مهرجویی؛ سینمایی میان فلسفه، جامعه و زندگی | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۶ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۰۶:۵۶:۰۷
روایت صبا از سینمای مهرجویی در هفته گرامیداشت سینما؛

مهرجویی؛ سینمایی میان فلسفه، جامعه و زندگی

داریوش مهرجویی از مهم‌ترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران بود؛ کارگردانی که از «گاو» تا «هامون» و «مهمان مامان»، همواره سینما را به بستری برای روایت انسان، جامعه و بحران‌های زندگی تبدیل کرد.

ناصر ارباب/صبا، وقتی از شکل‌گیری سینمای مدرن ایران صحبت می‌شود، نام داریوش مهرجویی را نمی‌توان نادیده گرفت؛ فیلمسازی که در دهه ۴۰ با «گاو» مسیری متفاوت را در سینمای ایران آغاز کرد و در ادامه، میان ادبیات، فلسفه، مسائل اجتماعی و زندگی روزمره پل زد. مهرجویی در طول بیش از پنج دهه فعالیت، فیلم‌هایی ساخت که هر کدام بخشی از دغدغه‌های فکری و اجتماعی او را نمایان می‌کردند؛ از فقر و مناسبات اجتماعی گرفته تا بحران هویت، تنهایی، عشق، خانواده و سرگشتگی انسان معاصر.
سینمای مهرجویی در عین ارتباط با جریان‌های روشنفکری، هیچ‌گاه کاملاً از جامعه و زندگی مردم فاصله نگرفت. او می‌توانست یک داستان فلسفی و پیچیده را به زندگی شخصیت‌هایی گره بزند که مخاطب با آنها احساس نزدیکی می‌کرد. همین ویژگی باعث شد فیلم‌هایش هم برای منتقدان محل بحث باشند و هم برای مخاطب عام قابل پیگیری.

«گاو»؛ نقطه‌ای تعیین‌کننده در سینمای ایران
«گاو» را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف کارنامه مهرجویی و تاریخ سینمای ایران دانست. فیلم که بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی ساخته شد، در ظاهر داستان مردی روستایی و وابستگی شدید او به گاوش را روایت می‌کرد، اما در لایه‌های زیرین، تصویری از فقر، استیصال، هویت و فروپاشی روانی انسان ارائه می‌داد.
مهرجویی در «گاو» به جای آنکه صرفاً داستانی روستایی تعریف کند، از یک موقعیت ساده برای رسیدن به مفاهیم پیچیده‌تر استفاده کرد. تبدیل تدریجی «مش حسن» به موجودی که هویت خود را با گاوش گره زده است، یکی از نمونه‌های روشن نگاه استعاری فیلمساز به انسان و جامعه بود.
همکاری مهرجویی با ساعدی نیز اهمیت ویژه‌ای داشت. پیوند ادبیات و سینما در این فیلم نشان داد که می‌توان از ادبیات معاصر ایران برای ساخت فیلمی استفاده کرد که هم ریشه در فضای بومی داشته باشد و هم از نظر فرم و مضمون، ظرفیت مواجهه با مخاطب جهانی را پیدا کند.
«گاو» بعدها به یکی از نمادهای مهم سینمای موج نوی ایران تبدیل شد و جایگاه مهرجویی را به عنوان فیلمسازی متفاوت تثبیت کرد.

«دایره مینا»؛ سینمای اجتماعی در برابر واقعیت
مهرجویی پس از «گاو» به سراغ موضوعاتی رفت که ارتباط مستقیم‌تری با مسائل اجتماعی داشتند. «دایره مینا» نمونه مهمی از این دوره است؛ فیلمی که با اقتباس از داستان «آشغالدونی» ساعدی، سراغ موضوع خرید و فروش خون و مناسبات اجتماعی پیرامون آن رفت.
اهمیت «دایره مینا» فقط در موضوع آن نبود. مهرجویی در این فیلم تلاش کرد مناسباتی را به تصویر بکشد که در آنها فقر، نیاز و منفعت اقتصادی در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. همین نگاه انتقادی باعث شد فیلم با حساسیت‌هایی مواجه شود و اکران آن نیز با تأخیر همراه باشد.
«دایره مینا» نشان داد که مهرجویی صرفاً فیلمسازی برای بیان دغدغه‌های روشنفکرانه نیست؛ او می‌تواند مستقیماً وارد مسائل اجتماعی شود و ساختارهای پیرامون انسان را به چالش بکشد.

از «اجاره‌نشین‌ها» تا طبقه متوسط ایرانی
یکی از ویژگی‌های مهم سینمای مهرجویی، توانایی او در تغییر لحن بود. او بعد از فیلم‌های اجتماعی و فلسفی، به سراغ کمدی رفت؛ اما کمدی برای او به معنای فاصله گرفتن از مسائل جدی جامعه نبود.«اجاره‌نشین‌ها» نمونه شاخص این نگاه است. ساختمان نیمه‌ویرانی که ساکنان آن برای تعمیر و اداره‌اش با یکدیگر درگیر می‌شوند، تبدیل به تصویری طنزآمیز از مناسبات اجتماعی، اختلاف منافع و رفتارهای فردی شد.
مهرجویی در این فیلم از یک موقعیت محدود، جامعه‌ای کوچک ساخت. هر شخصیت نماینده بخشی از یک مجموعه اجتماعی بود و اختلاف میان آنها، تنها یک اختلاف ساختمانی نبود؛ بلکه به مسئله‌ای درباره منفعت شخصی، مسئولیت جمعی و ناتوانی افراد در رسیدن به توافق تبدیل می‌شد.
«اجاره‌نشین‌ها» نشان داد که مهرجویی حتی زمانی که به سراغ کمدی می‌رود، دغدغه اجتماعی خود را کنار نمی‌گذارد.

«هامون»؛ سرگشتگی روشنفکر ایرانی
اگر «گاو» را یکی از مهم‌ترین فیلم‌های آغاز مسیر مهرجویی بدانیم، «هامون» را باید یکی از قله‌های سینمای او دانست. «هامون» داستان مردی است که در آستانه فروپاشی زندگی شخصی خود، میان عشق، فلسفه، مذهب، روشنفکری و بحران هویت سرگردان است. حمید هامون در واقع فقط یک شخصیت سینمایی نیست؛ او تصویری از بخشی از روشنفکر ایرانی در دوره‌ای خاص است؛ انسانی که پاسخ بسیاری از پرسش‌هایش را نمی‌یابد و میان اندیشه و زندگی روزمره گرفتار شده است.

مهرجویی در «هامون» به سراغ دغدغه‌هایی رفت که شاید روی کاغذ بسیار شخصی و روشنفکرانه به نظر برسند، اما آنها را با زندگی خانوادگی، رابطه زن و مرد و شکست‌های روزمره پیوند زد. همین ترکیب باعث شد «هامون» از یک فیلم فلسفی صرف فراتر برود و به اثری درباره تنهایی و بحران انسان معاصر تبدیل شود.

«سارا» و «لیلا»؛ ورود جدی‌تر به جهان زنان
مهرجویی در بخشی از کارنامه خود توجه ویژه‌ای به شخصیت‌های زن نشان داد؛ زنانی که برخلاف بسیاری از کلیشه‌های رایج، تنها نقش مکمل داستان مردان را نداشتند. «سارا» با محوریت زنی که برای حفظ زندگی مشترک و خانواده خود تلاش می‌کند، به مسائلی مانند فداکاری، استقلال، فشارهای خانوادگی و جایگاه زن در زندگی مشترک می‌پردازد.
در «لیلا» نیز مهرجویی سراغ مسئله‌ای حساس در روابط زناشویی رفت. زن و شوهری که با مسئله بچه‌دار نشدن مواجه‌اند، در شرایطی قرار می‌گیرند که عشق و زندگی مشترک آنها تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و خانوادگی قرار می‌گیرد.
در این فیلم‌ها، مهرجویی بیش از آنکه به دنبال ساختن شخصیت‌های زن ایده‌آل باشد، آنها را در موقعیت‌های دشوار قرار می‌دهد و واکنششان به این موقعیت‌ها را بررسی می‌کند.

اقتباس؛ یکی از ستون‌های سینمای مهرجویی
ادبیات جایگاه ویژه‌ای در کارنامه مهرجویی دارد. او بارها به سراغ آثار ادبی رفت و تلاش کرد زبان ادبی را به زبان سینما تبدیل کند.
از همکاری با غلامحسین ساعدی تا اقتباس از آثار نویسندگانی مانند گابریل گارسیا مارکز و استفاده از متون ادبی و فلسفی، مهرجویی نشان داد که برایش اقتباس صرفاً انتقال یک داستان از کتاب به پرده سینما نیست.
او معمولاً تلاش می‌کرد جهان اثر را با مسائل جامعه و انسان ایرانی پیوند بزند. همین رویکرد باعث شد اقتباس در سینمای مهرجویی تبدیل به یک مسیر مستقل برای بازخوانی ادبیات شود.

«مهمان مامان»؛ بازگشت به زندگی و مردم
در میان آثار متأخر مهرجویی، «مهمان مامان» یکی از نمونه‌های قابل توجه برای فهم رابطه او با مردم و زندگی روزمره است.
فیلم در ظاهر داستان ساده‌ای دارد؛ خانواده‌ای که برای پذیرایی از مهمان با مشکلات مالی مواجه شده‌اند. اما مهرجویی همین موقعیت ساده را به تصویری از همدلی، همسایگی و روابط انسانی تبدیل می‌کند. در «مهمان مامان» خبری از بحران فلسفی «هامون» یا فضای تلخ «دایره مینا» نیست؛ اما همان دغدغه قدیمی فیلمساز، یعنی انسان و رابطه او با جامعه، همچنان حضور دارد.این بار مهرجویی به جای آنکه جامعه را از زاویه بحران و فروپاشی بررسی کند، سویه دیگری از آن را نشان می‌دهد؛ اینکه آدم‌ها در شرایط دشوار چگونه می‌توانند به یکدیگر تکیه کنند.

سینمای مهرجویی؛ از فلسفه تا زندگی روزمره
شاید بتوان مهم‌ترین ویژگی سینمای مهرجویی را در همین رفت‌وآمد میان دو قطب جست‌وجو کرد: فلسفه و زندگی.
او فیلمسازی بود که درباره بحران هویت، تنهایی، مرگ، عشق و مناسبات اجتماعی فکر می‌کرد، اما برای بیان این مفاهیم معمولاً به سراغ آدم‌هایی می‌رفت که درگیر مسائل واقعی زندگی بودند.در سینمای او، فلسفه در کتابخانه باقی نمی‌ماند؛ وارد خانه، رابطه زناشویی، خیابان، بیمارستان، روستا و محله می‌شود.
از همین رو، شخصیت‌های مهرجویی اغلب انسان‌هایی هستند که میان آنچه می‌خواهند باشند و آنچه واقعاً هستند گرفتار شده‌اند. «مش حسن»، «هامون»، «سارا»، «لیلا» و بسیاری دیگر از شخصیت‌های او، هر کدام به شکلی با یک بحران مواجه‌اند؛ بحرانی که در نهایت به پرسشی درباره انسان تبدیل می‌شود.

فیلمسازی که یک دوره از سینمای ایران را نمایندگی کرد
مرور کارنامه داریوش مهرجویی فقط مرور فیلم‌های یک کارگردان نیست؛ بخشی از تاریخ سینمای ایران را نیز روایت می‌کند.
او در دوره‌ای وارد سینما شد که فیلم فارسی جریان غالب بود و سینمای ایران به دنبال زبان تازه‌ای می‌گشت. «گاو» در چنین شرایطی ساخته شد و مهرجویی بعدها با تجربه‌های متفاوت، از سینمای اجتماعی تا کمدی، از اقتباس ادبی تا سینمای روان‌شناختی، مسیر خود را ادامه داد.
اهمیت مهرجویی در این است که به یک سبک ثابت محدود نماند. او تغییر کرد، تجربه کرد، شکست خورد، دوباره به موفقیت رسید و در هر دوره تلاش کرد نسبت خود را با جامعه و انسان زمانه‌اش پیدا کند.
به همین دلیل، سینمای مهرجویی را نمی‌توان تنها با یک فیلم یا حتی یک دوره توضیح داد. برای شناخت او باید از «گاو» به «هامون»، از «اجاره‌نشین‌ها» به «سارا» و «لیلا» و از آنجا به «مهمان مامان» و دیگر آثارش رسید.
داریوش مهرجویی در نهایت فیلمسازی بود که تلاش کرد انسان ایرانی را در موقعیت‌های مختلف ببیند؛ گاهی در برابر جامعه، گاهی در برابر خانواده، گاهی در برابر عشق و گاهی در برابر خودش. همین جست‌وجو، مهم‌ترین میراث سینمایی اوست.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها