
فرزانه سعادتی/صبا، در سالهای اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناختهشده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهرههایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر میشوند و گاهی نیز پس از سالها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر میگیرند. این روند اگرچه میتواند به افزایش توجه عمومی به تئاتر، جذب مخاطب تازه و رونق اقتصادی اجراها کمک کند، اما همزمان این پرسش را نیز به وجود آورده است که آیا گسترش حضور چهرهها، رقابت را برای گروههای تئاتری فاقد بازیگر شناختهشده دشوارتر کرده است؟
در شرایطی که بخش مهمی از اقتصاد تئاتر به فروش بلیت وابسته است، نام بازیگر میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای تبلیغاتی یک نمایش تبدیل شود. تماشاگر ممکن است پیش از آنکه درباره متن، کارگردان، گروه اجرایی یا کیفیت هنری یک اثر اطلاعاتی داشته باشد، بر اساس نام بازیگر تصمیم بگیرد که بلیت بخرد. در چنین شرایطی، نمایشهایی که از چهرههای شناختهشده استفاده نمیکنند، برای دیده شدن و جذب مخاطب باید مسیر دشوارتری را طی کنند.
در این میان، وضعیت تبلیغات و نقد تئاتر نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. در بازاری که امکان معرفی حرفهای آثار محدود است و نقد تخصصی نیز به اندازه کافی در اختیار مخاطب قرار نمیگیرد، طبیعی است که نام چهرهها به سادهترین و مطمئنترین ابزار برای جلب توجه تبدیل شود. اما آیا راه حل، حذف چهرههاست یا باید زیرساختهای تئاتر را تقویت کرد؟
برای بررسی این موضوع و پاسخ به این پرسش که حضور چهرهها در تئاتر را باید تهدید دانست یا فرصت، سراغ کامران شهلایی، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر رفتیم. شهلایی از چهرههای فعال عرصه نمایشنامهنویسی است که علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، سابقه فعالیت در حوزههای اجرایی و جشنوارهای تئاتر را نیز در کارنامه دارد. او مدیر پروژه ملی نمایشنامهنویسی «قلم روشن» بوده و در جشنوارههای مختلف از جمله جشنواره تئاتر فجر، جشنواره تئاتر شهر، جشنواره ملی تئاتر مقاومت و جشنواره فتح خرمشهر به عنوان نویسنده برگزیده یا برگزیده بخش نمایشنامهنویسی انتخاب شده است. از جمله آثار منتشرشده او نیز میتوان به «دوران خوش بازنشستگی» و «تو همه چیز را خراب کردی» و همچنین نویسندگی و کارگردانی نمایش «کاپوتاژ» اشاره کرد.

ورود بازیگران شناختهشده سینما و تلویزیون به تئاتر در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است. شما این اتفاق را یک آسیب میدانید یا میتواند برای تئاتر یک فرصت باشد؟
این مسئله بسیار پیچیده است. به نظر من بخشی از این اتفاق به مردم و فرهنگ تماشاگر برمیگردد. وقتی مردم به شکل درست تربیت نشده باشند که تماشاگر تئاتر باشند، طبیعی است که بیشتر به دنبال چهرههای شناختهشده بروند.
وقتی یک بازیگر شناختهشده در یک نمایش حضور دارد، تماشاگر احساس میکند آن کار تضمین بیشتری برای موفقیت دارد؛ حتی اگر در نهایت نمایش کیفیت خوبی نداشته باشد. از طرف دیگر، کارگردان هم دوست دارد کارش موفق باشد و بتواند مخاطب جذب کند. بنابراین نمیتوان این مسئله را صرفاً به حضور سلبریتیها محدود کرد.
پس معتقدید نمیتوان با اصل حضور چهرهها در تئاتر مخالفت کرد؟
ما نمیتوانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد. به نظر من این نگاه دموکراتیک نیست. اگر یک بازیگر چهره توانایی حضور در تئاتر را دارد، علاقهمند است وارد این حوزه شود و کسی هم حاضر است برای حضور او سرمایهگذاری کند، چرا نباید این اتفاق بیفتد؟
مسئله اصلی این است که ما باید روی فرهنگ تماشاگر و همچنین شیوه معرفی و تبلیغ آثار تئاتری کار کنیم.
شما به تبلیغات اشاره کردید. به نظر میرسد تئاترهای بدون چهره در این زمینه شرایط سختتری دارند.
بله، ما در تئاتر متأسفانه متخصص تبلیغات نداریم. این مسئله حتی به نظر من از موضوع سلبریتیها هم مهمتر است. گاهی افرادی بعد از چند ماه فعالیت، خودشان را متخصص تبلیغات میدانند و برای این کار دستمزد میگیرند، در حالی که اصلاً بازار را نمیشناسند و با تبلیغات تئاتر آشنایی ندارند.
وقتی تبلیغات حرفهای نداشته باشیم، طبیعی است که نام یک بازیگر تبدیل به مهمترین ابزار برای فروش نمایش شود. در حالی که اگر تبلیغات و معرفی آثار به شکل حرفهای انجام شود، نمایشهایی که چهره ندارند هم میتوانند مخاطب خودشان را پیدا کنند.
فکر میکنید ضعف نقد تئاتر هم در این شرایط تأثیر دارد؟
بله. تئاتر ما منتقد ندارد و این مسئله بسیار مهم است. وقتی نقد حرفهای وجود نداشته باشد، هر کسی ممکن است هر کاری که دلش میخواهد در تئاتر انجام دهد. نقد میتواند به مخاطب کمک کند که فقط بر اساس نام بازیگر تصمیم نگیرد و درباره متن، کارگردانی و کیفیت نمایش هم اطلاعات داشته باشد.
ایا خود شما در مقام کارگردان از بازیگر چهره استفاده میکنید؟
حتماً. اگر بتوانم از بازیگر چهره استفاده میکنم، چرا که نه؟ استفاده از بازیگر شناختهشده به خودی خود اتفاق بدی نیست.
اما چگونه میتوان از یک بازیگر چهره استفاده کرد که حضور او به نفع خود تئاتر باشد، نه اینکه صرفاً به فروش بلیت کمک کند؟
اولین اصل تئاتر، انتخاب متن است. اگر متن خوبی داشته باشید، باید بازیگرهایی را انتخاب کنید که از پس آن متن بربیایند و تماشاگر هم آنها را دوست داشته باشد. این وظیفه کارگردان است.
اگر کارگردان انتخاب متن و انتخاب بازیگر را درست انجام دهد، حضور یک چهره هم میتواند در خدمت نمایش قرار بگیرد. مشکل زمانی ایجاد میشود که همه چیز را به اسم بازیگر وابسته کنیم و متن و کیفیت اجرا در درجه دوم اهمیت قرار بگیرد.
یعنی در نهایت معتقدید نمایش بدون چهره هم میتواند با یک اثر سلبریتیمحور رقابت کند؟
بله. بسیاری از کارها بدون داشتن چهرههای تلویزیونی و سینمایی سالها فروختهاند. ما نمیتوانیم بگوییم هر کاری که سلبریتی دارد موفق است و هر کاری که سلبریتی ندارد، شکست میخورد.
به نظر من کار خوب میتواند راه خودش را پیدا کند. اگر متن خوب باشد و نمایش درست ساخته شود، حتی اگر سلبریتی هم داشته باشد، میتواند مسیر خودش را پیدا کند.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که چه کسی در تئاتر حضور دارد. ما باید زیرساختهای تئاتر را درست کنیم؛ از فرهنگ تماشاگر گرفته تا تبلیغات حرفهای و نقد تخصصی. اگر این بخشها درست شود، هم بازیگر چهره میتواند در جای درست خودش قرار بگیرد و هم تئاترهای بدون چهره امکان دیده شدن و رقابت خواهند داشت.