
لیلا عرفانیفر/صبا؛ «سگمار» فیلمی است که تلاش میکند در مرز میان سینمای اجتماعی، رازآلود، دلهرهآور و عناصر وحشت حرکت کند؛ اما در عین حال، به گفته کارگردان، قرار نیست صرفاً به یک تجربه فرمی یا ژانری محدود شود. قصه درباره دو مارگیر، یک زن و یک مرد است که سالها پیش به یکدیگر علاقه داشتهاند، اما این رابطه به سرانجام نرسیده و به نفرت تبدیل شده است. آنها برای پیدا کردن موجودی ناشناخته که موجب ترس اهالی یک منطقه شده، ناچارند دوباره در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
مزدآبادی در این گفتوگو از روستای متروکه «کوشک» به عنوان جرقه اولیه شکلگیری داستان یاد میکند؛ جغرافیایی که به گفته او، به یکی از شخصیتهای اصلی فیلم تبدیل شده است. او همچنین درباره حضور جهانی «سگمار»، اکران آن در گروه هنر و تجربه، ضرورت حمایت بیشتر از سینمای مستقل و تجربه ساخت فیلم با بودجهای بسیار محدود صحبت میکند.
ابتدا میخواهم سراغ اصلیترین مسئله برویم. «سگمار» را در چه ژانری باید دستهبندی کرد؟ آیا با یک فیلم اجتماعی مواجهیم یا فیلم بیشتر به سمت سینمای رازآلود و دلهرهآور میرود؟
واقعیت این است که «سگمار» یک قصه کاملاً اجتماعی دارد و در بستری رازآلود و هیجانانگیز روایت میشود؛ به شکلی که هرچه قصه پیش میرود، لایههای بیشتری برای بیننده کشف میشود. در فیلم، ماجرای جذاب دو مارگیر مطرح میشود که دنبال موجود عجیبی به اسم «سگ» هستند؛ موجودی که باعث شده مردم یک منطقه دچار ترس و اضطراب شوند. اما بهتدریج ماجرا پیچیدهتر میشود و داستان به سمت دیگری میرود.
یعنی میتوان گفت فیلم تا حدودی وارد فضای تخیل و حتی ژانر وحشت هم میشود؟
بله. اگر بخواهیم قصه را بیشتر باز کنیم، ماجرای دو مارگیر را داریم که از طرف اهالی روستا اجیر میشوند تا موجود ترسناکی را که وارد منطقه شده پیدا کنند. این موجود باعث شده تعدادی از آدمها و حیوانات آن منطقه ناپدید شوند.
همین اتفاق باعث شده ارزش زمینههای دیگری در آن منطقه از بین برود، مردم بترسند و حتی منطقه را ترک کنند. این دو مارگیر، یک زن و یک مرد هستند که سالها پیش خاطرخواه یکدیگر بودهاند، اما به هم نرسیدهاند. آن عشق به نفرت تبدیل شده و حالا مجبورند به خاطر جایزهای که برای گرفتن این حیوان عجیب و غریب تعیین شده، ۲۴ ساعت یکدیگر را تحمل کنند. در این مسیر، دوباره کمکم رابطه آنها به سمت عشق میرود. بنابراین فیلم، جدا از اینکه مخاطب را درگیر یک موضوع جذاب و ترسناک میکند ــ اینکه آیا واقعاً «سگ» وجود دارد یا نه و آیا این دو مارگیر میتوانند آن را بگیرند ــ زخمهای کهنه دو کاراکتر اصلی را هم باز میکند و به درونیات آنها میپردازد.
یکی از ویژگیهای فیلم، استفاده از مؤلفههای بومی و جغرافیای خاص آن است. چقدر از عناصر بومی منطقه در فیلم استفاده کردید؟ آیا جغرافیای فیلم صرفاً یک لوکیشن است یا میتوان آن را به عنوان یک نماد و حتی یکی از شخصیتهای فیلم در نظر گرفت؟
واقعیت این است که من فیلمسازیام را از فیلم کوتاه شروع کردم. فیلم کوتاه همیشه پر از خلاقیت، جسارت و سینمای شخصی یک فیلمساز است. حتی الان که فیلم بلند کار میکنم، هر وقت فرصتی پیش میآید که به دغدغههای ذهنی خودم بپردازم، همچنان فیلم کوتاه هم میسازم و سالی یکی، دو یا سه فیلم کوتاه کار میکنم. در یکی از فیلمهایی که کار میکردم، با یک لوکیشن در حومه تهران آشنا شدم؛ یک روستای متروکه و بسیار مخوف که بخش عمدهای از آن تخریب شده بود و قدمت آن شاید به حدود ۲۰۰ سال پیش میرسید. این روستا از حدود ۵۰ سال پیش دیگر خالی از سکنه شده بود و فضای خوفانگیزی در آن جغرافیا وجود داشت. وقتی لوکیشن را دیدم، به نظرم آمد که میتواند بستر یک قصه خیلی جذاب باشد. همین لوکیشن باعث شد قصه «سگمار» به ذهنم برسد.

نام منطقه چیست؟
روستایی به نام «کوشک» است. بعد از دیدن آنجا، قصه را نوشتیم؛ قصهای کاملاً با مؤلفههای ایرانی، اما در یک کانسپت جهانی.
فیلم در حال حاضر مسیر حضور جهانی خود را هم آغاز کرده است؟
همزمان پخش جهانی فیلم هم شروع شده و نزدیک به ۲۰۰ جشنواره در کل دنیا ارسال شده است. فیلم به بخش مسابقه جشنواره ریورز نیجریه هم راه پیدا کرده که چند روز دیگر برگزار میشود و «سگمار» به عنوان نماینده کشور ایران در این جشنواره حضور دارد.
بنابراین علاوه بر جغرافیای بومی، از مؤلفههای آیینی، سنتی و فرهنگی منطقه هم در فیلم استفاده کردهاید؟
بالاخره فضا بومی است و سعی شده از این بخش هم در فیلم استفاده کنیم. جدای از اینکه فیلم به هر حال نمایش داده میشود، بحث جغرافیا، ساختمانسازی، معماری و فضای بومی و قدیمی ایران هم در فیلم نمایش داده میشود. در عین حال، بستر قصه پر از دلهره و هیجان است.
اینجا به یک لبه باریک میرسیم. فیلم، هم تعلیق دارد، هم رازآلود است و هم عناصری از وحشت در آن دیده میشود. از طرف دیگر، شما به سینمای هنری علاقه داشتهاید و فیلم هم در گروه هنر و تجربه اکران شده است. آیا این ساختار باعث نمیشود تکلیف فیلم با مخاطب مشخص نباشد؟ اینکه فیلم دقیقاً در چه دستهای قرار میگیرد؛ سینمای هنری یا فیلمی برای مخاطب عام؟
واقعیت این است که اعتقاد من بر این است که در سینما، اولین عنصر، جذب مخاطب است. باید مخاطب با یک قصه جذاب روبهرو شود که کشش لازم را برای دیدن داشته باشد. شاید با خیلی از فیلمهای هنری مواجه باشیم که گاهی آنقدر درگیر فرم و اجرا میشوند که عامل جذابیت را از دست میدهند. ما سعی کردیم عامل جذابیت در فیلم وجود داشته باشد، اما در عین حال فیلم از سطح به عمق برود. یعنی مخاطب جدا از اینکه یک قصه جذاب میبیند، هرچه قصه جلوتر میرود، با لایههای عمیقتری مواجه میشود. این لایهها را برای کسانی گذاشتهایم که فیلم حرفهای میبینند و سعی میکنند از فیلم معانی مختلفی استخراج کنند. بتوانند از داخل این فیلم هم این اتفاق برایشان بیفتد و فیلم آنها را به فکر و تفکر فرو ببرد. هنر و تجربه هنوز با ایدهآل فاصله دارد.

اجازه بدهید به سینمای هنر و تجربه برگردیم. چند سال قبل، هنر و تجربه کارکرد پررنگتری داشت و به نوعی پاتوق فیلمسازان مستقل بود. ارزیابی شما از وضعیت امروز چیست؟ شما اکنون فیلمتان را در این بستر اکران کردهاید. آیا از جریان فعلی هنر و تجربه و چرخهای که برای جذب مخاطب ایجاد کرده، راضی هستید؟
هنر و تجربه تمام تلاشش را برای حمایت از این نوع سینما انجام میدهد، ولی بحث این است که به نظرم هنوز تا ایدهآل نهایی فاصله داریم. واقعاً باید حمایت دولتی شود. باید سعی کنند سینماهای بیشتری در اختیار این فیلمها قرار دهند و سانسهای بیشتری به آنها بدهند. ما باید ذائقه و سلیقه مردم را تا حدی تغییر بدهیم. نباید فقط به سمت فیلمهایی برویم که صرفاً کمدی هستند و الان هم میفروشند و مردم از آنها استقبال میکنند. اگر با یک برنامهریزی دقیق و درست و تبلیغات خیلی خوب بتوانیم درباره این نوع فیلمها که عمیقتر و هنریتر هستند و ساختار منسجم و خوبی دارند و قصههای متفاوتی از جریان معمول سینمای ایران ارائه میکنند، اطلاعرسانی کنیم، میتوانیم مردم را به دیدن این آثار تشویق کنیم. از طرف دیگر، خودمان به عنوان متولیان امر سینما باید سینماهای بیشتری در اختیار این فیلمها قرار دهیم و امکان تبلیغ بیشتری برایشان در نظر بگیریم. این کار میتواند به مرور ذائقه و سلیقه مردم را تغییر دهد و به نظرم در فرهنگ هم بسیار تأثیرگذار است.
یکی از انتقادهایی که در مقطعی به سینمای هنر و تجربه وارد میشد این بود که اکران برخی فیلمهای خام و نپخته، یا حتی آثاری که امکان اکران در سینمای بدنه را نداشتند، باعث شد اعتبار این گروه آسیب ببیند. در ابتدا، ورود فیلمهایی از فیلمسازانی مثل شهرام مکری باعث شد مخاطب بداند با یک سینمای هنری قابل اعتماد روبهروست، اما بعدها برخی انتخابها این اعتبار را تحت تأثیر قرار داد. به نظرتان این نقد چقدر صحت داشت و وضعیت امروز را چطور ارزیابی میکنید؟
این نقد به هنر و تجربه وارد بود، اما الان خدا را شکر سختگیریها برای ورود حرفهای فیلمها به اکران در گروه هنر و تجربه بیشتر شده است. الان اینطور نیست که هر فیلمی ساخته شود، امکان اکران در این گروه را داشته باشد. شوراهایی هستند که فیلمها را میبینند و با یک سختگیری و نگاه ویژه به آثار نگاه میکنند. واقعاً فیلمهایی که ارزشش را داشته باشند وارد گروه هنر و تجربه میشوند و سعی میکنند تا آنجایی که امکان دارد از فیلم حمایت کنند. به نظرم آن ماجرایی که شما میگویید، دارد کمکم رفع میشود. الان فیلمهای خیلی خوبی در گروه هنر و تجربه در حال پخش هستند. بنابراین فقط نیاز به حمایت بهتر و تبلیغات بیشتر داریم.
اکران آنلاین «سگمار» از چه زمانی آغاز میشود؟
ما تازه در هفته اول اکران هستیم. انشاءالله فیلم حداقل یک یا دو ماه روی پرده باشد تا مردم بتوانند آن را ببینند. بعد از آن، طبیعتاً صحبتهایی برای اکران آنلاین انجام شده است. خود هنر و تجربه یکی از کارهایی که انجام میدهد، حمایت برای پخش در اکران آنلاین بعد از عید است. البته به غیر از آن، فیلمساز میتواند اگر تمایل داشته باشد یا با یک پلتفرم به توافق برسد، مستقل هم عمل کند و فیلم را ارائه دهد. من هم اقدام کردهام و فیلم را به یکی، دو تا از بهترین پلتفرمهای ایران دادهام. پسندیدهاند و منتظر هستند اکران عمومی به پایان برسد و بعد انشاءالله زمینه اکران آنلاین فراهم شود.
امیدوارم هرچه زودتر این اتفاق بیفتد. وقتی فیلم در سینما اکران میشود، تبلیغات خوبی برای آن شکل میگیرد و اگر بلافاصله وارد اکران آنلاین شود، این جریان میتواند به تداوم دیدهشدن فیلم کمک کند.
بیشترین مشکل اکران آنلاین این است که بین اکران سینمایی و اکران آنلاین شکاف ایجاد میشود. فکر میکنم اگر این دو پشت سر هم اتفاق بیفتند، برای فیلم خیلی بهتر است.

آیا فیلم از سازمانی حمایت شد و بودجه گرفتید؟
نه، فیلم کاملاً شخصی بود. سعی کردیم با یک هزینه بسیار کم فیلم را جمع کنیم و فقط با یک همدلی این اتفاق ممکن شد. این فیلم واقعاً لوباجت بود. خود بچههایی که با ما همکاری کردند، چه بازیگران و چه کسانی که پشت دوربین بودند، چون فیلمنامه را دوست داشتند، با دل آمدند و با یک گروه و هزینه بسیار کم کار کردیم. به نظرم یک معجزه در سینما رخ داد… . هر کسی که فیلم را میبیند، بلافاصله میگوید: «بعد از سالها بالاخره یک فیلم خوب در سینما دیدیم که همه چیزش شستهرفته و درست و متفاوت است.» فیلمی متفاوت از جریان معمول سینمای ایران است.
چرا «سگمار» در سینمای بدنه اکران نشد؟
از نظر قانونی، چون پروانه ساخت ویدیویی داشتیم، باید حتماً در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران میشد. پروانه سینمایی نداشتیم. کمااینکه خودتان میدانید پخشکنندههای فیلم معمولاً نگاهشان به بازیگرهاست و میخواهند اقتصاد و تجارت سینما را از طریق بازیگران تأمین کنند. ما هم به اندازه خودمان بازیگر آوردیم، ولی من خودم یک مقدار فراری بودم از اینکه بخواهم برچسب سینمای تجاری به فیلم بخورد. در عین حال تلاشمان را کردیم و خوشبختانه الان در کنار گروه هنر و تجربه، گروه سینمایی بهمن و گروه سینمایی تصویر شهر هم به کمک آمدند و آنها هم سینماهایشان را در اختیار گذاشتند. الان در مجموع فیلم در سینماهای خوبی نمایش داده میشود.
در پایان صحبتی دارید….
در کنار سینمایی که میفروشد، که البته نیاز است و نمیگوییم نباید باشد، باید در سبد فرهنگی خانوادهها این اتفاق هم بیفتد که بتوانند از این نوع سینما، یعنی سینمای اندیشه، حمایت کنند. این فیلمها نمایندگان سینمای ایران در جهان هستند و اعتبار جهانی کسب میکنند. به همین خاطر حیف است که مثلاً در دنیا دیده شوند و مورد تحسین قرار بگیرند، اما فرض کنید در ایران مورد بیمهری قرار بگیرند و دیده نشوند. ما همیشه این داستان را داشتهایم؛ مثل فیلمهای کیارستمی. بسیاری از اتفاقات درخشان تاریخ سینما را همین فیلمها رقم زدهاند. این آثار تاریخ سینمای ایران را میسازند و بخشی از هویت سینمای ایران هستند.