ناصر ارباب/صبا، نمایش «بوران» به کارگردانی کامبیز بنان این روزها در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است؛ اجرایی که پس از هفت سال، بازگشت بنان به عرصه کارگردانی تئاتر را رقم زده است. او در گفتوگویی با صبا درباره مضمون نمایش، تجربه شخصی خود از مفهوم «حصار»، دشواریهای تولید و تبلیغات تئاتر و وضعیت مخاطبان در شرایط امروز صحبت کرد و از ضرورت حمایت مردم و نهادهای فرهنگی از تئاتر گفت.
«بوران»؛ متنی که سالها در ذهنم بود
بنان درباره بازگشت خود به تئاتر پس از هفت سال توضیح داد: «من بعد از هفت سال دوباره کار کردم. آخرین کار من در سال ۹۸ نمایشی بود به نام “نمیدونم فرد چی میشه” اثر تنسی ویلیامز. بلافاصله بعد از آن به ماجرای کرونا و تعطیلی تئاتر و اتفاقات بعدش خوردیم و شرایط آنقدر سخت شد که فرصت کار کردن فراهم نشد.»
او ادامه داد: «آدمها همیشه گزینههایی در ذهنشان دارند که اگر فرصتی دست بدهد، میخواهند آن کارها را اجرا کنند. من هم چند گزینه داشتم. سال گذشته برای اجرای نمایشنامه دیگری که نوشته احسان فوکا بود، برای سالن قشقایی یا سایه درخواست داده بودم، اما زمانی که کارگاه نمایش به ما اختصاص پیدا کرد، دیدیم آن نمایشنامه هشت کاراکتر داشت و عملاً توجیهی برای این سالن نداشت. بنابراین تصمیم گرفتیم متن را عوض کنیم.»
این کارگردان درباره انتخاب «بوران» گفت: «متن بوران را سالهای ۹۲ یا ۹۳ خوانده بودم. نوشته علی دلگشایی، از دوستان بسیار عزیز من است و یکی از متنهایی بود که همیشه در ذهنم مانده بود؛ جزو همان گزینههایی بود که میگفتم اگر قسمت شد، این کار را اجرا میکنم. در نهایت با جمع شدن گروه و لطف تئاتر شهر، کار به اجرا رسید.»
حصاری که آدمها دور خودشان میکشند
بنان درباره مضمون نمایش و ارتباط آن با تجربههای شخصی خود بیان کرد: «بخش زیادی از وجه حسی این کار به تجربیات شخصی برمیگردد؛ به چیزی که هرکدام از ما از حصار تجربه کردهایم و همه ما به شکلهای مختلف آن را زیستهایم.»
او افزود: «یک چیز مشترک بین همه آدمها وجود دارد؛ اینکه در جایی به این نتیجه میرسیم که یک چهار دیواری یا یک مرز دور خودمان بکشیم. برای مدتی شاید اصرار داریم در همان مرز بمانیم و به شکلی از جریان واقعی زندگی دور میشویم؛ با خاطراتمان، گذشتهمان، اتفاقات خوب و بد و تمام قصههایی که هرکدام از ما در زندگی داریم.»
به گفته او، گاهی انسان آنقدر در گذشته و خاطرات خود گرفتار میشود که همان حصار تبدیل به بخشی از زندگیاش میشود: «آنقدر با خاطرات و گذشتهمان و چارچوبی که برای خودمان ساختهایم زندگی میکنیم که یک جا حتی تبدیل به معاشقه میشود؛ یعنی داریم از زندگی در همان چارچوب لذت میبریم.»
کارگردان «بوران» در ادامه توضیح داد: «اما دو اتفاق ممکن است رخ دهد. یک راه این است که بگوییم حرف، حرف ماست و همچنان در همان حصار خودمان بمانیم. راه دیگر این است که خودمان به خودمان کمک کنیم، تصمیم بگیریم رها شویم، همه چیز را در همان چهار دیواری بگذاریم و یک قدم به سمت جهان بیرون و به سمت زندگی برداریم.»
او با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: «با توجه به تجربهای که خودم داشتم، یک جایی واقعاً تصمیم گرفتم به جای اینکه بمانم و همان زندگی را ادامه بدهم، پایم را از این مرز بیرون بگذارم و بروم در دل جهانی که زندگی در آن جریان دارد.»

تئاتر؛ از انتخاب متن تا تبلیغات یک چالش است
بنان درباره دشواریهای بازگشت به تئاتر و تولید یک نمایش در شرایط امروز اظهار کرد: «تئاتر از ابتدا تا انتها چالش است. از زمانی که انتخاب متن میکنید، سالن میگیرید، گروه را انتخاب میکنید و با گروه هماهنگ میشوید، چالشها شروع میشود.»
او با اشاره به سابقه فعالیت خود در تئاتر گفت: «من از سال ۷۰ در تئاتر کار میکنم و ابتدا به عنوان بازیگر وارد این حوزه شدم. آن دوره یاد گرفته بودیم که اگر یک نمایش بخواهد به شکل قابل توجهی روی صحنه برود، حداقل ۴۰ تا ۶۰ جلسه تمرین میخواهد و تمرین هم باید هر روزه باشد.»
بنان ادامه داد: «اما الان زندگیها و شرایط به گونهای شده که دیگر این امکان به راحتی وجود ندارد. به نظرم یکی از بزرگترین دلایلش این است که هیچ حمایت مالی وجود ندارد. در آن دوره کمکهزینههایی وجود داشت که کارگردان میتوانست با آن دکور بزند، لباس بدوزد و دستمزد بدهد، اما الان تقریباً هیچکدام از اینها نیست.»
او معتقد است مجموع این مشکلات مسیر تولید را برای همه عوامل دشوار کرده است: «از بازیگر و پشت صحنه گرفته تا کارگردانی، همه مسیر سخت شده است. به سختی این مسیر را طی میکنی تا کار به اجرا برسد. معمولاً وقتی کار به اجرا میرسد، یک نفس راحت میکشی و میگویی بالاخره شد، اما تازه چالش اصلی شروع میشود.»
«چالش اصلی تازه بعد از اجرا شروع میشود»
کارگردان «بوران» با اشاره به مسئله تبلیغات و جذب مخاطب گفت: «حالا باید ببینی برای تبلیغات چه کار کنی، برای استقبال مردم چه کار کنی و چطور کاری که ساختهای دیده شود. تمام اینها مستلزم بودجه و هزینه است. اگر حمایتی نداشته باشی، باید شخصاً این کارها را انجام بدهی.»
او درباره دشواری دیده شدن نمایشها در فضای امروز افزود: «هزینه تبلیغات هم الان بسیار بالاست، بهخصوص به خاطر حضور نمایشهای متعدد. همینطور که صفحات مجازی را مرور میکنی، پشت سر هم تبلیغات نمایشهای مختلف را میبینی. این موضوع انتخاب را برای مخاطب هم بیشتر و هم سختتر میکند.»
بنان تأکید کرد: «باید خیلی باهوش باشی یا بتوانی ترفند خاصی پیدا کنی که به مخاطب بگویی من هم جزو انتخابهای تو باشم. همه اینها چالش است، اما اگر بخواهم از منظر رسانه صحبت کنم، مهمترین مسئله این است که تئاتر واقعاً به بودجه و حمایت مالی نیاز دارد؛ نه برای اینکه پولی در جیب گروه برود و با آن زندگی کند، بلکه برای اینکه بتواند اثرش را روی صحنه ببرد.»
او با اشاره به وضعیت برخی گروههای نمایشی گفت: «خیلی از گروهها را دیدهایم که به خاطر نبود بودجه و امکانات، در نیمه راه کارشان متوقف شده است. بعد از آن هم ورود تهیهکننده، سرمایهگذار و اسپانسر مطرح میشود که هرکدام شرایط خاص خودشان را دارند؛ اینکه بازیگر کیست، کجا اجرا میکنی و چه شرایطی داری.»
تبلیغات؛ شرط دیده شدن در بازار شلوغ تئاتر
بنان تبلیغات را یکی از الزامات فعالیت فرهنگی و هنری امروز دانست و گفت: «تبلیغات الان حرف اول را میزند؛ نه فقط در تئاتر، بلکه اساساً در همه حوزههای اقتصادی، تجاری، سینما و تئاتر. بدون تبلیغات نمیتوانی ادامه داشته باشی. اساساً تبلیغات در جهان یک علم است.»
او ادامه داد: «حتی معروفترین برندهای دنیا همچنان هزینه زیادی برای تبلیغات میکنند. مثلاً کوکاکولا که دیگر از معروفترین برندهاست، همچنان بیشترین هزینهها را برای تبلیغات انجام میدهد. در این حجم زیادی از کارهایی که الان وجود دارد، تو ناگزیری تبلیغ کنی، البته به شرط اینکه ملزوماتش وجود داشته باشد.»
به اعتقاد این کارگردان، مسئله تبلیغات بار دیگر به موضوع بودجه بازمیگردد: «رسانه باید باشد و رسانه هم هزینه دارد و در نهایت همه اینها باز به همان بودجه برمیگردد.»

مخاطب خسته است، اما هنوز دغدغه فرهنگ دارد
بنان در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره وضعیت مخاطب تئاتر اظهار کرد: «واقعیت این است که همه ما در یک جامعه زندگی میکنیم. مردم ما خستهاند؛ شرایط اقتصادی، جنگ و اتفاقاتی که از صبح تا شب با آن درگیریم، روی همه ما تأثیر گذاشته است. اگر خانوادهها انتخاب داشته باشند، طبیعی است که به جایی بروند که کمی فکرشان راحت باشد.»
او درباره مخاطب «بوران» گفت: «اما اگر درباره خودم صحبت کنم، آدمی که میآید تماشاگر این نمایش میشود، به فکر فرو میرود. اگر تحمل و تعمق داشته باشد، شاید نمایش او را به بخشهای مهمی از زندگی خودش برگرداند و باعث شود خودش را مرور کند.»
این کارگردان با وجود تمام مشکلات، همچنان به جذب مخاطب امیدوار است: «با همه این اوصاف ما امیدواریم. فکر میکنم نمایش ما هم میتواند مخاطب خودش را داشته باشد. هنوز بخش زیادی از جامعه ما خوشبختانه دغدغه فرهنگی دارد؛ دغدغه کاری را دارد که وقتی از سالن بیرون میآید، ذهنش درگیر شده باشد و شاید خودش را در آن اثر مرور کند.»
«امید ما فقط به مردم است»
بنان در پایان با تأکید بر نقش تماشاگر در ادامه حیات تئاتر گفت: «در شبهای باقیمانده واقعاً امیدواریم حمایت شویم. الان فقط و فقط امید ما به مردم است؛ مخاطبی که بیاید بلیت بخرد.»
او ادامه داد: «بلیت نمایش ۲۵۰ هزار تومان است. این مبلغ شاید پول یک فنجان قهوه باشد و حتی قهوه گرانتر هم باشد. مخاطب میتواند تصمیم بگیرد این ۲۵۰ هزار تومان را بدهد و یک نمایش ببیند؛ هم وقت خودش و خانواده و دوستانش را به شکل متفاوتی سپری کند و هم از یک گروه تئاتری و در واقع از تئاتر کشورش حمایت کرده باشد.»