
ناصر ارباب /صبا، سونیا پوریامین، مجری و فعال رسانهای، در گفتوگویی به مناسبت چهاردهمین سالگرد فعالیت مجموعه رسانهای صبا، با اشاره به بحران اعتماد در رسانههای فرهنگی و هنری، تأکید کرد که ضعف در تولید خبر، گسترش اخبار جعلی و کمرنگ شدن نقد سازنده، از مهمترین آسیبهای امروز رسانههای تخصصی است. او در عین حال، صبا را رسانهای موفق و ماندگار دانست که میتواند بیش از گذشته در حوزه جریانسازی فرهنگی و هنری اثرگذار باشد.
سونیا پوریامین درباره مهمترین خلأ رسانههای تخصصی فرهنگی و هنری گفت: «به نظر من مهمترین خلأ و آسیب رسانه تخصصی، عدم تولید خبر است. در واقع مقوله خبرنگاری خیلی آسیب دیده و ما دیگر خلاقیت در حوزه خبرنگاری نمیبینیم. نوعی رخوت و سستی در امر خبرنگاری به وجود آمده که باعث میشود خبرها تکراری شوند.»
او ادامه داد: «امروز وقتی وارد کانالها یا خبرگزاریهای مختلف میشویم، میبینیم اخبار میان رسانهها دستبهدست میشود، بدون اینکه از صحت و سقم آنها اطمینان داشته باشیم. حتی اگر مصاحبه کوتاهی هم انجام شود، همان مصاحبه بارها و بارها تکرار میشود. اتفاقاً به نظر من اخبار زرد کمتر شده، اما اخبار جعلی بیشتر شدهاند و همین مسئله جامعه را دچار سردرگمی میکند و اعتماد عمومی به رسانه را کاهش میدهد. اینها از آسیبهای جدی امروز ماست.»
این مجری و فعال رسانهای در ادامه با اشاره به عملکرد مجموعه رسانهای صبا اظهار کرد: «صبا در طول این سالها با نگاه تخصصی به فرهنگ و هنر، به رسانهای شناختهشده تبدیل شده و تلاش کرده بهروز باشد و مسائل را از زوایای مختلف بررسی کند. اما به نظر من یک رسانه خیلی بیشتر از اینها میتواند جریانساز باشد»
او با تأکید بر نقش اثرگذار رسانهها افزود:«رسانه میتواند در حوزه فرهنگ و هنر، جریانسازی کند، نگاهها را تغییر دهد و حتی بر قوانین اثر بگذارد. ما چنین تجربهای را در دهههای ۷۰ و ۸۰ در تلویزیون داشتیم و دیدیم که یک برنامه تلویزیونی تا چه اندازه میتواند تأثیرگذار باشد. به همان میزان، رسانههای خبری هم میتوانند چنین نقشی داشته باشند.»
پوریامین یکی از ضعفهای رسانههای امروز را کمرنگ بودن نقد دانست و گفت: «به نظر من نقد در رسانه صبا کم است. ما امروز با رسانههای مختلفی مواجه هستیم، اما نقد سازنده کمتر دیده میشود. تلویزیون این همه سریال، برنامه ترکیبی، کودک، ورزشی و موسیقی تولید میکند، اما کمتر دیدهایم که نقدهای سازنده بتوانند به بهبود آنها کمک کنند یا راهحل و پیشنهاد تازهای ارائه دهند.»
او همچنین به ضعف بخش پژوهش در رسانههای فرهنگی اشاره کرد و گفت: «به نظر من تحقیقات در این حوزه کم است. بسیاری از موضوعات فرهنگی و هنری، پشتوانهها و ابعاد مختلفی دارند. برای مثال تلویزیون یک پدیده وارداتی است و ما میتوانیم نمونههای موفق برنامهسازی در دنیا را بررسی و حتی بومیسازی کنیم. یا درباره مقوله اجرا در تلویزیون، تحلیلهای جدی ارائه دهیم و راهکار پیشنهاد کنیم. اینها کارهایی است که یک رسانه باید انجام دهد، اما من این رویکرد را کمتر میبینم.»
او ادامه داد: «البته در فضای امروز، شفافسازی و اطلاعرسانی درست خبر، نقطه قوت این پایگاه خبری است و جایگاه خوبی در این زمینه دارد. اما اگر بدون نگاه یکسویه و با پرداختن به همه زوایای فرهنگ و هنر حرکت کند ــ چه موافق یک جریان باشیم و چه مخالف آن ــ قطعاً میتواند جایگاه بسیار بهتری داشته باشد.»
پوریامین در پایان با اشاره به دشواری فعالیت مستمر رسانهای گفت: «همین که یک رسانه توانسته ۱۴ سال دوام بیاورد، قوام پیدا کند و مخاطب خاص خودش را داشته باشد، یعنی موفق بوده است. من خودم تجربه اداره مجله را داشتهام و میدانم بقا در حوزه مطبوعات چقدر سخت و طاقتفرساست. اگر عشق واقعی به این کار نباشد، آدم واقعاً از پا درمیآید.»
او افزود: «اینکه مجموعهای بتواند پایگاهی داشته باشد که تعداد زیادی خبرنگار و نویسنده در آن فعالیت کنند، اتفاق ارزشمندی است و من بابت آن به مدیران این خبرگزاری تبریک میگویم. اما در مجموع فکر میکنم رسانه باید در حوزه نقد و جریانسازی با قدرت بیشتری عمل کند؛ چون اگر رسانهای بتواند این نقش را ایفا کند، دیگر نیازی به ارتباط گرفتن با مدیران ندارد، بلکه این مدیران هستند که به سراغ آن رسانه خواهند آمد.»