
سمیرا جعفری/ صبا، در حالی که جشنواره فیلم کن همچنان پس از دههها، مهمترین پناهگاه سینمای مؤلف، مستقل و هنری جهان باقی مانده و هر سال بیش از گذشته بر فیلمسازان غیرتجاری، تجربهگرا و کارگردانمحور تمرکز میکند، در ایران، پروژهای که زمانی قرار بود خانه همین نوع سینما باشد، آرامآرام در حال محو شدن از حافظه فرهنگی است. جشنواره کن امسال نیز بار دیگر نشان داد که سینمای هنری نه تنها نمرده، بلکه در جهان امروز، بیش از همیشه به عنوان «هویت فرهنگی سینما» شناخته میشود؛ جایی که فیلمهای مستقل و کارگردانمحور همچنان مرکز گفتوگوهای جهانیاند و حتی در دورهای که هالیوود با بحران فرانچایزها، افت خلاقیت و سلطه پلتفرمها مواجه شده، کن دوباره بر سینمای مؤلف تأکید کرده است. اما در ایران، «هنر و تجربه» که حدود دوازده سال پیش با امید تبدیل شدن به پایگاه سینمای مستقل و غیرگیشهای راهاندازی شد، امروز بیش از آنکه یک جریان فعال باشد، به یک سینمای نیمهجان شباهت دارد؛ پروژهای که زمانی قرار بود امکان دیده شدن فیلمهایی را فراهم کند که در مناسبات بدنه تجاری سینما جایی ندارند، اما حالا خودش تا حدودی در حاشیه همان بدنه قرار گرفته است.
تولد یک امید برای سینمای مستقل
وقتی گروه «هنر و تجربه» در اوایل دهه ۱۳۹۰ شکل گرفت، ایده اصلی آن روشن بود؛ ایجاد فضایی برای نمایش فیلمهایی که نه در ساختار سینمای بدنه تعریف میشدند و نه شانس چندانی برای اکران عمومی داشتند. فیلمهای تجربی، مستقل، مستند، فیلماولیها و آثار کارگردانمحور قرار بود در این چرخه دیده شوند. در آن زمان، بسیاری این پروژه را یکی از معدود تصمیمهای مهم و آیندهدار در سیاستگذاری فرهنگی سینمای ایران میدانستند؛ تلاشی برای آنکه سینما صرفاً به فروش گیشه تقلیل پیدا نکند. در سالهای ابتدایی، «هنر و تجربه» واقعاً توانست بخشی از این نقش را ایفا کند. فیلمهایی که احتمالاً هرگز امکان اکران پیدا نمیکردند، روی پرده رفتند، برخی فیلمسازان جوان دیده شدند و حتی بخشی از مخاطبان جدی سینما، دوباره به سالنها برگشتند. مهمتر از همه، این گروه توانست یک مفهوم را زنده نگه دارد؛ اینکه «سینما فقط کالا نیست.» ماجرا اینجاست که اتفاقاً مهمترین موفقیتهای جهانی سینمای ایران، عمدتاً از دل همین سینمای غیرتجاری بیرون آمدهاند. از عباس کیارستمی تا اصغر فرهادی، جریان اصلی اعتبار جهانی سینمای ایران همواره به فیلمسازانی وابسته بوده که خارج از منطق صرفاً گیشهای کار کردهاند. اما پرسش اصلی اینجاست؛ اگر امروز یک فیلمساز جوان بخواهد خارج از قواعد بازار، فیلمی شخصی و تجربهگرا بسازد، آیا هنوز فضایی برای دیده شدن دارد؟ پاسخ این پرسش، چندان امیدوارکننده نیست. بسیاری از فیلمسازان جوان امروز یا به سمت پلتفرمها و سریالسازی میروند، یا ناچارند از همان ابتدا پروژه خود را با معیارهای فروش تنظیم کنند. در چنین وضعیتی، «هنر و تجربه» که میتوانست یک فضای تنفسی برای سینمای مستقل باشد، دیگر قدرت سابق را ندارد.

حجتالله ایوبی: غلبه نگاه گیشهای، سینمای فرهنگی را تضعیف کرد
حجتالله ایوبی، رئیس اسبق سازمان سینمایی و بنیانگذار گروه سینمایی «هنر و تجربه»، از اهداف اولیه شکلگیری هنر و تجربه و چشمانداز آینده آن به صبا گفت.ایوبی در گفت و گو با صبا, با اشاره به فلسفه تأسیس گروه هنر و تجربه تأکید کرد که این مجموعه از ابتدا با هدف حمایت از سینمای فرهنگی، هنری و مخاطب خاص شکل گرفت؛ سینمایی که به اعتقاد او هویت اصلی سینمای ایران را شکل میدهد.
او گفت: «هنر و تجربه را راهاندازی کردیم تا سینمای فرهنگی و هنری را از زیر دست و پای گیشه و سینمای تجاری بیرون بیاوریم. همیشه معتقد بودهام که برای حفظ سینمای یک کشور، هم سینمای فرهنگی و هنری لازم است و هم سینمای تجاری. سینمای تجاری باید کار خودش را انجام دهد تا چرخ سینما بچرخد و رونق داشته باشد، اما محدود شدن سینما به بخش تجاری، در نهایت به نابودی سینمای فرهنگی منجر میشود.»
او با اشاره به جایگاه جهانی سینمای ایران افزود: «اگر امروز سینمای ایران در جهان اعتباری دارد و چیزی به نام سینمای ایران شناخته میشود، بخش مهمی از این اعتبار متعلق به فیلمهایی است که در همین حوزه تولید شدهاند؛ فیلمهایی شاعرانه، کمهزینه و خلاقانه که توانستهاند هویت فرهنگی ایران را به جهان معرفی کنند.»
ایوبی با تأکید بر اینکه هنر و تجربه یک ابتکار ایرانی بود، توضیح داد که اگرچه این عنوان شباهت اسمی با نمونه فرانسوی دارد، اما میزان حمایتی که در ایران از این جریان صورت گرفت، حتی از حمایتهای رایج در فرانسه نیز گستردهتر بود.
به گفته او، سالنهای سینمایی در اختیار فیلمسازان قرار میگرفت، هزینههای پخش و نمایش حذف میشد، تبلیغات به صورت متمرکز انجام میگرفت و فیلمسازان جوان بدون نگرانی از هزینههای متداول اکران، فرصت نمایش آثار خود را پیدا میکردند.
ایوبی با اشاره به سالهای نخست فعالیت هنر و تجربه گفت: «در سه یا چهار سال اول، نزدیک به ۶۰۰ فیلم در هنر و تجربه به نمایش درآمد. بسیاری از این فیلمها در شرایط عادی هیچ شانسی برای اکران نداشتند. حتی فیلمهای عباس کیارستمی هم در ایران همواره با این برچسب مواجه بودند که آثار تجاری نیستند و برای مخاطب خاص ساخته شدهاند. هنر و تجربه با همین نگاه شکل گرفت.»
رئیس اسبق سازمان سینمایی معتقد است استقبال از این جریان حتی فراتر از پیشبینیهای اولیه بود. او توضیح داد: «تصور من این بود که حداقل پنج یا شش سال زمان لازم است تا هنر و تجربه جای خود را پیدا کند، اما استقبال به قدری گسترده بود که خیلی زود به یک برند فرهنگی تبدیل شد.»
ایوبی همچنین از نقش مدیران و مشاوران اولیه این جریان یاد کرد و گفت حضور چهرههایی مانند کیانوش عیاری، هوشنگ گلمکانی و دیگر سینماگران و منتقدان شناختهشده باعث شد هنر و تجربه از اعتبار ویژهای برخوردار شود. به گفته او، اعضای این مجموعه با عشق و علاقه در جلسات حضور پیدا میکردند و برای تثبیت این جریان فرهنگی تلاش زیادی انجام دادند.
هنر و تجربه پروژه پر هزینهای نبود.
با این حال، ایوبی معتقد است که هنر و تجربه در سالهای بعد به تدریج از مسیر اولیه خود فاصله گرفت و به سمت کمرنگ شدن حرکت کرد. او در این باره گفت: «متأسفانه هنر و تجربه بعد از آن دوران وارد مسیر ضعیف شدن شد و تقریباً به سمت خاموشی رفت؛ سرنوشتی که متأسفانه بسیاری از طرحهای خوب فرهنگی در کشور با آن مواجه میشوند.»
او در پاسخ به این دیدگاه که مشکلات مالی عامل اصلی این وضعیت بوده است، نظر متفاوتی دارد. به اعتقاد ایوبی، هنر و تجربه اساساً پروژهای پرهزینه نبود و با بودجهای محدود توانست دستاوردهای مهمی داشته باشد. او با اشاره به تجربه مدرسه سینما در آن سالها گفت بسیاری از فیلمسازان جوان و موفق امروز از دل همین جریان و برنامههای آموزشی آن بیرون آمدند.
ایوبی یکی از دلایل اصلی تضعیف هنر و تجربه را تغییر نگاه مدیریتی به سینما میداند؛ نگاهی که در آن شاخصهایی مانند فروش، تعداد مخاطب و بازگشت سرمایه بر ارزشهای فرهنگی و هنری غلبه پیدا کرد. با این حال، او نسبت به آینده خوشبین است و معتقد است با حضور مدیران جدید سینمایی، امکان بازگشت این جریان به دوران رونق خود وجود دارد.
ایران صاحب یک هویت مستقل سینمایی است
او در ادامه با اشاره به ضرورت بازسازی اقتدار فرهنگی ایران گفت: «بعد از این دوران و جنگی که پشت سر گذاشتهایم، یکی از مهمترین مسائل کشور باید بازگشت به اقتدار فرهنگی ایران باشد. ایران در بسیاری از حوزههای فرهنگی مرجعیت داشته و باید دوباره این جایگاه را احیا کند؛ از خوشنویسی و هنرهای سنتی گرفته تا سینما.»
ایوبی تأکید کرد که ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، صاحب یک هویت مستقل سینمایی است. او گفت: «در دنیا سالن سینما زیاد است، اما چیزی به نام سینمای مصر یا سینمای عربستان به معنای یک مکتب فرهنگی شناختهشده وجود ندارد؛ در حالی که ما چیزی به نام سینمای ایران داریم. سینمایی که لهجه ایرانی دارد، فرهنگ ایرانی دارد و حامل تمدن ایرانی است.
سینمای هنری مخاطبان ویژه خود را دارد
او همچنین درباره آینده فیلمسازان جوان و تجربهگرا معتقد است اگر هنر و تجربه بتواند به شیوه سالهای نخست فعالیت خود بازگردد، همچنان ظرفیت جذب مخاطب را خواهد داشت. از نگاه او، اعتبار برند هنر و تجربه، فرش قرمزها، جلسات نقد و بررسی، شیوه اکران و تبلیغات تخصصی، همه عواملی بودند که به دیده شدن آثار کمک میکردند و میتوانند دوباره احیا شوند.
ایوبی در پایان با اشاره به مخاطبان سینمای هنری گفت: «سینمای گیشه و سرگرمی همیشه مخاطبان خودش را دارد، اما سینمای هنری هم مخاطبان ویژه خود را دارد؛ از جوانان و دانشجویان گرفته تا علاقهمندان جدی فرهنگ و هنر. این مخاطبان همچنان وجود دارند و اگر سیاستگذاری درستی صورت بگیرد، هنر و تجربه میتواند بار دیگر به جایگاه تأثیرگذار خود بازگردد.