روایت مسعود زارعیان از مستند «متولد مشهد»؛ او شبیه هیچکس نبود | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۸ تیر , ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۳۹:۱۲
مستندساز و پژوهشگر سینما در گفت‌و‌گو با صبا؛

روایت مسعود زارعیان از مستند «متولد مشهد»؛ او شبیه هیچکس نبود

مسعود زارعیان، مستندساز و پژوهشگر سینما، در گفت‌وگو با صبا از پروژه تازه خود با عنوان «متولد مشهد» سخن می‌گوید؛ مستندی درباره سال‌های ابتدایی زندگی آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد که به گفته او هم‌زمان واجد دو ساحت تاریخی و انسانی است.

سمیرا جعفری/ صبا – مسعود زارعیان، مستندساز و پژوهشگر سینما، در گفت‌وگویی مفصل از پروژه تازه خود با عنوان «متولد مشهد» سخن می‌گوید؛ مستندی درباره سال‌های ابتدایی زندگی آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد که به گفته او هم‌زمان واجد دو ساحت تاریخی و انسانی است. زارعیان که در کارنامه‌اش آثاری چون «سرزمین ستاره‌ها»، «غیر مسکونی»، «سفر به اعماق زمین» و «در میان درختان انجیر» دیده می‌شود و در جشنواره‌های مختلف فیلم مستند و فیلم کوتاه نیز حضور و افتخار داشته، تأکید می‌کند هدف این پروژه نه بازتولید تصویر رسمی، بلکه نزدیک شدن به لایه‌های کمتر دیده‌شده از سال‌های شکل‌گیری یک شخصیت اثرگذار در تاریخ معاصر ایران است..

زارعیان در باره ی تفکر اصلی این مستند به خبرگزاری صبا می گوید: از همان نقطه آغاز، برای من یک پرسش مرکزی وجود داشت؛ اینکه چگونه می‌شود فردی در یک جایگاه پیچیده سیاسی و اجتماعی، تا این اندازه چندوجهی عمل کند. من در مواجهه با شخصیت‌های مختلف تاریخی و فرهنگی همیشه با این مسئله روبه‌رو بودم، اما درباره ایشان این پرسش برایم پررنگ‌تر بود. این کنجکاوی از یک نگاه صرفاً بیرونی نمی‌آمد؛ بخشی از آن به تجربه شخصی من در فضای حوزوی و مطالعاتی برمی‌گشت. برای همین همیشه این مساله برایم  جذاب بود که ببینم یک شخصیت روحانی چگونه می‌تواند در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی نظامی، چنین حضور فعالی داشته باشد. مسئله فقط حضور نیست، مسئله کیفیت این حضور است؛ اینکه چطور می‌تواند در هر حوزه‌ای، تحلیل و تصمیم داشته باشد. این پرسش برای من تبدیل به یک انگیزه جدی شد.»

او درباره انتخاب مشهد به عنوان محور روایت توضیح می‌دهد: مشهد برای من فقط یک نقطه جغرافیایی نیست. یک بستر شکل‌گیری است. باور دارم بخش مهمی از شخصیت هر انسان در نوجوانی و جوانی او ساخته می‌شود. وقتی فهمیدم ایشان در مشهد متولد شده و بخشی از سال‌های مهم زندگی‌اش را در این شهر گذرانده، احساس کردم اینجا نقطه‌ای است که باید به آن برگشت..»

زارعیان با اشاره به زاویه متفاوتش به زندگی رهبر شهید تاکید می کند: انتخاب این زاویه دید کاملا آگاهانه بود. من به جای اینکه دوباره سراغ سال‌هایی بروم که بارها درباره‌شان گفته شده، ترجیح دادم به عقب‌تر برگردم؛ به دوره‌ای که کمتر دیده شده. همین عقب رفتن، خودش نوعی کشف زاویه است. من دنبال این بودم که ببینم این شخصیت در چه بستر اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است.

وی  در توضیح ماهیت مستند «متولد مشهد» می گوید: این مستند هم تاریخی است و هم انسانی. نمی‌شود یکی را حذف کرد. وقتی درباره فردی صحبت می‌کنیم که در متن تاریخ معاصر ایران حضور داشته، طبیعی است که با اسناد، وقایع و رخدادهای تاریخی سروکار داریم. اما در کنار آن، من به دنبال پرتره انسانی هم هستم؛ انسانی که در حال شکل‌گیری است، نه فقط یک شخصیت تثبیت‌شده..»

تمرکز من روی سال‌های ابتدایی زندگی است. دوره‌ای که معمولاً در روایت‌های رسمی کمتر دیده می‌شود. از خانه پدری گرفته تا فضاهای آموزشی، محله، ارتباطات اجتماعی و تجربه‌های زیسته‌ای که در شکل‌گیری شخصیت نقش دارند.»

این مستندساز درباره اهمیت فاصله گرفتن از تصویر رسمی می‌گوید:«وقتی درباره یک شخصیت شناخته‌شده کار می‌کنی، با حجم زیادی از تصویر و روایت مواجه هستی. این تصاویر باعث می‌شود کار سخت شود، چون باید بتوانی چیزی اضافه کنی، نه اینکه فقط تکرار کنی. برای من مهم بود که این پروژه صرفاً بازتولید اطلاعات موجود نباشد..»

«همچنین همه ما یک تصویر کلی از ایشان داریم؛ از سخنرانی‌ها، جلسات رسمی، تصمیم‌ها و نقش‌های سیاسی. اما من احساس کردم یک لایه دیگر وجود دارد که کمتر دیده شده. این لایه انسانی‌تر است و به زیست اولیه برمی‌گردد. برای همین به دنبال یک کشف جدید از زندگی و شخصیت ایشان بودم. .»

زارعیان درباره تجربه پژوهش در این پروژه می‌گوید: در روند تحقیق، با افراد مختلفی گفتگو کردم؛ کسانی که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در آن دوره با ایشان در ارتباط بودند. این گفتگوها برای من بسیار مهم بود، چون بعضی روایت‌ها را از زاویه‌ای می‌شنیدم که پیش از این ندیده بودم. البته لازم به ذکر است , بعضی از این روایت‌ها الزاماً جنبه افشاگرانه ندارند، بلکه بیشتر به تکمیل تصویر کمک می‌کنند. کنار هم قرار گرفتن این قطعات کوچک است که در نهایت یک تصویر بزرگ‌تر می‌سازد..»

زارعیان درباره اسناد و منابع پروژه نیز توضیح می‌دهد: به اسناد و عکس‌هایی رسیده‌ایم که برخی کمتر دیده شده‌اند یا برای اولین بار در این پروژه مورد استفاده قرار می‌گیرند. اما تصمیم گرفتم قبل از نمایش فیلم، درباره جزئیات آنها صحبت نکنم. چون معتقدم بخشی از تجربه مستند باید برای تماشاگر حفظ شود. اگر همه چیز قبل از نمایش گفته شود، بخشی از کشف از بین می‌رود. مستند باید در سالن اتفاق بیفتد، نه در مصاحبه.

در ادامه، او درباره خط قرمزهای پژوهش چنین توضیح می‌دهد: در این پروژه خط قرمز به معنای محدودیت محتوایی جدی وجود نداشته است. بیشتر مسئله، دقت در صحت تاریخی بوده. برای من مهم است که هر آنچه در فیلم می‌آید، قابل استناد باشد. ولی طبیعتاً در مواجهه با یک شخصیت تاریخی، حساسیت وجود دارد، اما این حساسیت به معنای حذف واقعیت نیست. ما تلاش کردیم همه چیز بر اساس سند و روایت معتبر پیش برود..»

زارعیان درباره چالش ساخت مستند درباره چنین شخصیتی می‌گوید: ساخت مستند درباره یک شخصیت شناخته‌شده، ذاتاً سخت‌تر است. نه به خاطر موضوع، بلکه به خاطر مسئولیت. چون هر روایت می‌تواند برداشت‌های مختلف ایجاد کند. این مسئولیت باعث می‌شود دقت بیشتر شود..

در عین حال، محدودیت آرشیوی هم وجود دارد. ما با حجم محدودی از تصاویر مربوط به آن دوره مواجه هستیم. همین مسئله باعث شده روایت بیشتر بر پژوهش میدانی و گفت‌وگو استوار باشد.»

«ولی با این حال تلاش من این است که فیلم فقط به آرشیو متکی نباشد. آرشیو مهم است، اما کافی نیست. باید روایت زنده باشد؛ باید شخصیت در جریان زندگی دیده شود، نه فقط در قاب‌های گذشته. چون من به دنبال یک روایت خسته‌کننده نیستم. هدف این است که مخاطب با یک مسیر روبه‌رو شود، نه فقط اطلاعات پراکنده. این مسیر باید فراز و فرود داشته باشد..»

او درباره مهم‌ترین سوءبرداشت نسل جدید نسبت به رهبر شهید انقلاب می‌گوید: بخشی از نسل جدید، به دلیل نداشتن دسترسی به روایت‌های کامل، ممکن است تصور کند جایگاه فعلی ایشان نتیجه یک مسیر ساده یا ناگهانی بوده است. در حالی که این مسیر پیچیده‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول دیده می‌شود. مشکل اصلی، نبود روایت تصویری از سال‌های اولیه است. وقتی این بخش دیده نشود، تصویر ناقص می‌ماند و طبیعی است که سوءبرداشت شکل بگیرد..»

او در پاسخ به اینکه فیلم قرار است مخاطب جوان را با چه تصویری روبه‌رو کند، می‌گوید: اگر یک جوان ۲۰ ساله بدون پیش‌زمینه فیلم را ببیند، قرار نیست فقط یک چهره سیاسی ببیند. قرار است با انسانی روبه‌رو شود که در بستر زمان و تجربه شکل گرفته است. ببیند برای من مهم است که مخاطب بعد از دیدن فیلم احساس کند چیزی به فهمش اضافه شده؛ نه اینکه فقط اطلاعات جدید گرفته باشد، بلکه نگاهش تغییر کرده باشد. قطعا اگر بتوانم این حس را ایجاد کنم که مخاطب بگوید “این را نمی‌دانستم”، یعنی فیلم به هدفش رسیده است. این “ندانستن” فقط اطلاعاتی نیست؛ یک نوع درک تازه از یک زندگی است. اگر این فیلم بتواند برای مخاطب جوان یک لحظه “توقف” ایجاد کند، کارش را کرده است. یعنی مخاطب بعد از دیدن فیلم احساس کند که با یک روایت انسانی‌تر و نزدیک‌تر از یک چهره تاریخی مواجه شده، نه فقط تصویری رسمی و از پیش تثبیت‌شده. برای من مهم است که این فاصله برداشته شود؛ فاصله‌ای که معمولاً میان تصویر رسانه‌ای و زندگی واقعی شکل می‌گیرد. هدف من این نیست که یک روایت جدید جایگزین روایت قبلی کنم. هدف این است که یک لایه دیگر اضافه کنم. لایه‌ای که شاید مخاطب کمتر دیده باشد. اگر فیلم بتواند این لایه را فعال کند و مخاطب را به فکر وادارد، یعنی مسیرش را درست رفته است.

زارعیان همچنین به تجربه شخصی خود در مواجهه با پژوهش‌های گسترده این پروژه اشاره می‌کند:

«هر چه بیشتر وارد جزئیات شدم، فهمیدم که با یک زندگی ساده و خطی طرف نیستم. هر بخش از این زندگی، به یک شبکه از آدم‌ها، مکان‌ها و تجربه‌ها وصل می‌شود. از خانه پدری گرفته تا مسجد، از محیط‌های آموزشی تا ارتباطات اجتماعی. این‌ها در کنار هم یک زیست‌جهان می‌سازند که اگر حذف شوند، تصویر ناقص خواهد بود.»

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها