
معصومه دهقان/صبا، کوروش سلیمانی با مرور جایگاه بهرام بیضایی در فرهنگ معاصر ایران گفت: بیضایی از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی و ادبی کشور، دستکم در یک قرن اخیر بود و نمیتوان او را صرفاً به تئاتر محدود کرد. او اسطورهشناس، ادیب، تاریخدان و روشنفکری بود که در کنار این وجوه، در تئاتر و سینما نیز حضوری جدی و ماندگار داشت. به گفته سلیمانی، از دست دادن چنین شخصیتی، تنها فقدان یک هنرمند نیست، بلکه فقدان بزرگی است که با وجود همه دشواریها و محدودیتها، تا آخرین سالهای فعالیتش بیوقفه کار کرد.
رئیس تئاتر شهر با اشاره به شیوه کار بیضایی افزود: نمایشنامهها و فیلمهای او، علاوه بر ارزش هنری، حامل یک روش و منش مشخص در مواجهه با هنر هستند. بیضایی باور داشت که هنرمند پیش از هر چیز باید جامعه خود را بشناسد، نیازهای فکری و ذهنی مردم را درک کند و آثاری خلق کند که مخاطب را در مواجهه با مسائل مختلف همراه سازد. به اعتقاد سلیمانی، حتی آثاری از بیضایی که در بستر تاریخ یا اسطوره شکل گرفتهاند، همچنان معاصرند و میتوان تصویر امروز را در لابهلای متنها و تصاویر آنها یافت.
او تأکید کرد که این شیوه نگاه متعالی نباید فراموش شود و نسل جوان و فعالان هنر باید چگونگی حضور بیضایی در فضای فرهنگی ایران را الگوی خود قرار دهند. سلیمانی در ادامه به نسبت بیضایی با کارگردان اشاره کرد و گفت: هر نویسندهای طبیعی است که اجرای اثرش را به شکلی که در ذهن دارد دوست داشته باشد، اما بیضایی علاوه بر نمایشنامهنویس بودن، کارگردان بزرگی نیز بود. با این حال، آثار او این ظرفیت را دارند که کارگردانان مختلف با حفظ شاکله و وفاداری به متن، خوانشهای متفاوتی از آن ارائه دهند.
به گفته سلیمانی، راز معاصر بودن متنهای بیضایی در آگاهی عمیق او از زمانه و جامعه نهفته است. هنرمندی که دانایی را در کنار خلاقیت قرار میدهد، آثاری خلق میکند که صرفاً روایت تاریخی نیستند، بلکه برای امروز و حتی آیندگان نیز کارکرد و معنا دارند. به همین دلیل، آثار بیضایی میتوانند همچنان مرجع پاسخگویی به پرسشها و مواجهه با مسائل گوناگون باشند.
او با ابراز تأسف از کمتوجهی به اجرای آثار بیضایی گفت: نمایشنامههای او، مانند آثار بسیاری از نویسندگان بزرگ ایران، همچنان مغفول ماندهاند و ما هنوز بهدرستی از این گنج ارزشمند بهرهمند نشدهایم. سلیمانی ابراز امیدواری کرد که جامعه هنری و مدیران فرهنگی به درکی برسند که ارزش این آثار را بدانند و آنها را به شکلی شایسته، درست و تأثیرگذار به صحنه بیاورند.
رئیس تئاتر شهر درباره تنهایی بیضایی نیز گفت: تنهایی هیچگاه انتخاب نیست، بلکه گاهی نتیجه فهمیده نشدن توسط جمع است. به باور او، محروم شدن بیضایی از تدریس در دانشگاه و در نهایت مهاجرتش، انتخاب شخصی نبود، بلکه از سر اجبار اتفاق افتاد؛ واقعیتی تلخ که باید برای آینده هنر ایران درسآموز باشد.
سلیمانی وظیفه امروز جامعه هنری را فراتر از بزرگداشت و تسلیت دانست و تصریح کرد: ما باید نهتنها آثار بیضایی، بلکه شیوه زیست و خلق هنری او را حفظ کنیم، آموزش دهیم و درباره آن پژوهش کنیم تا اهمیت این میراث فرهنگی هرگز فراموش نشود. به گفته او، بزرگترین بدهی تئاتر و هنر ایران به بیضایی، عمل کردن به همان عشقی است که او تا آخرین روزهای عمرش به ایران، فرهنگ و هنر این سرزمین داشت.
او در پایان، ضمن تسلیت این فقدان بزرگ به جامعه فرهنگ، هنر، سینما و تئاتر ایران و خانواده زندهیاد بیضایی، ابراز امیدواری کرد که این سوگواری، به فرصتی برای بازاندیشی در جایگاه آثار و اندیشههای او تبدیل شود؛ فرصتی برای آموختن، چه در سطح تکنیک و چه در سطح محتوا، تا نسل جدید بتواند آثاری عمیق، اثرگذار و ریشهدار در فرهنگ ایرانی خلق کند.
روزنامه صبا