«نارکیس»؛ دختری نابینا که ساختارهای محدودکننده آموزش را به چالش می‌کشد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۱۸ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۵۱:۲۱
کارگردان مستند «نارکیس» در گفت‌و‌گو با صبا؛

«نارکیس»؛ دختری نابینا که ساختارهای محدودکننده آموزش را به چالش می‌کشد

زینب کریمی با مستند «نارکیس» در نوزدهمین جشنواره سینما حقیقت حضور یافت و زندگی نرگس، دختر نابینایی را روایت کرد که در مواجهه با کمبود زیرساخت، محدودیت مالی و مشکلات اجرایی، برای کودکان نابینا کلاس زبان انگلیسی برگزار می‌کند. این مستند پرسشی مهم مطرح می‌کند: چگونه یک فرد می‌تواند در برابر موانع اجتماعی و ساختاری مقاومت کند و تغییر ایجاد کند؟

مریم عظیمی/ صبا: جشنواره سینما حقیقت از ۱۹ آذر ماه در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است. در پنجمین روز این جشنواره، خبرنگار صبا با فتح‌الله امیری، کارگردان مستند «بازگشت گور ایرانی»، گفت‌وگو کرد.

امیری در این مستند به نقش زن در خانواده، جایگاه زن در اجتماع و همچنین به یک اتفاق نادر در محیط زیست می‌پردازد. کارگردان که بیش از ۲۱ سال است صرفاً در حوزه مستندهای محیط زیست و حیات وحش فعالیت می‌کند، پیش‌تر فیلمی درباره آخرین یوزپلنگ پارک ملی کویر ساخته است.

وی از سال ۱۳۹۶ همراه با همکارش نیما عسگری وارد پروژه ساخت مستند «بازگشت گور ایرانی» شد و بیش از هشت سال زمان صرف تولید آن کرده است. فیلم از جایی آغاز می‌شود که رضا شاه حسینی، مدیر پارک ملی کویر در سال ۱۳۹۶، دفترچه‌ای قدیمی از یادداشت‌های یک محیط‌بان مربوط به سال ۱۳۶۰ را پیدا می‌کند. در این دفترچه نوشته شده بود: «۴ راس گور ایرانی را مشاهده کرده است!» این کشف نقطه شروع یکی از مهم‌ترین رویدادهای محیط زیستی ایران در سال‌های اخیر شد.

نام فیلم چه معنایی دارد و چرا انتخاب شده است؟

«نارکیس» در واقع ریشه نام «نرگس» است و نام شخصیت این مستند نیز نرگس است و با توجه به اینکه او دکترای ادبیات فارسی دارد و در یکی از سکانس‌های فیلم درباره ریشه نامش و مسیری که از نظر زبان‌شناسی طی کرده صحبت می‌کند و توضیح می‌دهد، تصمیم گرفتم نام فیلم را «نارکیس» بگذارم. این انتخاب، هم به دلیل ارتباطش با کاراکتر است و هم به این دلیل که شخصیت من فردی اهل ادبیات است. علاوه بر این، می‌خواستم از تکرار عنوان‌هایی که تا‌اکنون در سینمای ایران مورد استفاده قرار گرفته خودداری کنم چون پیش از این یک فیلم سینمایی به نام «نرگس» و همچنین یک سریال تلویزیونی با همین نام داریم. در واقع اسم اولیه فیلم هم «نرگس» بود و پروژه با همین عنوان آغاز شد، اما به دلایلی که پیشتر گفتم این نام را برگزیدم.

آشنایی شما با این سوژه به چه صورت بود و جذابیتش چه بود که باعث شد روی آن کار کنید؟

من سال‌ها روزنامه‌نگاری کرده‌ام و نرگس یکی از سوژه‌های من بود. سال‌ها پیش، شاید بیش از ده سال قبل با او آشنا شدم و مصاحبه کردم. پس از گزارشی که از نرگس تهیه کردم، او یکی از سوژه‌هایی شد که ارتباطمان را حفظ کردیم و اصلاً با هم دوست شدیم. چند سال بعد که فیلم‌سازی خواندم، همیشه مایل بودم درباره نرگس مستندی بسازم. از نگاه من این فرد به‌تنهایی موضوعِ یک مستند بود و بالاخره به من اجازه داد تا این کار را انجام بدهم و فیلم را بسازم. نرگس شخصیت بسیار الهام‌بخشی دارد. این را از همان مواجهه‌ی نخست احساس کردم. ما در شغل روزنامه‌نگاری با آدم‌های بسیار زیادی حرف می‌زنیم و مصاحبه می‌کنیم اما تنها با چند نفرِ از آن‌ها ارتباطمان ادامه پیدا می‌کند، اما نرگس برای من جزو آن دسته معدود بود و ما با هم دوست ماندیم چرا که این کاراکتر برای من بسیار جذاب و الهام‌بخش بود. وقتی کنار نرگس می‌نشینید و با او تعامل دارید، اصلاً احساس نمی‌کنید او نابینا است؛ یعنی آن محدودیتی که دارد کنار زده می‌شود و دیگر مطرح نیست، چرا که او شخصیتی ویژه و منحصر‌به‌فرد دارد. من تلاش کردم در فیلم هم این اتفاق بیفتد و این کاراکتر الهام‌بخش را به مخاطب معرفی کنم تا این بُعد الهام‌بخشی و تأثیرگذاری او به نمایش درآید.

با توجه به سابقه آشنایی طولانی‌ مدت شما با سوژه، ساخت فیلم از چه زمانی آغاز شد و چقدر طول کشید؟

این پروژه از آبان سال ۱۴۰۲ استارت خورد و پژوهش آن آغاز شد. من از بهمن‌ماه ۱۴۰۲ ضبط را شروع کردم که چهار ماه طول کشید. می‌توان گفت که ساخت اثر مجموعاً حدود یک سال زمان برد.

ین رویداد و دغدغه‌ای که کاراکتر اصلی، یعنی نرگس، در فیلم دنبال می‌کند، آیا در همین بازه زمانی اتفاق می‌افتاد یا شما بازسازی انجام دادید و قبلاً رخ داده بود؟

نه، دقیقاً همزمان بود. البته باید بگویم که همیشه تصورم این بود، با توجه به شخصیت نرگس، از او فیلمی شاعرانه بسازم. او شاعر است و کاراکتری ادبی دارد و از نگاه یک فیلم‌ساز، دنیای درونی یک نابینا که شاعر هم هست، می‌تواند بسیار شاعرانه باشد. اما در روزهای پژوهش فهمیدم نرگس بسیار بیش از آنچه من فکر می‌کردم به کودکان نابینا اهمیت می‌دهد و این دغدغه اوست. البته از دغدغه‌اش آگاه بودم، اما در گفتگوهای عمیق‌تری که برای تولید داشتیم، متوجه شدم این موضوع برای او بسیار جدی است و اساساً همّ و غمّ کاراکتر همین است. تولید من همزمان بود با جابه‌جایی نرگس به محل کار جدیدش، یک مرکز نابینایان. وقتی به آنجا رفت، می‌توانم بگویم آن مرکز تقریباً غیرفعال بود؛ یعنی صرفاً یک مرکز نابینایان بود که خدمات محدودی ارائه می‌داد. حالا تصور کنید یک فرد نابینا وارد این مجموعه شده و چقدر می‌تواند اثرگذار باشد. نرگس عملاً آنجا را آباد کرد. دغدغه اصلی‌اش این بود که برای کودکان نابینا کلاس زبان انگلیسی برگزار کند. روی کاغذ این موضوع ساده، اما اجرای آن بسیار دشوار است؛ چون بچه‌ها نمی‌توانند تصاویر کتاب‌های زبان را ببینند، بنابراین تصاویر باید توضیح‌دار شوند. حالا چطور توضیح داده شود؟ باید مکتوب شود، کسی تایپ کند، بعد تبدیل به خط بریل شود و… من این سیر و محدودیت‌هایی را که نرگس در این مسیر دارد، در فیلم نشان داده‌ام. یعنی پرینتر لازم است، بودجه ندارد، با مشکلات مالی روبه‌روست و باید منابع تأمین شود. تمام این چالش‌ها را در مسیر داشتیم و این اتفاقات واقعاً همزمان رخ می‌داد. همان‌طور که نرگس درگیر بود و از این در و آن در می‌زد تا خیری پیدا کند و حمایت بگیرد، من نیز در جریان همه چیز بودم و این رخدادها همزمان شکل می‌گرفت. او در نهایت موفق شد، یعنی کلاس زبان برگزار می‌شود و اکنون هم ادامه دارد، البته محدودیت‌ها نیز همچنان وجود دارند مثلاً نرگس هنوز نتوانسته همان پرینتر بریلی که در فیلم به‌دنبالش بود تا کارش تسهیل شود را تهیه کند. اما او با تمام تلاش در حال برطرف کردن سدهای مالی و زیرساختی موجود است.

نارکیس را در دسته‌بندی کدام گروه از آثار مستند قرار می‌دهید؟

نارکیس یک مستند پرتره است. من به نرگس و دغدغه‌هایش پرداخته‌ام. بنابراین اگرچه در پژوهشم از دنیای درونی و جهان شاعرانه نرگس تصمیم گرفتم به دنیای بیرونی نرگس و تلاش‌ها و پیگیری‌های او بپردازم، اما در نهایت این نرگس است. وقتی پرتره می‌سازید باید یک وجه از کاراکتر را پررنگ کنید. در این فیلم آن وجهی که برای من پررنگ‌تر بود، وجه بیرونی و اجتماعی نرگس و حضور او در اجتماع و تلاش و دغدغه‌اش برای ایجاد فضای آموزشی مناسب برای کودکان نابینا بود. البته تا حدودی به بخش‌های دیگر شخصیت هم پرداخته شده‌.در نهایت می‌توان گفت این یک پرتره است که البته نقدهایی نیز به عدم وجود زیرساخت‌های لازم برای نابینایان دارد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها