فیلم «طهران ۵۷ »ترامپ را سوژه کمدی خود کرد/ هرجا بوی پول می آمد ترامپ حاضر بود! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۵۷:۰۷
عوامل فیلم «طهران57» در گفت‌و‌گو با صبا؛

فیلم «طهران ۵۷ »ترامپ را سوژه کمدی خود کرد/ هرجا بوی پول می آمد ترامپ حاضر بود!

فیلم «طهران ۵۷» با ترکیبی کم‌سابقه از طنز و تاریخ، داستانی تخیلی از حضور ترامپ جوان و ستاره‌های هالیوودی در ایران پیش از انقلاب را روایت می‌کند

معصومه دهقان/صبا:در گفت و گو با کارگردان«طهران ۵۷»، ایمان یزدی و نویسنده فیلمنامه، مهرداد نیکنام، پرده از شکل‌گیری ایده، چالش‌های نگارش و تولید، ممیزی‌ها و دشواری‌های اکران در شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز سینما برداشته شد. هر دو، با صراحت درباره تلاش برای ایجاد تعادلی میان طنز موقعیتی، وفاداری به تاریخ و انتظار مخاطب و همچنین مسئولیت‌های حرفه‌ای در سینمای مستقل ایران صحبت کردند؛ گفت‌وگوهایی که هم جذابیت خنده‌آور فیلم را توضیح می‌دهد و هم تصویر روشن و واقعی از سینمای امروز کشور ارائه می‌کند.

ایمان یزدی، کارگردان فیلم «طهران ۵۷»، در گفت‌وگو با روزنامه صبا از تجربه ورود به ژانر کمدی پس از ساخت فیلم اجتماعی «برای رعنا» می‌گوید؛ تجربه‌ای که به گفته او در دل شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی رقم خورد و اکرانی را رقم زد که «دوره طلایی‌اش را از دست داد». او معتقد است بحران امروز سینما تنها به اعتراضات و فضای اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز به معیشت مردم گره خورده است؛ مردمی که درگیر هزینه‌های روزمره‌اند و سینما رفتن دیگر در اولویت سبد فرهنگی‌شان نیست.

ایده‌ای از دل تاریخ برای کمدی

یزدی درباره شکل‌گیری ایده «طهران ۵۷» توضیح می‌دهد که نگارش فیلمنامه بر عهده مهرداد نیکنام و ابراهیم نصیری بوده و زمانی که او به پروژه پیوسته، متن کامل آماده بوده است. او می‌گوید پیش از خواندن فیلمنامه، خبر تاریخی حضور ترامپ جوان در ایران را دیده بود و همین واقعیت تاریخی، نقطه جذابیت پروژه برایش شد.

به گفته او، آنچه این اثر را متفاوت می‌کرد، تبدیل یک واقعه واقعی به بستری برای کمدی بود؛ کمدی‌ای که می‌توانست موقعیت‌های سیاسی و تاریخی خلق کند، بدون آنکه به شوخی‌های دم‌دستی و مبتذل متوسل شود. او ترکیب واقعیت و تخیل را از نقاط قوت متن می‌داند؛ ترکیبی که امکان پرداختن به تاریخ دهه پنجاه را با زبانی طنزآمیز فراهم کرده است.

تمرکز بر اجرا، نه بازنویسی

کارگردان «طهران ۵۷» تأکید می‌کند که در نگارش فیلمنامه دخالتی نداشته و تنها تغییرات کوچکی متناسب با سبک اجرایی خود ایجاد کرده است. به گفته او، همین مسئله باعث شد بتواند تمرکز اصلی خود را بر اجرا بگذارد و متن را همان‌گونه که نوشته شده بود، به تصویر بکشد.

ریسک ورود به کمدی

یزدی که پیش‌تر فیلم اجتماعی ساخته بود، ورود به ژانر کمدی را ریسکی آگاهانه می‌داند. او معتقد است فیلمساز باید خود را در ژانرهای مختلف محک بزند و محدود ماندن در یک قالب، رویکرد درستی نیست. تجربه «طهران ۵۷» برای او فرصتی بوده تا بیازماید چگونه می‌توان با موقعیت‌های تاریخی و سیاسی هم خنداند و هم مخاطب را به فکر واداشت.

او درباره میزان موفقیت این ریسک، با صراحت می‌گوید اگر معیار را صرفاً فروش بدانیم، پاسخ منفی است؛ اما شرایط اقتصادی، کاهش تبلیغات و هم‌زمانی با اعتراضات اجتماعی را در این ارزیابی تعیین‌کننده می‌داند. به گفته او، فیلم در هفته‌های ابتدایی اکران با استقبال نسبی روبه‌رو شد، اما مقایسه آمار فروش پیش و پس از اعتراضات نشان می‌دهد که فضای اجتماعی بی‌تأثیر نبوده است.

خنده همراه با فکر

یزدی معتقد است اگر قرار است مخاطب بخندد، این خنده باید همراه با اندیشه باشد. او می‌گوید تلاش کرده فیلم در بستری تاریخی روایت شود و اشاراتی به شخصیت‌ها و رخدادهای واقعی دهه پنجاه داشته باشد تا مخاطب در کنار لذت طنز، با لایه‌های تاریخی نیز مواجه شود.

به گفته او، حتی جزئیاتی مانند نفت‌فروش با گاری در تیتراژ، ارجاع به استعمار، کازینوها و سبک سرگرمی مردم آن دوران، همگی دارای لایه‌های معنایی بوده‌اند، هرچند برخی از این عناصر در فرآیند تولید و ممیزی حذف یا تعدیل شدند.

شخصیت‌های خاکستری و ترکیب تازه بازیگران

کارگردان «طهران ۵۷» درباره شخصیت‌پردازی می‌گوید تلاش کرده کاراکترهایی خلق کند که کاملاً سفید یا سیاه نباشند. به اعتقاد او، شخصیت‌های خاکستری باورپذیرترند؛ افرادی مانند خسرو و پرویز که فرصت‌طلب‌اند، اما در بزنگاه‌های اخلاقی کوتاه نمی‌آیند.

در انتخاب بازیگران نیز هدف، رسیدن به ترکیبی تازه بوده است؛ بازیگرانی که نقش‌هایی متفاوت از تجربه‌های پیشین خود ایفا کنند تا حس تازگی در اثر حفظ شود.

ممیزی در روایت تاریخ

یزدی درباره چالش‌های ساخت فیلم می‌گوید با ممیزی‌هایی روبه‌رو بوده‌اند که به دلیل روایت روزهای منتهی به انقلاب، حساسیت‌های خاص خود را داشته است. برخی سکانس‌ها کوتاه یا تغییر کرده‌اند تا از ایجاد مشکلات بعدی جلوگیری شود. او با تأکید بر همدلی گروه تولید می‌گوید هر موفقیتی حاصل تلاش جمعی بوده و در صورت ناکامی، مسئولیت آن را شخصاً می‌پذیرد.

بحران معیشت؛ مسئله اصلی سینما

در پاسخ به این پرسش که آیا در شرایط فعلی اکران فیلم تصمیم درستی بوده یا نه، یزدی معتقد است توقف یا ادامه اکران تفاوت چندانی ندارد، زیرا عملاً تبلیغات فیلم متوقف شده و بدون تبلیغ، فیلم دیده نمی‌شود.

او تأکید می‌کند مشکل امروز سینما صرفاً اعتراضات یا فضای اجتماعی نیست. به باور او، گرچه این عوامل تأثیرگذارند، اما مسئله اصلی اقتصاد و معیشت مردم است. به گفته یزدی، بلیت سینما نسبت به بسیاری از هزینه‌ها گران نیست، اما در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها صرفاً برای بقا تلاش می‌کنند، حتی همین هزینه نیز از اولویت خارج می‌شود. او می‌گوید وقتی زندگی به «زنده ماندن» تقلیل یابد، سبد فرهنگ حذف می‌شود؛ در حالی که برای «زندگی کردن»، فرهنگ، امید و آینده ضروری است.

ادامه مسیر در سینمای اجتماعی

یزدی از نگارش فیلم اجتماعی جدیدی خبر می‌دهد و مسیر پیش رو را دشوار توصیف می‌کند؛ از تأمین بودجه گرفته تا یافتن سانس مناسب برای اکران. با این حال، دغدغه اصلی او همچنان سینمای مستقل و روایت درست داستان‌هاست.

او در پایان ابراز امیدواری می‌کند که سینما بتواند از شرایط بحرانی عبور کند و تمرکز گفت‌وگوها به جای مسائل حاشیه‌ای، بر جنبه‌های فنی و روایی آثار باشد. به اعتقاد او، فرهنگ و هنر نباید به آخرین گزینه خانواده‌ها تبدیل شود و سینما برای زنده ماندن، نیازمند مخاطبی است که بتواند با آسودگی خاطر به تماشای فیلم بنشیند.

 

مهرداد نیکنام، فیلمنامه‌نویس «طهران ۵۷»، در گفت‌وگو با روزنامه صبا از مسیری می‌گوید که با یک بریده روزنامه قدیمی آغاز شد و به خلق کمدی‌ای تاریخی درباره حضور دونالد ترامپ جوان در ایرانِ سال ۱۳۵۷ رسید؛ روایتی از قهرمانی بازنده که در میانه التهاب انقلاب، دنبال سهمی از رؤیای آمریکایی می‌دود. او با صراحت از ممیزی‌ها، تغییرات اجرایی و ایده‌هایی می‌گوید که به باورش اگر بر پرده می‌آمدند، می‌توانستند فیلم را به یکی از رکوردداران گیشه تبدیل کنند.

آغاز ماجرا با یک خبر قدیمی

نیکنام می‌گوید جرقه اولیه «طهران ۵۷» با دیدن تصویری قدیمی در فضای مجازی زده شد؛ عکسی از دونالد ترامپ  در کنار جک نیکلسون و …. خبری که مدعی بود ترامپ در سال ۱۳۵۷ و در حدود ۳۸ سالگی به ایران آمده تا در رامسر کازینو راه‌اندازی کند؛ پروژه‌ای که با وقوع انقلاب نیمه‌کاره مانده است. برخی این روایت را تکذیب می‌کردند و برخی دیگر بر صحت آن تأکید داشتند، اما همین دوگانگی برای نیکنام کافی بود تا تخیلش فعال شود.

او می‌گوید برایش جذاب بود که ترامپ از همان جوانی «هر جا بوی پول می‌آمد» حاضر می‌شد. از دل همین تصور، شخصیت اصلی داستان شکل گرفت؛ قماربازی همیشه بازنده که در اوج تنگدستی می‌خواهد با ورود به شراکت با ترامپ، یک‌باره مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد.

قهرمانی بازنده در دل طوفان انقلاب

در روایت نیکنام، قهرمان قصه با جعل وکالتنامه از مادرزنش، خانه قجری او را در بانک گرو می‌گذارد تا سرمایه لازم برای ورود به این تجارت پرسود را فراهم کند. اما انقلاب همه‌چیز را به هم می‌ریزد و رؤیای ثروت، به تعقیب و گریز و بی‌ثباتی ختم می‌شود.

او تأکید می‌کند نسخه اولیه طرح تفاوت زیادی با نسخه ساخته‌شده داشت. در آن نسخه، تمرکز کمتر بر ترامپ و بیشتر بر بلیت بخت‌آزمایی بود و مسیر داستان از نیمه کاملاً تغییر می‌کرد. بعدها با پیشنهاد علی شیرمحمدی، شخصیت ترامپ پررنگ‌تر شد و حتی پارودی‌ای با فیلم Argo در پایان گنجانده شد. حدود سی تا چهل صفحه از فیلمنامه نیز نوشته شده بود که ابراهیم نصیری به پروژه پیوست.

کمدی موقعیت، نه شوخی‌های دم‌دستی

نیکنام می‌گوید از ابتدا قصد داشته مخاطب در سالن سینما بخندد، اما نه با شوخی‌های جنسی و مبتذل. به اعتقاد او، کمدی باید از موقعیت برخیزد. او که علاقه شخصی‌اش سینمای اجتماعی و جدی است، تلاش کرده در دل طنز نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.

به گفته او، بسیاری از ایده‌های نمادین در اجرا حذف شدند؛ از جمله تیتراژی که قرار بود با تصویر نفت‌فروشی در شهر آغاز شود و سپس به المان‌های سرمایه‌داری و استعمار کات بخورد؛ نشانه‌ای از اینکه «نفت» ریشه بسیاری از بحران‌های تاریخی ما بوده است. این سکانس‌ها کنار گذاشته شدند و شکل دیگری به فیلم دادند.

ترامپی که الکن شد

به باور نیکنام، شخصیت ترامپ در فیلمنامه اصلی پرکنش و دیالوگ‌محور بوده، اما در اجرا به کاراکتری ساکت و منفعل تبدیل شده است. او می‌گوید در نسخه اولیه، طمع و نگاه سوداگرانه ترامپ از خلال دیالوگ‌ها آشکار می‌شد؛ شخصیتی که خود الکل نمی‌نوشد اما برای سود حاضر است آن را تولید و عرضه کند.

حتی طراحی‌هایی مانند ورود ترامپ با ظاهری مبدل یا صحنه‌هایی در هواپیما با حضور یک نیروی انقلابی، در اجرا تغییر کرد یا حذف شد. به گفته او، یک‌سوم پایانی فیلم و بخش مربوط به سفارت نیز زیر تیغ ممیزی رفت و به اثر لطمه زد. او معتقد است اگر فیلمنامه «همان‌طور که نوشته شده بود» ساخته می‌شد، می‌توانست به رکورد فروش دست پیدا کند.

شخصیت‌های خاکستری در بستر تاریخ

نیکنام درباره خسرو و پرویز می‌گوید شخصیت‌هایش نه سیاه‌اند و نه سفید. خسرو بازنده‌ای است که پی‌درپی اشتباه می‌کند، اما در بزنگاه‌های اخلاقی کوتاه نمی‌آید. این خاکستری بودن، به باور او، امکان قرار گرفتن طبیعی شخصیت‌ها در دل طنز تاریخی را فراهم کرده است.

او داستان را در یک خط چنین خلاصه می‌کند: خسرو می‌خواهد با ترامپ که اواخر سال ۱۳۵۷ به ایران آمده شریک شود، اما به دلیل نداشتن پول، خانه مادرزنش را گرو می‌گذارد. ترامپ در شلوغی‌های انقلاب پول‌ها را برمی‌دارد و قصد فرار می‌کند و خسرو و اطرافیانش به تعقیب او می‌پردازند.

بازآفرینی لحن دهه پنجاه

نیکنام که خود متولد دهه پنجاه است، می‌گوید در بازآفرینی لحن آن دوران کوشیده از واژگانی استفاده کند که با فضای آن سال‌ها همخوانی داشته باشد. او برای نزدیک شدن به زبان کوچه و بازار آن دوره، از منابعی چون کتاب «فرهنگ بر و بچه‌های ترون» نوشته مرتضی احمدی بهره گرفته است.

آدم‌های کوچک در لحظه‌های بزرگ

به گفته نیکنام، «طهران ۵۷» روایت انسان‌هایی است که در میانه یک تحول تاریخی عظیم، اسیر محاسبات شخصی و طمع و عشق‌های نافرجام می‌شوند. خسرو نماد اعتماد ساده‌لوحانه به رؤیای آمریکایی است و شهلا نماد زنی که برای بقا می‌جنگد. تاریخ اما با منطق نیروهای بزرگ‌تر پیش می‌رود و افراد را جا می‌گذارد.

بازار، سرمایه و بحران سینما

او اذعان می‌کند که در سال‌های گذشته هنگام نگارش کمتر به بازار فکر می‌کرده، اما امروز با دشواری تأمین سرمایه، ناگزیر است به بازگشت سرمایه نیز بیندیشد؛ هرچند تأکید می‌کند تلاش می‌کند از ابتذال فاصله بگیرد.

نیکنام کاهش فروش بلیت را نتیجه مجموعه‌ای از عوامل می‌داند؛ از پیامدهای کرونا و تنش‌های داخلی گرفته تا مشکلات اقتصادی. به باور او، با تورم و گرانی موجود، سینما از سبد فرهنگی خانواده‌ها حذف شده است. او همچنین از برخی محدودیت‌های ساخت و نمایش انتقاد می‌کند و معتقد است بازنگری در سازوکارهای صدور مجوز می‌تواند به رونق دوباره سینما کمک کند.

نگاه انتقادی به خود

نیکنام در پایان می‌گوید سخت‌گیرترین منتقد آثارش خودش است و اگر در گفت‌وگو انتقادی مطرح کرده، از سر دلسوزی بوده است. او از ایمان یزدی و یاسر جعفری به عنوان دوستانش یاد می‌کند و ابراز امیدواری دارد در همکاری‌های بعدی نتیجه‌ای نزدیک‌تر به متن مکتوب حاصل شود.او همچنین از همکاری‌هایش با رضا شریفی یاد می‌کند؛ از فیلم «دریادار» تا سریال «نیم‌رخ» که علاوه بر نگارش، در آن بازی هم می‌کند و این روزها در مراحل پایانی تولید است. نیکنام امیدوار است مخاطبان در آینده شاهد نسخه‌هایی باشند که بیش از پیش به آنچه روی کاغذ نوشته شده، وفادار مانده‌اند.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها