
به گزارش صبا، متن یادداشت اختصاصی دکتر محسن عسگری جهقی نویسنده و مترجم، پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه درباره برنامه «ترنج و انار» به شرح زیر است:
بیتردید پاسداشت آیینها و هنجارهای ملی به منظور آگاهیافزایی در متن و بطن جامعه یکی از راهبردیترین وظایفی است که بر عهده نهادها و سازمانهای متولی فرهنگ بهویژه رسانه ملی قرار دارد و این همان رسالتی است که قرار بود این رسانه را به دانشگاه جامعه تبدیل کند. متاسفانه مشاهدات چند ساله اخیر آشکارا حاکی از آن است که برنامهسازیها و تولیداتی که در مناسبتهای خاص ایرانیان را به هم پیوند میدهد عاری از هرگونه آگاهیافزایی است و از منظر اغلب تولیدکنندگان برنامههای مناسبتی برای جشنها با لودگی و خندههای بیدلیل و برنامههای مناسبتی برای عزاداریها با گریه و شعارهای مذهبی همنهشت شده است و نکهتی از خاک ره آگاهی در آن به مشام نمیرسد.
اما طی دو روز گذشته و از میان برنامههای گوناگونی که در شبکههای متعدد سیما به نمایش درآمد برنامه «ترنج و انار» شبکه آیفیلم از نوعی دیگر بود. درحالیکه دیگر شبکهها بهرغم بودجههای سنگینی که در اختیار دارند، از فرط تهیدستی، بیمایگی و خالی بودن انبانی که روی دستشان سنگینی میکرد باز به همان رویههای تکراری حضور ورزشکاران، خاطرات مبتذل و تکراری، چهرههای بیمایه فضای مجازی، استدیوهای اغراقشده، شلوغ، بیمعنا و بیربط، با مجریهایی که نمیدانستند چه بگویند و چه باید بکنند، و مهمانانی با نامهای پرطمطراق اما عاجز از خواندن یک غزل از حافظ که در بهترین حالت آوآو خواندند و دست به دامان فضای مجازی و همان شبکههای اجتماعی شدند که خود در فیلتر شدنشان نقش اساسی داشتند؛ آیفیلم کاری کرد کارستان و نشان داد اگر اندیشه و نگاه درستی در بطن و بنیان کار باشد، اگر از فرهنگ و تمدن و رسالتی که رسانه بر دوش دارد شناخت دقیق وجود داشته باشد میتوان با حضور خبرگانی که چهرهشان در قاب جعبه جادو شناخته شده نیست، بی عاریت گرفتن از شبکههای اجتماعی، برنامهای تولید کرد سراسر زیبایی، سراسر آگاهی، سراسر تفاخر به فرهنگ غنی ایرانِ فرهنگی و در قامتی به بلندای حوزه تمدنی ایران زمین که آوایش از هند و پاکستان، تا ایران و افغانستان و تاجیکستان و سمرقند و بخارا و آندولوس و قسطنطنیه و آناتولی طنینانداز است. این همه در حالی است که این شبکه چهره شناختهشدهای در اختیار نداشت تا از آن رهگذر بتواند با توسل به راهبرد شخصیتمحوری برای خود بیننده دست و پا کند.

بیینده در «ترنج و انار» مهمان استودیویی بود سراسر آرامش، با درب و پنجرههای مشبکِ رنگی ارسیسازی، شیشههای رنگی، بتهجقه، چهارپر، قوارهبریهای رنگی، تماما گسترده بر فرشی دستبافت ایرانی، ساده و بیآلایش و صمیمی، گرم و باصفا همچون خانه مادربزرگها که روح و روان را جلا میداد، با حضور دو مجری از ایران افغانستان یکی از دیگری مسلطتر، خاصه اشعاری پرشور و حالی که آقای الهامی مجری توانمند و بینظیر برنامه میخواند و نوازشگر روح بود. مجری تاجیکستانی برنامه نیز که نتوانست در این برنامه حضور داشته باشد از دل تاجیکستان و از میدان رودکی شهر دوشنبه برنامه را نمایندگی کرد تا بنمایاند فرهنگ ایرانی چه جهانگستر است و ایران فراتر از مرزهای جغرافیایی خویش و فربهتر و بیشتر از کشوری با مرزهای جغرافیایی مشخص، که ایران یک اندیشه است.
روحوضیخوانی، نقالی، شعر، طنز، گفتگو درباره فرهنگ، شاهنامهخوانی، خاطرهگویی، حضور عروسک «مدیر شبکه» که اقدامی به غایت هوشمندانه و رندانه بود و چه گفتنیها که نگفت، حضور هنرمندانی که امروزه در قامت پدربزرگ و مادربزرگ بر صفحه تلویزیون ظاهر میشوند و خاطرات دوران دور را زنده میکنند، از دیگر قسمتهای ترنج و انار بود و چرب و شیرینی آفرید که مجال نمیداد بیننده فرهیخته چشم از تماشای ادامه آن بردارد و الحق تا پاسی از شب به قول سعدی با شعر و شطرنج و حکایات و شور و شعور گذشت.
یلدا، یک بسته کامل فرهنگی است، آیینی است که ایرانیان را گرد سفرهای دور هم مینشاند که ریشه در اعماق تاریخ دارد و بزرگِ مجلس اشعاری از حافظ قرائت میکند که خود او قرآن ز بر میخواند با چهارده روایت. کجا میتوان آیینی آفرید که تمام ایرانیان را با هراندیشه و مسلکی که دارند چنین به هم پیوند دهد و حوزه تمدنی ایران و اندیشه ایران را به سراسر جهان بگستراند و سران سرگران کشورهای غیرایرانی را برابر این همه عظمت و شور و معنا به تعظیم و کرنش وادارد تا لب به تحسین و تبریک بگشایند. کارگزاران ایرانی که تا چندی پیش نگران گسترش گرایش برخی خانوادهها و جوانان به کریسمس بودند باید از خود پرسش کنند تا کنون چندبار در قامت «ترنج و انار» ظاهر شدهاند و متاعی به خانوادهها و جوانان ایرانی ارزانی داشتهاند که بیننده پس از آن احساس غُبن نکند و با آگاهی از داشتههای فرهنگی و تمدنی خود بر ایرانی بودنش ببالد و پس از اتمام برنامه مپندارد «وقتی بود که هدر شد.» هیچ برنامهای در هیچ جای جهان بیعیب و نقص نیست و برنامهای که بتواند همگان را راضی کند هنوز تولید نشده است. ترنج و انار هم از این قاعده مستثنی نیست اما آنچه اهمیت دارد اندیشهای است که ورای این گونه برنامهسازیها نهفته است و صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی. بهیقین تداوم جنین راهبردی میتواند ذائقه دیداری و شنیداری ایرانیان را تغییر دهد و تعالی بخشد، امری که سالهاست از سیمای جمهوری اسلامی ایران رخت بربرسته است.شایسته است به تمام دستاندرکاران برنامه ترنج و انار خاصه مجریان توانمند، نویسندگان، کارگردان و از همه مهمتر مدیریت شبکه تبریک گفت که ثابت کردند از کوزه برون همان تراود که دروست. راهتان پر رهرو و تولیداتتان بیش باد.
