امروز پنجشنبه, ۷ آبان , ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۴۹:۱۹

گزارش برنامه نمایش و تحلیل مستند «هنوز…»/ مبارزه خاطره با فراموشی

برنامه نمایش و تحلیل مستند «هنوز...» ساخته مهرداد صادقی در شصتمین برنامه از سلسله جلسات فیلم‌تئاترهای سینماتک خانه‌ی هنرمندان ایران، عصر چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری با اجرای علی افشار برگزار شد.

به گزارش صبا، پس از نمایش این مستند، مهرداد صادقی کارگردان، سیدحسین رسولی، منتقد تئاتر و مزدا عسکری فرزند زنده‌یاد ژاله رجایی و راوی مستند پشت تریبون قرار گرفتند و به تحلیل اثر پرداختند.

سیدحسین رسولی، منتقد تئاتر، پس از تماشای این مستند آرشیوی با محوریت تئاتر اصفهان و روایت زنانه‌ آن، با ابراز علاقه به تاریخ تئاتر بیان کرد: این مستندهای آرشیوی و سوژه‌های زنانه که روایتی ستایش‌آمیز دارند و به جای انتقاد و افشاگری، ستایش را محور قرار می‌دهند، برای من بسیار جذاب هستند و در این مستند نیز از روایت اثر در اصفهان و دوره‌ خوش تاریخی آن لذت بردم.

او با اشاره به پیوند عمیق خود با تئاتر و نگارش یادداشت‌هایی درباره‌ تاریخ تئاتر ایران، افزود که فرم فیلم و روایت آرشیوی آن فضایی دلنشین آفریده است.

مهرداد صادقی، کارگردان مستند، درباره‌ روند ساخت این اثر و مواجهه‌اش با سوژه بیان کرد: جذابیت اصلی کار برای من در این بود که با وجود سابقه و تدریس در حوزه‌ی تئاتر، ترجیح دادم پیش از شروع کار اطلاعات زیادی کسب نکنم و مانند کسی که چیزی نمی‌داند وارد ماجرا شوم تا همان کنجکاوی و هیجان اولیه حفظ شود.

او با اشاره به مضمون‌محوری مستند افزود: در جریان ساخت این اثر، موضوع فراموشی به شکلی عمیق خودش را نشان داد؛ هم خانم ژاله رجایی دچار فراموشی شده بود و هم تصاویر و حافظه‌ تئاتری اصفهان در حال محو شدن بود که این ویژگی فضایی شبیه به از دست رفتن حافظه‌ جمعی را تداعی می‌کرد.

سیدحسین رسولی با اشاره به رویکرد خود در مواجهه با تاریخ و حافظه بیان کرد: جمله‌ معروف میلان کوندرا که می‌گوید مبارزه، مبارزه‌ خاطره و فراموشی است، همیشه برای من تعریف درستی از مستند بوده است؛ زیرا مستندهای تاریخی واقعاً با فراموشی می‌جنگند و در حالی که تاریخ ممکن است خشک و بی‌روح باشد، با اتکا به خاطره زنده می‌شود.

صادقی در این بخش گفت: برای من بسیار جذاب بود که توانستیم از طریق سوژه، ابعادی از تاریخ تئاتر اصفهان با تمرکز بر زنده‌یاد علی‌محمد رجایی و دخترانش را به تصویر بکشیم و روایتی ملموس از گذشته ارائه دهیم.

کارگردان مستند، درباره‌ بازسازی تجربه‌ زیسته‌ گذشته و نحوه‌ مواجهه با اسناد آرشیوی توضیح داد: تلاشم بر این بود که اجراها و بازی‌های هفتاد هشتاد سال پیش صرفاً روایت نشوند، بلکه به عنوان بازنمایی یک آرشیو تجربه‌شان کنیم و زندگی جریان داشته باشد.

او با اشاره به نحوه‌ برخورد با عکس‌ها و مدارک قدیمی افزود: وقتی عکس آرشیوی را دست می‌گیریم و مدت‌های زیادی به جزئیات آن نگاه می‌کنیم، اطلاعات موجود در خود عکس و نشانه‌های روی آن به بخشی از تجربه‌ زیسته‌ آدم تبدیل می‌شود، زیرا عکس ابزار بسیار قدرتمندی برای بازی با حافظه است.

رسولی، منتقد تئاتر، ضمن تمجید از مستندهای جذاب و سوژه‌های غیرمرسوم، با اشاره به رویکرد فرمی اثر درباره‌ جایگاه سوژه بیان کرد: برخی منتقدان با رویکردهای فمینیستی ممکن است این ایراد را مطرح کنند که سوژه در مستند گاهی به حاشیه می‌رود و مداخله‌ اعضای خانواده، اطرافیان و تاریخ تئاتر در روایت اخلال ایجاد می‌کند، اما من خودم این سبک از حضور و پویایی افراد مختلف را می‌پسندم.

او افزود: این ویژگی‌ها در کنار جذابیت‌های خود سوژه، فضایی زنده و تاثیرگذار خلق می‌کند که تماشای اثر را دلنشین می‌سازد.

مهرداد صادقی، کارگردان مستند، درباره‌ روند تولید این اثر و تأثیر عمیق آن بر زندگی خود و سوژه‌هایش بیان کرد: در طول ساخت این فیلم انگار من هم‌زیستی عمیقی با آقای رجایی پیدا کرده بودم و از انرژی و ازخودگذشتگی ستایش‌برانگیز او الهام می‌گرفتم تا به جای ورود به نقد همه‌جانبه‌ تئاتر اصفهان، بر محور خانواده‌ رجایی و ادامه‌ی این مسیر تمرکز کنیم.

او با اشاره به نمایش فیلم در سیتی‌سنتر اصفهان و حضور زنده‌یاد ژاله رجایی افزود: پس از اکران فیلم و طرح مباحثی درباره‌ تک‌صدایی شدن تئاتر اصفهان، فضای تازه‌ای شکل گرفت و چند هفته پیش از درگذشت خانم رجایی، این اثر فرصتی فراهم کرد تا یاد و خاطره‌ او دوباره زنده شود؛ چنان‌که فرزندش مزدا عسکری در مراسم تشییع مادر، به من گفت تمام این جریان باعث شد تا مادرش از فراموشی نجات پیدا کند و نامش بار دیگر سر زبان‌ها بیفتد.

صادقی با اشاره به تحولات تاریخی تئاتر اصفهان خاطرنشان کرد: پیش از ورود گسترده‌ سینما، تئاتر در دوران رجایی ساختاری آکادمیک داشت، نیرو تربیت می‌کرد و به صورت گروهی اداره می‌شد، اما پس از تبدیل شدن به فضایی تک‌صدایی و وابستگی به چهره‌های منفرد، آن بنیان آموزشی و فعالیت‌های گروهی گسترده کم‌رنگ شد.

مهرداد صادقی، کارگردان مستند‌ «هنوز…» در واکنش به بحث پیرامون مرز میان هنر و کالا در دنیای امروز بیان کرد: این پرسش که آیا آنچه خلق می‌کنیم هنر است یا کالا، پاسخی قطعی ندارد و من ترجیح دادم آن را به عنوان یک پرسش باز در اثر مطرح کنم، اما در این زمینه رجوع به آرای هایدگر در کتاب «سرآغاز کار هنری» راهگشاست.

رسولی، منتقد تئاتر، درباره‌ ماهیت آرشیو و رویکرد مستندسازی در انتخاب و چینش اسناد بیان کرد: آرشیوها همان‌طور که خاطره را حفظ می‌کنند، دست به حذف نیز می‌زنند و کار کارگردان مستند شباهت زیادی به تهیه‌ نوارهای گلچین قدیمی دارد که از میان گزینه‌های مختلف دست به انتخاب می‌زند.

او با اشاره به منابع آرشیوی به‌کاررفته در فیلم افزود: این مستند اکنون به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ تئاتر اصفهان و خانواده‌ رجایی تبدیل شده است، اما این پرسش همواره مطرح است که در مواجهه با نظرات سوژه و خانواده‌اش، کارگردان تا چه اندازه ناچار به اعمال حذف یا اضافه در تدوین نهایی شده است.

کارگردان «هنوز…» در پاسخ به پرسش مطرح‌شده درباره‌ی میزان اعمال‌نظر خانواده‌ سوژه و چالش‌های تدوین توضیح داد: خانواده‌ زنده‌یادان علی‌محمد رجایی و ژاله رجایی سخت‌گیری خاصی روی حذف یا اضافه کردن بخش‌ها نداشتند و وقتی به آنها گفتم این روند واقعیت زندگی شماست، مرا در آزادی کامل قرار دادند.

او با اشاره به دخالت ناخودآگاه نگاه شخصی خود در اثر افزود: هرچقدر تلاش کردم با فاصله و بدون قضاوت بایستم، باز هم اندیشه و زاویه‌دید خودم در فیلم جاری شد؛ از جمله حس انتقادم نسبت به رواج بیش از حد لودگی و طنز شیرین‌محور در تئاتر اصفهان که ناخودآگاه در کار بازتاب یافت.

صادقی همچنین به محدودیت‌های دسترسی به برخی اسناد آرشیوی اشاره کرد و گفت: برخی عکس‌ها و اسناد بسیار ارزشمند موجود بود که یکی از پژوهشگران که در حال تدوین کتابی از تاریخ تئاتر اصفهان است، از انتشار آن‌ها تا زمان چاپ کتاب خود ممانعت کرد و همین محدودیت‌های اخلاقی و حقوقی، دست ما را در استفاده از برخی آرشیوهای نجات‌یافته از نابودی بست.

علی افشار، مجری برنامه، با اشاره به ماندگاری محتوای جلسه در رسانه گفت: مطالب مطرح‌شده در این جلسه که به همت انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر و خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود، در آرشیو رسانه باقی می‌ماند و از این پس می‌تواند به عنوان یک مرجع در دسترس قرار بگیرد و چنین حرکت‌هایی خود نوعی محافظت از تاریخ تئاتر است.

مزدا عسکری، فرزند زنده‌یاد ژاله رجایی، با یادآوری فشارها و سختی‌های زندگی هنری مادرش بیان کرد: با وجود همه‌ فشارها، آن‌ها هرگز حرمت و قداست تئاتر را از دست ندادند و این تاثیر عمیق را می‌شد به‌واسطه‌ چهره و منش آن‌ها در طول سالیان دراز به‌و‌ضوح دید.

او با اشاره به عشق بی‌حد پدربزرگش به صحنه افزود: پدرم همه‌ی زندگی‌اش را در تئاتر می‌دید و وقتی روی صحنه می‌رفت، آدم دیگری می‌شد؛ چنان‌که زنده‌یاد وحدت درباره‌اش می‌گفت او روی صحنه زندگی می‌کرد و ضرب‌المثلی بود که می‌گفت هرکس با خاک صحنه درگیر شود، چنان در بند آن می‌افتد که تا آخر عمر در تئاتر می‌ماند.

عسکری با تأکید بر اینکه با وجود نداشتن فعالیت حرفه‌ای در تئاتر، عظمت این هنر را طی چهل پنجاه سال زندگی در کنار آن‌ها با تمام وجود درک کرده است، یادآور شد که این دغدغه‌ ریشه‌دار همواره در تک‌تک لحظات زندگی خانوادگی‌شان جریان داشته است.

کارگردان مستند، با ابراز خرسندی از حضور علاقه‌مندان به مستند و تئاتر و بازخورد مثبت مخاطبان بیان کرد: از همه‌ دوستانی که با حضور گرم خود در مجامع عمومی به دیدن این اثر نشستند و از آن حمایت کردند بسیار سپاسگزارم و این فرصت گفت‌وگو برای من بسیار ارزشمند بود.

مزدا عسکری، فرزند زنده‌یاد ژاله رجایی، با اشاره به تفاوت بنیادین میان نگاه نسلی مادرش به تئاتر و جریان‌های نسل جدید بیان کرد: نگاه مادر و هم‌نسلان او به تئاتر برآمده از مکتب‌های جدی بازیگری، اصول دقیق حرکتی روی صحنه و احترام عمیق به متن بود و به همین دلیل وقتی با نسل‌های بعد یا دانشجویان روبه‌رو می‌شد، گاهی نمی‌توانست به راحتی با فضای تازه ارتباط برقرار کند.

او با یادآوری حضور چهره‌های نامدار تئاتر در اصفهان و تأثیر مکتب‌هایی چون تئاتر نوشین افزود: بزرگانی مانند زنده‌یاد نوشین و حضور چهره‌هایی چون شهلا ریاحی در اصفهان پایه‌گذار فضایی جدی بودند و بازیگرانی چون پدرم با چنان دقتی روی صحنه جزئیات را اجرا می‌کردند که هنرمندان بزرگی مانند آقای حریرچیان همواره از او با عنوان استاد و «بابا رجایی» یاد می‌کردند.

این مستند روایتی است از زندگی ژاله رجایی، پیشکسوت فقید و از پیشگامان تئاتر اصفهان.  تئاتر اصفهان با پیشینه یکصد ساله خود، مدیون هنرمندان توانایی ست که ذره ذره با فداکاری‌های بی‌دریغ، شمع صحنه را روشن نگاه داشتند. علی‌محمد رجایی و دخترانش نمونه بی‌بدیل این فداکاری در مطلع تئاتر اصفهان بودند که در نمایش و غنای اجراهای فاخر اصفهان نقشی به‌سزا ایفا کردند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها