محیا دهقانی در نقش کولبر؛ لهجه راهی برای فاصله گرفتن از «منِ واقعی» است | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۱۱ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۳۳:۴۶
محیا دهقانی در گفت‌وگو با صبا؛

محیا دهقانی در نقش کولبر؛ لهجه راهی برای فاصله گرفتن از «منِ واقعی» است

محیا دهقانی درباره تجربه بازی در فیلم «هزارتو» به صبا گفت: نقش‌آفرینی «هیوا»؛ دختری کولبر با لهجه کردی و گذشته‌ای گره‌خورده به فقر برایم انتخابی چالش برانگیز بود، او معتقد است لهجه برای یک بازیگر تنها یک گویش نیست، بلکه ابزاری است برای فاصله گرفتن از «خودِ واقعی» و نزدیک شدن به جهان کاراکتر است.

مهدیه مالکی/صبا: محیا دهقانی در گفت‌وگو با صبا درباره نقش‌آفرینی‌اش در سریال «هزارتو» و بازخوردهای مثبت پیرامون لهجه این شخصیت گفت: در این سریال با نقش‌آفرینی در موقعیتی که به واسطه لهجه خاص آن تعریف می‌شد، چالش جذابی را تجربه کردم. خوشبختانه نقدهای منتشر شده نیز نشان می‌دهد که این لهجه به خوبی بر نقش نشسته و برای مخاطب باورپذیر بوده است.

وی افزود: برای رسیدن به این باورپذیری، زمانِ محدودی در اختیار داشتیم و در مجموع تنها سه تا چهار جلسه با مشاور لهجه کار کردیم. البته من پیش از این نیز سابقه بازی با لهجه‌های مختلف را داشته‌ام و به طور کلی از نقش‌هایی که با لهجه همراه هستند استقبال می‌کنم؛ چرا که معتقدم این چالش‌ها بازیگر را به تکاپو می‌اندازد.

فاصله گرفتن از محیا دهقانی

این بازیگر در ادامه پیرامون اهمیت استفاده از لهجه در نقش‌آفرینی تصریح کرد: استفاده از لهجه باعث می‌شود بازیگر یک گام فراتر از بازی رئال با زبان فارسی استاندارد بردارد. این تکنیک کمک می‌کند تا بازیگر از «خودِ واقعی‌اش» فاصله بگیرد و مخاطب نیز بتواند ارتباط متفاوتی با کاراکتر برقرار کند، با توجه به تجربیات قبلی‌ام در کاراکترهای مختلف، گوش من با این مسیر آشنا بود و مشاور لهجه نیز بر تسلط من در این زمینه صحه می‌گذاشت.

طراحی شخصیت در بستر اجتماعی و زمانی

دهقانی با اشاره به ضرورت طراحی دقیق برای هر شخصیت تأکید کرد: در کنارِ صرفِ لهجه، آنچه اهمیت دارد «لحن» است؛ یعنی بازیگر باید پیش از هر چیز مسیر زندگی، خاستگاه و دغدغه‌های کاراکترش را طراحی کند. برای نقش‌آفرینی در «هزارتو»، کاراکتری را می‌دیدم که به دلیل فقر مالی و دغدغه‌های اقتصادی شدید، به مسیرهای اشتباه کشیده شده بود و از قشر پایین جامعه می‌آمد.

وی افزود: برای ایفاگریِ این نقش، باید نگاهی به زیستِ یک دختر در آن بازه زمانی (سال‌های ۹۷ و ۹۸) می‌داشتم. نوع رفتار و نگاهِ یک دختر در دنیای امروز، حتی اگر در نقاط دوردست هم زندگی کند، به دلیل دسترسی به ابزارهای ارتباطی جدید مثل اینستاگرام، با نسل‌های پیشین بسیار متفاوت است. در طراحی این کاراکتر، تمام تلاشم را کردم تا شجاعتی آمیخته با ترس‌های خانوادگی را به نمایش بگذارم؛ شخصیتی که با وجود شجاعت، مسیر اشتباهی را برای رسیدن به اهدافش انتخاب کرده است.

تکنیکِ «تخیل»؛ کلیدِ رسیدن به جهانِ کاراکتر

محیا دهقانی درباره چگونگی رسیدن به فضای ذهنی و فیزیکی کاراکترش در «هزارتو» گفت: من اصولاً بازیگری هستم که بر پایه تکنیک «تخیل» پیش می‌روم. وقتی فیلمنامه را می‌خوانم، شروع به ساختنِ جهانی برای کاراکتر می‌کنم؛ از نوعِ نگاه و لحن بیان گرفته تا زبان بدن و میزان تحرک. برای این نقش، سعی کردم حتی ویژگی‌های فیزیکی را هم طراحی کنم. برای مثال، بخش بزرگی از اقوامِ کرد و لر، نوعی استواری و صلابت در فیزیکِ خود دارند؛ حرکات‌شان «شل‌ و‌ ول» نیست و با وقار رفتار می‌کنند. من سعی کردم با تکیه بر این شناخت، این ویژگی‌های فیزیکی را در زمانِ کوتاه فیلم‌برداری به نقش تزریق کنم.

وی افزود: انتخاب من برای این پروژه به دعوتِ علی هاشمی بازمی‌گشت. چون پیش‌تر با هم همکاری موفقی داشتیم و فضای کار یکدیگر را می‌شناختیم، وقتی نقش را خواندم، دیدم پتانسیلِ متفاوتی دارد و می‌تواند چالشِ تازه‌ای برایم باشد.

از «ادای دین» به لهجه تا خط قرمزهای بازیگری

دهقانی پیرامون دغدغه‌های احتمالی درباره لهجه‌های قومیتی و واکنش مخاطبان تصریح کرد: در مورد لهجه، من معتقدم بازیگر اگر مطمئن نباشد که از پسِ آن برمی‌آید، نباید ریسک کند. من خودم به شدت نسبت به اجرای غلطِ لهجه‌ها حساس هستم؛ مثلاً وقتی بازیِ ضعیفی را با لهجه‌ی شیرین یزدی می‌بینم (که اصالت مادری‌ام به آن بازمی‌گردد)، با خودم می‌گویم کاش اصلاً این لهجه حذف می‌شد تا به آن گویش لطمه نخورد.

وی افزود: من قبل از هر کاری، توانایی خودم را در آن لهجه می‌سنجم. اگر ببینم به اصالتِ آن زبان یا گویش لطمه می‌زنم، ترجیح می‌دهم آن را حذف کنم. من به ایفایِ نقشم در این سریال به چشم یک «ادای دین» به آن لهجه نگاه می‌کردم و خوشحالم که کارشناسانِ این حوزه نیز بازخورد مثبتی به آن داشتند.

 تعادل میان «فقر» و «سودای تغییر زندگی»

این بازیگر در تحلیل وضعیتِ روانی کاراکترِ «هیوا» گفت:هیوا دختری جوان است که به دلیل بدهی و فشارهای اقتصادی، در موقعیتِ بحرانی قرار گرفته. او ابتدا تصور می‌کند پیشنهادِ مالی پیشِ رو، راه نجاتی برای فرار از فقر است، اما وقتی واردِ ماجرا می‌شود، می‌بیند که از چاله به چاه افتاده است.

وی افزود:او در میانه این بحران، قدرتِ تصمیم‌گیریِ درست را از دست می‌دهد و مجبور می‌شود مسیر اشتباهش را ادامه دهد. او حتی در اوجِ بحران، دغدغه‌ی پدرش را دارد؛ اما از آنجا که می‌داند پدرش درکِ درستی از فشارهای مالی و عمقِ فاجعه ندارد، ترجیح می‌دهد سکوت کند. انتخاب‌های هیوا، بازتابی از «افکارِ خامِ جوانی» است که در شرایطِ اضطرار، به سمتِ انتخاب‌های پی‌درپیِ غلط حرکت می‌کند؛ انتخابی که از نظر ما اشتباه است، اما برای خودِ کاراکتر، تنها راهِ خروج از فضای تنگنای فقر به نظر می‌رسد.

همذات‌پنداری با «هیوا» و لحظه انتخاب

محیا دهقانی درباره میزان همذات‌پنداری‌اش با شخصیت «هیوا» گفت: بله، حتماً. ما چند سکانس داشتیم که در نسخه نهایی حذف شد؛ نمی‌دانم دقیقاً به چه دلیل، شاید تصمیم تدوینی بوده. یکی از آن‌ها صحنه‌ای بود که هیوا در قالب کولبر، وسایل را از عراق به سمت ایران می‌آورد. در لحظه‌ای خاص، او باید بین ماندن کنار پدر و خانواده یا رفتن و ادامه مسیری که خودش انتخاب کرده بود، یکی را برگزیند؛ یک مکث، یک نگاه، و انگار همه چیزش را پشت سر می‌گذاشت و به سمت راهی می‌رفت که خودش برای زندگی‌اش تعریف کرده بود.

وی افزود: آن لحظه برای من، فقط یک موقعیت دراماتیک نبود؛ لحظه‌ای بود که هر آدمی ممکن است در زندگی شخصی‌اش تجربه کند. بعضی‌ها مثل هیوا انتخاب اشتباه می‌کنند، بعضی‌ها راه درست را پیدا می‌کنند. همه چیز به انتخاب آدم‌ها بستگی دارد و طبیعی است که چنین لحظاتی روی زندگی شخصی من هم اثر بگذارد.

 لالایی‌ای که ماندگار شد

دهقانی در پاسخ به این پرسش که کدام سکانس را بیشتر از سایر لحظات بازی‌اش دوست داشته، توضیح داد: من از آن دسته بازیگرانی هستم که شغلم را خیلی دوست دارم و برای لحظه‌لحظه‌اش زحمت کشیده‌ام؛ به همین خاطر، همه صحنه‌ها برایم دوست‌داشتنی‌اند. واقعاً سخت است بگویم فقط یک سکانس را بیشتر از بقیه دوست دارم، چون از لحظه انتخاب لباس تا اجرای هر پلان، همه چیز برایم متفاوت و جذاب است.

وی ادامه داد: با این حال، اگر بخواهم اشاره‌ای مشخص داشته باشم، سکانسی که در آن لالایی می‌خوانم برایم حس ویژه‌ای دارد. این لالایی‌ها برای ما بار نوستالژیک و حس مادرانه دارند؛ همه‌ی ما در کودکی با چنین لالایی‌هایی بزرگ شده‌ایم. به همین دلیل، آن سکانس برایم بار عاطفی بیشتری داشت، هرچند این ملودی در جای دیگری هم استفاده می‌شود و فعلاً ترجیح می‌دهم جزئیاتش را نگویم.

تجربه‌ای تازه در نقش «دختر کولبر»

این بازیگر درباره جذابیت‌ها و چالش‌های دیگر این نقش گفت: تا امروز در چنین فضایی قرار نگرفته بودم که بتوانم نقش یک دختر کولبر را بازی کنم؛ دختری که رهاست و در عین حال زیر بارِ سنگینِ شرایط زندگی خم شده. در مدیوم تلویزیون، به واسطه محدودیت‌های حجاب و پوشش، بسیاری از جزئیات رفتاری و ظاهری قابل نمایش نیست، اما در این فیلم، فضایی فراهم شد که لباس، ظاهر و جزئیات نقش، به واقعیت نزدیک‌تر شود و این برای من جذابیت ویژه‌ای داشت.

وی افزود: هرچند حضور این کاراکتر در طول فیلم زیاد نیست، اما نقشی تأثیرگذار است هیوا در همان لحظات محدودی که روی پرده دیده می‌شود، تفاوت خود را با سایر کاراکترها نشان می‌دهد؛ اگر بخواهم مثالی بزنم، می‌توان گفت اگر همه‌ی کاراکترها در این فیلم در محدوده خاکستری حرکت می‌کنند، هیوا رنگ مشخصی دارد و حضورش، ردّ خود را در روایت باقی می‌گذارد.

پروژه‌های تازه در راه است

محیا دهقانی در پایان درباره فعالیت‌های جدید خود گفت: در حال حاضر یک فیلم سینمایی به نام «غوطه‌ور» دارم که هنوز وارد مرحله نمایش نشده، اما به‌زودی اکران خواهد شد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها