
ناصر ارباب/ صبا، سریالهای تاریخی همواره یکی از گونههای مورد توجه تلویزیون بودهاند؛ آثاری که علاوه بر روایت یک دوره تاریخی، نیازمند فیلمنامهای منسجم، شخصیتپردازی دقیق و ساختاری هستند که بتواند مخاطب امروز را با خود همراه کند. «رویای نیمهشب» نیز با محوریت داستانی عاشقانه میان یک جوان اهل تسنن و یک دختر اهل تشیع، تلاش دارد روایتی تاریخی را با موضوعی انسانی و عاطفی پیوند بزند. حبیب دهقاننسب، بازیگر این سریال، در گفتوگو با صبا ضمن انتقاد از ممیزیهای گسترده در تولیدات تلویزیونی، بیتوجهی به بازیگران پیشکسوت و مشکلات پروژه «حماسه زاگرس» گفت و نقدهای صریحی را متوجه سیاستهای رسانه ملی کرد.
این نوع پخش کردن توهین به تماشاگر است
حبیب دهقاننسب، با انتقاد از نحوه پخش سریالی که اخیرا با نقش آفرینی او از صداوسیما پخش میشود گفت: حجم بالای ممیزیها و تغییرات اعمالشده بر سریال، به اثری که ساخته شده آسیب زده و حتی برای عوامل آن نیز غیرقابل باور است.
او با اشاره به سرنوشت پخش این مجموعه گفت: «روزی که درباره این سریال با ما صحبت شد، قرار بود از یکی از پلتفرمها پخش شود. بعد از پایان تولید، مدتی سرنوشت پخش آن نامشخص بود. حتی شنیدیم با فیلمنت قرارداد بسته شده اما باز هم پخش نشد تا اینکه در نهایت اعلام شد قرار است از تلویزیون روی آنتن برود.»
دهقاننسب ادامه داد: «از همان زمان که شنیدم قرار است از تلویزیون پخش شود، نگران بودم. این نگرانی را به کارگردان هم منتقل کردم و گفتم واقعاً نگرانم که این اثر با چه سرنوشتی مواجه خواهد شد.»
او با انتقاد از تغییرات ایجادشده در نسخه پخششده افزود: «چند قسمتی که تاکنون پخش شده با سانسورهای عجیب و زیاد روبهرو بوده است. گاهی خود من که متن را خواندهام و در کار حضور داشتهام، هنگام تماشای سریال تعجب میکنم و از خودم میپرسم چرا اینگونه شده است. سریال بهشدت دچار جرح و تعدیل شده و به نظر من در قسمتهای بعدی نیز این روند ادامه خواهد داشت.»
این بازیگر تأکید کرد: «به نظر من این نوع پخش کردن درست نیست. این کار هم توهین به تماشاگر است و هم توهین به همه عواملی که در سرما و گرما و شرایط سخت برای تولید یک اثر زحمت کشیدهاند.»
دهقاننسب در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره داستان سریال و ظرفیتهای داستانی آن گفت: تفاوت آثار تاریخی با دیگر گونههای نمایشی بیش از آنکه به قالب و ساختار وابسته باشد، به کیفیت فیلمنامه و توانایی نویسنده در روایت داستان مربوط است.
به اعتقاد این بازیگر، موفقیت یا شکست یک اثر بیش از هر چیز به میزان تسلط نویسنده بر اصول فیلمنامهنویسی وابسته است. او توضیح داد: «هرچه نویسنده آگاهتر و مسلطتر باشد، نتیجه کار بهتر خواهد شد. وقتی اشراف کافی وجود نداشته باشد، ضعفها در روایت، شخصیتپردازی و ساختار خودشان را نشان میدهند.»
دهقاننسب درباره امکان ارتباط مخاطب امروز با یک روایت تاریخی نیز گفت: «در دورههای مختلف آثاری از داود میرباقری، فخیمزاده و دیگران ساخته شده که توانستهاند مخاطب را با خود همراه کنند. موفقیت این آثار تا حد زیادی به موضوع و نحوه پرداخت آنها مربوط بوده است.»
او افزود: «موضوع اصلی این سریال، عشق میان یک جوان اهل تسنن و یک دختر اهل تشیع است. همین موضوع میتواند برای مخاطب کنجکاویبرانگیز و چالشبرانگیز باشد و او را به پیگیری داستان ترغیب کند.»
دهقاننسب در ادامه، انتقاد خود را متوجه سیاستهای کلی تلویزیون کرد و گفت: تلویزیون در چند سال اخیر برای بازگرداندن مخاطبان از دسترفته با چالش جدی روبهرو است و اگر بخواهد با همین رویه پیش برود، کار سختی در پیش خواهد داشت. امروز پلتفرمها با آزادی عمل بیشتری در انتخاب بازیگر و تولید محتوا فعالیت میکنند، اما تلویزیون همچنان با محدودیتها و ممیزیهای گسترده مواجه است.

به گفته این بازیگر، تلویزیون در سالهای اخیر تلاش کرده با بازگشت به سوژهها و قالبهایی که در گذشته موفق بودهاند، مخاطبان خود را دوباره جذب کند. با این حال او نسبت به نتیجه این سیاست تردید دارد.
دهقاننسب اظهار کرد: این روزها صحبت از بازتولید برخی آثار و الگوهای موفق گذشته مطرح است؛ از مجموعههایی شبیه «دلیران تنگستان» گرفته تا ساخت دوباره آثاری در فضای «کارآگاه علوی». اما واقعاً نمیدانم تلویزیون با این سیاست به کجا میرود. به نظر من با این مسیر به ترکستان میرود.
این بازیگر در بخش دیگری از گفتوگو، از وضعیت بازیگران پیشکسوت در تلویزیون انتقاد کرد و گفت: اصلاً و ابداً برای بازیگران پیشکسوت اهمیتی قائل نیستند.
او با رد این نگاه که افزایش سن به معنای کاهش توانایی بازیگری است، افزود: برخی تصور میکنند وقتی سن بازیگری بالا میرود، توانمندی او هم کاهش پیدا میکند؛ در حالی که چنین نیست و تجربه میتواند به کیفیت کار بازیگر اضافه کند.
دهقاننسب سپس به تجربه حضور خود در پروژه «حماسه زاگرس» اشاره کرد؛ مجموعهای که به گفته او به دلیل مشکلات مدیریتی و تولیدی با تأخیرهای طولانی مواجه شده است.
او گفت: «این پروژه ابتدا در اختیار تهیهکنندهای قرار گرفت که به نظر من شناخت و توان لازم برای مدیریت چنین کاری را نداشت. عوامل بارها معطل شدند، بودجههای زیادی هزینه شد اما پروژه آنطور که باید پیش نرفت.»
به گفته دهقاننسب، توقفهای مکرر تولید باعث شد پروژهای که میتوانست مدتها پیش به پایان برسد، همچنان نیمهتمام باقی بماند. او افزود: «در نهایت تهیهکننده تغییر کرد اما هنوز هم بسیاری از دستمزدها پرداخت نشده و مشخص نیست چه کسی پاسخگوی این وضعیت خواهد بود.»
این بازیگر با انتقاد از نحوه واگذاری پروژههای بزرگ تلویزیونی گفت: سؤال این است که چرا باید یک پروژه مهم به فردی سپرده شود که توان و شناخت لازم برای مدیریت آن را ندارد؟ نتیجه چنین تصمیمهایی معطل ماندن پروژه، بلاتکلیفی عوامل و نارضایتی بازیگران است.
او این وضعیت را «توهینی آشکار» به عوامل تولید دانست و تأکید کرد: وقتی پروژهها بلاتکلیف میمانند و دستمزدها به موقع پرداخت نمیشود، در واقع به همه کسانی که برای تولید اثر زحمت کشیدهاند بیاحترامی شده است.
دهقاننسب در پایان با اشاره به فاصله چندساله خود از تلویزیون گفت: «چهار سال در تلویزیون کار نکردم و پیشنهادها را نمیپذیرفتم. حالا که دوباره همکاری کردم، چنین وضعیتی پیش آمده است؛ وضعیتی که فقط شامل من نمیشود و همه عوامل پروژه «حماسه زاگرس» را درگیر کرده است.»