
به گزارش صبا، محمود گبرلو، منتقد سینما، یادداشتی را برای این روزهای وطن برای نوشت:
کجای تاریخ بایستیم؟!
در جهان امروز که قدرتها به دنبال نابودی انسانها و کسب قدرت و شهرت شهوتپرستانه خودند، قشر روشنفکر آگاه که روزگاری برای تغییر جهان فریاد میزد، باید کدام سمت تاریخ بایستد؟! در جهانی که کودکان معصوم تکهپاره میشوند تا صهیونیست قلدرتر و خونخوارتر شود، جریان روشنفکری که همیشه به دنبال رشد و شکوفایی کودکان امروز و نسل آینده است باید کدام سمت این جغرافیا بایستد؟!
روشنفکری که در طول تاریخ به دنبال عدالتطلبی و آزادیخواهی بود، در قبال قتلعام زن و مرد و کودک و جوان که فقط بهخاطر آزادی و استقلال تکهپاره میشود باید کجای این سرزمین بایستد؟! جهانیان اهل تفکر و تحلیل میدانند بمباران سرزمین ایران بهانهای است برای به دست آوردن ثروت ملی و گرانبهای این سرزمین؛ هرچند منافعشان آنان را به سکوت و بیطرفی سوق میدهد، اما روزی تاریخ افشاگری خواهد کرد که مخالفت با جمهوری اسلامی بهانهای بود برای غارت این نقطه از خاورمیانه و تحقق امیال پنهان آنان.
روزی تاریخ خواهد نوشت رهبر دوراندیش و استقلالطلب ایران بهخاطر ایستادگی در برابر جهانخوارانی که با شعار دموکراسی و دیپلماسی جهانیان را فریب میدهند، در سرزمین خود و در کنار خانوادهاش مورد ترور قرار گرفت، جان به جانآفرین تسلیم کرد و به شهادت رسید.
روزی تاریخ افشا خواهد کرد که سرداران نظامی، اندیشمندان و نیروهای مسلح ایرانی برای حفظ استقلال این سرزمین و مقاومت در برابر آنچه نویسنده «وحشیگریهای جهان غرب» توصیف میکند، جان خود را فدا کردند.
چقدر مضحک است؛ نادان هستند کسانی که فریب تظاهر و دروغپردازی آمریکا و اسرائیل را میخورند؛ آنها به بهانه تغییر حاکمیت ایران، مردان و زنان غیور ایرانی را بمباران میکنند و میکشند و لبخند بر لب دارند. روزی عرق شرم بر پیشانیشان جاری خواهد شد و خجل و شرمسار، در حالی که فرزندان این آبوخاک را به خاک میسپارند، خواهند دید که خاک ایران را قدمگاه بیگانگان کردهاند تا در برابر تجاوز و غارت، تکه نانی به دست آورند؛ اما زهی خیال باطل.
هرچه زمان میگذرد، جهانیان آگاهتر میشوند و مردم این سرزمین مقاومتر. آنچنان که زیر بمبارانهای دشمن، سرافرازانه به خیابانها میآیند و سینههایشان را سپر موشکها قرار میدهند؛ زیرا نمیخواهند ایران، که در طول تاریخ نماد مقاومت بوده است، مورد تجاوز و تجزیه قرار گیرد.