
ناصر ارباب/صبا، مستند «خشت و خون» ساخته عقیل جماعتی، روایتی از قلعه تاریخی «کلات اهرم» و مقاومت مردم جنوب ایران در برابر نیروهای بیگانه است؛ اثری که روایت خود را از زبان تنها خشت باقیمانده از این قلعه پیش میبرد. این فیلم در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند توانست عنوان بهترین فیلم مستند را به دست آورد و در بخشهای گفتار متن و صداگذاری نیز جایزه بگیرد.
جماعتی در گفتوگو با صبا از مسیری گفت که به ساخت این مستند رسید؛ از پژوهش و دشواری دسترسی به اسناد تاریخی تا مشکلات فیلمسازی در شهرستان، نبود امکانات سختافزاری، دشواری دریافت مجوزها و موانعی که فیلمسازان مستقل با آن مواجهاند. او همچنین درباره پروژه جدید خود با عنوان «اژدهای کارون» و علاقهاش به روایت تاریخ ایران سخن گفت.
«خشت و خون» حاصل یک اتفاق تاریخساز برای گروه بود
عقیل جماعتی درباره موفقیت «خشت و خون» در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند و دریافت سه جایزه گفت: «خشت و خون» فارغ از اینکه یکی از آثاری است که درباره تاریخ صحبت میکند، برای خود من و اعضای گروهم یک اتفاق تاریخساز بود؛ چون بچهها خیلی دلی و بدون چشمداشت مالی پای این کار آمدند و همکاری کردند. تمام بخشها با جزئیات، دقت و وسواس فراوان انجام شد. شاید دلیل اینکه همه بخشها یا دستکم عمده بخشهای فیلم دیده شدند، این بود که عوامل با تمام وجود تلاش کردند یک اثر ثمربخش تولید کنند.
تلاش کردیم تاریخ، روایت خشک و خبری نباشد
او درباره اینکه چگونه تلاش کرده است «خشت و خون» صرفاً به بازگویی یک واقعه تاریخی محدود نشود، توضیح داد: من در گذشته سابقهای در ادبیات نمایشی داشتم و همین موضوع باعث شد شکل روایت به مرور برایم نهادینه شود. بنابراین تلاش کردیم یک کاراکتر برای روایت تاریخی انتخاب کنیم تا روایت، خشک و خبری نباشد و شکل دراماتیک پیدا کند.
جماعتی ادامه داد: این کاراکتر در واقع یک خشت است که داستان قلعه را تعریف میکند، اما شکل روایتش دراماتیک است؛ بهگونهای که مخاطب در بخشهایی از فیلم تحت تأثیر کلام، عواطف، احساسات و صدای او قرار میگیرد.
اسناد تاریخی را با دشواری به دست آوردیم
این مستندساز درباره روند پژوهش «خشت و خون» و دسترسی به اسناد تاریخی بیان کرد: یک اثر تاریخی هرچقدر در تاریخ ضخامت پیدا کند و ما به گذشته دورتر برویم، طبیعتاً اسناد کمتری وجود دارد. بخشی از این اسناد نیز از تجزیه و تحلیل متخصصان تاریخ شکل میگیرد.
او افزود: تاریخی که ما درباره آن صحبت میکنیم، عمدتاً مربوط به حدود ۲۰۰ سال پیش و حمله و جنگ جهانی اول در جنوب ایران است، اما این تاریخ ضخامت پیدا میکند و حتی تا دوره ساسانی و هخامنشی پیش میرود. اسناد را به سختی به دست آوردیم؛ بخشی از طریق نامهنگاری با ارگانهای دولتی، بخشی از خارج از کشور و بخشی نیز از مجموعهداران تهیه شد.
جماعتی ادامه داد: بعضی از عکسهایی که در فیلم میبینید، تصاویر واقعی کتابهای ایرانی با بیش از هزار سال قدمت هستند که با مشکلات فراوان توانستیم آنها را از مجموعهداران تهیه کنیم. واقعاً کار تاریخی در ایران، اگر قرار باشد درست انجام شود، بسیار سخت است.

تلویزیون در دیده شدن مستندها بسیار مؤثر است
کارگردان «خشت و خون» درباره ظرفیت تلویزیون برای معرفی مستندهای تاریخی و منطقهای به مخاطب عمومی گفت: در هر کشوری تلویزیون به عنوان یک رسانه مرجع عمل میکند و قطعاً در کشور ما هم باید چنین سازوکاری وجود داشته باشد.
او افزود: آماری که خود تلویزیون و شبکه اعلام کرده، نشان میدهد قریب به ۵۰۰ هزار نفر فیلمهای جشنواره مستند تلویزیون را دیدهاند. البته به نظر من برای تلویزیون این رقم باید بالاتر باشد، اما چون درباره مستند صحبت میکنیم و شاید مستند هنوز آنطور که باید جایگاه دیداری خودش را پیدا نکرده، این عدد قابل توجه است.
جماعتی ادامه داد: اگر بخواهیم چنین کاری را در سالن سینما انجام دهیم، باید بیش از ۱۰۰ سانس و چندین سینما در اختیار داشته باشیم و شاید ماهها طول بکشد تا به این تعداد مخاطب برسیم، اما در تلویزیون این اتفاق در یک بازه کوتاه رخ میدهد. بنابراین تلویزیون قطعاً در دیدهشدن فیلم بسیار مؤثر است.
شهرستانها با امکانات کمتر، اما روایتهای بکرتر
این فیلمساز درباره تفاوت شرایط فیلمسازی در تهران و شهرستان اظهار کرد: شهرستانها، نهتنها بوشهر بلکه بسیاری از شهرستانهای دیگر، همیشه با کمبود امکانات سختافزاری مواجه بودهاند و هنوز هم این مشکل وجود دارد، اما به نظرم شهرستانها روایتهای جذابتر و بکرتری دارند و این موضوع نقطه قوت مستندهایی است که از شهرستانها میآیند.
او درباره تجربه شخصی خود در ساخت «خشت و خون» گفت: این فیلم تهیهکننده نداشت و خودم شخصاً اقدام کردم. تمام هزینهای که میتوانستم انجام دهم شاید به اندازه هزینه ساخت یک فیلم کوتاه هم نبود، اما همدلی مردم در شهرستان، سوژه بکر و شکل روایت باعث شد این فیلم دیده شود.
جماعتی تأکید کرد: بعضی وقتها نیاز نیست حتماً فیلم پروداکشن بزرگ و پرهزینهای داشته باشد؛ با یک روایت خوب هم میشود ارتباط مؤثری با مخاطب برقرار کرد.
«خشت و خون» سرزمینی است که برای نگه داشتنش تلاش میکنیم
او در پاسخ به این سؤال که اگر بخواهد «خشت و خون» را در یک جمله به مخاطبی که فیلم را ندیده معرفی کند، چه میگوید، اظهار کرد: خود کلمه «خشت و خون» دو واژه است که هم از نظر واژهآرایی به هم نزدیک هستند و هم در ذهن معنا ایجاد میکنند. خشت میتواند در ذهن آدم از خانه تا سرزمین معنا داشته باشد و خون هم دستمایه نگه داشتن سرزمین است. بنابراین میتواند معنای سرزمینی را داشته باشد که برای نگه داشتنش تلاش میکنیم.
بخش عمده آثار آیندهام درباره تاریخ خواهد بود
جماعتی درباره اینکه آیا «خشت و خون» پایان مسیر او در حوزه تاریخ است یا آغاز مسیر تازهای، گفت: تاریخ برای من بسیار جذاب است. سالهاست تاریخ مطالعه میکنم، شاهنامه میخوانم و تاریخپژوهی میکنم. به نظر من یکی از آفتهای بزرگ کشور ما این است که تاریخ از سیستم آموزشی ما حذف شده است.
او ادامه داد: بچهها تا کلاس سوم و چهارم دبستان حتی تاریخ به شکل جدی در مدارسشان وجود ندارد و کتاب تاریخی برایشان تعریف نشده است. در حالی که میتوان خیلی راحت و خوب تاریخ را به بچهها منتقل و آموزش داد و از این کودکان و نوجوانان، انسانهای ملی و وطنپرستتری ساخت. با تاریخ ایران میشود چنین کاری کرد. بنابراین هر اثری که بسازم، تا زمانی که توان ساخت اثر داشته باشم، بخش عمده آن حتماً تاریخ خواهد بود.
«اژدهای کارون»؛ روایت خرافه و آیین
این کارگردان درباره پروژه جدید خود نیز توضیح داد: کار بعدی اثری است که به سفارش مرکز مستند و گسترش مستندات پویانمایی تهیه شده است. تصویربرداری آن تقریباً همزمان با جنگ ۱۲ روزه بود و مراحل پایانی کار نیز انجام شده است.
او درباره این فیلم با عنوان «اژدهای کارون» گفت: این فیلم اثری چندوجهی است که اگر بخواهم موضوع اصلی آن را بگویم، باید به خرافه و آیین اشاره کنم. گاهی اوقات ما با یک مسئله برخورد میکنیم و فکر میکنیم یک اثر خرافی است، در صورتی که این یک آیین است و آیین تفاوت زیادی با خرافات دارد. متأسفانه آدمهایی توانستهاند از این عنصر سوءاستفاده کنند.
جماعتی افزود: محوریت فیلم درباره مسائل ماوراءالطبیعه است که در نهایت به حل یک معمای شگفتانگیز منتهی میشود.
«چرا منابع برای بعضی مستندسازها هست و برای ما نیست؟»
او درباره مهمترین مشکلات مستندسازی در ایران گفت: اگر بخواهیم یکی از معضلات مستندسازی را بگوییم، نمیشود فقط به یک مورد اشاره کرد؛ هزاران مشکل در این حوزه وجود دارد. یکی از مشکلاتی که خودم با آن مواجه شدم و برایم بسیار عجیب بود، تصویربرداری در ایام جنگ بود.
جماعتی ادامه داد: خیلی از مستندسازها به راحتی تصویربرداری میکردند، دوربین و امکانات داشتند، اما ما نمیتوانستیم تصویربرداری کنیم. کوچکترین مجوزها را هم نمیتوانستیم بگیریم و حتی از مناطق غیرامنیتی به سختی امکان تصویربرداری داشتیم.

او با اشاره به مسئله دسترسی نابرابر به منابع گفت: شاید این موضوع به تبعیضی که بین مستندسازها وجود دارد برگردد. گاهی یک مستند را میبینیم که بسیار جذاب است و میگوییم دست مستندساز درد نکند، اما سؤال این است که این منابع چگونه به دست او رسیده است؟ چرا این منابع در اختیار ما قرار نمیگیرد؟ چرا ما به آن منابع دسترسی نداریم؟ اینها همه از معضلات مستندسازی هستند.
فیلمسازی مستقل بسیار سخت است
جماعتی درباره دشواریهای فیلمسازی مستقل نیز گفت: هرکس با ایدهای که دارد، وقتی میخواهد فیلمسازی مستقل انجام دهد، با مشکلات زیادی مواجه میشود. ما «خشت و خون» را به صورت مستقل ساختیم و از کمک هیچ ارگان و نهادی استفاده نکردیم. فیلمسازی مستقل خیلی سخت است.
او ادامه داد: شما یک فیلم میسازید، آن را به جشنواره میبرید و بعد از اینکه فیلم دیده شد، هیچ امتیاز مالی به آن تعلق نمیگیرد و ممکن است حتی نتوانید با کمپانی دیگری کار کنید. این مسئله به سینمای مستقل ما برمیگردد.
این مستندساز افزود: اگر بخواهید سینمای مستقل کار کنید و بعد بخواهید با سینمای دولتی هم همکاری داشته باشید، اولین چیزی که از شما میخواهند این است که چه کار کردهاید و رزومهتان چیست. یعنی شما باید با هزینه خودتان، خودتان را به عنوان فیلمساز معرفی کنید. به نظر من باید بستری برای این موضوع وجود داشته باشد. البته چنین کارهایی در مرکز یا جاهای دیگر اتفاق میافتد، اما بسیار کم است و باید بیشتر شود.
آدمهایی را میشناسم که چون دوربین نداشتند، فیلمساز نشدند
جماعتی با اشاره به تأثیر کمبود تجهیزات بر مسیر فیلمسازان شهرستانی گفت: آدمهایی را میشناسم که چون دوربین نداشتند، فیلمساز نشدند. آدمهایی را میشناسم که استعداد و ایده داشتند، اما امکان تولید نداشتند.
او ادامه داد: خود من برای ساخت «خشت و خون» با وجود اینکه از سال ۹۰ درگیر فیلم و سینما هستم، سالها نتوانستم فیلم بسازم. دلیلش این بود که سختافزار درست و امکانات مناسبی در شهرستان وجود نداشت که بتواند برای تولید به من کمک کند.
جماعتی تصریح کرد: برای گرفتن یک مجوز تصویربرداری در یک مکان معمولی که اصلاً امنیتی یا خاص هم نبود، دو ماه نامهنگاری و دوندگی کردم. در حالی که بعضی مستندها را میبینم که در جاهایی و با افرادی تصویربرداری میکنند که واقعاً، به قول امروزیها، برای ما «قفله» است. اینها فقط بخش بسیار کوچکی از معضلات مستندسازی است.
آرزو دارم فیلمسازان بتوانند ایدههایشان را به تصویر بکشند
کارگردان «خشت و خون» در پایان درباره آرزوی خود برای مستندسازان و فیلمسازان گفت: آرزویم فقط برای مستندسازها نیست و برای همه فیلمسازان است. امیدوارم هر فیلمسازی بتواند آن چیزی را که برآیند ذهنش است و دلش میخواهد، تبدیل به فیلم کند؛ بتواند آن را به تصویر بکشد و حرفش را بزند.
جماعتی در پایان گفت: خیلی ممنونم که این فرصت را داشتیم و با هم گفتوگو کردیم. امیدوارم برای سینمای مستند ایران اتفاقات خیلی خوبی بیفتد.
گفتنی است «خشت و خون» در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند عنوان بهترین فیلم مستند را به دست آورد و در بخشهای گفتار متن و صداگذاری نیز صاحب جایزه شد.