوع حادثه برده بود و ماجرا را با گذشت بيش از ۱۹ سال با كسانی كه مساله را پیگيری كردهاند، به بحث گذاشته بود.
مستند به نظرم كامل بود و حتی در برخی از فضاسازیها جسورانه و حتی نو و بديع. از نظر پژوهشی به نظرم مستند جامع بود اما اينكه پژوهشگر خود راوی ماجرا باشد و در قاب دوربين و كنار مصاحبه شوندگان قرار گيرد خيلی باب طبع من نبود، مخصوصا اينكه حرفی هم نمیزند و ايستاده است يک گوشه كادر دوربين در پس زمينههايی كه خيلی واقعی هستند.
با میكائيل ديانی كه صحبت میكردم- بعد از ديدن مستند- گفتم مستند مثل يک قهوه تلخ بود، خيلی تلخ، خيلی! خاصيت اين مستندها اينطوری است كه پس از ديدن يک تلخی بیپايان را به همراه میآورد و شايد يک هراس بینهايت اما هوشيار كننده است.
من از دو وجه با مستند «بیجه» روبرو بودم، برای من که هم روزنامهنگارم و هم مستندساز و هم یک پدر هستم مستند جدیتر و هشیار کنندهتر بود. مثل خوردن قهوه تلخ، هوشياری به همراه میآورد و هواس آدم را جمع میكند. يک هشدار است برای جامعه برای قربانيان احتمالی و متهمان… اين گونه مستندها اساسا در نقد و بررسی ماجرا به يک موضوع مشتر میرسند و آن هم اينكه جدا از متهم و مجرم بودن، اين اجتماع و محيط پيرامونی كه فرد در آن زيست میكند، اصولا مجرمزا و متهمخيز است! خود مجرم هم قربانیست!
از نظر روايی ما به طور اصولی با يک روايت مستند روبرو هستيم. همه طرفهای ماجرا با توجه به نوع ماجرا در حد مقدورات اينگونه مستند روايت خود را بيان میكنند از قاضی تا خانوادهها، روانشناس، جرمشناس، صدای متهم در جلسات روانكاوی و…
مستند «بيجه» تلخ است و هراسناک. اما هوشياركننده است.»



انتهای پیام/