سینماگران و تئاتری‌ها شروع به کار کنند/«بلاتکلیفی» خطرناک‌تر از جنگ است! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۲۷:۰۸
گفت‌و‌گوی صبا با دکتر تقی آزاد ارمکی؛

 سینماگران و تئاتری‌ها شروع به کار کنند/«بلاتکلیفی» خطرناک‌تر از جنگ است!

جامعه‌شناس، نویسنده و استاد تمام دانشگاه تهران به صبا گفت: در شرایطی که زیرساخت‌های ملی هدف قرار گرفته‌اند، سکوت نخبگان و برخی هنرمندان جایز نیست. این جامعه‌شناس تاکید داشت که هنرمندان و روشنفکران باید با خروج از فضای سکوت مصلحتی،ترس و تعلیق، پیش‌قراول یک مقاومت جدی برای حفظ کشور و پیوند دادن دوباره هنر با زیست اجتماعی مردم شوند.


سمیه خاتونی/صبا، در روزهایی که سایه سنگین بحران بر تمامی ابعاد زیست اجتماعی ایرانیان سنگینی می‌کند، تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری به یکی از چالش‌های جدی بدل شده است. دکتر تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس برجسته، در گفتگوی پیش‌رو با خبرگزاری صبا، ضمن تحلیل تروماهای ناشی از جنگ، از ضرورت بازگشایی سینماها و تئاترها به عنوان سنگری برای بازسازی هویت جمعی سخن می‌گوید. او معتقد است تداوم زندگی اجتماعی و حضور نخبگان فرهنگی در صحنه، نه تنها یک نیاز اقتصادی، بلکه راهبردی حیاتی برای مقابله با اضمحلال زیرساخت‌های ملی و ایجاد یک مقاومت مدنی منسجم در برابر تهدیدات خارجی است.»

در ابتدا بفرمایید تحلیل شما به عنوان یک جامعه‌شناس از شرایط بحرانی امروز ایران چیست؟ تاثیر این وضعیت بر ساحت جامعه‌شناختی و تروماهایی که حین جنگ شکل می‌گیرند و حتی پس از آن با شدت بیشتری ادامه می‌یابند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نظرات متفاوتی در این باره وجود دارد. طرف‌هایی که با ایران در ستیز هستند، هر دو تغییر ساختار و حتی اضمحلال را در دستور کار دارند. در مقابل، مسئله اصلی ایران اکنون «حفاظت از خود» است. به عبارتی، ایران از مرحله‌ای که پیش‌تر به دنبال نابودی اسرائیل بود، عبور کرده و اکنون بحث «بقا و حفظ خویشتن» مطرح است. به همین دلیل شاهدیم که طرف ایرانی بحث آتش‌بس همیشگی را مطرح می‌کند؛ حتی سخنان معاون سیاسی در سازمان ملل گواه این است که اولویت فعلی، جلوگیری از حمله به کشور و حفظ موجودیت است. ما با یک جنگ نامتقارن روبرو هستیم که فراتر از بعد نظامی، آثار عمیقی بر ساحت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌گذارد. تمرکز من بر همین ابعاد اجتماعی و فرهنگی است. به نظر من، این وضعیت موجب توقف تمامی عرصه‌ها در ایران شده است؛ از تولید و روابط اجتماعی گرفته تا نظام اداری، همگی دچار اختلال شده‌اند. حوزه سیاست در بلاتکلیفی به سر می‌برد و ما عملاً با نوعی تعطیلی روبرو هستیم که بدترین حالت ممکن برای یک جامعه است. شما امروز با دولتی نیمه‌تعطیل مواجهید؛  ادارات، مدارس و دانشگاه‌ها و برخی از احزاب از پویایی افتاده‌اند. این خطرناک‌ترین اتفاقی است که می‌تواند برای ایران رخ دهد و پیامد آن، تروماهای متعدد روانی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. این لایه سوم بحران (تروماها) چنان عمیق است که به سادگی قابل رفع نخواهد بود و ضرورت دارد در این زمینه بیشتر تامل کنیم.

با توجه به ماهیت مجموعه رسانه ای«صبا» که متمرکز بر حوزه‌های فرهنگی و هنری است، شاهدیم که اکنون تئاترها و سینماها تعطیل شده‌اند. هنر که وظیفه‌اش تعالی‌بخشی به جامعه است، اکنون خود دچار آسیب شده؛ این تعطیلی چه تبعاتی دارد؟

ببینید، اگر ما در جنگی بودیم که مدیریت و اختیار آن کاملاً در دست خودمان بود، طبیعتاً اکنون سینما و موسیقی ایران باید به میدان می‌آمدند. در چنین شرایطی باید موسیقی‌هایی تولید می‌شد که صداهای متفاوت مقاومت، همبستگی و تصویر فردای ایران را صورت‌بندی کنند؛ اما اکنون این عرصه‌ها نیمه‌تعطیل یا کاملاً تعطیل هستند. اگر صداوسیما را به عنوان یک نهاد ایدئولوژیکِ سازمان‌یافته کنار بگذاریم، باقی عرصه‌های فرهنگی عملاً متوقف شده‌اند. این وضعیت ابتدا منجر به توقف و سپس باعث ایجاد اختلال و آشوب در عرصه هنر، سینما، ادبیات و موسیقی می‌شود. اگر قرار است این وضعیت ادامه یابد، حتی در کوتاه‌مدت، باید تدبیری اندیشید؛ زیرا این سکوت فرهنگی پیامدهای سنگینی خواهد داشت.

 سکوت هنرمندان، تعطیلی فرهنگ و ضرر «مقاومت ملی» 

 جناب دکتر، با توجه به فرمایش شما، آیا معتقدید حتی در صورت تداوم شرایط جنگی (مشابه تجربه هشت سال دفاع مقدس)، فعالیت‌های فرهنگی نظیر سینما و تئاتر باید به روال عادی بازگردند و بازگشایی شوند؟

ببینید، سینما اساساً در فرایند بحران است که خود را بازسازی کرده و مسائل جدیدی برای روایت پیدا می‌کند. پیش از این، سینمای ایران چندان درگیر بحران نبود و بیشتر به سمت طنزهای عامه‌پسند یا مضامین سطحی گرایش داشت؛ اما در شرایط بحرانی است که «سینمای اجتماعی» قدرت می‌گیرد، «سینمای جنگ» عمومیت پیدا می‌کند و سینمای تاریخی و معناگرا موضوعیت می‌یابد. به همین اتکا بله من معتقدم مراکز فرهنگی حتماً باید بازگشایی شوند تا مسائلی که امروز در عمق زندگی مردم جریان دارد، در قالب هنر بازنمایی شود. مردم باید از طریق دریچه هنر، شرایط خود را درک کرده و به بازسازی زیست اجتماعی‌شان بپردازند. فراتر از بعد معنوی، مسئله «اقتصاد فرهنگ» نیز حیاتی است. بخشی از جامعه ایران، شاید حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد مردم، از حوزه خدمات امرار معاش می‌کنند. وقتی فضای مجازی، سینما، کتاب‌فروشی و آموزشگاه تعطیل می‌شود، نه‌تنها فرهنگ، بلکه معیشت مردم آسیب می‌بیند. دولت توانایی مالی آن را ندارد که به تمام شهروندان مستمری بدهد تا در خانه بنشینند. تداوم این تعطیلی‌ها گرفتاری‌های عمیقی در سطوح خانوادگی و اجتماعی ایجاد کرده و در نهایت می‌تواند به یک اعتراض بزرگ اجتماعی تبدیل شود.

بازگشت مردم به سالن‌های سینما، نوعی مقاومت مدنی در برابر دشمن است

نکته جالبی است. من در قیاس جنگ رمضان با جنگ ۱۲ روزه دقت کردم، واکنش مردم به شدتِ بحران‌ قبلی نبود؛ برای مثال شاهد شلوغی پمپ‌بنزین‌ها یا خروج انبوه از پایتخت نبودیم. فکر نمی‌کنید در این شرایط لازم است جامعه آن وحشت اولیه  را کنار بگذارد و حتی در این شرایط، به سالن‌های تئاتر و سینما بازگردد؟
مردم اکنون «جنگ رمضان» را در ادامه همان «جنگ ۱۲ روزه» می‌بینند. در بحران ۱۲ روزه، شوک ناشی از ناآشنایی با وضعیت باعث آن واکنش‌ها و گریزها شد، اما اکنون جامعه می‌داند با چه پدیده‌ای روبروست. از سوی دیگر، نگاه جامعه نسبت به دشمن تغییر کرده و نوعی حس مثبت برای «دفاع از سرزمین» در حال شکل‌گیری است. وقتی زندگی در شهرها جریان دارد، چرا نباید در قلب تهران به روال عادی بازگشت؟ بازگشت مردم به سینماها و رستوران‌ها، دو نوع فشار راهبردی ایجاد می‌کند: نخست فشاری بر «دشمن» است؛ با این پیام که «ما در صحنه هستیم، زندگی می‌کنیم و علی‌رغم خواسته شما برای ایجاد آشوب، مقاومت مدنی خود را با تداوم زندگی نشان می‌دهیم.» فشار دوم بر «حاکمیت» است؛ حضوری که یادآوری می‌کند مردم خواهان سامان یافتن زندگی خود هستند و مسئولان باید فکری عاجل برای خروج از بحران بکنند. خیابان‌های خلوت و خانه‌های خاموش نشانه تسلیم نیست، بلکه بازگشت به عرصه‌های اجتماعی می‌تواند مانع از فرورفتن آدم‌ها در بحران‌های لحظه‌ای ناشی از جنگ شود.

جناب دکتر، به نظر شما آیا لازم است مردم با «مرگ‌هراسی» ناشی از شرایط جنگی مقابله کنند تا بتوانند به زندگی عادی بازگردند؟
به اعتقاد من، مردم تا حد زیادی با این مرگ‌هراسی مقابله کرده‌اند. حتی کسانی که به شهرهای دیگر سفر کردند، می‌دانند که سایه جنگ و بمباران ممکن است همه جا باشد؛ هرچند در کلان‌شهرهایی مثل تهران و اصفهان نمود بیشتری دارد. مسئله اینجاست که برخی تصور می‌کنند با یک سفر کوتاه و بازگشت، جنگ تمام می‌شود؛ اما اگر این‌گونه نشد چه؟ ما باید بیاموزیم که حتی در میانه جنگ، زندگی و زیست اجتماعی خود را سامان دهیم.
البته دلیل اصلی که جامعه هنوز به این مرحله از انطباق نرسیده، «بلاتکلیفی» است. از یک سو اظهارات بین‌المللی (نظیر وعده‌های ترامپ برای پایان سریع جنگ) و از سوی دیگر مواضع داخلی، نوعی تعلیق ایجاد کرده است. هر دو طرفِ درگیر، وضعیت را برای افکار عمومی بلاتکلیف نگه داشته‌اند. این بلاتکلیفی از هر چیزی بدتر است و پیامد آن «تحیر»، «عصبانیت»، «فقر» و «استیصال» خواهد بود. اگر واقعیتِ جنگ با جریان زندگی مردم پیوند بخورد، تکلیف آن زودتر روشن می‌شود؛ چرا که این حضور اجتماعی، مدعیان و صاحبان جنگ را ناچار به ساماندهی وضعیت می‌کند.

به عنوان سوال آخر، نقش رسانه‌ها و فضای مجازی را بر افکار عمومی چطور می‌بینید؟ به‌ویژه در مورد هنرمندان که گاهی به دلیل هجمه‌ها، از بیان دیدگاه‌های قلبی و اعتقادی خود در جبهه‌های مختلف هراس دارند.

من فکر می‌کنم آن فضای سنگین اولیه شکسته شده است. در روزهای نخست بحران، به دلیل فشارهای ناشی از گروه‌های خاص یا معترضانی که مطالبات گذشته‌شان پاسخ داده نشده بود، این هراس وجود داشت. اما اکنون که بحث تهدید علیه تمامیت ارضی و اشغال ایران مطرح است، فضا تغییر کرده است. به نظرم اکنون هنرمندان، سلبریتی‌ها و روشنفکران اگر شروع به گفتگو کنند، از آن فشارهای نابهنجار رها خواهند شد. جامعه اکنون در نقطه‌ای است که بیش از هر زمان دیگری به شنیدن صدای نخبگانش نیاز دارد و آن فشار سابق برای سکوت یا هم‌رنگی با جریانات خاص، دیگر به آن شدت وجود ندارد.

 یعنی حضور قشر فرهنگی و هنری که پایگاه اجتماعی دارند، می‌تواند از «جنگ داخلی» جلوگیری کرده و با ایجاد اتحاد، مانع از نامتقارن شدن بیش از حد قدرت در برابر دشمن شود؟

دقیقاً همین‌طور است. ما شاهد یک تقسیم‌کار حساب‌شده میان قدرت‌های متخاصم برای ضربه زدن به زیرساخت‌های کلان کشور هستیم. بحث دیگر بر سر زدن یک نهاد یا گروه خاص نیست؛ بلکه ویرانی کل زیرساخت‌های ایران در دستور کار است. اینجاست که به یک نیروی انسجام‌بخش نیاز داریم تا اعلام کند این زیرساخت‌ها متعلق به مردم و خاک ایران است، نه هیچ جناح خاصی. هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران می‌توانند و باید وارد این عرصه شوند و یک «مقاومت جدی و ملی» را برای حفاظت از کشور ایجاد کنند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها