میکرودراما چگونه وارد مرحله تازه‌ای از سریال‌سازی در ایران شد/کوتاه شدن روایت، کوتاه شدن اندیشه نیست! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۱ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۲۲:۱۷

میکرودراما چگونه وارد مرحله تازه‌ای از سریال‌سازی در ایران شد/کوتاه شدن روایت، کوتاه شدن اندیشه نیست!

میکرودراما دیگر صرفاً ویدئوهای کوتاه اینستاگرامی نیست؛ یک قالب سریال‌سازی است که با قاب عمودی، قسمت‌های کوتاه، روایت دنباله‌دار و پایان‌های تعلیق‌برانگیز، در حال تبدیل شدن به یکی از جریان‌های مهم صنعت سرگرمی جهان است. از چین و پلتفرم‌هایی مانند ReelShort و DramaBox تا ورود جدی هالیوود، این قالب حالا به ایران نیز رسیده است؛ جایی که «ریلیمو» تلاش می‌کند آن را از تولیدات پراکنده شبکه‌های اجتماعی به یک مسیر حرفه‌ای‌تر برای کشف استعداد و تولید سریال تبدیل کند. در سوی دیگر، ظهور پلتفرم‌هایی مانند «سریو» پرسش مهم‌تری را پیش می‌کشد: آیا نظام تنظیم‌گری ایران برای این گونه تازه از سریال‌سازی آماده است؟

سمیه خاتونی/ دبیر خبرگزاری صبا ـ  اگر تا چند سال قبل تصور غالب از «محتوای عمودی» به ویدئوهای کوتاه اینستاگرامی، تیک‌تاکی یا ویدئوهای سرگرم‌کننده چندثانیه‌ای محدود می‌شد، امروز دیگر نمی‌توان میکرودراما را صرفاً در همین چارچوب تعریف کرد. آنچه در صنعت رسانه جهان با عنوان‌هایی مانند Microdrama، Vertical Drama یا Short Drama شناخته می‌شود، به تدریج از یک قالب محتوایی در شبکه‌های اجتماعی فاصله گرفته و به یک مدل مستقل برای تولید، توزیع و حتی درآمدزایی از سریال تبدیل شده است.

تفاوت اصلی این قالب با فیلم کوتاه یا ویدئوی یک‌دقیقه‌ای در «کوتاه بودن» آن خلاصه نمی‌شود. میکرودراما اساساً یک روایت سریالی است؛ داستانی که می‌تواند در ده‌ها قسمت یک یا دو دقیقه‌ای ادامه پیدا کند، شخصیت‌های اصلی و پیرنگ محوری داشته باشد و در عین حال هر قسمت نیز از یک ساختار دراماتیک مستقل برخوردار باشد؛ یعنی آغاز، میانه، نقطه عطف و پایان یا دست‌کم یک قلاب روایی که مخاطب را به قسمت بعدی بکشاند.

در واقع، مخاطب قرار نیست یک ویدئوی یک‌دقیقه‌ای ببیند و تمام کند؛ قرار است در همان یک دقیقه وارد جهان داستان شود، با شخصیت یا مسئله‌ای مواجه شود، یک کشمکش را دنبال کند و درست در نقطه‌ای که می‌خواهد پاسخ را دریافت کند، با یک تعلیق یا پرسش تازه مواجه شود. همین سازوکار، تماشای قسمت بعد را به بخشی از تجربه روایت تبدیل می‌کند.

وقتی یک دقیقه جای ۴۵ دقیقه را می‌گیرد

ریشه‌های این جریان را باید بیش از هر چیز در بازار چین جست‌وجو کرد؛ جایی که «دوآن‌جو» یا سریال‌های کوتاه به یک صنعت بزرگ تبدیل شده‌اند. این آثار معمولاً با قسمت‌های بسیار کوتاه تولید می‌شوند و روایت در تعداد زیادی اپیزود پیش می‌رود. در بسیاری از نمونه‌های تجاری، داستان در ۶۰ تا ۱۲۰ ثانیه روایت می‌شود و مجموعه می‌تواند ده‌ها قسمت داشته باشد.

گزارش Sensor Tower نشان می‌دهد درآمد درون‌برنامه‌ای اپلیکیشن‌های سریال کوتاه در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۵ به حدود ۷۰۰ میلیون دلار رسیده؛ رقمی نزدیک به چهار برابر مدت مشابه سال قبل. در همین دوره، ReelShort و DramaBox در بازار جهانی خارج از چین از بازیگران اصلی این حوزه بودند و درآمد درون‌برنامه‌ای آنها به ترتیب حدود ۱۳۰ و ۱۲۰ میلیون دلار گزارش شده است. این اعداد نشان می‌دهد با یک مُد زودگذر شبکه‌های اجتماعی مواجه نیستیم. میکرودراما به تدریج به یک مدل اقتصادی مستقل در صنعت سرگرمی تبدیل شده است.

گزارش رویترز در مرداد ۱۴۰۵ نیز از رشد شتابان این قالب در آمریکا خبر می‌دهد. بر اساس این گزارش، بازار میکرودراما در آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۵ میلیارد دلار درآمد خواهد داشت و احتمالاً در سال آینده به نزدیک دو میلیارد دلار می‌رسد. تعداد کاربران ماهانه این قالب در آمریکا نیز در سال گذشته به حدود ۶۶ میلیون نفر رسیده؛ بیش از دو برابر ۲۶ میلیون کاربر سال ۲۰۲۴.

بنابراین اتفاقی که امروز در ایران دیده می‌شود، بخشی از یک تغییر بزرگ‌تر در صنعت جهانی سرگرمی است؛ تغییری که در آن مخاطب دیگر الزاماً برای تماشای یک سریال، تلویزیون، لپ‌تاپ یا حتی یک پلتفرم سنتی را انتخاب نمی‌کند؛ گاهی فقط تلفن همراهش را باز می‌کند.

میکرودراما، فیلم کوتاه نیست

یکی از خطاهای رایج در مواجهه با این قالب، یکی گرفتن آن با فیلم کوتاه، فیلم صدثانیه‌ای یا محتوای اینستاگرامی است. فیلم کوتاه، حتی اگر یک دقیقه باشد، می‌تواند یک روایت کامل و مستقل داشته باشد. اما میکرودراما اساساً بر امتداد روایت بنا شده است. مجموعه‌ای از قسمت‌ها باید یک پیرنگ اصلی را پیش ببرند و همزمان هر اپیزود نیز کارکرد دراماتیک خود را داشته باشد.

به بیان ساده‌تر، اگر فیلم کوتاه می‌پرسد «چگونه یک داستان را در کوتاه‌ترین زمان ممکن تمام کنیم؟»، میکرودراما می‌پرسد «چگونه در کوتاه‌ترین زمان ممکن مخاطب را وارد داستان کنیم و او را برای قسمت بعد نگه داریم؟» این تفاوت کوچک به نظر می‌رسد، اما از نظر فیلمنامه‌نویسی بسیار تعیین‌کننده است.

در میکرودراما، قلاب ابتدایی، نقطه عطف، اطلاعات‌دهی، ریتم، تعلیق و پایان اپیزود اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کنند. نویسنده نمی‌تواند مانند یک سریال معمولی چند دقیقه برای معرفی شخصیت یا ساختن فضای داستان زمان صرف کند. مخاطب ممکن است در همان چند ثانیه نخست تصمیم بگیرد که ادامه دهد یا صفحه را بالا بکشد.

از سوی دیگر، پایان هر قسمت اهمیت ویژه‌ای دارد. در مدل تجاری رایج جهانی، «کلیف‌هنگر» فقط یک تکنیک روایی نیست؛ بخشی از اقتصاد محصول است. در برخی پلتفرم‌ها چند قسمت نخست رایگان عرضه می‌شود و ادامه داستان با خرید سکه، پرداخت درون‌برنامه‌ای یا اشتراک در دسترس قرار می‌گیرد. آکادمی تلویزیون نیز میکرودراما را سریال‌هایی موبایل‌محور توصیف می‌کند که معمولاً در اپیزودهای ۶۰ تا ۹۰ ثانیه‌ای ساخته شده و پایان هر قسمت آنها به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که مخاطب را به تماشای قسمت بعد سوق دهد.

چرا جهان به سمت قاب عمودی رفت؟

قاب عمودی صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی نیست؛ منطق تولید و مصرف این آثار از ابتدا بر اساس تلفن همراه طراحی شده است. کاربر گوشی را به صورت عمودی در دست دارد، در شبکه‌های اجتماعی به صورت عمودی اسکرول می‌کند و در بسیاری از موقعیت‌های روزمره، تماشای ویدئوی عمودی برای او ساده‌تر از تغییر وضعیت تلفن است. به همین دلیل، میزانسن، طراحی صحنه، فاصله دوربین، کلوزآپ‌ها و حتی بازی بازیگران در میکرودراما می‌تواند با سینما و تلویزیون متفاوت باشد. قاب باریک‌تر، چهره و بدن انسان را در مرکز توجه قرار می‌دهد و در بسیاری از تولیدات، امکان استفاده گسترده از نماهای نزدیک و دو نفره را فراهم می‌کند.

در نتیجه، عمودی بودن تنها تغییر نسبت تصویر نیست؛ تغییر زبان بصری است. این نکته همان جایی است که میکرودراما را از «یک سریال معمولی که عمودی فیلمبرداری شده» جدا می‌کند.

چین؛ آزمایشگاهی که یک صنعت ساخت

میکرودراما در چین به سرعت از یک قالب کم‌هزینه به یک بازار صنعتی تبدیل شد. داستان‌های عاشقانه، انتقام، ثروت، اختلاف طبقاتی، روابط خانوادگی، فانتزی و ملودرام‌های پرکشش سهم بزرگی از این بازار را تشکیل داده‌اند. این آثار به دلیل هزینه تولید پایین‌تر نسبت به سریال‌های متعارف، سرعت تولید بالا و امکان آزمون مداوم واکنش مخاطب، جذابیت اقتصادی ویژه‌ای برای پلتفرم‌ها دارند.

اما اتفاق مهم‌تر، تغییر مسیر تولید از مدل «ابتدا تولید، سپس عرضه» به مدل داده‌محور و واکنش‌محور است. در بازارهای پیشرفته این حوزه، رفتار مخاطب در تبلیغات، نرخ تماشای قسمت‌ها، ریزش مخاطب و میزان پرداخت برای ادامه داستان می‌تواند بر تصمیم‌های تولیدی بعدی اثر بگذارد. به همین دلیل، میکرودراما فقط یک قالب روایی نیست؛ نقطه تلاقی فیلمنامه‌نویسی، پلتفرم، الگوریتم، تبلیغات و اقتصاد توجه است.

حتی هالیوود نیز دیگر نمی‌تواند این جریان را نادیده بگیرد. رویترز گزارش داده است که شرکت‌هایی مانند NBCUniversal و Fox وارد سرمایه‌گذاری و تولید محتوای عمودی شده‌اند و Peacock نیز تولیدات عمودی را به تجربه خود اضافه کرده است. در همین حال، بازیگران و فیلمسازان حرفه‌ای نیز به این بازار وارد شده‌اند.

یعنی میکرودراما دیگر الزاماً «سینمای آماتورها» نیست.

تا ورود جدی بازیگران حرفه‌ای

نمونه‌هایی مانند ReelShort، DramaBox و GoodShort نشان داده‌اند که می‌توان برای این قالب پلتفرم اختصاصی ساخت و مدل اقتصادی مشخصی تعریف کرد. ReelShort یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها در بازار جهانی است و سریال‌های عمودی را با مدل رایگان اولیه و پرداخت برای ادامه داستان عرضه می‌کند. در آمریکا نیز این جریان در حال عبور از مرحله حاشیه‌ای است. حتی حضور چهره‌های شناخته‌شده و ورود مدیران باسابقه صنعت سرگرمی به کسب‌وکار Vertical Drama نشان می‌دهد این قالب به تدریج در حال کسب مشروعیت صنعتی است. گزارش اخیر رویترز از ورود سرمایه و استودیوهای حرفه‌ای به این حوزه حکایت دارد.

از سوی دیگر، نشریه نیویورکر نیز در گزارشی مفصل، رشد جهانی میکرودراما را بررسی کرده و آن را یکی از محصولات فرهنگی مهم صادراتی چین دانسته است؛ صنعتی که در عین استفاده از تولید کم‌هزینه و روایت‌های ملودراماتیک، در حال ایجاد فرصت‌های تازه برای نویسندگان، بازیگران و سازندگان مستقل است.

ایران؛ از اینستاگرام تا فیلیمو

ورود این قالب به ایران نیز پیش از آنکه با یک سیاست رسمی آغاز شود، از مسیر شبکه‌های اجتماعی اتفاق افتاد. بخشی از تولیدکنندگان ایرانی، سریال‌های بسیار کوتاه را در اینستاگرام منتشر کردند؛ آثاری که گاه میلیون‌ها بازدید به دست آوردند و نشان دادند مخاطب ایرانی نیز با این مدل روایت بیگانه نیست.

مرحله مهم بعدی زمانی رقم خورد که فیلیمو بخش «میکرودراما» را در پلتفرم خود ایجاد کرد و مجموعه‌ای از آثار کوتاه عمودی را در معرض تماشای کاربران قرار داد. تجربه اولیه البته خالی از مسئله نبود؛ کیفیت برخی آثار، نبود اطلاعات کامل درباره عوامل و حضور محصولاتی که پیشتر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بودند، این پرسش را ایجاد کرد که آیا با یک بازار حرفه‌ای روبه‌رو هستیم یا صرفاً بخشی برای آزمودن یک ترند تازه.

اما اتفاق مهم‌تر اکنون در حال رخ دادن است. فیلیمو این بار با برگزاری نخستین جشنواره ملی سریال‌سازی نوین «ریلیمو» تلاش کرده است این قالب را از مرحله انتشار پراکنده به مرحله تولید هدفمند و حرفه‌ای‌تر برساند.

«ریلیمو»؛ جشنواره‌ای برای تبدیل یک ترند به قالب

بر اساس فراخوان رسمی جشنواره، «ریلیمو» با هدف کشف داستان‌ها و داستان‌پردازان تازه و توسعه روایت‌های عمودی شکل گرفته است. در این رویداد، هر اپیزود باید بین ۶۰ تا ۱۰۰ ثانیه باشد و هر مجموعه نیز بین ۶ تا ۱۲ قسمت داشته باشد؛ آثار باید در نسبت تصویر ۹:۱۶ تولید شوند و آثاری که پیشتر در تلویزیون یا شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند، امکان حضور در جشنواره را ندارند.

این جزئیات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد برگزارکنندگان قصد ندارند صرفاً مجموعه‌ای از ویدئوهای اینستاگرامی را با عنوان میکرودراما نمایش دهند. خود قالب، ساختار سریالی و تولید اختصاصی برای جشنواره، بخشی از تعریف رویداد است. حتی بخش ویژه‌ای از جشنواره نیز به هوش مصنوعی اختصاص یافته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد نگاه به این قالب فقط از منظر داستان‌گویی نیست و مسئله فناوری تولید نیز وارد آن شده است. از این منظر، «ریلیمو» می‌تواند یک نقطه عطف باشد: تلاش برای اینکه میکرودراما در ایران از «محتوایی که در اینستاگرام ساخته می‌شود» به فرمی که برای آن فیلمنامه، قواعد روایی، تولید، داوری و مسیر حرفه‌ای تعریف می‌شود تبدیل شود.

آیا این یعنی ورود آسان‌تر به صنعت؟

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های میکرودراما برای ایران، مسئله تولید است. ساخت یک سریال متعارف به سرمایه قابل توجه، گروه بزرگ، لوکیشن‌های متعدد، زمان طولانی تولید، تجهیزات، مجوزها و شبکه توزیع نیاز دارد. همین مسئله ورود بسیاری از فیلمسازان جوان را به بازار حرفه‌ای دشوار می‌کند. میکرودراما می‌تواند بخشی از این موانع را کاهش دهد.البته «کم‌هزینه‌تر بودن» به معنای «بی‌نیاز بودن از تخصص» نیست. اتفاقاً به دلیل محدودیت زمانی، فیلمنامه‌نویس باید مهارت بیشتری در فشرده‌سازی روایت داشته باشد؛ کارگردان باید سریع‌تر تصمیم بگیرد؛ تدوینگر باید ریتم را دقیق‌تر کنترل کند و بازیگر باید در چند ثانیه اطلاعات دراماتیک را منتقل کند.بنابراین اگر این قالب درست اجرا شود، می‌تواند یک مدرسه عملی برای نسل تازه‌ای از نویسندگان، کارگردانان، بازیگران، تدوینگران و تهیه‌کنندگان باشد. این ویژگی در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخشی از استعدادهای جوان به دلیل هزینه‌های بالای تولید و دشواری ورود به ساختار رسمی، عملاً امکان ساخت اثر حرفه‌ای پیدا نمی‌کنند.

اما یک خطر جدی وجود دارد: کوتاه شدن روایت، کوتاه شدن اندیشه نیست!

در مقابل، بزرگ‌ترین تهدید این قالب نیز همین است که «اقتصاد توجه» جای «اقتصاد داستان» را بگیرد. اگر تمام هدف تولیدکننده این باشد که مخاطب را در هر قسمت با شوک، خیانت، خشونت، راز، اغراق یا یک پایان مصنوعی نگه دارد، میکرودراما خیلی زود به مجموعه‌ای از ترفندهای الگوریتمی تبدیل خواهد شد. نمونه‌های جهانی نشان داده‌اند که بخش بزرگی از تولیدات تجاری این حوزه به ملودرام‌های اغراق‌شده، فانتزی‌های ثروت و انتقام، روابط عاطفی کلیشه‌ای و داستان‌های شوک‌آور متکی هستند. همین مسئله یکی از دلایل اصلی انتقاد منتقدان به کیفیت هنری برخی تولیدات این حوزه بوده است. بنابراین چالش ایران فقط این نیست که چگونه میکرودراما تولید کنیم؛ مسئله مهم‌تر این است که چه نوع میکرودرمی بسازیم؟

آیا قرار است این قالب صرفاً نسخه یک‌دقیقه‌ای همان الگوهای تکراری سریال‌های شبکه نمایش خانگی باشد؟ یا می‌توان از ظرفیت زمانی و بصری آن برای خلق زبان تازه‌ای استفاده کرد؟ پاسخ این پرسش می‌تواند سرنوشت این جریان را در ایران مشخص کند.

مسئله‌ای که نمی‌توان نادیده گرفت؛ مجوز و نظارت

ورود «سریو» به عنوان پلتفرمی که خود را نخستین پلتفرم تخصصی سریال کوتاه عمودی یا میکرودراما در ایران معرفی کرده، بحث دیگری را هم به میان آورده است. بر اساس گزارش منتشرشده درباره این پلتفرم، «سریو» در زمان بررسی در فهرست پلتفرم‌های دارای مجوز ساترا مشاهده نشده است. این موضوع، فارغ از سرنوشت خود پلتفرم، یک سؤال اساسی را مطرح می‌کند: میکرودراما در نظام تنظیم‌گری ایران دقیقاً در کدام دسته قرار می‌گیرد؟

اگر میکرودراما سریال است، طبیعتاً باید تکلیف مجوز، مالکیت، مسئولیت محتوایی، تبلیغات و نحوه عرضه آن روشن باشد. اگر صرفاً «محتوای شبکه اجتماعی» محسوب شود، آیا پلتفرمی که ده‌ها یا صدها قسمت از چنین آثاری را به شکل سازمان‌یافته عرضه می‌کند، همچنان همان وضعیت محتوای یک کاربر اینستاگرامی را دارد؟ این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم صنعت جهانی به سمت ساخت پلتفرم‌های اختصاصی این حوزه رفته است. بنابراین، ورود میکرودراما به ایران فقط یک مسئله هنری نیست؛ یک مسئله تنظیم‌گری جدید نیز هست.

پاسخ حرفه‌ای‌تری به این خلأ

در این میان، تفاوت «ریلیمو» با تجربه‌های قبلی اهمیت دارد. جشنواره با تعیین مدت مشخص برای اپیزود، تعداد قسمت، نسبت تصویر و ممنوعیت انتشار قبلی آثار، تلاش کرده است محدوده مشخصی برای تعریف «سریال عمودی» ایجاد کند. همچنین در محتوای منتشرشده از سوی فیلیمو، تأکید شده که میکرودراما قرار نیست صرفاً به سرگرمی سطحی محدود شود و می‌تواند حامل مفاهیم انسانی، اخلاقی و اجتماعی نیز باشد. این نگاه اگر در مرحله تولید و داوری نیز جدی گرفته شود، می‌تواند به شکل‌گیری یک جریان متفاوت کمک کند؛ جریانی که در آن سرعت روایت الزاماً به معنای سطحی بودن روایت نباشد.

آینده‌ای که شاید از صفحه گوشی شروع شود

میکرودراما امروز در نقطه‌ای ایستاده که چند سال پیش ویدئوهای کوتاه شبکه‌های اجتماعی ایستاده بودند؛ بسیاری هنوز آن را سرگرمی گذرا می‌دانند، اما سرمایه، پلتفرم و نیروی انسانی حرفه‌ای در حال ورود به آن است. در آمریکا، بازار آن به میلیاردها دلار رسیده و شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای به سراغش رفته‌اند. در چین، به صنعتی مستقل تبدیل شده و پلتفرم‌هایی مانند ReelShort و DramaBox مدل آن را به بازارهای جهانی صادر کرده‌اند. حتی از منظر نیروی انسانی نیز این قالب در حال تغییر معادلات است؛ رویترز گزارش کرده که برخی بازیگران در آمریکا نخستین فرصت‌های جدی کاری خود را از همین مسیر به دست آورده‌اند. از سوی دیگر، پلتفرم‌هایی مانند «سریو» نشان می‌دهند که تقاضا برای ایجاد بستر اختصاصی این نوع محتوا نیز در حال شکل‌گیری است.

اما یک واقعیت را نباید فراموش کرد: آینده میکرودراما در ایران با تعداد پلتفرم‌ها یا تعداد جشنواره‌ها تعیین نمی‌شود؛ با کیفیت داستان‌هایی تعیین می‌شود که قرار است در این قاب کوچک روایت شوند. میکرودراما اگر فقط به «سریال کوتاه‌شده» تبدیل شود، احتمالاً پس از مدتی در میان انبوه محتوا گم خواهد شد. اما اگر به عنوان یک زبان مستقل داستان‌گویی شناخته شود، می‌تواند یکی از معدود قالب‌هایی باشد که به فیلمساز جوان اجازه می‌دهد با سرمایه کمتر، گروه کوچک‌تر و زمان تولید کوتاه‌تر وارد بازار حرفه‌ای شود.

در این صورت، اتفاق اصلی نه این است که «سریال‌های اینستاگرامی وارد نمایش خانگی شده‌اند»؛ اتفاق مهم‌تر این است که یک شکل تازه از سریال‌سازی، آرام‌آرام در حال پیدا کردن جای خود در صنعت تصویر ایران است. و شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که «میکرودراما چیست؟»؛ بلکه این باشد که آیا صنعت نمایش خانگی ایران می‌تواند پیش از آنکه این موج به بازار برسد، برای آن زبان حرفه‌ای، نظام حقوقی و استاندارد تولید تعریف کند؟

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها