میکائیل دیانی: رهبر شهید با نگاه فرهنگی خود، سینمای ایران را از حاشیه انکار به متن تمدن‌سازی رساند | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۲۶ تیر , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۵۶:۱۴

میکائیل دیانی: رهبر شهید با نگاه فرهنگی خود، سینمای ایران را از حاشیه انکار به متن تمدن‌سازی رساند

میکائیل دیانی، کارگردان و نویسنده سینما با تأکید بر نقش آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای در شکل‌گیری سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی،گفت: شناخت عمیق ایشان از ادبیات، هنر و سینما، موجب شد فرهنگ و سینما از رویکردی سلبی فاصله گرفته و به ابزاری برای هویت‌سازی، قدرت نرم و تمدن‌سازی ایران تبدیل شوند.

به گزارش صبا، میکائیل دیانی، کارگردان در یادداشتی با ابراز اندوه از فقدان آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای، به ابعاد کمتر گفته‌شده شخصیت فرهنگی ایشان پرداخت و نقش رهبر شهید را در پاسداشت میراث تاریخی ایران، حمایت از ادبیات و تثبیت جایگاه سینما به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای فرهنگی کشور تشریح کرد.

سینما و مسیر تمدنی ایران

این نوشته را با غم و اندوهی بزرگ می‌نویسم چرا که خسارتی جبران‌ناپذیر دیده‌ایم. حقیقتاً در روایت تاریخ معاصر ایران، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که هم‌زمان در عرصه سیاست، اندیشه دینی، فرهنگ، ادب و هنر حضور مؤثر و جدی‌ای همچون آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای داشته باشد. رهبر انقلاب از جمله چهره‌هایی بودند که پیش از ورود به عالی‌ترین سطوح سیاسی، سال‌ها با ادبیات، شعر، رمان و جریان‌های فرهنگی ایران و جهان مأنوس بودند. همین سابقه فرهنگی باعث شد نگاه ایشان به مقوله فرهنگ، نگاهی صرفاً شعاری یا سلبی نباشد؛ بلکه ورودی ایجابی، ریشه‌دار، عمیق و مبتنی بر شناخت دقیق از تاریخ و هنر ایران شکل بگیرد. ایشان از دهه‌های سی و چهل شمسی در انجمن‌های ادبی مشهد حضور مستمر داشتند؛ محافلی که بسیاری از شاعران و ادیبان برجسته آن دوران در آن رفت‌وآمد می‌کردند.

تسلط بر شعر کلاسیک فارسی، آشنایی با سبک‌های مختلف ادبی و همچنین علاقه جدی به رمان و ادبیات روز جهان، از ایشان شخصیتی متفاوت ساخته بود. تسلط ایشان بر ادبیات کلاسیک جهان به‌گونه‌ای بود که بسیاری از مترجمان رمان‌های مشهور معاصر جهان از اظهارنظر‌های دقیق ادبی ایشان متعجب باشند و این سطح از آشنایی با ادبیات ایران و جهان، در میان چهره‌های فرهنگی ایران کم‌نظیر است چه برسد به شخصیتی که به‌عنوان یک سیاست‌مدار در عصر حاضر شناخته می‌شد. شاید یکی از مهم‌ترین وجوه این نگاه فرهنگی، توجه جدی به هویت تاریخی ایران باشد. برخلاف برخی جریان‌های تندرو که در سال‌های ابتدایی انقلاب نگاه تخریبی به میراث تاریخی ایران داشتند، ایشان در برابر این رویکرد ایستادند. ماجرای جلوگیری از تخریب آرامگاه فردوسی در مشهد و حساسیت نسبت به حفظ تخت‌جمشید، تنها نمونه‌هایی از این نگاه است.

در فضایی که برخی گروه‌ها آثار تاریخی پیش از اسلام را نماد طاغوت می‌دانستند، تأکید بر حفظ این آثار نشان می‌داد که نگاه ایشان به هویت ایرانی، نگاهی جامع و تمدنی است؛ هویتی که ایران اسلامی را امتداد تاریخی ایران بزرگ می‌داند، نه در تقابل با آن! و همین نگاه بود که وقتی ایشان «ای ایران بخوان!» را به حاج محمود کریمی گفتند؛ همه آن را پذیرفتند! اما شاید یکی از مهم‌ترین و کمتر گفته‌شده‌ترین ابعاد این نگاه فرهنگی، نسبت ایشان با سینما باشد. به‌عنوان یک هنرجوی سینما می‌توانم شهادت دهم که یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های سیاسی معاصر در اعتلای سینمای ایران، آیت‌الله خامنه‌ای بود. در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، بخشی از نیرو‌های تندرو اساساً سینما را پدیده‌ای فاسد و متعلق به فرهنگ غرب می‌دانستند.

بسیاری تصور می‌کردند که سینما در جمهوری اسلامی آینده‌ای نخواهد داشت و باید به‌کلی تعطیل شود. در چنین فضایی، موضع‌گیری‌های صریح ایشان درباره اهمیت هنر و سینما، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ و شکل‌گیری سینمای پس از انقلاب داشت. ایشان سینما را «کلید پیشرفت کشور» می‌دانستند و عملاً با حمایت از سینمای متعهد توانستند این ابزار بزرگ فرهنگی هنری را به خدمت اعتلای فرهنگی ملت و نماینده‌ای برای معرفی ایران به دنیای بیرون کنند؛ ایشان با حمایت و راهبری‌شان نشان دادند که سینما می‌تواند حامل اندیشه، هویت و مسائل انسانی باشد و صرفاً ابزار سرگرمی یا فساد نیست. در دهه شصت و ابتدای دهه هفتاد که فضای جنگ و بحران بر کشور حاکم بود، حمایت ایشان از تولیدات سینمایی دفاع مقدس و آثار هویتی، به تثبیت سینمای جدید ایران کمک کرد. فیلم‌سازانی مانند ابراهیم حاتمی‌کیا، رسول ملاقلی‌پور، کمال تبریزی، مجید مجیدی، رضا میرکریمی، احمدرضا درویش و… در فضایی رشد کردند که اصل موجودیت سینما دیگر محل انکار نبود.

آثار مهمی چون «دیده‌بان»، «مهاجر»، «از کرخه تا راین» یا «بچه‌های آسمان»، «سفر به چذابه»، «لیلی با من است» و… در بستری شکل گرفتند که نگاه حاکم، سینما را یک ظرفیت فرهنگی مؤثر می‌دانست. ایشان بار‌ها از سینمای متفکر، اخلاقی و هویت‌ساز دفاع کردند. توجه ویژه به روایت انسانی در سینما، حمایت از فیلم‌هایی با مضمون خانواده، ایثار، عدالت و معنویت و همچنین تأکید بر ارتقای فنی و هنری آثار، باعث شد سینمای ایران در دهه‌های بعد به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های قدرت نرم کشور تبدیل شود. موفقیت جهانی سینمای ایران در جشنواره‌های بین‌المللی نیز تا حد زیادی محصول همین تثبیت اولیه بود. حتی در دیدار‌های مختلف با هنرمندان و سینماگران، نوع مواجهه ایشان نشان می‌داد که با زبان سینما آشنا هستند. تحلیل درباره فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و روایت در برخی سخنان ایشان، برای بسیاری از فعالان سینما قابل‌توجه بوده است. این مسئله نشان می‌دهد که مواجهه ایشان با هنر صرفاً سیاسی یا مدیریتی نبوده، بلکه بر پایه شناخت فرهنگی شکل‌گرفته است.

«سینما خیلی عنصر جذّابی است، رسانه فوق‌العاده‌ای است، یعنی واقعاً الان هیچ‌چیزی مثل سینما نیست از لحاظ اثرگذاری؛ روی این زمینه کار بکنید؛ کار‌های ابتکاری بکنید!» این موضع ایشان را در برابر تنگ‌نظری‌های دیگر وقتی قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که آنچه هویت هنری و فرهنگی ایران را پیش برده است؛ درک عمیق رهبری این انقلاب از عنصر هنر و تقویت آن برای شکل‌دهی مسیر تمدنی ایران و جریان‌سازی بین‌المللی حکایت دارد. همه آنچه در این اجمال آمده و بسیار بیش از این در واقعیت وجود دارد و قلم و جریده امکان انعکاس آن را دارد؛ نشان می‌دهد؛ خسارت بزرگی به ما وارد شده است!

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها