
ناصر ارباب/ صبا، برخی نمایشنامهها تنها داستانی را روایت میکنند و برخی دیگر تماشاگر را به درون پرسشهایی میبرند که پاسخ روشنی برای آنها وجود ندارد. «پرنده سیاه» از دسته دوم است؛ نمایشی که از زمان انتشار در سال ۲۰۰۵ تاکنون همواره محل بحث و گفتوگو بوده و هر اجرای آن بار دیگر پرسشهایی درباره عشق، مسئولیت، آسیب، حافظه و قضاوت را پیش روی مخاطبان قرار داده است. دیوید هاروئر نویسنده در این اثر به جای ارائه پاسخهای قطعی، فضایی را خلق میکند که در آن هر تماشاگر ناچار است قضاوت خود را درباره شخصیتها و گذشته آنها شکل دهد.
نمایشنامه «پرنده سیاه» (Blackbird) اثر دیوید هاروئر، نمایشنامهنویس شناختهشده اسکاتلندی، نخستین بار در سال ۲۰۰۵ منتشر شد و خیلی زود به یکی از مهمترین متون نمایشی قرن بیستویکم تبدیل شد. این اثر در سال ۲۰۰۷ موفق شد جایزه معتبر لارنس الیویه را در بخش بهترین نمایش جدید از آن خود کند و در سالهای بعد بارها در کشورهای مختلف روی صحنه رفت.
اگرچه در نگاه نخست، داستان «پرنده سیاه» حول یک رابطه جنجالی شکل میگیرد، اما ارزش اصلی نمایشنامه در شیوه پرداخت آن نهفته است. هاروئر از روایتهای ساده و قضاوتهای مستقیم فاصله میگیرد و مخاطب را در برابر مجموعهای از پرسشهای دشوار قرار میدهد؛ پرسشهایی که پاسخ آنها نه در متن نمایش، بلکه در ذهن تماشاگر شکل میگیرد.
داستان در اتاق استراحت کوچکی در محل کار مردی به نام «ری» رخ میدهد. او سالها پیش به دلیل رابطهای که زندگیاش را دگرگون کرد، محکوم و زندانی شد و اکنون با هویتی تازه تلاش میکند گذشته را پشت سر بگذارد. اما ورود زنی جوان به نام «اونا» آرامش ظاهری زندگی او را برهم میزند.
در جریان گفتوگوی این دو شخصیت، مخاطب به تدریج با گذشته مشترک آنها آشنا میشود؛ گذشتهای که پانزده سال قبل شکل گرفته و همچنان بر زندگی هر دو سایه انداخته است. «اونا» برای یافتن پاسخ پرسشهایی که سالها ذهنش را درگیر کرده به سراغ «ری» آمده و همین مواجهه، بستر اصلی درام را شکل میدهد.
یکی از مهمترین ویژگیهای «پرنده سیاه» آن است که شخصیتهایش را در قالبهای مرسوم خیر و شر قرار نمیدهد. نویسنده تلاش نمیکند مخاطب را به سمت همدلی یا نفرت مطلق هدایت کند. به همین دلیل تماشاگر در طول نمایش بارها میان احساسات متضاد حرکت میکند و ناچار میشود نگاه خود را نسبت به شخصیتها بازنگری کند.

عشق، وابستگی، احساس گناه، خشم، آسیبهای روحی و تأثیر خاطرات بر زندگی انسانها از مهمترین مضامین این نمایشنامه هستند. «پرنده سیاه» در حقیقت بیش از آنکه درباره یک رویداد مشخص باشد، درباره تأثیر ماندگار آن رویداد بر زندگی آدمهاست؛ تأثیری که حتی گذر زمان نیز نمیتواند آن را از میان ببرد.
همین ویژگیها باعث شدهاند این نمایشنامه طی سالهای گذشته همواره مورد توجه کارگردانان تئاتر در نقاط مختلف جهان قرار گیرد و به یکی از آثار شاخص تئاتر معاصر تبدیل شود.این روزها نسخه ایرانی «پرنده سیاه» با کارگردانی و بازی نوید محمدزاده در پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه است. محمدزاده در این اثر علاوه بر کارگردانی، طراحی صحنه و طراحی نور را نیز بر عهده دارد و در کنار مریم حسینی به ایفای نقش میپردازد.
ترجمه این نمایشنامه توسط پوریا سیدی و مریم حسینی انجام شده و تهیهکنندگی اثر را نوید محمدزاده و محمد قدس بر عهده دارند. فرشته حسینی به عنوان طراح لباس، یوسف باپیری به عنوان مشاور پروژه، مریم برادران به عنوان طراح گرافیک، داوود ونداده به عنوان مجری طرح و مدیر تولید، کسری فریادی به عنوان دستیار کارگردان و مهرداد متجلی به عنوان عکاس از دیگر عوامل این پروژه نمایشی هستند.
استقبال مخاطبان از اجرای «پرنده سیاه» به اندازهای بوده که تمامی بلیتهای این نمایش تا روز جمعه ۲۲ خردادماه به فروش رسیده است؛ استقبالی که بار دیگر نشان میدهد آثار متکی بر نمایشنامههای قدرتمند و دغدغهمند همچنان میتوانند مخاطبان تئاتر را با خود همراه کنند.