ایمان یزدی، کارگردان فیلم «طهران ۵۷»، در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه ورود به ژانر کمدی پس از ساخت فیلم اجتماعی «برای رعنا» میگوید؛ تجربهای که به گفته او در دل شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی رقم خورد و اکرانی را رقم زد که «دوره طلاییاش را از دست داد». او معتقد است بحران امروز سینما تنها به اعتراضات و فضای اجتماعی محدود نمیشود، بلکه بیش از هر چیز به معیشت مردم گره خورده است؛ مردمی که درگیر هزینههای روزمرهاند و سینما رفتن دیگر در اولویت سبد فرهنگیشان نیست.
ایدهای از دل تاریخ برای کمدی
یزدی درباره شکلگیری ایده «طهران ۵۷» توضیح میدهد که نگارش فیلمنامه بر عهده مهرداد نیکنام و ابراهیم نصیری بوده و زمانی که او به پروژه پیوسته، متن کامل آماده بوده است. او میگوید پیش از خواندن فیلمنامه، خبر تاریخی حضور ترامپ جوان در ایران را دیده بود و همین واقعیت تاریخی، نقطه جذابیت پروژه برایش شد.
به گفته او، آنچه این اثر را متفاوت میکرد، تبدیل یک واقعه واقعی به بستری برای کمدی بود؛ کمدیای که میتوانست موقعیتهای سیاسی و تاریخی خلق کند، بدون آنکه به شوخیهای دمدستی و مبتذل متوسل شود. او ترکیب واقعیت و تخیل را از نقاط قوت متن میداند؛ ترکیبی که امکان پرداختن به تاریخ دهه پنجاه را با زبانی طنزآمیز فراهم کرده است.
تمرکز بر اجرا، نه بازنویسی
کارگردان «طهران ۵۷» تأکید میکند که در نگارش فیلمنامه دخالتی نداشته و تنها تغییرات کوچکی متناسب با سبک اجرایی خود ایجاد کرده است. به گفته او، همین مسئله باعث شد بتواند تمرکز اصلی خود را بر اجرا بگذارد و متن را همانگونه که نوشته شده بود، به تصویر بکشد.
ریسک ورود به کمدی
یزدی که پیشتر فیلم اجتماعی ساخته بود، ورود به ژانر کمدی را ریسکی آگاهانه میداند. او معتقد است فیلمساز باید خود را در ژانرهای مختلف محک بزند و محدود ماندن در یک قالب، رویکرد درستی نیست. تجربه «طهران ۵۷» برای او فرصتی بوده تا بیازماید چگونه میتوان با موقعیتهای تاریخی و سیاسی هم خنداند و هم مخاطب را به فکر واداشت.
او درباره میزان موفقیت این ریسک، با صراحت میگوید اگر معیار را صرفاً فروش بدانیم، پاسخ منفی است؛ اما شرایط اقتصادی، کاهش تبلیغات و همزمانی با اعتراضات اجتماعی را در این ارزیابی تعیینکننده میداند. به گفته او، فیلم در هفتههای ابتدایی اکران با استقبال نسبی روبهرو شد، اما مقایسه آمار فروش پیش و پس از اعتراضات نشان میدهد که فضای اجتماعی بیتأثیر نبوده است.

خنده همراه با فکر
یزدی معتقد است اگر قرار است مخاطب بخندد، این خنده باید همراه با اندیشه باشد. او میگوید تلاش کرده فیلم در بستری تاریخی روایت شود و اشاراتی به شخصیتها و رخدادهای واقعی دهه پنجاه داشته باشد تا مخاطب در کنار لذت طنز، با لایههای تاریخی نیز مواجه شود.
به گفته او، حتی جزئیاتی مانند نفتفروش با گاری در تیتراژ، ارجاع به استعمار، کازینوها و سبک سرگرمی مردم آن دوران، همگی دارای لایههای معنایی بودهاند، هرچند برخی از این عناصر در فرآیند تولید و ممیزی حذف یا تعدیل شدند.
شخصیتهای خاکستری و ترکیب تازه بازیگران
کارگردان «طهران ۵۷» درباره شخصیتپردازی میگوید تلاش کرده کاراکترهایی خلق کند که کاملاً سفید یا سیاه نباشند. به اعتقاد او، شخصیتهای خاکستری باورپذیرترند؛ افرادی مانند خسرو و پرویز که فرصتطلباند، اما در بزنگاههای اخلاقی کوتاه نمیآیند.
در انتخاب بازیگران نیز هدف، رسیدن به ترکیبی تازه بوده است؛ بازیگرانی که نقشهایی متفاوت از تجربههای پیشین خود ایفا کنند تا حس تازگی در اثر حفظ شود.
ممیزی در روایت تاریخ
یزدی درباره چالشهای ساخت فیلم میگوید با ممیزیهایی روبهرو بودهاند که به دلیل روایت روزهای منتهی به انقلاب، حساسیتهای خاص خود را داشته است. برخی سکانسها کوتاه یا تغییر کردهاند تا از ایجاد مشکلات بعدی جلوگیری شود. او با تأکید بر همدلی گروه تولید میگوید هر موفقیتی حاصل تلاش جمعی بوده و در صورت ناکامی، مسئولیت آن را شخصاً میپذیرد.
بحران معیشت؛ مسئله اصلی سینما
در پاسخ به این پرسش که آیا در شرایط فعلی اکران فیلم تصمیم درستی بوده یا نه، یزدی معتقد است توقف یا ادامه اکران تفاوت چندانی ندارد، زیرا عملاً تبلیغات فیلم متوقف شده و بدون تبلیغ، فیلم دیده نمیشود.
او تأکید میکند مشکل امروز سینما صرفاً اعتراضات یا فضای اجتماعی نیست. به باور او، گرچه این عوامل تأثیرگذارند، اما مسئله اصلی اقتصاد و معیشت مردم است. به گفته یزدی، بلیت سینما نسبت به بسیاری از هزینهها گران نیست، اما در شرایطی که بسیاری از خانوادهها صرفاً برای بقا تلاش میکنند، حتی همین هزینه نیز از اولویت خارج میشود. او میگوید وقتی زندگی به «زنده ماندن» تقلیل یابد، سبد فرهنگ حذف میشود؛ در حالی که برای «زندگی کردن»، فرهنگ، امید و آینده ضروری است.
ادامه مسیر در سینمای اجتماعی
یزدی از نگارش فیلم اجتماعی جدیدی خبر میدهد و مسیر پیش رو را دشوار توصیف میکند؛ از تأمین بودجه گرفته تا یافتن سانس مناسب برای اکران. با این حال، دغدغه اصلی او همچنان سینمای مستقل و روایت درست داستانهاست.
او در پایان ابراز امیدواری میکند که سینما بتواند از شرایط بحرانی عبور کند و تمرکز گفتوگوها به جای مسائل حاشیهای، بر جنبههای فنی و روایی آثار باشد. به اعتقاد او، فرهنگ و هنر نباید به آخرین گزینه خانوادهها تبدیل شود و سینما برای زنده ماندن، نیازمند مخاطبی است که بتواند با آسودگی خاطر به تماشای فیلم بنشیند.



