
به گزارش خبرنگار سینما صبا، حسین هادینژاد مهرماه ۱۳۷۰ در تهران متولد شد. او از دورۀ نوجوانی به هنر گرافیک و نویسندگی علاقهمند بود و در این زمینهها فعالیت میکرد. این کارگردان جوان سال ۱۳۸۹ در رشتۀ مدیریت فرهنگی و هنری وارد دانشگاه شد و فعالیت خودش را خصوصاً در زمینۀ ادبیات اندکی جدیتر پی گرفت. از آنجا بود که متوجه علاقهاش به شعر شد و در روزهای دانشجویی به محافل شعر و ادبیات رفتوآمد داشت. هادینژاد بعدها حاصل آن تجربیات را در دو مجموعهشعر «هجای قدمها» و «ساکن آوارگی» به انتشار رساند و همزمان در آن دوران، فعالیتهای محدودی نیز در حوزۀ تصویر داشت. او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه و گذراندن دورۀ سربازی، به طور جدیتر به کار در حوزۀ تصویر مشغول شد و کسب تجربه و یادگیری خصوصاً در زمینۀ فیلمنامهنویسی را پی گرفت.
هادینژاد به صبا گفت: سال ۱۳۹۹ اولین فیلم کوتاه خودم را به نام «هورانه» در کرمان مقابل دوربین بردم. پس از آن، فیلم کوتاه «لبریز» را در سال ۱۴۰۰ ساختم که در ۱۹ جشنوارۀ بینالمللی به اکران رسید و موفق شد دو جایزۀ بهترین فیلم را از جشنوارههای آمریکا و مقدونیه بهدست بیاورد. فیلم کوتاه «لبریز» در سه جشنوارۀ دیگر نیز به جمع نامزدها راه یافت و از آن تقدیر شد.
او افزود: فیلم کوتاه بعدیام هم با نام «به رنگ آب» در نیمۀ نخست سال ۱۴۰۱ مقابل دوربین رفت، اما بنا به دلایلی مراحل پستولیدِ آن پس از وقفه در سال جاری انجام شد.
این کارگردان جوان با بیان اینکه بهتازگی پخش بینالمللی این کار را آغاز کردهاست، گفت: «به رنگ آب» در طی دَه روز ابتدایی پخش فیلم، در دو جشنواره نامزد شده و به جشنوارۀ دیگری نیز راه یافته است.
هادینژاد ادامه داد: این فیلم کوتاه از دید من به مخاطب این اجازه را میدهد تا با نگرشی لطیف به درون انسان سرک بکشد و در میان شلوغیهای زندگی امروزی، دربارۀ خصلتهای درونی انسانها تأمل کند.
او افزود: فیلمنامۀ این کار را هم مثل کارهای دیگری که کارگردانی کردهام، خودم نوشتهام. این فیلم روایتگر داستان یک مرد روستایی و یک مرد شهری است که طی موقعیتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تفاوت نگرش این دو، چالشهای جالبتوجهی را ایجاد میکند.
این کارگردان و نویسندۀ جوان به نحوۀ انتخاب بازیگران اشاره کرد و گفت: معمولاً موقع نوشتن یک داستان، نویسنده با شخصیتهای آن داستان شروع به همزیستی میکند و بعد که این شناخت کاملتر شد، میتواند تصور کند که هیبت فیزیکی آنها به چه صورت است.
او افزود: گاهی هم پیش میآید که نویسنده از پیش، با تصورکردن یک بازیگر برای بازی در یک نقش، آن شخصیت را مینویسد. اما بههرروی زمانی که وقت انتخاب بازیگر میرسد، بازیگری برگزیده میشود که شباهت قابلتوجهی به کاراکتری که روی کاغذ آفریده شدهاست، داشته باشد. جدا از این بحث که بازیگر، باید توانمندیِ ایفای یک نقش را داشته باشد، صورت ظاهری او هم باید در قالب آن نقش برای مخاطب باورپذیر و پذیرفتنی باشد.
هادینژاد گفت: تمام خواستهام این است که تا جای ممکن کمتر تحتتأثیر آثار دیگران قرار بگیرم. همیشه نگران این بودهام ناخواسته ایدههایی را که قبلاً دیدهام، در نوشتههایم پیدا کنم.
او ادامه داد: ایدهآل من همیشه این بوده که دیدن آثار دیگران و مسیری که طی کردهاند باعث یادگیری من بشود، اما از ایدههایی استفاده کنم که برخاسته از تجربۀ زیستی و مدل جهانبینی خودم باشد.
این کارگردان و نویسنده در بخش دیگری، ضمن اشاره به تفاوت کارگردانی تلویزیونی با کارگردانی هنری گفت: کارگردان تلویزیونی یا به اصطلاح «سوییچ من» عموماً فردی است که در اتاق فرمان پشت میز الکترونیکی سوویچ مینشیند و در برنامۀ تلویزیونی مدیریت سوییچکردن تصاویر چند دوربین را به عهده دارد؛ همچنین کارگردان تلویزیونی با میکروفونی که روی میزش قرار دارد از طریق هدفون با تصویربرداران در ارتباط است و نماهایی را که مدنظرش است، از آنها میخواهد.
هادینژاد افزود: اما کارگردان یک فیلم، مسئولیتهای گسترده و متفاوتتری به عهده دارد و علاوهبر طراحیکردن نماهای دوربین، باید تمام موضوعات مربوط به میزانسن، بازیگران، عوامل و… را اداره کند.
او به بخشهایی از سختیهای کارش نیز پرداخت و گفت: حرفۀ سینما به خودی خود دشواریهای بسیاری دارد و جزو مشاغل سخت به حساب میآید، اما درواقع چیزی که این مشقت را دلپذیر میکند، علاقه و کششی است که ما داریم و حتی در این شرایط سخت نیز حاضریم از فرصتهای زیادی بگذریم تا به این کار بپردازیم.
این کارگردان و نویسنده تأکید کرد: اما نکتۀ مهم اینکه وضعیتِ کنونی همۀ هنرمندان و مخصوصاً سینماگران بسیار بغرنج است. به دلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر کشور، چند سال است که مسیر ساخت یک کار سینمایی دشوار و پر از مانع شده.
هادینژاد در پایان بیان کرد: بهجرات میشود گفت که هیچوقت در تاریخ سینمای ایران ساختن یک فیلم مشکلتر از چیزی که حالا میبینیم نبوده است. این موضوع جای صحبتهای مفصل دارد که گفتنش خارج از حوصلۀ این مصاحبه است. من دوستان فیلمساز جوان زیادی دارم که بااستعداد هستند و حرفهای زیادی برای گفتن دارند، اما به خاطر وضعیت عجیب امروز، فرصتی برای ساختن فیلم پیدا نمیکنند. به امید اینکه درهای بسته به روی جوانان باز شود و افراد صاحباندیشه با دیدگاههای متفاوت بتوانند به کار خودشان مشغول باشند.
پریسا اسماعیلینیا

با آرزوی موفقیت🍀🌷🌹