موسیقی؛ هنری فراتر از زمان و مکان که همدلی اجتماعی می‌آفریند | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۴:۱۱
صادق شیخ زاده در گفت و گو با صبا؛

موسیقی؛ هنری فراتر از زمان و مکان که همدلی اجتماعی می‌آفریند

شیخ زاده، خواننده و مربی آواز اصیل ایرانی با حضور در باغ فردوس به صبا گفت: ظرفیت‌های عمیق موسیقی در ایجاد هم‌افزایی اجتماعی، این هنر را زبانی مشترک و فراتر از مرزهای زمان و مکان قرار داده، هنری که می‌تواند انسان‌ها را با وجود تفاوت سلیقه‌ها، در کنار یکدیگر بگمارد.

سمیه خاتونی/ صبا؛ صادق شیخ‌زاده، خواننده بین‌المللی و دانش‌آموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی، با تأکید بر پیوند عمیق موسیقی و ادبیات، توانسته با آثاری چون «سرزمین مادری» «ای ایران ای سرای امید» جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان پیدا کند؛ آثاری که با رویکردی حماسی و هویت‌محور، با استقبال گسترده شنوندگان همراه شده‌اند.این هنرمند در هشتمین شب گردهمایی مردم وهنرمندان در باغ فردوس حضور یافت و با نواهای میهنی و ملی شور و هیجان حماسی تازه ای  در جان مردم زنده کرد.در ادامه گفتگوی صبا را با این هنرمند موسیقی می‌خوانید.

به عنوان پرسش نخست، موسیقی تا چه اندازه می‌تواند در هم‌افزایی، ایجاد همدلی و کنار هم قرار گرفتن مردم نقش‌آفرین باشد؟ آیا این ظرفیت در مقایسه با دیگر هنرها پررنگ‌تر است؟

وقتی به رادیو فکر می‌کنیم، با یک امر انتزاعی مواجه هستیم. در تلویزیون، مخاطب محدود به تصویر، دکور، نور و عناصر بصری است؛ اما در موسیقی و صدا، هر فرد به اندازه‌ی وسعت ذهن و تخیل خود، تصویرسازی می‌کند. نغمه یکی است، اما برداشت‌ها و انتزاعات ذهنی متفاوت است. همین تکثر در عین وحدت، باعث می‌شود افراد با سلیقه‌ها و نگاه‌های گوناگون، پیرامون موسیقی گرد هم بیایند. به همین دلیل، موسیقی را می‌توان هنری فارغ از زمان و مکان دانست.

به نکته‌ی دقیقی اشاره کردید. به‌نوعی می‌توان گفت موسیقی، آن پیوند نامرئی میان زمان و مکان را از میان برمی‌دارد و باعث می‌شود مفاهیم برای همگان ملموس شود. امروز هنگام ورود، شاهد اجرای موسیقی «سنج و دمام» بودیم؛ این نوع موسیقی به‌ویژه در فضاهای حماسی، چه کارکردی دارد؟

موسیقی «سنج و دمام» ریشه در فرهنگ عمیق آیینی ما دارد و به نوعی با سنت «خیام‌خوانی» و قالب رباعی نیز قابل تطبیق است. رباعی ساختاری دارد شامل آغاز، اوج و نتیجه‌گیری؛ این همان چیزی است که در ادوار موسیقایی نیز دیده می‌شود و اندیشمندانی چون عبدالقادر مراغه‌ای به آن پرداخته‌اند. در دمام‌نوازی نیز ریتم از نقطه‌ای آغاز می‌شود، تکرار می‌شود، اما این تکرار هرگز ملال‌آور نیست، زیرا هر ضرب، کیفیتی متفاوت دارد. این ساختار ریتمیک، در واقع بازتابی از زیست انسانی است؛ از تولد تا رشد، عشق، زندگی و در نهایت پایان. به بیان دیگر، هر چرخه‌ی ریتمیک، روایتی از حیات انسان است.

به نظر می‌رسد موسیقی در میدان‌های نبرد نیز کارکرد ویژه‌ای داشته است؟

دقیقاً همین‌طور است. در تاریخ، سازهایی مانند طبل، کوس و نقاره، مختص میدان‌های نبرد بوده‌اند. حتی «سنج» که در دمام‌نوازی می‌شنویم، ریشه در همان فضا دارد. آن صدای برخورد شمشیرها که در روایت‌های تاریخی می‌شنویم، از نظر ریتمیک بسیار نزدیک به همین ضرب‌آهنگ‌هاست. این‌ها مباحث تخصصی است، اما نشان می‌دهد که موسیقی همواره با حماسه و حرکت جمعی پیوند داشته است.

در پایان، شما دو قطعه موسیقی دارید که با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شده است. چگونه توانستید آثاری خلق کنید که در عین حماسی بودن، از شعارزدگی فاصله داشته باشند؟

در فرآیند تولید، دغدغه‌ی اصلی من پرهیز از شعارزدگی نبود؛ بلکه تمرکز بر استفاده از ظرفیت‌های موسیقی ایرانی برای تقویت روح حماسه در میان مردم بود. درباره شعارزدگی هم، به تعبیر بایزید بسطامی، «یا چنان باش که می‌نمایی، یا چنان نمای که هستی». اگر این دو بر یکدیگر منطبق باشند و کار با اخلاص همراه شود، اساساً شعارزدگی شکل نمی‌گیرد.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها