
ناصر ارباب/صبا، نمایش «هیرکانیا؛ سفر از دره گمشده» به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل رحیمیسروش این روزها در تالار هنر روی صحنه است؛ اثری فانتزی که از دغدغههای محیطزیستی و تعلق نویسنده به شمال ایران آغاز شده و تلاش دارد در کنار روایت یک داستان برای مخاطب کودک و نوجوان، به موضوعاتی چون وضعیت جنگلهای هیرکانی، کیفیت تولید تئاتر کودک و نوجوان و فاصله میان این حوزه با استانداردهای جهانی نیز بپردازد. رحیمیسروش در گفتوگو با صبا درباره شکلگیری ایده این نمایش، ساختار آن، وضعیت تئاتر کودک و نوجوان، مشکلات تولید و همچنین نگاه گروه «فانتزیا» به تئاتر سفارشی و اثربخش صحبت کرده است.
رحیمیسروش درباره شکلگیری ایده اصلی نمایش میگوید: «ایده اصلی از یک دغدغه شخصی شکل گرفت؛ از آنجایی که اصالتاً اهل گیلان هستم و مواجهه مستقیمی با مسائل و مشکلات منابع طبیعی شمال ایران، بهخصوص جنگلها دارم، احساس مسئولیت زیادی در قبال منطقهای که به آن احساس تعلق دارم، بر شانههای خود حس میکردم و تصمیم گرفتم هر طور شده با نوشتن نمایشنامهای فانتزی، ادای دینی به زادگاه خود داشته باشم.»
«هیرکانیا» و ساختار سفر قهرمانی
او درباره ساختار نمایشنامه و شکلگیری سهگانه «هیرکانیا» توضیح میدهد: «ساختار نمایشنامه بر اساس ساختار سفر قهرمانی طراحی شده و همه اتفاقات طبق مراحل سفر پرداخت شده است؛ از این رو سعی شده درام به مفاهیم آموزشی ارجحیت داده شود. حتی اگر به تمام معضلاتی که در جنگلهای هیرکانی وجود دارد در نمایشنامه پرداخته نشود، از این رو تصمیم گرفتیم به مفاهیم در قالب یک سهگانه بپردازیم که «سفر از دره گمشده» عنوان اولین تئاتر از سهگانه «هیرکانیا» است.»

تئاتر کودک و نوجوان؛ از ذائقه مخاطب تا تولید آثار مصرفی
رحیمیسروش درباره وضعیت تئاتر کودک و نوجوان و فاصله آن با استانداردهای جهانی معتقد است: «متأسفانه هنوز فاصله زیادی بین ذائقه مخاطبان تئاتر، بهخصوص تئاتر خردسال و کودک و نوجوان، با استانداردهای جهانی وجود دارد. بسیاری از تئاترهای خردسال برای مخاطب کودک ارائه میشود و این مسئله باعث تغییر ذائقه مخاطب به سمت نمایشهای ساده و صرفاً شادیآور است. پرورش ذائقه مخاطب، برعهده تولیدکنندگان نمایش است که با ساخت آثاری با داستانهای پرکشش و پرداختشده، شخصیتپردازی بهجای تیپسازیهای دمدستی و دوری از تولید تئاتر مصرفی، به تربیت نسلی پرسشگر و دغدغهمند کمک کنند. منظور از تئاتر مصرفی، آثاری است که صرفاً با هدف سرگرمی برای کودک و نوجوان ساخته میشود و با واژههایی مثل «خیلی باحال بود، خیلی قشنگ بود، دوست داشتم» تعریف میشود.
او اضافه کرد: در خصوص تئاتر نوجوان هم متأسفانه امروزه در کشور، تئاترهای بسیار محدودی با اشراف بر مسائل نوجوانان به روی صحنه میرود و واقعیت بیشتر مربوط به مسائل بزرگسالان است که فقط کمی ساده شده. متأسفانه نوجوانان در حال حاضر یا کافهنشیناند یا درگیر انواع و اقسام سرگرمیهای دیجیتالی شدهاند و یا اینکه خیلی اهل هنر باشند، به تماشای تئاترهای مختص بزرگسال مینشینند.»
تولید تئاتر؛ سرمایه شخصی و رقابت برای رسیدن به صحنه
او درباره شرایط تولید تئاتر، هزینهها و دشواری رسیدن گروهها به صحنه میگوید: «این روزها تولید تئاتر اصولی و تأمین هزینه از منابع شخصی، عین دیوانگی است و فقط عشق به تئاتر است که یک گروه دغدغهمند را کنار هم جمع میکند. هزینه بلیت تئاتر در سالنهای دولتی، بسیار ناچیز است و میتواند بهراحتی در سبد خانوادهها قرار گیرد، چراکه قیمت بلیت تئاتر در این سالنها کمتر از هزینه رفتوآمد مخاطب به سالن است. مسئله اصلی اینجاست که بسیاری از مخاطبان به دلیل شرایط سخت و پرفشار امروز، به تماشای آثاری میروند که برای لحظهای آنها را از فشار زندگی آسوده کند. در چنین شرایطی، موج مخاطب به سمت تئاترهای پرطمطراق سلبریتیمحور و کمدیهای سخیف در تئاتر بزرگسال و تئاترهای صرفاً شادیآور و جنگهای شادیآور سرازیر میشوند و تئاترهای اندیشهورز و هستیشناسانه، مخاطب کمتری جذب میکنند. امکانات و سالنهای محدود دولتی، منجر به ایجاد فضای رقابتی ناسالم میان گروهها برای استفاده از این امکانات میشود و گروههای جوانتر معمولاً در این رقابت فشار زیادی را برای ماندن در نوبت اجرا و تأمین هزینههای گروه و دریافت کمکهزینههای احتمالی، متحمل میشوند. تخصیص عادلانه همین منابع محدود نیز میتوانست کارگشا باشد، اما متأسفانه همین منابع کم نیز بر اساس ملاکهایی مانند کیفیت کار و میزان تلاش گروه، تقسیم نمیشود و بسیار تحت تأثیر روابط قرار دارد.»

«فانتزیا»؛ تئاتر اثربخش به جای تئاتر سفارشی
رحیمیسروش درباره رویکرد گروه «فانتزیا» به تولید تئاتر میگوید: «همیشه برای تیم فانتزیا تولید تئاتری اثربخش به تولید تئاتر سفارشی ارجحیت داشته است. هرگز نگاه ما به تئاتر بیزنسی و اسپانسرمحور نبوده و چون اثرگذاری برای ما اهمیت زیادی دارد، لازمه آن این است که ارتباط تماشاگر، بهخصوص مخاطب کودک و نوجوان، با اجرا قطع نشود؛ بنابراین در ابتدا به جذابیت اثر اندیشیده میشود و درام، فدای مفاهیم آموزشی اثر نمیشود.»
جدی گرفتن تئاتر از خود ما شروع میشود
او درباره مسئولیت گروههای تولیدکننده و ضرورت جدی گرفتن تئاتر کودک و نوجوان معتقد است: «این جدی نگرفتن تئاتر از خود ما شروع میشود. اگر من نویسنده و کارگردان تا بازیگر و سایر عوامل، با وجود همه مشکلات، خودم را مکلف به تولید اثر جدی کنم، حتی جدیتر از تئاتر بزرگسال به دلیل اثرگذاری و آسیبپذیری بیشتر مخاطب در رده سنی حساس کودک و نوجوان، بهطور قطع اثرش را در نگاه مدیران و ذائقه مخاطب میگذارد، اما لازمه آن این است که این فضا برای گروههای دغدغهمند وجود داشته باشد. وقتی یک گروه حرفهای چندین سال منتظر رسیدن نوبت اجرا میشود، پشت سر هنرمندان بازنشستهای که حالا به دلیل کنار گذاشته شدن تصمیم گرفتهاند فضای کودک را تجربه کنند، پشت سر آموزشگاههای بازیگری که حالا میخواهند حاصل آموزششان به کودکان را به روی صحنه بیاورند تا به کاسبیشان رونق بدهند و پشت سر تئاتر آزادکارانی که فضای کودک را به لحاظ بیزنسی مناسب ارزیابی کردهاند، طبیعی است که تا به مرحله اجرا برسند، اگر گروه از هم نپاشیده باشد، به دلیل رخوت و تورمی که پشت سر گذاشته، حیاتش به مویی بند باشد.»
نمایش «هیرکانیا؛ سفر از دره گمشده» این روزها در تالار هنر روی صحنه است و ساعت ۱۹:۳۰ اجرا میشود.