
پگاه زارعی/ صبا؛ خسرو معتضد تاریخ پژوه در گفتوگو با صبا درباره شرایط فعلی ایران و نقطه ای که به جنگ با اسرائیل و آمریکا رسید، از منظر تاریخ نگاری عنوان کرد: به نظر من این جنگ، جنگ ایران و آمریکا نیست، بلکه جنگ ایران و اسرائیل است. من نگاه میکنم؛ در روزهای قبل تظاهراتی در آمریکا برگزار شد که گفته میشود حدود ۱۲ میلیون نفر در آن شرکت کردند، حتی برخی آمارها تا ۱۵ میلیون نفر را نیز مطرح میکنند. شبکه CNN و چند کانال دیگر هم این تجمعات را پوشش دادند. شما باور نمیکنید مردم در نیویورک، شیکاگو، فیلادلفیا، سانفرانسیسکو و سندیگو چه میکردند. حتی دیروز به سمت کاخ سفید هم رفتند و اعلام کردند که ما این وضعیت را نمیخواهیم، این فرد باید تغییر کند و باید محاکمه شود. آنها میگفتند ما با ایران هیچ جنگی نداریم.
ادعای اکثریت مردم آمریکا؛ این جنگ به ما مربوط نیست!
او ادامه داد: رئیس ستاد سابق ارتش آمریکا که حدود ۴۰ سال در ارتش این کشور خدمت کرده و در جنگ با صدام حسین نیز حضور داشته، در همان زمان جنگ طوفان صحرا گفته بود که ما با ۵۰۰ هزار نیرو به عراق حمله کردیم و در آن جنگ متحدان خارجی هم داشتیم. اما اکنون نه آلمان، نه بلژیک، نه ایتالیا و نه انگلستان به ما پاسخ مثبت نمیدهند؛ همه اعلام کردهاند که این جنگ به آنها مربوط نیست و خودتان باید آن را انجام دهید. او مطرح میکند که شما چند میلیون نیرو میخواهید به ایران بفرستید؟ آیا میدانید ایران کجاست؟ آیا میدانید ایران چه وسعتی دارد و جمعیتی نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر دارد؟ این ژنرال چهارستاره ارتش آمریکا چنین صحبتهایی کرده است. بعد از آن، مردم واکنشهای گستردهای نشان دادند.
بی وطنی در جایی که مسئله وطن است!
این تاریخ پژوه اذعان داشت: من واقعاً تحت تأثیر این اعتراضات قرار گرفتم و دیدم که در میان آمریکاییها هم افراد با شرافت وجود دارند. در آمریکا میلیونها نفر در حال اعتراض هستند. من نمیتوانم رقم دقیق بدهم، اما همانطور که گفتم، CNN پوشش گستردهای داشت. مردم خواهان محاکمه و حتی استیضاح شدند. سناتورها و اساتید دانشگاههای آمریکایی نیز تصاویر و مطالبی منتشر کردند. همچنین فردی در یک شبکه تلویزیونی خارجی، که گمان میکردم مخالف باشد، به ایرانیانی که از ترامپ حمایت میکنند پاسخ داد و گفت آیا شما خجالت نمیکشید؟ آیا شما وطن ندارید؟ اکنون مسئله، مسئله وطن است. او بهخوبی صحبت کرد و افراد مختلف را معرفی نمود و سخنرانیهای آنها را پخش کرد؛ حتی سخنرانیهایی از ده سال پیش که همین افراد درباره ترامپ چه میگفتند و چگونه او را فردی دروغگو میدانستند. این پرسش را مطرح کرد که چگونه این افراد جذب شدهاند و آیا با پول این اتفاق افتاده است؟ به همین دلیل، من این جنگ را جنگ ایران و آمریکا نمیدانم، زیرا افکار عمومی آمریکا مخالف آن است.
معتضد بیان کرد: حتی یک تفنگدار آمریکایی گفت که به پسرش توصیه کرده وارد ارتش نشود. او گفت من در جنگهای مختلف برای آمریکا جنگیدهام و عاشق کشورم هستم، اما اکنون به پسرم گفتهام به ارتش نرود. همچنین خدمت سربازی اجباری در آمریکا از زمان جنگ ویتنام لغو شده و افرادی که وارد ارتش میشوند داوطلب هستند. اکنون نیز بسیاری از نیروها خود را به بیماری زدهاند تا از حضور در جنگ خودداری کنند. این مسئله جنگ به کینههای شخصی بنیامین نتانیاهو نیز مرتبط است، چرا که پروندهای علیه او و همسرش در زمینه رشوهخواری در جریان است و این موضوع در بخش اقتصادی پلیس اسرائیل تحت پیگیری قرار دارد. برخی معتقدند ادامه این جنگ برای انحراف افکار عمومی از آن پرونده است. در آمریکا نیز موضوعاتی مطرح شده است، از جمله پرونده فردی به نام جفری اپستین که گفته میشود در آن، جنایات هولناکی رخ داده و رسانههای آمریکایی نیز به آن پرداختهاند. به هر حال، اکنون اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است. من همیشه معتقد بودهام که در میان آمریکاییها، هم افراد خوب وجود دارند و هم افراد بد.
او افزود: کتابی با عنوان «آمریکای زشت» در حدود سال ۱۹۵۹ منتشر شده که به حماقتهای برخی از آمریکاییها اشاره میکند و در خود آمریکا هم بسیار پرفروش بوده است. همچنین مری ترامپ، برادرزاده دونالد ترامپ، کتابی نوشته که در ایران حدود ۳۰۰ نسخه چاپ شده اما در آمریکا بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش داشته است. در تظاهرات اخیر، حتی مجسمهای از ترامپ ساخته بودند که به شکلی طراحی شده بود که از پشت ترامپ نجاست بیرون میریخت و آن را به آتش کشیدند. محبوبیت ترامپ نیز به حدود ۳۱ درصد کاهش یافته است. مردم نمیخواهند وارد جنگ شوند. حتی تصاویر فرزند او را منتشر کردند و پرسیدند چرا فرزند خود را به جنگ نمیفرستد اما میخواهد فرزندان دیگران را اعزام کند. همچنین گفته میشود که جرد کوشنر، داماد ترامپ، در این مسائل نقش دارد و معاملات تسلیحاتی انجام میشود. در مورد محمد بن سلمان نیز مطرح شد که حاضر شده ۱۰۰ میلیارد دلار برای جنگ با ایران پرداخت کند. حتی سخنانی توهینآمیزی از سوی ترامپ درباره او مطرح شده که بازتاب گستردهای در رسانهها داشته است.
معتضد عنوان کرد: امیر کویت نیز از آمریکا خواسته که کشورش را وارد جنگ نکند، زیرا کویت کشوری کوچک است و آسیب خواهد دید. اما پاسخ نامناسبی دریافت کرده است. چنین رفتاری در میان رؤسای جمهور پیشین آمریکا کمتر دیده شده است. رؤسای جمهور قبلی اغلب دارای سوابق سیاسی و مدیریتی بودند؛ مانند آبراهام لینکلن، وودرو ویلسون و فرانکلین دلانو روزولت که افراد قابل احترامی بودند. در گذشته، مردم ایران نگاه مثبتی به آمریکا داشتند. حتی امیرکبیر نخستین کسی بود که به فکر ایجاد رابطه با آمریکا افتاد. در سال ۱۸۵۵ نیز معاهده دوستی میان ایران و آمریکا منعقد شد. در آن معاهده، همکاریهای دریایی و تجاری پیشبینی شده بود. در جنگ جهانی دوم نیز آمریکا نقش مهمی در جلوگیری از ادامه اشغال آذربایجان توسط شوروی داشت. در آن زمان، آمریکا با داشتن سلاح هستهای به شوروی هشدار داد و باعث عقبنشینی آن شد اما اکنون شرایط تغییر کرده است. برخی معتقدند آمریکا تحت تأثیر اسرائیل قرار گرفته است. در عین حال، پیشبینیهایی نیز مطرح میشود که آینده این تحولات را متفاوت میدانند. در نهایت، باید گفت که ایران کشوری با تاریخ و تمدن کهن است و در طول تاریخ بارها مورد حمله قرار گرفته، اما همواره مقاومت کرده است.

آسیب به میراث باستانی ما از روی حسادت است
این تاریخ پژوه درباره نمونههای تاریخی متعدد مقاومت ایرانیان اظهار کرد: از جمله حملات عثمانیها در دوره صفویه و مقاومت مردم تبریز. ایران از نظر فرهنگی و تاریخی دارای میراث ارزشمندی است؛ شهرهایی مانند اصفهان با بناهای چندصدساله نشاندهنده این قدمت هستند. به همین دلیل، هرگونه آسیب به این آثار، تنها از روی ناآگاهی یا حسادت است. در پایان، اختلاف اصلی به نوع نگاه تاریخی بازمیگردد. ایرانیان از گذشته با یهودیان، که در ایران به آنها «کلیمی» گفته میشد، با احترام رفتار میکردند. حضرت موسی نیز با عنوان «کلیمالله» شناخته میشود. در طول تاریخ، کلیمیان در ایران در امنیت و احترام زندگی میکردند و اگر کسی مزاحم آنها میشد، جامعه یا حکومت مانع میشد. حتی در زندگی روزمره نیز این تعامل وجود داشت؛ برای مثال، فروشندگان پارچه که اغلب از همین جامعه بودند، به خانهها رفتوآمد داشتند و با خانوادهها بهراحتی دادوستد میکردند؛ ما نخستین کشوری در آسیا هستیم که برای آنان حق وکالت قائل شدیم. در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی، به کلیمیان ایران نماینده داده شد و آنها در مجلس شورای ملی حضور یافتند. اکنون نیز همچنان این روند ادامه دارد؛ بهگونهای که در مجلس، یک نماینده از کلیمیان، یک نماینده از آشوریها، یک نماینده از ارامنه شمال، یک نماینده از ارامنه جنوب و همچنین نمایندگان زرتشتیان حضور دارند.
او ادامه داد: بنابراین ایران با آنان مشکلی نداشت. در سال ۱۹۴۶، بهدلیل آزادیهایی که پس از حوادث اروپا برای یهودیان ایجاد شد حوادثی که بنا بر ادعای خودشان منجر به کشته شدن شش میلیون یهودی شد؛ موجی از مهاجرت شکل گرفت. زمانی که من دانشجوی دانشگاه تهران بودم، به سفارت لهستان رفتم و کتابهایی دریافت کردم که عنوان آنها «ما هرگز فراموش نمیکنیم» بود. بسیاری از این یهودیان، در واقع اهل لهستان بودند و ارتباطی با اسرائیل نداشتند، بلکه یهودیان اروپایی محسوب میشدند. دین یهود در اروپا مانند دین مسیحیت گسترده بود؛ کسانی که کشته شدند، ارتباطی با دولت اسرائیل نداشتند و عمدتاً یهودیان لهستانی بودند که در اردوگاههایی مانند آشویتس و سایر اردوگاهها نابود شدند. این اقدام، کاری نادرست بود، اما به مردم مشرقزمین ارتباطی نداشت.
معتضد گفت: پس از آن، دولتهای مختلف از آنان حمایت کردند. جالب است که اتحاد جماهیر شوروی، که بسیاری از رهبرانش یهودی بودن از جمله لئون تروتسکی که وزیر جنگ شوروی بود نخستین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت. حتی بسیاری از این افراد به ایران بازگشتند و برخی نیز در آنجا ماندند. امروزه نیز گاهی در رسانهها افرادی را میبینیم که به زبان فارسی صحبت میکنند؛ اینها فرزندان و نوادگان همان ایرانیانی هستند که مهاجرت کردند.
در اسرائیل ساختار اجتماعی طبقاتی است. گروههایی از آفریقا نیز به آنجا منتقل شدند که به «فلاشا» معروفاند؛ یهودیان آفریقایی که از اتیوپی به اسرائیل منتقل شدند. در مجله «کهکشان» که من سردبیر آن بودم، مطالبی را ترجمه کردیم که وضعیت یهودیان مهاجر از روسیه به اسرائیل را نشان میداد. این افراد در شرایط دشواری زندگی میکردند. یکی از آنها گفته بود که در روسیه استاد پیانو بوده و در کنسرواتوار فعالیت میکرده، اما در اسرائیل به او جارو دادهاند تا خیابانها را تمیز کند. این مطالب در نشریهای حدود ۲۵ سال پیش منتشر شده بود و ما آن را ترجمه کردیم تا نشان دهیم همه مهاجران راضی نیستند.
این تاریخ پژوه عنوان کرد: نمونهای دیگر، فردی ایرانی به نام موشه کاتساو (موسی قصاب) است که به اسرائیل رفت، وکیل شد، سپس وزیر و در نهایت رئیسجمهور شد. او در دوران ریاستجمهوری خود، که همزمان با ریاستجمهوری محمد خاتمی بود، در سازمان ملل حضور داشت و حتی به زبان یزدی سلام کرد. اما بعدها به دلیل اتهاماتی مربوط به آزار جنسی، محاکمه و زندانی شد و برای همیشه از فعالیت سیاسی محروم گردید. در اسرائیل، گرایش به اروپاییها بیشتر است و به شرقیها و آفریقاییها کمتر توجه میشود. روابط میان ایران و اسرائیل از زمانی آغاز شد که سازمان ملل متحد، تحت فشار آمریکا و شوروی، به تشکیل این دولت رأی داد. این دولت در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی تأسیس شد. در آن زمان، کشورهای عربی مانند مصر، عراق، سوریه و اردن که اغلب حکومتهای سلطنتی داشتند، وارد جنگ شدند و کشتارهای گستردهای رخ داد و بسیاری از غیرنظامیان کشته شدند. پس از آن، روابط ایران با اسرائیل شکل خاصی پیدا کرد. دولت ایران در ابتدا با به رسمیت شناختن اسرائیل موافق نبود و طرحی ارائه داد که بر اساس آن دو کشور، یکی برای فلسطینیان و دیگری برای یهودیان تشکیل شود، اما این طرح پذیرفته نشد.
الگویی شبیه به الگوی نازیها
او گفت: آن زمان گفته میشد اسرائیلیها میگفتند همان کاری که آلمان نازی با ما کرد، ما با شما میکنیم. الان هم الگوهایشان شبیه آلمان نازی است؛ مثلاً بیمارستان را میزنند، زایشگاه را میزنند، درمانگاه را میزنند؛ کارهایی که آلمان نازی میکرد ولی اینها نمیتوانند ایران را بگیرند. ترامپ هم آمد و گفت ما میخواهیم غزه را آباد کنیم و از همه اینها پول گرفت؛ حدود صد میلیارد از اینها جمع کرد و این جنگ راه افتاد و موضوع غزه عملاً منتفی شد. الان ببینید چه بلایی سر مردم غزه آمده است. من تعجب میکنم آدم عرب باشد و دلش برای مردم غزه نسوزد. ما که ایرانی هستیم دلمان میسوزد. اینها چطور بیتفاوت هستند؟ من واقعیت را میگویم؛ من مثل آینه هستم و هرچه میبینم و میخوانم، منعکس میکنم. الان دولت اسرائیل دست به دامان یونان شده که اجازه بدهد عدهای از طرفدارانش آنجا زندگی کنند.
معتضد در ادامه ضمن محکوم کردن تروریسم واقعی گفت: ترور کار کثیفی است. یعنی اینکه دولتی بیاید تروریست بفرستد و این را بکشد، آن را بکشد. این همان ماجرای کشتار جنگل کاتین است که بعد از جنگ مشخص شد آلمانیها این کار را نکردهاند. آلمانیها دلیل آوردند و نهاد بهداری جامعه ملل، که قبل از سازمان ملل بود، بررسی کرد و گفت در آن تاریخ که این کشتار انجام شده، آلمانیها آنجا نبودند و منطقه را ترک کرده بودند. بعداً مشخص شد که این کار به گردن شوروی بوده است. دولت شوروی هم رسماً در زمان ولادیمیر پوتین عذرخواهی کرد و لهستانیها رفتند آنجا مراسم برگزار کردند برای حدود ۱۲ هزار جنازهای که پیدا شده بود.
موشکها ما را زنده نگه داشته اند / تمام دنیا از کار ما متحیر است
روسیه وقتی عقبنشینی کرد، آلمانیها آمدند و از جنازهها در گلولای عکس گرفتند. ترور کار کثیفی است و به نظر من آمریکا اشتباه میکند. الان خود آمریکاییها، وجدان بیدار آمریکاییها، رفتند و کاخ سفید را به هم زدند، کنفرانس را به هم زدند و اعتراض کردند. شما نمیدانید مردم آمریکا چه میکنند. به نظر من، این موشکهاست که ما را زنده نگه داشته است. البته ملت و ارتش باید قوی باشند و نیروهای مسلح هم باید قوی باشند. پیشبینی روحالله خمینی و امام خامنهای درست بود؛ آن زمان که میگفتند این موشکها ما را زنده نگه میدارد. الان تمام دنیا متحیر است. خبرنگاران و تحلیلگران آمریکایی میگویند ما فکر نمیکردیم ایران اینطور مقاومت کند. الان سیویکمین روز جنگ است و انگار اتفاقی نیفتاده است.
مردم ایران تاریخ بخوانند
او خاطرنشان کرد: در یک حمله، مدرسهای هدف قرار گرفت و ۱۶۸ دختر و پسر کشته شدند. اینها بچه بودند، خانواده داشتند و طبیعی است که این کینهها باقی میماند. شما اگر شهری را بگیرید، مردم آنجا شما را نمیپذیرند. مردمی که قهرمانانی مثل ابومسلم خراسانی، یعقوب لیث صفاری و مرداویج زیاری داشتهاند، زیر بار نمیروند؛ ما هزاران قهرمان داریم که آنها را نمیشناسیم. باید اینها را معرفی کنیم. مردم ایران باید تاریخ بخوانند. من هرچه توانستم در برنامههای رادیو و تلویزیون و مصاحبهها تاریخ ایران را بیان کردم. اکنون ببینید هدف اسرائیل چیست؛ مثل این است که ما بگوییم چون مسلمان هستیم، همه باید به عربستان برویم، تمام مسلمانان یک میلیارد نفر به عربستان بروند و آنجا زندگی کنیم. این هدف است؟ این اصلاً منطقی نیست که بگوییم اکنون همه یهودیان بیایند و یک جا جمع بشوند. شما جا ندارید؛ شما بیست هزار کیلومتر مساحت دارید. اصلاً شهرهایشان اکنون از این جمعیت دو و نیم میلیونی است. تهران جمعیتش چقدر است؟ هجده میلیون. شما وقتی مقایسه میکنید، خیال میکنید خیلی مهم است.
از آسیبپذیری «تیسفون» تا تدبیر «شاهعباس»
خسرو معتضد، با تحلیل پیوند میان امنیت ملی و موقعیت جغرافیایی پایتخت، به نقد فاصله اندک پایتختهای باستانی از مرزها پرداخت. وی با اشاره به دوران اشکانیان خاطرنشان کرد: در آن روزگار، تیسفون به دلیل مجاورت با مرز، همواره در معرض سقوط و اشغال دشمنان بود. اما شاهعباس صفوی با درک این نقطه ضعف، پایتخت را از مناطق مرزی به اصفهان در قلب فلات ایران منتقل کرد؛ اقدامی که امنیت سیاسی کشور را دوچندان کرد. در حالی که استقرار مرکزیت کشور در نقاطی چون جلفا یا سواحل خلیج فارس، همواره ریسک آسیبپذیری را بالا میبرد.
استراتژی دفاعی ایرانیان و سرنوشت شوم امپراتور مغرور
معتضد با بازخوانی شیوههای دفاعی ایرانیان در برابر هجوم بیگانگان افزود: در زمان حملات رومیها، ایرانیان با تکیه بر استراتژی تخلیه شهرها و پراکندگی نیروها، دشمن را در پناهناپذیریِ سرزمین گرفتار میکردند. وی در ادامه به حکایتی عبرتآموز از کتاب «تاریخ دفاع در ایران» اشاره کرد و گفت: «یکی از امپراتوران روم (که احتمالاً “کاروس” بوده است) با غروری تمام، خارج از حصارهای تیسفون اردو زد. او که سری بیمو داشت، به تمسخر مدعی شد که ایران را همچون سرِ طاس خود، صاف و عاری از سکنه خواهد کرد و با کشتار وسیع، این سرزمین را به بیابان بدل میسازد. با این حال، تاریخ پاسخ سختی به این گستاخی داد؛ همان شب صاعقهای بر چادر مجلل او فرود آمد و در حالی که گمان میکرد در امنترین جای عالم خفته است، جانش را گرفت و لشکریانش را در بهت و حیرت باقی گذاشت.
این تاریخ پژوه گفت: ایران بسیار بلا سرش آمده است؛ عرب آمد، این بلاها سرش آمد؛ پرتقالیها و ازبکها به بدترین شکل بیرون رانده شدند؛ مغول آمد، خودش تغییر کرد و انسان شد. شما در کتابهای عباس اقبال ببینید؛ یکی از پادشاهان مغول نام خود را انوشیروان عادل گذاشته بود، باور میکنید؟ سپس شنب غازان را ساختند. خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر آنها بود؛ بسیار باکفایت بود. کتابی نوشت؛ تاریخ شریف… درباره سلطان محمود غازان خان. در این کتاب، یا یاساهای غازان خان، نوشت که مزاحم مردم ایران نشوید، داخل خانهها نشوید، وقتی شوهر در خانه نیست وارد نشوید، از ایرانیها غذا نگیرید. غازان خان شیعه شد، باور میکنید؟ یک مغول وحشی شمنپرست که درخت میپرستید، آمد شیعه شد. یکی از فرزندانش، سلطان ابوسعید بهادرخان، ساختمانی ساخت به نام سلطانیه. فکر میکنید این سلطانیه چه بود؟ مسجد بود؟ محل قبر سلطان ابوسعید بود؟ نه؛ میخواست استخوانهای متبرک و مطهر حضرت علی بن ابیطالب را بیاورد و در سلطانیه دفن کند تا اینجا مرکز تشیع شود. ببینید چه فکری داشت.
آمریکا روز خوشی در ایران نخواهد دید
او ادامه داد: حالا کسانی که دستنشانده اسرائیل و آمریکا باشند، با ملت ایران که خانه و خون داده، با بچههای مینروب، با خون ۱۲۴ ستوان دوم سال چهارم دانشکده نیروی دریایی که در اقیانوس هند با اژدر آمریکا زده شدند، آمریکا روز خوشی در ایران نخواهد دید. محال است بتوانند؛ اگر بیایند، جهنم میشود. ترامپ تاریخ نمیخواند؛ این یکی از عیبهای بزرگ اوست. نمیداند در افغانستان با چه بدبختی فرار کردند. آیا ویتنام را فراموش کردهاند؟ چه شد؟ از بالای سفارت به خلیج سوپیک کنار سایگون فرار کردند. عراق چه شد؟ اگر عراق مال اینهاست، پس اینهایی که حشدالشعبی هستند و هواپیماهایشان را میزنند، اینها کجا هستند؟ مگر نگفتند عراق تمام شد و مال ماست؟ ویتنام را یادشان رفته، سومالی را یادشان رفته. فکر نکنید اینها پیروز میشوند؛ اشتباهشان همین است. مردم ایران امیدوار باشند، مردم ایران شاد باشند، مردم ایران بدانند که از این حوادث در زندگی ما بسیار آمده و رفته، اما ملت ایران زنده میماند. ملت ایران، ملت بزرگی است؛ نام خلیج فارس تغییرناپذیر است و باقی میماند.
معتضد در پایان تصریح کرد: من درباره این جنگ ایران و اسرائیل میگویم که این وضعیت تا دو یا سه هفته دیگر تمام میشود. اینها نمیتوانند ادامه دهند. اکنون تنگه هرمز بسته شده است و ترامپ میگوید به ما ربطی ندارد؛ خودشان باید حل کنند. او حتی فحاشی کرد و گفت چگونه من در اوکراین دخالت کردم، اما حالا به من ربطی ندارد؟ چون فردی بیادب است؛ مانند کسی که در خیابان میگردد و فحاشی میکند. جدا از سیاستمداران در میان آمریکاییهایی که به ایران آمدند، افراد خوبی هم بودند. مثلاً خانمی به نام دیفوس، همسر سفیر آمریکا، در جنگ جهانی دوم به بیمارستانها میآمد. من خودم کودک بودم و میدیدم. پدرم پزشک ارتش بود. این خانم دارو، از جمله پنیسیلین که کمیاب بود، میآورد و به بیماران میداد. همچنین خانم گریدی، همسر سفیر دیگر آمریکا، در ساخت پارک شهر کمک کرد، ایستگاه رادیو ایجاد کرد تا مردم شادی داشته باشند. اینها انسانهای خوبی بودند. اکنون در نیویورک مجسمههای برخی را پایین کشیدهاند. من از ملت آمریکا خوشحال شدم که ما را تنها نگذاشتند. اما متأسفانه افرادی مانند ترامپ بر آمریکا حاکم شدهاند در آمریکا متاسفانه آن دوران گذشته است؛ زمانی که دانشمندان و بزرگان مورد احترام بودند.