انتقاد پرویز جاهد از رویکرد مهمان برنامه«هفت» در قبال بهرام بیضایی | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۵۲:۲۶

انتقاد پرویز جاهد از رویکرد مهمان برنامه«هفت» در قبال بهرام بیضایی

پرویز جاهد در برنامه شب گذشته «هفت» با تسلیت درگذشت بهرام بیضایی، از نحوه پرداخت این برنامه به یاد و جایگاه این هنرمند انتقاد کرد و گفت انتظار می‌رفت تنها برنامه سینمایی تلویزیون، شأن استاد بیضایی را در زمان درگذشت او حفظ کند.

به گزارش خبرنگار صبا، جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت» به نقد و بررسی فیلم‌های «برای رعنا» و «فلسطین ۳۶» و گفتگوی ویژه پیرامون بهرام بیضایی و جمعیت در سینما اختصاص داشت.

در برنامه سینما هفت در ابتدای میز اول که به فیلم «برای رعنا» اختصاص داشت، امیر قادری گفت: در ابتدا فوت بهرام بیضایی را تسلیت می‌گویم. هرچند معتقد هستم که در دوره موج نو آقایان مهرجویی، کیمیایی، حاتمی و کیارستمی نسبت به تقوایی و بیضایی دنیای پیچیده تری داشتند ولی به همه علاقه‌مندان بهرام بیضایی تسلیت می‌گویم.

وی ادامه داد: فکر می‌کنم به جز موارد خاص افتخاری در نقد منفی نیست. اگر فیلم «برای رعنا» را امروز ظهر ندیده بودم شاید قبول نمی کردم سر این میز بنشینم. هرچند ممکن است فردی برود فیلم را ببیند و آن را دوست داشته باشد ولی من فیلم را دوست نداشتم.

رضا صدیق بیان کرد: وقتی یک منتقد سینما و متخصص حوزه درباره فیلمی می‌گوید آن را دوست ندارد براساس منطق و دلایل متقن دارد نظر خود را مطرح می‌کند و قطعا با نظر یک عشق سینما و مخاطب عادی تفاوت دارد.

وی ادامه داد: «برای رعنا» به فیلم نرسیده است. باید کنش و واکنش در فیلم شکل بگیرد و این فیلم در مرحله پیشاایده گیر کرده است. موضوعات مختلفی در آن شکل گرفته و کمدی ناخواسته شده است. من هم درست جایی که براساس منطق فیلم باید ناراحت میشدم خنده‌ام گرفت.

صدیق توضیح داد: من ایده کارگردانی و حتی بازیگردانی هم در این فیلم ندیدم. به نظرم حامد بهداد هم در دوره ای این فیلم را بازی کرده که حالش با فیلم خوب نبوده است.

ایمان یزدی کارگردان فیلم گفت: این فیلم قبل تر برادری خود را ثابت کرده و نقدهای منتقدان مطرح بین المللی این را می گوید. حامد بهداد هم این فیلم و نقش خود را بسیار دوست داشت. بخشی از نقد به سلیقه برمی‌گردد. با این بخش حرف شما هم مخالفم که تمام صحبت منتقد فنی‌ست و بخشی از آن هم سلیقه است.

وی ادامه داد: در بیست و هفت سانس در دنیا مردم با این فیلم گریه کردند و اینکه شما می گویید در یک سکانس این فیلم خندیده اید به سلیقه شما برمی‌گردد.

امیر قادری مطرح کرد: این فیلم حتی به مرحله ای که درباره آن صحبت کنیم نرسیده است. مثلا اینکه شما تا پایان فیلم همچنان شخصیت اضافه می کنید کار اشتباهی است. اینکه تریلر می سازید و تماشاگر را به سمت پایان می برید و یک دفعه نقطه پایان را با پایان باز نشان نمی دهید ضعف است.

رضا صدیق درباره این فیلم مطرح کرد: دوربین شما میزانسن ندارد. قاب های توشات همه یکنواخت هستند و دوربین نزدیک کاراکترها نمی شود و به نوعی بلاتکلیف است. همچنین برخی پیرنگ ها در حد یک ماکت باقی می مانند. لحظه فوران شخصیت زن هیچ ریزه کاری وجود ندارد و به طور کلی این فیلم مشکل جدی ایده پردازی و فیلمنامه دارد.

ایمان یزدی در پاسخ به صحبت های منتقدان بیان کرد: اتمسفری در این کار جاری بود و من به عنوان کارگردان تصمیم گرفتم خود را درگیر خرد کردن کارها نکنم و مخاطب قصه را ببیند. اینکه دوربین بی دلیل به شخصیتی نزدیک نمی شود اتفاقا موردتوجه منتقدان بین المللی بوده است.

امیر قادری گفت: شما از یک قابلیت سینما استفاده نکردید و من متوجه این نکته نشدم که چطور چنین نکته ای موجب توجه منتقدان بین المللی شده است.

یزدی پاسخ داد: راحت ترین کار برای روایت این فیلم این است که پر پلان باشد و درخصوص تخت بودن پلان بستگی به تعریف ما از این موضوع دارد. درباره شخصیت هم اتفاقا شخصیت پردازی شکل گرفته و سودابه را به آن نقطه می رساند که دچار فوران می شود و این دقیقا چیزی بود که من برای آن مصداق و مابه‌ازا داشته ام.

امیر قادری بیان کرد: شما بارها انتظارهایی در فیلم ایجاد کرده اید که به سرانجام نمی رسند و رها می شوند.

رضا صدیق در بخش پایانی صحبت های خود گفت: این فیلم را دوست نداشتم به دلایلی که گفتم. امیدوارم کارگردان های دیگر هم این را بپذیرند که می توان با یک منتقد نشست و درباره مباحث مختلف بحث کرد.

ایمان یزدی در پایان گفت: نکاتی که مطرح شد و منتقدان عزیز گفتند، شاید اگر با دقت بیشتری یک بار دیگر فیلم را تماشا کنند تا حدودی مرتفع خواهد شد. این فیلم مصداق آدم هایی است که از کنار ما رد می شوند و همه و همه صادقانه روایت شده اند.

پرونده ویژه این قسمت نیز با موضوع «جمعیت در قاب سینما» و با حضور صالح قاسمی برگزار شد.

صالح قاسمی در ابتدای این بخش درباره بازنمایی فرزندآوری در سینمای ایران عنوان کرد: سینما امروز یک ابزار مهندسی اجتماعی در دنیا و یک روش ارزش‌گذاری است. تمام دنیا با مساله سالخوردگی جمعیت رو به رو است و در دنیا از سینما برای تشویق به فرزندآوری استفاده می‌کنند. در دهه ۶۰ و ۷۰ از سینما و‌ رسانه برای کنترل جمعیت استفاده شد که تاثیر مثبتی هم‌ داشت. فیلم‌ها کاملا به طور علنی و فاش در آثار وجود داشتند که همچنان نیز وجود دارد.
به عقیده من همچنان تولیدات سینما خانواده ها را به فرزند کم تشویق می‌کنند و هنوز با سیاست‌های جدید هماهنگ نشده است.

وی افزود: در سیاست‌های فعلی هم‌ فهم‌ نخبگانی‌ ایجاد نشده و هم مداخلات خارجی وجود دارد تا از سینما برای اصلاح الگوی فرزندآوری استفاده نشود. امروز در دنیا تولیداتی وجود دارد که به طور علنی پیام خانواده کامل و گسترده را می‌دهد. اما صنعت سینما در برخی نقاط تولیداتی ضد فرزندآوری است و متاسفانه رسانه ملی نیز دچار این اشتباه شده است و روح حاکم بر سریال هایی مانند «نون خ‌» و «پایتخت» کم فرزندی است.

قاسمی تصریح کرد: موضوع جمعیت و الگوی فرزندآوری پیچیده است و حتما باید در لایه‌های مختلف تعریف شود. رسانه به تنهایی نمی‌تواند‌ نگرش افراد را نسبت به این موضوع تغییر دهد‌ اما سینما تاثیر مثبت بسیاری در این‌ زمینه دارد.

وی ادامه داد: در سینمای ایران نگاه به جایگاه و نقش زنان در خانواده ‌ جامعه بسیار در شکل گیری خانواده و تعداد فرزندان تعیین کننده است اما‌ متاسفانه امروزه در سینما نقش زن را به درستی تعریف نکرده‌ایم. دنیا اصالت را روی خانواده گذاشته است و پس از خانواده نقش‌های دیگری برای زنان قائل می‌شود. در هالیوود خانواده خط قرمز است.

قاسمی در پایان عنوان کرد: سینمای ما به این سمت رفته است که فرزند را از زاویه مشقت‌ها نشان می‌دهد اما فرزند حتما مزیت‌ها و‌ کارکردهایی هم دارد که متاسفانه در قاب تصویر دیده نمی‌شود.

گفتگوی ویژه این قسمت با موضوع «بهرام بیضایی» با حضور سعید مستغاثی برگزار شد.

مستعاثی در ابتدای این میز عنوان کرد: بهرام بیضایی را می‌توان از سه منظر نگاه کرد؛ یکی ادبیات نمایشی است که ایشان تحقیقات خوبی در این زمینه و فرم‌های نمایشی و بخشی از اسطوره‌شناسی داشتند. این تحقیقات در تئاترهای او‌ نمایان شد و تئاترهای بسیار خوبی روی‌ صحنه‌ برد. منظر دیگر‌ او سینما است اما همچنان علاقه‌ او به تئاتر بیشتر نمایان است درواقع فیلم‌های بهرام بیضایی نیز مانند تئاتر هستند.

وی افزود: در فیلم‌های او‌ حرکات و میزانسن‌های تئاتری بسیار دیده می‌شد و به لحاظ تخصصی سینمای بهرام بیضایی نوعی سینه تئاتر است.

مستغاثی تصریح کرد: بهرام بیضایی نگاهی دور و عصبانی نسبت به جامعه داشت مانند فیلم «باشو غریبه کوچک». او در مستند «عیار تنها» گفت که از مردم عصبانی است و‌ همواره خودش را یک غریبه در جامعه می‌دانست. او می‌گفت که از بچگی همه او‌ را سانسور می‌کرده اند و دوران مدرسه بدترین دوران زندگی او‌ بود. این عصبانیت از مردم و جامعه در فیلم‌های او دیده می‌شود.

این منتقد سینما درباره فیلم «وقتی همه خوابیم» عنوان کرد: برخلاف چیزی که می‌گویند بهرام بیضایی همواره مورد حمایت نهادهای دولتی قرار داشته است. اولین فیلم‌ او به نام «مرگ یزدگرد» با حمایت شبکه یک صداوسیما ساخته شده و فیلم «باشو غریبه کوچک» با حمایت کانون و… ساخته شد.

وی تاکید کرد: فیلم «وقتی همه خوابیم» باتوجه به اینکه بسیار ضعیف بود با حمایت وزیر‌ و معاون وزیر دولت احمدی نژاد به بخش مسابقه جشنواره فجر آمد درحالی که هیات انتخاب فیلم را انتخاب نکرده بود و نامزد ۶ سیمرغ شد و‌ خود‌ بهرام بیضایی سیمرغ دریافت کرد. این فیلم پس از انقلاب برای اولین بار پشت صحنه فسادهای سینما را نشان داد‌ که با واکنش منفی اهالی سینما مواجه شد. همین‌ برخوردها باعث شد که بیضایی از ایران برود. همه کسانی که اکنون به بهرام‌ بیضایی می‌گویند استاد در زمان‌ اکران فیلمش به اون توهین‌ می‌کردند و‌ او را خرد کردند.

مستغاثی عنوان کرد: همچنین شخصیت امیر نادری را در فیلم «آب،باد، خاک» زیر سوال بردند و باعث‌ ناراحتی او‌ شدند.

وی در پایان بیان کرد: درباره هر فیلمساز و‌ هنرمندی باید همانقدر که هست صحبت کرد و‌ بالا بردن یا پایین آوردن کسی جایز نیست. بهرام بیضایی تئورسین خوبی در تئاتر بود و علاقه زیادی به فرم تعزیه داشت و تحقیقات او واقعا قابل تقدیر است. اما از سینمای بهرام بیضایی خیلی لذت نمی‌برم و شاید «باشو غریبه کوچک‌» بهتربن فیلم او باشد اما بازهم از بازی‌های تصنعی ضربه می‌خورد. بهرام بیضایی در سینما بسیار علاقه به توضیح دادن همه چیز داشت.

پرویز جاهد و جواد طوسی نیز در میز سینمای جهان به نقد و بررسی «فلسطین ۳۶» (Palestine 36) پرداختند.

جواد طوسی در ابتدای این میز و درباره بهرام بیضایی بیان کرد: بدون تردید نمی توان نقش و‌ جایگاه بیضایی را در هنر ایران نادیده گرفت. حسرت دو فیلمنامه ساخته نشده «اشغال» و «آینه‌های روبه‌رو» ایشان را می‌خورم و واقعا می‌تواند یک‌ کلاس فیلمنامه نویسی باشد.

وی با تبریک روز پدر گفت: حضرت علی الگو‌ و اسوه حق و عدالت است و خوشایند نیست که پس از چندین سال پدران ما در شرایط بد اقتصادی قرار داشته باشند.

امیدوارم دولتمردان ما نیز که به ساختار خانواده اعتقاد دارد بتوانند فکری به حال وضعیت معیشت مردم داشته باشند.

رویکرد برنامه هفت در قبال بهرام بیضایی، مناسب یک برنامه تخصصی و سینمایی نبود! 

پرویز جاهد با تسلیت درگذشت بهرام بیضایی تصریح کرد: خیلی متاسفم که در برنامه امشب به جای گرامیداشت یاد بهرام بیضایی کسی را دعوت کردید که مخالف او بود و کسی نبود که نظر مخالفی نسبت به ایشان داشته باشد. از تنها برنامه سینمایی تلویزیون توقع می‌رفت که حداقل شأن آقای بیضایی را در زمانه‌ای که ایشان از دست رفته اند، حفظ می‌کرد. من مخالف نقد آقای بیضایی نیستم اما امروز زمان مناسبی نبود که ما آقای بیضایی را زیر سوال ببریم و به او‌ بگوییم تکنسین تئاتر. او بر قله تئاتر و سینمای ایران ایستاد و اکنون بسیاری افراد وام‌دار ایشان هستند.

وی درباره فیلم بیان کرد: این فیلم در جشنواره جهانی فیلم فجر نمایش داده شد. فیلم بسیار جسورانه‌ای است و یک حماسه دهقانی است. سینمای فلسطین مهجور است و این فیلمساز در هالیوود فیلم‌ می‌سازد و این فیلم نیز کاملا تجاری است. این فیلم یک دوره تاریخی بسیار مهم را روایت می‌کند و زمانی است که بیانیه بالفور صادر می‌شود و اعلام می‌کند که باید خانه یهود تشکیل شود و از آنجا پایه‌های رژیم صهیونیستی ایجاد می‌شود.

طوسی اظهار‌ کرد: مقطع تاریخی فیلم سال ۱۹۳۶ و بسیار مهم است. اساسا مواجهه با این مظلومیت، مخاطبان علاقه‌مند خودش را دارد. قبل از انقلاب در جشنواره فیلم تهران فیلمی درباره الجزیره اکران شد که نوعی مظلومیت تاریخ را روایت می‌کرد و این شیوه فیلمسازی در دوره های مختلف همواره مخاطبان خود را داشته است.

وی افزود: باتوجه به رخدادهای عجیب و ‌‌غریب و نسل‌کشی عجیب در فلسطین نمی‌توان‌ نسبت به این انفاقات بی تفاوت بود. چنین فیلمی می‌‌تواند ارزشمند باشد. فیلمساز طیف‌های مختلف مردم را در این فیلم نشان می‌دهد. این فیلم با شخصیت مرکزی خود یعنی یوسف آغاز می‌شود اما به شکل کلاسیک قهرمان ندارد. پس از ۷ اکتبر باید نگاه ما نسبت به تاریخ متفاوت باشد زیرا نمی‌توان مقابل نسل‌کشی رژیم صهیونیستی بی‌تفاوت بود.

جاهد تصریح کرد: فیلمبرداری این فیلم پیش از انفاقات ۷ اکتبر آغاز شده بود و این فیلم جنگ اعراب و بریتانیا را نشان می‌دهد. پس از دهه ۶۰ جریان های فلسفی و پسا استعماری در بریتانیا شکل گرفت و نگاه به فلسطین کاملا تغییر کرد. این‌ نگاه روی رسانه‌ها نیز تاثیر گذاشت به همین دلیل شبکه بی بی سی پشت فیلم «فلسطین ۳۶» می‌ایستد. این فیلم در ساختار سینمای هالیوودی رقم می‌خورد اما فیلمساز سعی کرده است از آثار مستند آرشیوی لابه‌لای تصاویر داستانی استفاده کند و از طرفی اجازه ندهد مخاطب خیلی درگیر داستان شود.

طوسی بیان کرد: «فلسطین ۳۶» مانند یک‌ موتیف از تصاویر مستند استفاده کرده است تا تاریخ را نشان دهد. مشکل من این است که در این خوانش تاریخی دوربین فیلمساز فقط از پشت سیم خاردار با یهودیانی مواجه می‌شود که در حال تصاحب خاک آن‌ها بودند. فیلمساز اولویت را برای طیفی از بریتانیایی‌ها قرار می‌دهد تا مساله را سفیدشویی کند.

جاهد عنوان کرد: این فیلم را باید در یک کانتکست تاریخی، سیاسی و اجتماعی بررسی کرد. واقعیت این این است که بخشی از اروپایی‌ها تاریخ شکل‌گیری رژیم صهیونیستی و‌ نقش بریتانیا را در این زمینه نمی‌دانند. «فلسطین ۳۶» فیلم خوش‌ساخت و‌‌ حماسی است. بازی‌های خوبی دارد و به عنوان یک‌ فیلم کلاسیک تاریخی خوب ساخته شده است.

طوسی در پایان گفت: محصول مشترک بودن تا حد محدودی به فیلمساز اجازه جولان داده است و به عقیده من فیلم به صورت کم‌رنگ به صهیونیست‌ها نگاه کرده است و‌ این حلقه مفقوده فیلم است.

این‌ قسمت از برنامه «هفت» به داریوش مهرجویی تقدیم شد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها